✍🏻 نازلی بخشایش | خبرنگار و دبیر حوزه گردشگری فرهنگی و هنری موسیقی محور
گردشگری در جهان امروز دیگر صرفاً جابهجایی برای دیدن آثار تاریخی، طبیعت یا گذران اوقات فراغت نیست. گردشگر معاصر بیش از گذشته به دنبال تجربه است؛ تجربهای که بتواند میان هویت فردی، علایق فرهنگی و مقصد سفر پیوند برقرار کند.
در این میان، موسیقی بهعنوان یکی از فراگیرترین زبانهای فرهنگی بشر، به عاملی مؤثر در انتخاب مقصد، شکلگیری سفر و حتی بازتعریف هویت شهرها و کشورها تبدیل شده است.
از سفر برای حضور در یک کنسرت یا جشنواره گرفته تا بازدید از زادگاه آهنگسازان، موزههای موسیقی، سالنهای تاریخی، شهرهای موسیقایی و مکانهایی که با خاطره یک هنرمند یا یک اثر پیوند خوردهاند، همگی در قلمرو «گردشگری موسیقیمحور» قرار میگیرند.
گردشگری موسیقی یا Music Tourism به سفرهایی اطلاق میشود که موسیقی در آنها انگیزه اصلی یا یکی از انگیزههای مهم سفر است. این نوع گردشگری طیف گستردهای را دربرمیگیرد: سفر برای شرکت در کنسرتها و جشنوارهها، بازدید از اپراها و تالارهای موسیقی، گردشگری مرتبط با میراث موسیقایی، سفر به زادگاه یا آرامگاه هنرمندان، بازدید از موزهها و آرشیوهای موسیقی، حضور در رویدادهای موسیقی بومی و محلی و حتی سفر برای آموزش، اجرا یا تجربه موسیقی در یک مقصد مشخص.
سازمان جهانی گردشگری ملل متحد، موسیقی و هنرهای اجرایی را از عناصر مهم گردشگری فرهنگی میداند؛ حوزهای که میتواند به حفاظت از میراث، تقویت اقتصاد محلی و ایجاد تجربهای متمایز برای گردشگران کمک کند.
از این منظر، موسیقی فقط یک محصول فرهنگی نیست، بلکه میتواند به «دلیل سفر» و در نتیجه به یک دارایی اقتصادی و توسعهای تبدیل شود.
از آیینهای موسیقایی تا صنعت گردشگری تجربهمحور:
پیوند موسیقی و سفر پدیدهای تازه نیست. در دورههای تاریخی، آیینهای مذهبی، موسیقیهای درباری، اجراهای مردمی و مناسبتهای فصلی، گروههایی از مردم را از مناطق مختلف به یک مکان جذب میکردند.
در اروپا، سفر برای تماشای اپرا و اجراهای موسیقی کلاسیک، بهویژه از قرن هجدهم و نوزدهم، به بخشی از فرهنگ سفر طبقات مرفه تبدیل شد. شهرهایی مانند وین، سالزبورگ، ونیز و میلان بهتدریج هویت خود را با موسیقی و هنرهای نمایشی پیوند دادند.
با گسترش صنعت ضبط، رادیو، سینما و سپس رسانههای دیجیتال، موسیقی از مرزهای جغرافیایی عبور کرد و رابطه مخاطب با مکانهای موسیقایی شکل تازهای یافت.
طرفداران گروههای موسیقی و هنرمندان مشهور، برای دیدن محل تولد، خانه، استودیو یا مکانهای مرتبط با آثار آنان سفر کردند. نمونه مشهور آن، گردشگری مرتبط با گروه «بیتلز» در شهر لیورپول است؛ پدیدهای که نشان میدهد میراث یک گروه موسیقی چگونه میتواند به بخشی پایدار از اقتصاد و برند شهری تبدیل شود.
در دهههای اخیر، رشد جشنوارههای بزرگ، توسعه صنعت موسیقی زنده، افزایش سفرهای کوتاهمدت و گسترش شبکههای اجتماعی، گردشگری موسیقی را وارد مرحلهای تازه کرده است.
امروز یک کنسرت بزرگ میتواند هزاران یا حتی میلیونها نفر را به شهر یا کشوری دیگر بکشاند و زنجیرهای از هزینهها را در حملونقل، اقامت، رستورانها، خرید، خدمات شهری و صنایع خلاق فعال کند.
سهم موسیقی در اقتصاد گردشگری؛ چرا آمارها یکسان نیستند؟
یکی از دشواریهای تحلیل گردشگری موسیقی، نبود یک نظام آماری جهانی و یکپارچه برای اندازهگیری آن است. برخلاف گردشگری ساحلی، طبیعتگردی یا گردشگری تجاری، هنوز شاخص واحدی وجود ندارد که بتوان بر اساس آن سهم دقیق موسیقی را از کل گردشگران جهان تعیین کرد.
دلیل این مسئله روشن است: بسیاری از گردشگران با بیش از یک انگیزه سفر میکنند. ممکن است فردی برای دیدن یک شهر تاریخی سفر کند، اما در همان سفر در یک کنسرت نیز حضور داشته باشد؛ یا برای شرکت در یک جشنواره به مقصدی برود و همزمان از جاذبههای فرهنگی و طبیعی آن منطقه بازدید کند. بنابراین، مرز میان «گردشگر موسیقی» و «گردشگری که موسیقی یکی از تجربههای اوست» همیشه کاملاً مشخص نیست.
با این حال، دادههای ملی و منطقهای نشان میدهد که این حوزه در بسیاری از کشورها به یکی از محرکهای مهم گردشگری فرهنگی و اقتصاد رویداد تبدیل شده است.
یکی از معتبرترین نمونهها، گزارشهای سالانه نهاد UK Music در بریتانیاست. بر اساس گزارش «Hometown Glory»، در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۳.۵ میلیون گردشگر موسیقی در کنسرتها و جشنوارههای بریتانیا حضور داشتند؛ رقمی که نسبت به ۱۹.۲ میلیون نفر در سال ۲۰۲۳، حدود ۲۳ درصد افزایش داشت.
از این تعداد، حدود ۲۱.۹ میلیون نفر گردشگر داخلی و حدود ۱.۶ میلیون نفر گردشگر بینالمللی بودند. هزینهکرد این گردشگران در حوزههایی مانند بلیت، اقامت، حملونقل، خوراک، خرید و خدمات مرتبط، حدود ۱۰ میلیارد پوند برآورد شده است.
این رقم نسبت به حدود ۸ میلیارد پوند در سال ۲۰۲۳، رشدی نزدیک به ۲۵ تا ۲۶ درصد را نشان میدهد.
این آمار بهخوبی نشان میدهد که موسیقی تنها درآمد حاصل از فروش بلیت نیست. هر رویداد موسیقایی میتواند مجموعهای از کسبوکارهای محلی را فعال کند و اثر آن از سالن اجرا یا محل برگزاری جشنواره فراتر برود.
آیا بریتانیا رتبه نخست گردشگری موسیقی جهان را دارد؟
پاسخ دقیق این است که رتبهبندی رسمی و واحدی برای تعیین «کشور نخست گردشگری موسیقی جهان» وجود ندارد؛ زیرا کشورها از روشهای متفاوتی برای سنجش این بازار استفاده میکنند و شاخصهای قابل مقایسه جهانی هنوز بهصورت استاندارد تدوین نشدهاند.
با این حال، اگر معیار را حجم گردشگران موسیقی، تنوع رویدادها، قدرت صنعت موسیقی زنده، میزان اثر اقتصادی، سابقه تاریخی و کیفیت دادههای منتشرشده قرار دهیم، بریتانیا یکی از پیشروترین و مستندترین نمونههای جهان و احتمالاً برجستهترین الگوی قابل سنجش در گردشگری موسیقی زنده است.
بریتانیا مجموعهای کمنظیر از ظرفیتها را در اختیار دارد: شهرهای موسیقایی مانند لندن، لیورپول، منچستر و گلاسگو؛ جشنوارههای بینالمللی؛ سالنهای تاریخی؛ موسیقی پاپ و راک با نفوذ جهانی؛ میراث هنرمندان مشهور؛ و شبکه گستردهای از سالنها و فضاهای اجرای موسیقی. این کشور توانسته موسیقی را نه فقط بهعنوان یک محصول هنری، بلکه بهعنوان بخشی از سیاست توسعه شهری، اقتصاد خلاق و برند ملی خود تعریف کند.
در کنار بریتانیا، ایالات متحده نیز یکی از بزرگترین قطبهای گردشگری موسیقی جهان است. شهرهایی مانند نشویل، ممفیس، نیواورلئان، آستین و نیویورک، هرکدام با ژانرها و روایتهای موسیقایی خاص خود شناخته میشوند. نشویل با موسیقی کانتری، ممفیس با بلوز و راکاندرول و نیواورلئان با جَز، نمونههایی از شهرهایی هستند که هویت موسیقایی را به بخشی از تجربه گردشگری تبدیل کردهاند.
در اروپا، اتریش نیز جایگاه ویژهای دارد. وین با میراث موسیقی کلاسیک و نامهایی چون موتسارت، بتهوون، شوبرت، برامس و اشتراوس، یکی از مهمترین مقاصد گردشگری موسیقی کلاسیک جهان است. سالزبورگ نیز با پیوند تاریخی خود با موتسارت، از موسیقی برای تقویت هویت شهری و جذب گردشگران استفاده میکند. جشنواره سالزبورگ، کنسرتهای تاریخی و فضاهای فرهنگی این شهر، نمونهای موفق از پیوند میراث هنری و اقتصاد گردشگری هستند.
آلمان نیز با شهرهایی مانند برلین، لایپزیگ و بایرویت، در حوزه موسیقی کلاسیک، اپرا و جشنوارههای تخصصی جایگاه مهمی دارد. در آسیا، کره جنوبی با تکیه بر موج فرهنگی کرهای و گسترش جهانی K-pop، شکل تازهای از گردشگری موسیقی را ایجاد کرده است؛ گردشگریای که با رسانههای دیجیتال، صنعت سرگرمی، مد، فناوری و برند ملی پیوند خورده است.
موسیقی چگونه به توسعه گردشگری کمک میکند؟
نخستین اثر موسیقی، افزایش جذابیت مقصد است. بسیاری از شهرها دارای جاذبههای تاریخی یا طبیعی مشابهاند، اما موسیقی میتواند به آنها هویتی متمایز ببخشد. شهری که با یک سبک موسیقی، یک جشنواره یا یک هنرمند شناخته میشود، در ذهن گردشگر تصویری مشخصتر و ماندگارتر پیدا میکند.
دومین اثر، افزایش مدت اقامت و میزان هزینهکرد گردشگر است. رویدادهای چندروزه، جشنوارهها و برنامههای موسیقایی معمولاً گردشگر را برای مدت بیشتری در مقصد نگه میدارند. این مسئله به افزایش تقاضا برای هتل، حملونقل، رستوران، خرید و خدمات محلی منجر میشود.
سومین اثر، توزیع جغرافیایی گردشگری است. برخلاف بسیاری از جاذبههای مشهور که گردشگران را در چند شهر بزرگ متمرکز میکنند، جشنوارهها و رویدادهای موسیقایی میتوانند گردشگر را به شهرهای کوچک، مناطق روستایی و مقاصد کمتر شناختهشده هدایت کنند. موسیقی محلی در این میان ظرفیت ویژهای دارد، زیرا میتواند تجربهای اصیل و وابسته به مکان ایجاد کند؛ تجربهای که بهسادگی قابل انتقال یا تکرار در مقصدی دیگر نیست.
چهارمین اثر، تقویت اقتصاد محلی و اشتغال است. یک رویداد موسیقایی علاوه بر هنرمندان، به فعالیت گروههای گستردهای از مشاغل وابسته است: برگزارکنندگان، صدابرداران، نورپردازان، طراحان صحنه، کارکنان هتل، رانندگان، فروشندگان، تولیدکنندگان صنایعدستی و فعالان حوزه خوراک و خدمات. بنابراین، اثر اقتصادی موسیقی در یک مقصد، چندلایه و زنجیرهای است.
پنجمین اثر، تقویت دیپلماسی فرهنگی و قدرت نرم است. موسیقی میتواند تصویری انسانی، خلاق و ماندگار از یک کشور ایجاد کند. گاه یک هنرمند یا یک جریان موسیقایی بیش از بسیاری از کمپینهای تبلیغاتی، نام یک شهر یا کشور را در جهان مطرح میکند.
از «رویداد» تا «میراث»؛ دو مسیر اصلی گردشگری موسیقی
گردشگری موسیقی را میتوان به دو حوزه اصلی تقسیم کرد. نخست، گردشگری رویدادمحور است؛ مانند سفر برای حضور در کنسرت، جشنواره، اپرا یا یک اجرای ویژه.
این نوع گردشگری معمولاً زمانمند است و به تقویم رویدادها وابسته است.
دوم، گردشگری میراث موسیقایی است؛ مانند بازدید از خانه و زادگاه هنرمندان، موزههای موسیقی، سالنهای تاریخی، آرشیوها و مکانهایی که در تاریخ موسیقی نقش داشتهاند. مزیت این نوع گردشگری، پایداری بیشتر آن است. یک کنسرت ممکن است تنها یک شب برگزار شود، اما یک موزه، خانه تاریخی یا مسیر گردشگری موسیقی میتواند در تمام طول سال پذیرای گردشگران باشد.
شهرهای موفق معمولاً این دو مسیر را با یکدیگر ترکیب میکنند؛ یعنی هم رویدادهای زنده و جذاب برگزار میکنند و هم میراث موسیقایی خود را به محصولی دائمی برای گردشگری تبدیل میسازند.
فرصت ایران؛ موسیقی بهعنوان نقشهای فرهنگی
ایران از نظر تنوع موسیقایی، یکی از غنیترین کشورهای منطقه است. موسیقی دستگاهی، موسیقی نواحی، موسیقی آیینی، موسیقی مقامی، سازهای بومی، آوازهای محلی و تنوع فرهنگی اقوام، مجموعهای گسترده از ظرفیتها را برای توسعه گردشگری موسیقی فراهم کرده است.
از موسیقی خراسان و کردستان تا موسیقی جنوب، آذربایجان، لرستان، بلوچستان، گیلان و مازندران، هر منطقه میتواند روایت موسیقایی خاص خود را به بخشی از تجربه سفر تبدیل کند. این ظرفیت تنها به اجرای موسیقی محدود نیست؛ بلکه میتواند با آموزش ساز، بازدید از کارگاههای سازسازی، آشنایی با آیینها، تجربه خوراک محلی، صنایعدستی و طبیعت منطقه پیوند بخورد.
برای مثال، یک گردشگر میتواند در قالب یک بسته سفر فرهنگی، در کارگاه ساخت سازهای سنتی حضور یابد، با شیوههای نوازندگی محلی آشنا شود، در یک اجرای زنده شرکت کند و همزمان جاذبههای تاریخی و طبیعی منطقه را تجربه کند. چنین الگویی، گردشگری را از بازدید صرف به تجربهای عمیق و مشارکتی تبدیل میکند.
با این حال، بهرهبرداری از این ظرفیت نیازمند برنامهریزی حرفهای است. نبود تقویم بینالمللی رویدادهای موسیقی، ضعف در معرفی چندزبانه، کمبود دادههای آماری، محدود بودن زیرساختهای اجرای استاندارد و نبود بستههای گردشگری تخصصی، از جمله موانع توسعه این حوزه هستند.
ایران برای ورود جدیتر به گردشگری موسیقی، به چند اقدام اساسی نیاز دارد: ایجاد بانک اطلاعاتی از رویدادها و میراث موسیقایی، طراحی مسیرهای گردشگری موسیقی، حمایت از جشنوارههای محلی، ثبت و مستندسازی میراث موسیقی نواحی، توسعه آموزشهای تخصصی برای راهنمایان گردشگری و ایجاد همکاری میان وزارتخانهها، نهادهای فرهنگی، دانشگاهها، هنرمندان و بخش خصوصی.
جمعبندی:
گردشگری موسیقی در جهان امروز یک حوزه حاشیهای یا صرفاً سرگرمکننده نیست؛ بلکه بخشی از اقتصاد تجربه، صنایع خلاق و توسعه فرهنگی به شمار میرود. موسیقی میتواند گردشگر جذب کند، مدت اقامت را افزایش دهد، اقتصاد محلی را فعال سازد، هویت شهرها را تقویت کند و تصویری ماندگار از یک کشور در ذهن مخاطبان جهانی بسازد.
اگرچه هنوز آمار جهانی یکپارچهای درباره سهم دقیق گردشگری موسیقی از کل گردشگری وجود ندارد، دادههای کشورهایی مانند بریتانیا نشان میدهد که این حوزه میتواند میلیاردها پوند اثر اقتصادی و دهها میلیون سفر مرتبط ایجاد کند. بریتانیا، با توجه به حجم گردشگران موسیقی، تنوع رویدادها و نظام نسبتاً دقیق گزارشدهی، یکی از مهمترین الگوهای جهانی در این زمینه است؛ اما کشورهایی مانند آمریکا، اتریش، آلمان و کره جنوبی نیز هر یک مدل متفاوت و موفقی از پیوند موسیقی و گردشگری ارائه کردهاند.
برای ایران، موسیقی میتواند فراتر از یک هنر، به پلی میان فرهنگ، گردشگری، اقتصاد محلی و گفتوگوی بینالمللی تبدیل شود. تنوع موسیقایی ایران، اگر بهدرستی مستندسازی، معرفی و به محصول گردشگری تبدیل شود، ظرفیت آن را دارد که بخشی از نقشه فرهنگی سفر در منطقه و جهان را به خود اختصاص دهد.
شاید زمان آن رسیده باشد که موسیقی را نه فقط آنچه میشنویم، بلکه آنچه به خاطرش سفر میکنیم، بازتعریف کنیم.