نتایج جستجو...
وقتی کتاب‌ها به مقاصد سفر تبدیل می‌شوند

وقتی کتاب‌ها به مقاصد سفر تبدیل می‌شوند

به گزارش تور نیوز؛ تحلیل‌های تازه در صنعت گردشگری نشان می‌دهد که روندی به نام سفر ادبی یا Readaway در حال شکل‌گیری است. در این روند، مسافران به‌جای برنامه‌های فشرده گردشگری، تجربه‌هایی آرام و عمیق‌تر را انتخاب می‌کنند. این تجربیات بر پایه مطالعه، طبیعت و فرهنگ بنا شده‌اند. گردشگری ادبی یا Literary Tourism به شدت مورد استقبال قرار گرفته است. مسافران به خانه نویسندگان و مکان‌های الهام‌بخش آثار ادبی معروف سفر می‌کنند. این روند به ابزاری برای برندینگ مقاصد گردشگری نیز تبدیل شده است. هتل‌ها و اقامتگاه‌های لوکس به این تقاضای جدید پاسخ می‌دهند. آن‌ها کتابخانه‌های اختصاصی ایجاد می‌کنند و با کتاب‌فروشی‌ها همکاری می‌کنند. خدماتی مانند «پیشخدمت کتاب» نیز به این خدمات افزوده شده است. برگزاری Retreatهای کتاب‌محور با محوریت نشست‌های ادبی و دیدار با نویسندگان نیز رشد چشمگیری داشته است. کارشناسان این تحول را نشانه‌ای از تغییر رفتار گردشگران پس از همه‌گیری کرونا می‌دانند. این گرایش به سفرهای آهسته‌تر و شخصی‌تر، فرصتی تازه برای هتل‌ها، کتاب‌فروشی‌ها و مقاصد فرهنگی ایجاد می‌کند.

ایجاد شده: 24/مرداد/1405       آخرین ویرایش: 24/مرداد/1405     اخبار خارجی
«ایمنی هتل‌ها» با اظهارنظرهای کلی قابل سنجش نیست؛ هتلداران تهران نیازمند حمایت‌اند، نه اتهام

«ایمنی هتل‌ها» با اظهارنظرهای کلی قابل سنجش نیست؛ هتلداران تهران نیازمند حمایت‌اند، نه اتهام

شورای تحریریه ایتنا اظهارنظر اخیر یکی از مسئولان سازمان آتش‌نشانی تهران مبنی بر اینکه از میان ۲۱۷ هتل تهران، تنها ۴ هتل از ایمنی کامل برخوردارند، ادعایی بسیار سنگین و نگران‌کننده است؛ ادعایی که اگر قرار است در فضای عمومی مطرح شود، انتظار می‌رود همراه با مستندات دقیق، معیارهای ارزیابی، نحوه بازرسی و تعریف مشخص از «ایمنی» باشد. بی‌تردید، ایمنی اماکن اقامتی موضوعی حیاتی و غیرقابل اغماض است و هیچ فعال مسئول صنعت گردشگری با اصل نظارت و رعایت استانداردهای ایمنی مخالفتی ندارد. اما تفاوت بزرگی میان مطالبه ایمنی و طرح اعداد و ادعاهایی وجود دارد که می‌تواند اعتبار یک صنعت و سرمایه‌گذاران آن را در افکار عمومی تحت تأثیر قرار دهد. هتل‌ها، برخلاف تصور برخی، مجموعه‌هایی رهاشده و بدون متولی و نظارت نیستند. صنعت هتلداری تحت نظارت دستگاه‌های تخصصی حوزه گردشگری قرار دارد و اداره‌کل نظارت و ارزیابی معاونت گردشگری وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی متولی تدوین ضوابط، ارزیابی و درجه‌بندی تأسیسات گردشگری است. هتل‌ها برای دریافت و تمدید مجوز فعالیت، ملزم به رعایت مجموعه‌ای از ضوابط و استانداردهای تعیین‌شده هستند و فرآیندهای نظارتی مختلفی بر عملکرد آنها اعمال می‌شود. بنابراین اگر ادعا می‌شود از ۲۱۷ هتل تهران تنها ۴ هتل از نظر ایمنی قابل قبول هستند، این پرسش کاملاً طبیعی است که: ✅ این ارزیابی دقیقاً بر اساس چه شاخص‌هایی انجام شده است؟ ✅ چه تعداد هتل مورد بازرسی قرار گرفته‌اند؟ ✅ «ایمنی کامل» چگونه تعریف شده است؟ ✅ آیا این ارزیابی با مراجع تخصصی و متولی صنعت گردشگری هماهنگ شده است؟ ✅ و آیا برای سایر هتل‌ها اخطار، مهلت اصلاح یا فرآیند قانونی مشخصی تعیین شده است؟ این پرسش‌ها برای مقابله با نظارت مطرح نمی‌شوند؛ بلکه برای شفافیت، صیانت از حقوق مردم و جلوگیری از ایجاد تصویر نادرست از صنعت هتلداری ضروری‌اند. هتلداران در شرایط عادی هم با دشواری‌های جدی مواجه‌اند باید واقعیت اقتصادی هتل‌ها را نیز دید. هتل‌داری صنعتی سرمایه‌بر، پرهزینه و دارای هزینه‌های ثابت بسیار بالاست. حقوق و دستمزد نیروی انسانی، نگهداری تأسیسات، تجهیزات ایمنی، آسانسورها، سیستم‌های برق و مکانیک، تعمیرات، استهلاک، انرژی، مالیات و ده‌ها هزینه دیگر، بخش قابل توجهی از منابع مالی هتل‌ها را مصرف می‌کند. این وضعیت در شرایط فعلی اقتصاد کشور، رکود شدید بازار گردشگری و تبعات ناشی از جنگ و ناامنی‌های منطقه‌ای، فشار مضاعفی بر فعالان این صنعت وارد کرده است. در چنین شرایطی، انتشار ادعاهایی که می‌تواند یکباره اعتبار بخش بزرگی از هتل‌های تهران را زیر سؤال ببرد، نه‌تنها کمکی به ارتقای ایمنی نمی‌کند، بلکه می‌تواند به کاهش اعتماد مسافران، تشدید رکود، کاهش ضریب اشغال، فرار سرمایه و افزایش فشار بر مجموعه‌هایی منجر شود که برای حفظ و ادامه فعالیت خود با دشواری‌های جدی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. اگر ایرادی در یک هتل وجود دارد، راهکار حرفه‌ای آن اعلام دقیق ایراد، ابلاغ رسمی، تعیین مهلت اصلاح و پیگیری اجرای الزامات قانونی است؛ نه آنکه با یک عدد کلی، تصویری نگران‌کننده از کل صنعت هتلداری تهران در رسانه‌ها ارائه شود. نقد ما به اصل نظارت نیست؛ به شیوه بیان و پیامدهای آن است جامعه هتلداران قطعاً باید از هرگونه بازرسی تخصصی و قانونی که با هدف واقعی ارتقای ایمنی انجام می‌شود استقبال کند. هتلدار نیز بیش از هرکس دیگری می‌داند که امنیت مهمانان، کارکنان و سرمایه مجموعه، اولویت نخست است. اما نظارت باید ضابطه‌مند، شفاف، مستند، هماهنگ میان دستگاه‌های متولی و به دور از ایجاد التهاب رسانه‌ای باشد. هتلداران انتظار ندارند از آنها چشم‌پوشی شود؛ انتظار دارند با آنها منصفانه رفتار شود. در سال‌هایی که صنعت هتلداری برای بقا، حفظ اشتغال و نگهداری سرمایه‌های موجود تلاش می‌کند، دستگاه‌های اجرایی و نظارتی می‌توانند به‌جای ایجاد فضای بی‌اعتمادی، نقش سازنده‌تری ایفا کنند؛ یعنی مشکلات را شناسایی، مسیر اصلاح را روشن و برای رفع نواقص، راهکار عملی ارائه کنند. ضرورت واکنش حرفه‌ای جامعه هتلداران به نظر می‌رسد جامعه هتلداران ایران و جامعه هتلداران تهران باید نسبت به چنین اظهارنظرهایی واکنشی جدی، اما کاملاً حرفه‌ای و مستند داشته باشند. این واکنش نباید به معنای مخالفت با ایمنی یا نظارت تلقی شود؛ بلکه باید مطالبه‌ای روشن برای ارائه مستندات، شفاف‌سازی معیارهای ارزیابی و تفکیک میان «نقص قابل اصلاح» و «ناایمن بودن یک هتل» باشد. همچنین شایسته است دستگاه‌های مختلف، حدود صلاحیت و مسئولیت قانونی خود را در قبال تأسیسات گردشگری رعایت کنند و از تبدیل موضوعات تخصصی به ابزارهای رسانه‌ای که می‌تواند موجب بی‌ثباتی و آسیب به کسب‌وکارها شود، پرهیز کنند. صنعت هتلداری برای اقتصاد کشور، اشتغال، گردشگری و حفظ زیرساخت‌های اقامتی یک سرمایه ملی است. این صنعت بیش از آنکه نیازمند اتهام و التهاب باشد، به ثبات، اعتماد، حمایت و نظارت حرفه‌ای نیاز دارد. اگر واقعاً تنها ۴ هتل از ۲۱۷ هتل تهران ایمن هستند، باید مستندات این ادعا به‌صورت شفاف منتشر شود؛ و اگر چنین مستنداتی وجود ندارد، شایسته است از بیان اعداد و عباراتی که می‌تواند اعتبار صدها فعال اقتصادی و هزاران نیروی شاغل در این صنعت را تحت تأثیر قرار دهد، پرهیز شود. ایمنی را باید جدی گرفت؛ اما اعتبار یک صنعت را نیز نمی‌توان با یک جمله رسانه‌ای زیر سؤال برد.

ایجاد شده: 18/مرداد/1405       آخرین ویرایش: 18/مرداد/1405     مقالات و یادداشت ها
معیارهای جدید موفقیت پلتفرم‌ها در ۲۰۲۵

معیارهای جدید موفقیت پلتفرم‌ها در ۲۰۲۵

به گزارش هتل نیوز ؛ در حالی که فیسبوک، اینستاگرام و واتساپ همچنان از نظر تعداد کاربران در صدر فهرست شبکه‌های اجتماعی جهان قرار دارند، بررسی‌ها نشان می‌دهد موفقیت پلتفرم‌های دیجیتال در سال ۲۰۲۵ با میزان تأثیرگذاری بر رفتار و الگوی مصرف کاربران سنجیده می‌شود. بر این اساس، یوتیوب با وجود آن‌که از نظر تعداد کاربران پایین‌تر از برخی رقبا قرار دارد، بیشترین سهم از زمان مصرف محتوای کاربران را به خود اختصاص داده است. همچنین تلگرام با جامعه کاربری کوچک‌تر، به دلیل سرعت بالای انتشار محتوا و نفوذ اطلاعاتی، جایگاه ویژه‌ای در اکوسیستم رسانه‌ای دارد. از سوی دیگر، تیک‌تاک با وجود رتبه پایین‌تر از نظر تعداد کاربران، همچنان مهم‌ترین پلتفرم ترندساز در سطح جهانی محسوب می‌شود و نقش پررنگی در شکل‌دهی به جریان‌های فرهنگی و محتوایی ایفا می‌کند. در همین حال، وی‌چت نیز فراتر از یک شبکه اجتماعی عمل کرده و به یک زیرساخت جامع برای خدمات و زندگی دیجیتال کاربران خود تبدیل شده است.

ایجاد شده: 3/مرداد/1405       آخرین ویرایش: 3/مرداد/1405     اخبار خارجی
 جام جهانی ۲۰۲۶؛ آیا بزرگ‌ترین رویداد فوتبالی جهان توانست گردشگری آمریکای شمالی را متحول کند؟

جام جهانی ۲۰۲۶؛ آیا بزرگ‌ترین رویداد فوتبالی جهان توانست گردشگری آمریکای شمالی را متحول کند؟

جام جهانی فوتبال همواره یکی از بزرگ‌ترین موتورهای محرک صنعت گردشگری جهان بوده است؛ رویدادی که علاوه بر میلیون‌ها هوادار، میلیاردها دلار سرمایه را به سمت هتل‌ها، خطوط هوایی، رستوران‌ها، مراکز خرید و کسب‌وکارهای محلی هدایت می‌کند. اما جام جهانی ۲۰۲۶ که برای نخستین بار به میزبانی مشترک آمریکا، کانادا و مکزیک برگزار شد، تجربه‌ای متفاوت از دوره‌های گذشته رقم زد؛ تجربه‌ای که نشان می‌دهد افزایش تعداد گردشگران الزاماً به معنای اشغال کامل هتل‌ها یا سودآوری یکسان برای همه شهرها نیست. قطر؛ الگویی که همه انتظار تکرار آن را داشتند در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر، دولت این کشور ظرفیت اقامت را از حدود ۲۹ هزار اتاق به بیش از ۱۳۰ هزار واحد اقامتی افزایش داد. نتیجه این سرمایه‌گذاری قابل توجه بود: تعداد اتاق‌های رزروشده نسبت به قبل از مسابقات ۲۷۶ درصد افزایش یافت. قیمت هتل‌ها بیش از ۱۱۵ درصد رشد کرد. درآمد صنعت هتل‌داری از حدود ۱۶۱ میلیون دلار به بیش از ۵۱۰ میلیون دلار در ماه مسابقات رسید. میانگین اشغال هتل‌ها حدود ۵۹ درصد ثبت شد؛ رقمی که در نگاه اول پایین به نظر می‌رسد، اما به دلیل افزایش چند برابری ظرفیت اقامت، همچنان درآمدی بی‌سابقه برای صنعت گردشگری قطر ایجاد کرد. (Allianz Trade Corporate⁠) همین تجربه باعث شد بسیاری از تحلیلگران انتظار داشته باشند جام جهانی ۲۰۲۶ نیز رکوردهای مشابهی را ثبت کند. جام جهانی ۲۰۲۶؛ بزرگ‌ترین جام تاریخ نسخه ۲۰۲۶ بزرگ‌ترین جام جهانی تاریخ است: ۴۸ تیم ۱۰۴ مسابقه ۱۶ شهر میزبان سه کشور میزبان شامل آمریکا، کانادا و مکزیک فدراسیون جهانی فوتبال (FIFA) پیش‌بینی کرده بود این مسابقات ده‌ها میلیارد دلار اثر اقتصادی برای منطقه ایجاد کند و تنها منطقه نیویورک–نیوجرسی بیش از ۱.۲ میلیون گردشگر و حدود ۳.۳ میلیارد دلار منفعت اقتصادی از میزبانی مسابقات و فینال به دست آورد. (ABC News⁠) رشد گردشگری در سه کشور میزبان براساس برآورد شورای جهانی سفر و گردشگری (WTTC)، جام جهانی باعث رشد قابل توجه اقتصاد گردشگری در آمریکای شمالی شد. پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد: کانادا: رشد ۶.۴ درصدی اقتصاد گردشگری مکزیک: رشد ۲.۴ درصدی آمریکا: رشد ۲.۱ درصدی این ارقام نشان می‌دهد کانادا بیشترین منفعت نسبی را از منظر رشد گردشگری تجربه کرده است، هرچند سهم اصلی هزینه‌کرد گردشگران به دلیل تعداد بیشتر مسابقات، در آمریکا ثبت شده است. (euronews⁠) هتل‌ها؛ درآمد بیشتر، اما نه همیشه با اتاق‌های پر یکی از مهم‌ترین یافته‌های گزارش‌های صنعت هتلداری این است که جام جهانی ۲۰۲۶ بیش از آنکه باعث افزایش اشغال هتل‌ها شود، موجب افزایش قیمت اتاق‌ها شد. طبق داده‌های Lighthouse: قیمت هتل‌های شهرهای میزبان آمریکا نسبت به سال قبل به طور متوسط ۵۵ درصد افزایش یافت. در کانادا نرخ هتل‌ها تقریباً دو برابر شد. در مکزیک قیمت اتاق‌ها تا ۱۱۴ درصد رشد کرد. (mylighthouse.com⁠) اما در عمل، بسیاری از هتلداران به اشغال کامل نرسیدند. برخی شهرهای میزبان آمریکا که قیمت اتاق‌ها را تا ۵۰۰ درصد افزایش داده بودند، در هفته‌های ابتدایی مسابقات ناچار شدند نرخ‌ها را کاهش دهند، زیرا بخشی از هواداران از سفر منصرف شدند یا اقامتگاه‌های کوتاه‌مدت مانند Airbnb را انتخاب کردند. حتی در برخی شهرها پیش‌بینی درآمد هتل‌ها تا ۵۰ درصد کاهش یافت. (TravelPulse⁠) افزایش سفرهای بین‌المللی آمارهای شرکت‌های تحلیل سفر نشان می‌دهد: رزرو پروازها به آمریکا، کانادا و مکزیک در دوره جام جهانی حدود ۱۵ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافت. هزینه‌کرد گردشگران غیرمحلی در شهرهای میزبان ۱۶.۷ درصد رشد کرد. مجموع خریدهای ثبت‌شده با کارت‌های بانکی در شهرهای میزبان ۶.۳ درصد افزایش یافت. (LinkedIn⁠) این افزایش عمدتاً در بخش‌های هتل، رستوران، حمل‌ونقل و سرگرمی ثبت شده است. چرا همه شهرها برنده نبودند؟ برخلاف قطر که تقریباً تمام گردشگران وارد یک کشور کوچک شدند، در جام جهانی ۲۰۲۶ شرایط متفاوت بود. مهم‌ترین دلایل عبارت بودند از: وسعت جغرافیایی سه کشور میزبان پراکندگی ۱۶ شهر میزبان قیمت بسیار بالای بلیت مسابقات افزایش شدید نرخ هتل‌ها استفاده گسترده از اقامتگاه‌های اجاره‌ای سفرهای کوتاه‌مدت هواداران بین شهرها به همین دلیل، برخی شهرها مانند نیویورک، میامی، لس‌آنجلس و سیاتل از رونق قابل توجه گردشگری بهره بردند، اما در برخی دیگر میزان اشغال هتل‌ها کمتر از انتظار بود. (The Guardian⁠) وضعیت مکزیک؛ شور هواداران، اما رشد اقتصادی کمتر از انتظار مکزیک با وجود میزبانی ۱۳ مسابقه و حضور گسترده هواداران، نتوانست به همه اهداف اقتصادی خود دست یابد. بر اساس گزارش رویترز: اثر اقتصادی جام جهانی حدود ۲ میلیارد دلار برآورد شد. ایجاد حدود ۱۰۰ هزار شغل موقت ثبت شد که حدود ۱۰ درصد کمتر از پیش‌بینی اولیه بود. برخی هتل‌ها و رستوران‌ها در شهرهای میزبان با اشغال کمتر از انتظار روبه‌رو شدند. اقتصاددانان تأکید کردند اثر مثبت جام جهانی بیشتر کوتاه‌مدت بوده است. (Reuters⁠) جمع‌بندی تجربه جام جهانی ۲۰۲۶ نشان می‌دهد بزرگ‌ترین رویداد فوتبالی جهان همچنان یکی از مهم‌ترین محرک‌های گردشگری بین‌المللی است، اما موفقیت اقتصادی آن دیگر صرفاً با «پر شدن هتل‌ها» سنجیده نمی‌شود. در آمریکای شمالی، رشد سفرهای خارجی، افزایش قیمت هتل‌ها، رونق رستوران‌ها و افزایش هزینه‌کرد گردشگران، میلیاردها دلار درآمد جدید ایجاد کرد. با این حال، افزایش شدید قیمت‌ها، پراکندگی جغرافیایی مسابقات و تغییر رفتار مسافران باعث شد برخلاف تجربه قطر، همه شهرهای میزبان از رونق یکسانی برخوردار نباشند. به بیان دیگر، جام جهانی ۲۰۲۶ نشان داد که در اقتصاد گردشگری امروز، مدیریت تقاضا، قیمت‌گذاری و زیرساخت‌های سفر به اندازه خود مسابقات اهمیت دارند. ✍🏻به قلم مهدی حسینی

ایجاد شده: 29/تیر/1405       آخرین ویرایش: 29/تیر/1405     مقالات و یادداشت ها
اتاق‌های تمیز هتل با جادو آماده نمی‌شود

اتاق‌های تمیز هتل با جادو آماده نمی‌شود

به گزارش هتل نیوز ؛ "محمد خالد" مدیر فرانت‌آفیس هتل‌های ماریوت بونووی در دبی در مصاحبه ای اختصاصی گفت :  بسیاری از مهمانان هنگام ورود به یک اتاق تمیز، انتظار دارند همه‌چیز بی‌نقص باشد، اما هرگز نمی‌بینند که همین اتاق تنها ۲۵ دقیقه قبل چه شرایطی داشته است. باقی‌مانده غذا روی زمین، زباله‌های پراکنده، حوله‌های خیس رهاشده، لکه‌های لوازم آرایشی روی حوله‌ها و مبلمان، تخت‌های کاملاً به‌هم‌ریخته و وسایل شخصی جا مانده، تنها بخشی از صحنه‌ای است که کارکنان خانه‌داری با آن روبه‌رو می‌شوند. با وجود این شرایط، نیروهای خانه‌داری باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن، اتاق را به فضایی کاملاً تمیز، مرتب و آماده پذیرایی از مهمان بعدی تبدیل کنند. خانه‌داری یکی از سخت‌ترین مشاغل صنعت هتلداری است؛ ساعت‌های کاری طولانی، جابه‌جایی وسایل سنگین، فشار مداوم، آماده‌سازی پیاپی اتاق‌ها و کار بدون وقفه، بخشی از واقعیت روزانه این حرفه است. با این حال، اگر تنها یک تار مو یا کوچک‌ترین نقصی در اتاق باقی بماند، نخستین فردی که مورد سرزنش قرار می‌گیرد، خدمتکار اتاق است. اندکی احترام و مهربانی می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند؛ انداختن زباله‌ها در سطل، جمع کردن وسایل شخصی پیش از خروج، مرتب کردن تخت در صورت امکان، برهم نزدن کامل نظم اتاق، سلام کردن، تشکر یا حتی گذاشتن یک یادداشت کوتاه، رفتارهایی ساده اما ارزشمند هستند. شاید این اقدامات از نگاه مهمانان کوچک به نظر برسد، اما برای یک نیروی خانه‌داری که ساعت‌ها کار فیزیکی انجام داده، همین رفتارهای ساده ارزش و تأثیر فراوانی دارد. کارکنان خانه‌داری انسان هستند؛ نه افرادی نامرئی و نه خدمتکارانی که بتوان با نگاهی از بالا با آن‌ها رفتار کرد. آن‌ها هر روز با تلاش فراوان، آسایش و آرامش مهمانان را فراهم می‌کنند. اتاق‌های تمیز هتل با جادو آماده نمی‌شوند؛ بلکه حاصل تلاش بی‌وقفه افرادی هستند که در پشت صحنه، با وجود خستگی جسمی، همه‌چیز را به‌موقع برای مهمانان آماده می‌کنند. احترام و قدردانی هیچ هزینه‌ای ندارد، اما می‌تواند روز کاری یک نیروی خانه‌داری را دلگرم‌کننده‌تر و ارزشمندتر کند.

ایجاد شده: 10/تیر/1405       آخرین ویرایش: 10/تیر/1405     اخبار داخلی
«خوش آمدید، اما خوب رفتار کنید»؛ پیام ترامپ روی گذرنامه جدید آمریکا

«خوش آمدید، اما خوب رفتار کنید»؛ پیام ترامپ روی گذرنامه جدید آمریکا

به گزارش تور نیوز ؛ دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده، با انتشار تصویری در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» از نسخه ویژه و یادبود گذرنامه آمریکا که به مناسبت دویست‌وپنجاهمین سالگرد استقلال این کشور طراحی شده، رونمایی کرد.   در طرح جدید، تصویر ترامپ در کنار متن‌هایی از «اعلامیه استقلال آمریکا»، امضای وی و نشان ویژه «America 250» دیده می‌شود. همچنین در صفحات داخلی، تصویری از صحنه امضای اعلامیه استقلال در سال ۱۷۷۶ نیز گنجانده شده است.   ترامپ در توضیح این طرح نوشت: «گذرنامه جدید آمریکا که روی آن نوشته شده: خوش آمدید، اما خوب رفتار کنید!»   بر اساس اعلام وزارت خارجه آمریکا، این گذرنامه‌ها به‌صورت محدود و در قالب برنامه‌های بزرگداشت ۲۵۰ سالگی استقلال ایالات متحده منتشر خواهند شد و در کنار طراحی جدید، تمامی ویژگی‌های امنیتی گذرنامه‌های استاندارد را حفظ می‌کنند.  

ایجاد شده: 6/تیر/1405       آخرین ویرایش: 6/تیر/1405     اخبار خارجی
وقتی سفر، طبیعت و کودکی قربانی بازارِ بی‌ضابطه آموزش می‌ شوند !

وقتی سفر، طبیعت و کودکی قربانی بازارِ بی‌ضابطه آموزش می‌ شوند !

یادداشت اختصاصی تابستان روزگاری فصل کشف بود؛ فصل دویدن در کوچه‌ها، لمس طبیعت، سفرهای خانوادگی، تجربه ناشناخته‌ها و آموختن از دل زندگی. اما به نظر می‌رسد امروز تابستان برای بخش قابل توجهی از خانواده‌ها، به‌ویژه در طبقات مرفه و الیت جامعه، به میدان مسابقه‌ای پرهزینه برای خرید آموزش تبدیل شده است؛ مسابقه‌ای که گاهی بیش از آنکه دغدغه یادگیری داشته باشد، رنگ و بوی چشم‌وهم‌چشمی و نمایش جایگاه اجتماعی به خود گرفته است. در سال‌های اخیر، با افزایش تعطیلی‌های مکرر مدارس به دلایل مختلف از آلودگی هوا و شرایط جوی گرفته تا بحران‌ها و رخدادهای پیش‌بینی‌نشده، بسیاری از خانواده‌ها نسبت به کیفیت و استمرار آموزش رسمی دچار نگرانی شده‌اند. توسعه آموزش‌های آنلاین نیز اگرچه در ظاهر راهکاری برای جبران این خلأ بود، اما در عمل بار سنگینی را بر دوش والدین گذاشت؛ والدینی که ناچار شدند هم نقش پدر و مادر را ایفا کنند و هم نقش معلم، ناظر و مدیر آموزشی فرزندان خود را. در چنین شرایطی، بازار جدیدی شکل گرفته است؛ بازاری که بر نگرانی خانواده‌ها سوار شده و هر روز با نامی تازه ظاهر می‌شود. کلاس‌های مهارت زندگی، هوش، خلاقیت، رباتیک، هوش مصنوعی، زبان‌های متعدد، ریاضیات پیشرفته، برنامه‌نویسی، کارآفرینی کودک، کوچینگ نوجوانان و ده‌ها عنوان جذاب دیگر که گاه بدون پشتوانه علمی مشخص و بدون نظام ارزیابی شفاف، با شهریه‌های سنگین به خانواده‌ها عرضه می‌شوند. آنچه نگران‌کننده است، صرفاً هزینه‌های مالی این آموزش‌ها نیست؛ بلکه تبدیل شدن آموزش به کالایی برای نمایش و رقابت اجتماعی است. در بسیاری از دورهمی‌ها، گفت‌وگو درباره مقصد سفر خانوادگی جای خود را به مقایسه تعداد کلاس‌ها، مربیان خصوصی و شهریه‌های پرداختی داده است. گویی هرچه برنامه کودک فشرده‌تر و گران‌تر باشد، والدین موفق‌تر تلقی می‌شوند. اما پرسش اساسی اینجاست: آیا کودکان واقعاً به این حجم از آموزش نیاز دارند؟ بسیاری از پژوهش‌های حوزه رشد کودک نشان می‌دهند که یادگیری صرفاً در کلاس درس اتفاق نمی‌افتد. طبیعت، سفر، بازی، تعاملات اجتماعی، مشاهده محیط و تجربه مستقیم جهان پیرامون از مهم‌ترین ابزارهای یادگیری در دوران کودکی هستند. کودکی که در جنگل قدم می‌زند، با فرهنگ‌های مختلف آشنا می‌شود، در یک روستای بومی زندگی را از نزدیک می‌بیند، ستاره‌ها را رصد می‌کند یا مسیر یک رودخانه را دنبال می‌کند، در حال آموختن مهارت‌هایی است که هیچ کلاس آنلاینی قادر به انتقال کامل آن نیست. گردشگری آموزشی و سفرهای تجربه‌محور در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته به بخشی از نظام تربیتی تبدیل شده‌اند. آنها دریافته‌اند که جهان واقعی بزرگ‌ترین کلاس درس کودکان است. اما ما در حالی کودکان را از طبیعت، سفر و تجربه محروم می‌کنیم که ساعت‌های بیشتری را در کلاس‌هایی می‌گذرانند که گاه خروجی و اثربخشی آنها نیز به‌درستی سنجیده نمی‌شود. از سوی دیگر، رشد قارچ‌گونه برخی مراکز آموزشی غیررسمی و دوره‌های فاقد استانداردهای مشخص، زنگ خطری جدی است. بازاری که در آن ترس والدین از عقب ماندن فرزندشان به فرصتی اقتصادی تبدیل شده و رقابتی فشرده برای فروش آموزش شکل گرفته است. در چنین فضایی، بیش از آنکه کودک محور تصمیم‌گیری باشد، اضطراب والدین به موتور محرک بازار تبدیل می‌شود. نگرانی زمانی جدی‌تر می‌شود که بخش قابل توجهی از این بازار آموزشی در فضایی خاکستری و خارج از نظام نظارتی مؤثر فعالیت می‌کند. امروز والدین با انبوهی از دوره‌ها، کارگاه‌ها، کلاس‌ها و بسته‌های آموزشی مواجه‌اند که بسیاری از آنها فاقد استانداردهای مشخص ارزیابی، نظام اعتبارسنجی شفاف و سازوکار سنجش کیفیت هستند. در موارد متعددی نیز مشخص نیست مدرسان و عرضه‌کنندگان این خدمات بر اساس چه معیارهای تخصصی و حرفه‌ای انتخاب یا تأیید صلاحیت شده‌اند. از سوی دیگر، گسترش فعالیت‌های آموزشی با عناوین متنوع و بعضاً بدون مجوزهای لازم یا خارج از چارچوب‌های متعارف آموزشی، به بازاری چند هزار میلیاردی تبدیل شده که نظارت مؤثر و هماهنگ بر آن چندان مشهود نیست. در چنین شرایطی، خانواده‌ها ناچارند تنها بر تبلیغات، توصیه‌های شفاهی یا فضای مجازی تکیه کنند؛ فضایی که در آن تشخیص آموزش واقعی از بازاریابی حرفه‌ای روزبه‌روز دشوارتر می‌شود. نتیجه این وضعیت، شکل‌گیری نوعی اضطراب آموزشی در جامعه است؛ اضطرابی که به جای آنکه کودکان را به سمت یادگیری عمیق و تجربه‌های واقعی سوق دهد، آنان را در چرخه‌ای از کلاس‌ها، دوره‌ها و برنامه‌های فشرده گرفتار می‌کند؛ چرخه‌ای که گاه بیش از آنکه به رشد کودک کمک کند، به ددزایی فروشندگان آموزش منجر می‌شود. شاید به همین دلیل است که در بسیاری از کشورها، گرایش به آموزش‌های خانگی یا هوم‌اسکولینگ رو به افزایش است. نه به معنای حذف مدرسه، بلکه به معنای بازتعریف یادگیری و بازگرداندن نقش خانواده در فرآیند آموزش. خانواده‌هایی که ترجیح می‌دهند بخشی از آموزش فرزندانشان از دل تجربه، سفر، مطالعه آزاد، فعالیت‌های میدانی و کشف جهان واقعی شکل بگیرد. تابستان قرار نیست نسخه فشرده‌ای از سال تحصیلی باشد. تابستان فرصتی است برای زندگی کردن، نه صرفاً درس خواندن. فرصتی برای ساختن خاطره، کشف استعدادها، تقویت خلاقیت و آموختن از جهان واقعی. شاید وقت آن رسیده باشد که از خود بپرسیم: آیا کودکان ما واقعاً در حال یادگیری هستند یا فقط در مسابقه‌ای شرکت کرده‌اند که بزرگ‌ترها برای نمایش موفقیت خود طراحی کرده‌اند؟ اگر پاسخ سؤال دوم باشد، باید منتظر نسلی باشیم که رزومه‌ای پُر از کلاس و مدرک دارد، اما فرصت تجربه کردن زندگی را از دست داده است.

ایجاد شده: 26/خرداد/1405       آخرین ویرایش: 26/خرداد/1405     مقالات و یادداشت ها
تبیین نقش پیشرانِ «کیش‌ایر» در توسعه پایدار گردشگری و اقتصاد مناطق آزاد

تبیین نقش پیشرانِ «کیش‌ایر» در توسعه پایدار گردشگری و اقتصاد مناطق آزاد

 علی حسنلو، معاون گردشگری منطقه آزاد کیش در مصاحبه ای اختصاصی با فلای نیوز به تشریح جایگاه کیش ایر در توسعه گردشگری جزیره کیش و مناطق آزاد پرداخت. متن کامل این مصاحبه در زیر آمده است :  ۱. جایگاه استراتژیک کیش در نقشه گردشگری و تراز اقتصادی جزیره کیش امروز با دارا بودن بیش از ۱۲ هزار کسب‌وکار فعال و ثبت آمار خیره‌کننده بیش از ۳ میلیون نفر شب اقامت در سال، به نقطه‌ای از بلوغ رسیده است که هرگونه تصمیم‌گیری برای زیرساخت‌های آن، ابعادی ملی پیدا می‌کند. واقعیت جغرافیایی و اقتصادی کیش ایجاب می‌کند که ما نگاهی متفاوت به مقوله حمل‌ونقل داشته باشیم. در این جزیره، فرودگاه و شرکت هواپیمایی اختصاصی، صرفاً ابزارهای جانبی نیستند، بلکه ستون فقرات و شریان اصلی حیات اقتصادی محسوب می‌شوند. تداوم و رشد آمار اقامت و فعالیت کسب‌وکارهای بزرگ و کوچک، مستقیماً به پایداری خطوط پروازی گره خورده است. بر همین اساس، صیانت از جایگاه «کیش‌ایر» و  بازتعریف نقش آن در بدنه مدیریتی منطقه، یک ضرورت برای حفظ این سرمایه عظیم ملی و استمرار خدمات‌رسانی به زائران و گردشگران است.  ۲. بازخوانی تجربه موفق مدیریت پروازی در جشنواره‌های تابستانی یکی از درخشان‌ترین الگوهای مدیریتی که ضرورت وجود یک ایرلاین اختصاصی تحت فرمانِ مقصد را اثبات می‌کند، تجربه جشنواره‌های تابستانی کیش است. در سنواتی که کیش‌ایر تمام توان و ناوگان خود را در مسیر جزیره متمرکز کرد، ما شاهد یک تحول بی‌سابقه بودیم. در حالی که ماه‌های شهریور و مهر در تقویم گردشگری ایران به عنوان فصل کم‌تقاضا یا «لو-سیزن» شناخته می‌شدند و ایرلاین‌های دیگر تمایلی به برقراری پروازهای گسترده نداشتند، کیش‌ایر با نگاه استراتژیک وارد میدان شد. نتیجه این اقدام، شکستن رکوردهای تاریخی ورود مسافر در این دو ماه بود. این تجربه نشان داد که وقتی ابزار پرواز در اختیار برنامه‌ریزِ مقصد باشد، می‌توان حتی در سخت‌ترین شرایط فصلی، جریان گردشگری را برقرار نگه داشت و از خروج ارز جلوگیری کرد.  ۳. منطق اقتصادی «سرمایه‌گذاری در تقاضا» به جای نگاه سودمحورِ آنی تحلیل اقتصادی دقیق رفتار کیش‌ایر در شروع کمپین‌ها، درس‌های بزرگی برای مدیریت کلان دارد. در ابتدای هر جشنواره بزرگ، ممکن است در ۵ یا ۶ روز نخست، ایرلاین به دلیل جاری نشدن کاملِ جریان مسافر، متحمل هزینه‌ها یا ضررهای مقطعی شود. اما این یک «ضرر» نیست، بلکه یک «سرمایه‌گذاری هوشمندانه» است. پس از این دوره کوتاه گذار، تقاضا به قدری افزایش می‌یابد که تا سه ماه بعد، نه تنها پروازها به لودِ ۱۰۰ درصدی می‌رسند، بلکه تقاضا از ظرفیت موجود پیشی می‌گیرد. اگر ما ایرلاین اختصاصی نداشته باشیم، در چنین مواقعی با پدیده‌ای مواجه می‌شویم که در ایام نوروز در کل کشور دیده می‌شود؛ یعنی ایجاد تقاضای زیاد بدون وجود پرواز کافی که نتیجه‌ای جز گرانی بلیت و نارضایتی مسافر ندارد. اما با وجود کیش‌ایر، ما می‌توانیم این تقاضا را مدیریت کرده و تعادل قیمتی را حفظ کنیم.  ۴. ضرورت استقلال پروازی برای توراپراتورها و فعالان گردشگری فعالان اقتصادی و توراپراتورهای جزیره کیش به عنوان بازوان اجرایی صنعت گردشگری، نیازمند فضایی امن و پیش‌بینی‌پذیر برای طراحی پکیج‌های سفر هستند. وقتی یک برنامه بزرگ گردشگری تدوین می‌شود، توراپراتور باید اطمینان داشته باشد که پرواز به عنوان اصلی‌ترین رکن سفر، در اختیار اوست. وابستگی به تصمیمات ایرلاین‌های دیگر که اولویت‌هایشان لزوماً با اولویت‌های جزیره همسو نیست، باعث می‌شود مسافر در میانه راه دچار زحمت و بلاتکلیفی شود. وجود کیش‌ایر این اطمینان‌خاطر را ایجاد می‌کند که برنامه‌های گردشگری معطلِ پرواز نمی‌مانند. این همان نقطه‌ای است که ما از آن به عنوان «رفاه مسافر» و «تسهیل‌گری در سفر» یاد می‌کنیم؛ هدفی که تنها با یک مدیریت منسجم و اختصاصی محقق می‌شود.  ۵. الگوبرداری از استانداردهای موفق جهانی (امارات، ترکیه، سنگاپور) نگاهی به کشورهای موفق در حوزه گردشگری نشان  می‌دهد که آن‌ها از دهه‌ها پیش، مدل «ایرلاین در خدمت مقصد» را پیاده‌سازی کرده‌اند. هواپیمایی امارات، ترکیش ایرلاینز و سنگاپور ایرلاینز، نمونه‌های برجسته‌ای هستند که ثابت کرده‌اند توسعه یک منطقه جغرافیایی بدون وجود یک بالِ هوایی قدرتمند و هماهنگ با سیاست‌های توسعه‌ای آن منطقه، امکان‌پذیر نیست. این ایرلاین‌ها نه تنها سودآور هستند، بلکه باعث رونق چندبرابری هتل‌ها، بازارهای تجاری و خدمات رفاهی در کشورهای خود شده‌اند. کیش‌ایر برای ما، دقیقاً چنین نقشی را ایفا می‌کند. ما باید با الگوبرداری از این مدل‌های موفق، جایگاه کیش‌ایر را به عنوان یک توسعه‌دهنده ملی (Developer) تثبیت کنیم.  ۶. تعیین تکلیف مدیریتی؛ گامی به سوی نوسازی ناوگان موضوع تعیین تکلیف نهایی وضعیت مالکیت و مدیریت کیش‌ایر، کلیدِ اصلی شروع فرآیند نوسازی و بهسازی ناوگان است. در دورانی که شرکت در وضعیت واگذاری قرار داشت، به دلیل ملاحظات قانونی و اداری، امکان برخی سرمایه‌گذاری‌های کلان برای نوسازی هواپیماها با چالش روبرو بود. اکنون که ضرورت بازگشت این شرکت به آغوش سازمان منطقه آزاد و یا تعیین تکلیف قطعی آن توسط نهادهای ذیربط مورد وفاق کارشناسان است، می‌توان امیدوار بود که با یک مدیریت پایدار، ناوگان فرسوده بازسازی شده و هواپیماهای جدید به خطوط پروازی اضافه شوند. این اقدام نه تنها ایمنی و کیفیت پروازها را بالا می‌برد، بلکه هزینه‌های نگهداری را کاهش داده و راندمان اقتصادی شرکت را افزایش می‌دهد.  ۷. کیش‌ایر؛ قطب پروازی و پیونددهنده مناطق آزاد جنوب یکی از ایده‌های تحول‌آفرین، تبدیل کیش‌ایر به محور سوددهی و خدمات‌رسانی در کل مناطق آزاد کشور، به ویژه در پهنه جنوب است. جزیره قشم به عنوان مکمل گردشگری کیش، پتانسیل‌های بی‌نظیری دارد که می‌تواند در کنار کیش، یک قطب بزرگ گردشگری در خلیج فارس ایجاد کند. کیش‌ایر می‌تواند با برقراری پروازهای منظم بین این دو جزیره و همچنین مسیرهای بین‌المللی، نقش یک «هاب هوایی» را ایفا کند. این هم‌افزایی باعث می‌شود که گردشگران  خارجی با یک بلیت بتوانند از ظرفیت‌های متنوع هر دو منطقه بهره‌مند شوند. این نگاهِ شبکه‌ای به مناطق آزاد، باعث ارتقای تراز تجاری و گردشگری کل استان هرمزگان و ایران خواهد شد.  ۸. ظرفیت‌سازی برای سرمایه‌گذاری بخش خصوصی نکته قابل تامل این است که بخش خصوصیِ هوشمند و آگاه جزیره کیش، آمادگی خود را برای مشارکت در سهام و توسعه کیش‌ایر اعلام کرده است. فعالان اقتصادی جزیره به خوبی درک کرده‌اند که رونق کسب‌وکارهایشان با بال‌های کیش‌ایر پیوند خورده است. این اشتیاق برای سرمایه‌گذاری، فرصت بی‌نظیری را پیش روی حاکمیت قرار می‌دهد تا با مدلی از مشارکت عمومی-خصوصی ، کیش‌ایر را به مدرن‌ترین شرکت هواپیمایی منطقه تبدیل کند. وقتی ذینفعان اصلی در مدیریت و مالکیت شریک باشند، دلسوزی و دقت در بهره‌وری به بالاترین سطح خود می‌رسد.  ۹. حمایت‌های قانونی و همراهی نمایندگان مجلس  برای تحقق این چشم‌انداز روشن، همراهی و حمایت نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، به ویژه نمایندگان دلسوز استان هرمزگان، نقشی کلیدی دارد. تبیین ضرورت‌های حیاتی کیش‌ایر در جلسات تخصصی و ایجاد بسترهای قانونی برای تسهیل بازگشت شرکت به سازمان یا مشارکت بخش خصوصی، مطالبه‌ای است که از سوی جامعه بزرگ ۱۲ هزار نفری کسب‌وکارهای کیش مطرح می‌شود. ما اطمینان داریم که با نگاه ملی نمایندگان، کیش‌ایر می‌تواند به عنوان الگویی موفق از مدیریت زیرساختی در مناطق آزاد به فعالیت خود ادامه دهد و بستر رقابت بین‌المللی ایران در حوزه گردشگری را فراهم آورد.  ۱۰. نتیجه‌گیری و چشم‌انداز توسعه هوایی در نهایت، باید بر این نکته تأکید کرد که کیش برای ماندن در سطح اول گردشگری منطقه، راهی جز داشتن یک مدیریتِ هوشمند، یکپارچه و مستقل در حوزه هوانوردی ندارد. کیش‌ایر، تنها یک شرکت هواپیمایی نیست؛ بلکه نماد قدرت اجرایی و برنامه‌ریزی جزیره برای جذب مسافر و رونق‌بخشی به اقتصاد ملی است. با تعیین تکلیف قطعی و بازگشت این شرکت به چرخه  عملیاتی سازمان منطقه آزاد، می‌توانیم با اطمینان به سمت افق‌های جدید حرکت کنیم، مسیرهای پروازی بین‌المللی را بازگشایی کنیم و بار دیگر شاهد رکوردهای درخشان ورود گردشگر باشیم. آینده کیش، روشن است و کیش‌ایر، بالِ پرواز به سوی این آینده درخشان خواهد بود. ✍🏻 مریم کاظمی زاده - خبرنگار

ایجاد شده: 25/اردیبهشت/1405       آخرین ویرایش: 25/اردیبهشت/1405     اخبار داخلی
چگونه شرایط جنگی مسیر توسعه گردشگری ایران را تغییر داد

چگونه شرایط جنگی مسیر توسعه گردشگری ایران را تغییر داد

گردشگری از جمله صنایعی است که بیش از بسیاری از بخش‌های اقتصادی، به امنیت، ثبات و اعتماد عمومی وابسته است. هرگاه کشوری وارد شرایط جنگی یا فضای پرتنش امنیتی می‌شود، نخستین اثر آن بر ذهنیت مردم، سرمایه‌گذاران و گردشگران دیده می‌شود. در چنین فضایی، سفر دیگر یک فعالیت عادی، برنامه‌پذیر و آرامش‌بخش تلقی نمی‌شود، بلکه به تصمیمی پرریسک و وابسته به شرایط روز تبدیل می‌گردد. ایران نیز در مقاطع مختلف تاریخی، تجربه چنین وضعیتی را داشته و صنعت گردشگری آن از این تحولات عمیقاً تأثیر پذیرفته است. شرایط جنگی پیش از آنکه مستقیماً زیرساخت‌های گردشگری را هدف قرار دهد، بر «تصویر مقصد» اثر می‌گذارد. در صنعت گردشگری، تصویر ذهنی یک کشور گاهی از واقعیت میدانی نیز مهم‌تر است. حتی اگر همه شهرهای یک کشور درگیر نباشند، باز هم انتشار اخبار جنگ، ناامنی یا تنش نظامی می‌تواند کل کشور را در نگاه گردشگر خارجی به عنوان مقصدی پرخطر معرفی کند. این مسئله برای ایران نیز به‌ویژه در مقاطع بحرانی سبب شده است که بسیاری از گردشگران بالقوه، برنامه سفر خود را لغو یا به تعویق بیندازند. یکی از مهم‌ترین پیامدهای جنگ بر گردشگری ایران، کاهش محسوس گردشگران ورودی است. گردشگر خارجی معمولاً در انتخاب مقصد، بیش از هر چیز به امنیت، دسترسی، ثبات سیاسی و امکان پیش‌بینی شرایط توجه می‌کند. وقتی کشوری در فضای جنگی قرار می‌گیرد، شرکت‌های گردشگری بین‌المللی، رسانه‌ها، بیمه‌گران و حتی خطوط حمل‌ونقل نیز با احتیاط بیشتری رفتار می‌کنند. در نتیجه نه‌تنها ورود گردشگر کمتر می‌شود، بلکه شبکه‌های پشتیبان سفر نیز تضعیف می‌شوند و این امر ضربه‌ای چندلایه به توسعه گردشگری وارد می‌کند. در سطح داخلی نیز جنگ موجب تغییر جدی در الگوی سفر می‌شود. در شرایطی که جامعه با اضطراب، نااطمینانی و فشار اقتصادی روبه‌رو است، سفرهای تفریحی اولویت خود را از دست می‌دهند. خانواده‌ها بودجه‌های غیرضروری را کاهش می‌دهند و تمایل به سفرهای طولانی، پرهزینه یا غیرضروری کم می‌شود. این موضوع باعث می‌شود توسعه گردشگری داخلی نیز از مسیر طبیعی خود خارج شود و بسیاری از مقاصد گردشگری با افت تقاضا، کاهش اقامت و رکود خدمات مواجه شوند. از سوی دیگر، شرایط جنگی بر سرمایه‌گذاری در صنعت گردشگری نیز اثر منفی می‌گذارد. توسعه گردشگری نیازمند افق روشن، ثبات نسبی، امنیت سرمایه و پیش‌بینی‌پذیری بازار است. اما جنگ این مؤلفه‌ها را تضعیف می‌کند. وقتی سرمایه‌گذار آینده روشنی برای بازگشت سرمایه نبیند، پروژه‌های هتلی، اقامتی، تفریحی و حمل‌ونقلی متوقف یا کند می‌شوند. در چنین وضعیتی، گردشگری از یک حوزه توسعه‌محور به بخشی پرریسک تبدیل می‌شود که در اولویت دوم یا سوم سرمایه‌گذاران قرار می‌گیرد. هتلداری نیز به عنوان یکی از ارکان اصلی گردشگری، در دوران جنگ دچار تغییر کارکرد می‌شود. هتل‌ها که در شرایط عادی باید میزبان گردشگران داخلی و خارجی باشند، در فضای جنگی ممکن است با کاهش شدید مسافر تفریحی روبه‌رو شوند. برخی از آنها ناچار می‌شوند خدمات خود را به گروه‌های دیگری مانند کارکنان سازمانی، نیروهای امدادی، خبرنگاران، یا مسافران ضروری ارائه دهند. به این ترتیب، صنعت هتلداری از مسیر معمول توسعه خود فاصله می‌گیرد و بیشتر به سمت بقا و تطبیق با شرایط اضطراری حرکت می‌کند. جنگ همچنین توسعه متوازن جغرافیایی گردشگری را مختل می‌کند. در شرایط عادی، برنامه‌ریزی گردشگری بر توزیع سفر، معرفی مقاصد جدید و توسعه منطقه‌ای استوار است. اما در فضای جنگی، برخی مناطق به‌کلی از چرخه سفر خارج می‌شوند و تمرکز بر شهرها و مناطق امن‌تر افزایش می‌یابد. این تمرکز ناهمگون، از یک سو فشار مضاعفی بر برخی مقاصد وارد می‌کند و از سوی دیگر، فرصت رشد را از مناطقی می‌گیرد که می‌توانستند در شرایط عادی نقش مهمی در اقتصاد گردشگری کشور ایفا کنند. در کنار این آسیب‌ها، جنگ گاه سبب می‌شود مفهوم «تاب‌آوری» در صنعت گردشگری جدی‌تر گرفته شود. بحران‌های شدید، بازیگران این صنعت را وادار می‌کنند که به مدیریت ریسک، برنامه‌ریزی بحران، تنوع‌بخشی به بازار هدف و انعطاف در خدمات بیشتر توجه کنند. برای ایران نیز تجربه شرایط جنگی و نااطمینانی‌های ناشی از آن می‌تواند به درسی مهم برای بازتعریف مدل توسعه گردشگری تبدیل شود؛ مدلی که فقط بر شرایط ایده‌آل متکی نباشد، بلکه توان مقاومت در برابر شوک‌ها را نیز داشته باشد. نکته مهم این است که جنگ صرفاً گردشگری را متوقف نمی‌کند، بلکه مسیر توسعه آن را تغییر می‌دهد. یعنی به جای آنکه صنعت گردشگری بر پایه رشد تدریجی، جذب گردشگر خارجی، گسترش برند مقصد و توسعه زیرساخت‌ها پیش رود، بیشتر درگیر حفظ وضع موجود، مدیریت بحران و جبران خسارت می‌شود. این تغییر مسیر، باعث عقب‌ماندن از رقابت منطقه‌ای و جهانی نیز می‌گردد، زیرا سایر کشورها در حال توسعه محصولات، خدمات و تصویر برند خود هستند، در حالی که کشور درگیر بحران بیشتر انرژی خود را صرف حفظ پایداری می‌کند. در نهایت، می‌توان گفت شرایط جنگی در ایران، صنعت گردشگری را نه فقط از نظر اقتصادی، بلکه از منظر راهبردی نیز تحت تأثیر قرار داده است. جنگ باعث کاهش تقاضا، تضعیف تصویر مقصد، توقف سرمایه‌گذاری، تغییر الگوی سفر و اختلال در توسعه زیرساخت‌ها می‌شود. با این حال، همین تجربه می‌تواند مبنایی برای بازنگری در سیاست‌های گردشگری باشد. اگر توسعه گردشگری ایران قرار است در آینده مسیر پایدارتری طی کند، باید از تجربه جنگ و بحران بیاموزد که امنیت، اعتماد، تاب‌آوری و مدیریت هوشمندانه، پایه‌های اصلی رشد این صنعت هستند. ✍️ فاطمه دکامینی - مدرس دانشگاه، مولف و پژوهشگر

ایجاد شده: 27/فروردین/1405       آخرین ویرایش: 27/فروردین/1405     مقالات و یادداشت ها
جایگاه تبلیغات 1 جایگاه تبلیغات 1


کمی منتظر بمانید...