مقالات و یادداشتهای تخصصی کارشناسان و صاحب نظران صنعت هتلداری در این بخش از سایت قابل مشاهده و دانلود میباشد.
تصمیم اخیر برای تغییر عنوان «هنرستان یا دبیرستان هتلداری» به «هتلداری و گردشگری» در نگاه نخست شاید صرفاً یک تغییر نام به نظر برسد، اما در واقع بازتاب یک نگرش نادرست و غیرتخصصی نسبت به ماهیت صنعت هتلداری و نیازهای واقعی بازار کار است؛ نگرشی که متأسفانه طی سالهای گذشته به تدریج جایگاه هتلداری را در نظام سیاستگذاری گردشگری کشور تضعیف کرده است. در تمامی نظامهای پیشرفته آموزشی جهان، هتلداری (Hospitality) و گردشگری (Tourism) اگرچه دارای ارتباطات متقابل هستند، اما دو حوزه مستقل با دانش، مهارتها، استانداردها، مشاغل و مسیرهای آموزشی متفاوت محسوب میشوند. معتبرترین مؤسسات آموزشی جهان از جمله مدرسه عالی هتلداری لوزان سوئیس (EHL) نیز میان مدیریت هتلداری و مدیریت گردشگری تفکیک علمی و حرفهای قائل هستند و برای هر یک برنامههای تخصصی جداگانه طراحی میکنند. مسئله اصلی اینجاست که هتلداری یک فعالیت صرفاً گردشگری نیست؛ بلکه یک صنعت عملیاتی، خدماتی و سرمایهبر است که نیازمند آموزشهای تخصصی در حوزههای پذیرش، خانهداری، غذا و نوشیدنی، آشپزی، رزرواسیون، درآمدزایی، فروش، نگهداری تأسیسات، مدیریت عملیات، خدمات مهمان و استانداردهای بینالمللی اقامت است. در مقابل، گردشگری عمدتاً بر برنامهریزی سفر، بازاریابی مقصد، راهنمایی گردشگران، حملونقل، سیاستگذاری و توسعه مقاصد متمرکز است. به همین دلیل در بسیاری از کشورهای پیشرو، دانشآموزان و دانشجویان از همان ابتدای مسیر آموزشی میان رشتههای Hotel Management، Hospitality Management و Tourism Management تفکیک میشوند. علت این تفکیک روشن است: نیازهای شغلی این دو حوزه یکسان نیست. امروز صنعت جهانی سفر و گردشگری حدود ۳۵۷ میلیون شغل در جهان ایجاد کرده و نزدیک به ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی جهان را به خود اختصاص داده است. (World Travel & Tourism Council) اما در دل همین اکوسیستم عظیم، بخش اقامت و هتلداری یکی از بزرگترین و مهمترین مصرفکنندگان نیروی انسانی آموزشدیده محسوب میشود؛ تا جایی که شورای جهانی سفر و گردشگری (WTTC) هشدار داده است که صنعت مهماننوازی و گردشگری جهان تا سال ۲۰۳۵ با کمبود دهها میلیون نیروی کار مواجه خواهد شد و تنها در بخشهای مرتبط با مهماننوازی، شکاف نیروی انسانی به میلیونها نفر خواهد رسید. در چنین شرایطی، کشورهای توسعهیافته نهتنها آموزش تخصصی هتلداری را تضعیف نکردهاند، بلکه سرمایهگذاری گستردهای برای تربیت نیروی انسانی ماهر در این حوزه انجام دادهاند؛ زیرا به خوبی میدانند که کیفیت خدمات اقامتی مستقیماً بر رضایت گردشگران، درآمد ارزی، نرخ بازگشت مسافر و اعتبار برند ملی تأثیر میگذارد. نکته مهمتر آن است که صنعت هتلداری بزرگترین دریافتکننده سرمایهگذاری در زنجیره گردشگری است. گزارشهای بینالمللی سرمایهگذاری هتل نشان میدهد که حجم سرمایهگذاری در بخش اقامت و هتلها طی سالهای اخیر رشد قابل توجهی داشته و همچنان یکی از جذابترین حوزههای سرمایهگذاری در صنعت سفر محسوب میشود. بنابراین این پرسش جدی مطرح میشود که چرا بخشی که بیشترین حجم سرمایهگذاری، اشتغال مستقیم، داراییهای فیزیکی و نیاز به نیروی انسانی تخصصی را در اختیار دارد، باید در نظام آموزشی کشور به تدریج هویت مستقل خود را از دست بدهد؟ واقعیت این است که تجربه سالهای اخیر نشان میدهد هتلداری در بسیاری از تصمیمات اجرایی و حتی نمادین، به تدریج در سایه عنوان کلی «گردشگری» قرار گرفته است. حذف تدریجی واژه «هتلداری» از برخی رویدادها، نمایشگاهها و ساختارهای سیاستگذاری نمونهای از همین روند است. این در حالی است که در ادبیات جهانی، Hospitality نه زیرمجموعهای کماهمیت از Tourism، بلکه یکی از ارکان اصلی و مستقل آن محسوب میشود. نگرانی فعالان صنعت هتلداری از تغییر عنوان مدارس تخصصی هتلداری نیز دقیقاً از همین منظر قابل درک است. تجربه نشان داده است که هرگاه دو رشته تخصصی با نیازهای آموزشی متفاوت در یک ساختار آموزشی ادغام میشوند، به مرور سهم آموزشهای مهارتی، کارگاهی و عملی کاهش یافته و جای خود را به دروس عمومیتر و مشترک میدهد. نتیجه چنین رویکردی، کاهش عمق مهارتآموزی و تربیت فارغالتحصیلانی است که نه در هتلداری تخصص کافی دارند و نه در گردشگری. اگر هدف کشور توسعه گردشگری، ارتقای کیفیت خدمات، افزایش سرمایهگذاری و رقابتپذیری بینالمللی است، مسیر آن از تضعیف آموزش تخصصی هتلداری نمیگذرد. برعکس، امروز باید شاهد توسعه هنرستانهای تخصصی هتلداری، تجهیز کارگاههای آموزشی، ارتقای استانداردهای مهارتی و تقویت پیوند میان مدارس و هتلها باشیم. تغییر عنوان «هتلداری» به «هتلداری و گردشگری» شاید در ظاهر اقدامی کوچک باشد، اما در عمل میتواند نشانهای از یک خطای بزرگتر باشد؛ خطایی که میان یک صنعت عملیاتی و سرمایهبر با یک حوزه سیاستگذاری و خدمات سفر تمایز قائل نیست. صنعت هتلداری ایران بیش از هر زمان دیگری به نیروی انسانی ماهر نیاز دارد. تصمیمگیران باید به جای کمرنگ کردن هویت آموزشی این صنعت، برای تقویت آن برنامهریزی کنند. آینده هتلهای کشور با سرمایهگذاری در ساختمانها ساخته نمیشود؛ با سرمایهگذاری در آموزش نیروی انسانی ساخته میشود. ✍️ مهدی حسینی
ایجاد شده: 8/تیر/1405 آخرین ویرایش: 8/تیر/1405
تصور کنید ساعت ۶ صبح است و شما هنوز به هتل نرسیدهاید، اما سیستم هوشمند شما در حال کار است. یکی از آسانسورها صدای غیرعادی دارد، نسان متوجه نمیشود، اما حسگرها میفهمند. قبل از اینکه خرابی رخ دهد و مهمانان در راهرو منتظر بمانند، تیم نگهداری هشدار دریافت میکند و قطعه یدکی را سفارش میدهد. در همین حال، سیستم انرژی متوجه میشود که طبقه سوم خالی است و روشنایی راهروها را کاهش میدهد، ۳۵٪ صرفهجویی در برق، بدون اینکه کسی حتی متوجه شود. ساعت ۸ صبح، مهمانی از درب ورودی وارد میشود. سیستم او را میشناسد، میداند که بار قبل اتاق طبقه بالا با نمای دریا را انتخاب کرده بود، و این بار هم همان را آماده کرده است. دمای اتاق از قبل روی ۲۲ درجه تنظیم شده، و لیست رستورانهای مورد علاقهاش روی تبلت اتاق منتظر اوست. این دیگر رویا نیست، این واقعیت هتلهایی است که از امروز شروع به رقابت کردهاند و شما اگر الان شروع نکنید، دارید عقب میمانید. مطالعهای تحت عنوان «تأثیر هوشمندسازی بر کارآمدی هتلهای پنجستاره جنوب ایران» از دانشگاه شیراز، در دوره سیزدهم ژورنال مطالعات اجتماعی گردشگری ایران در دانشگاه فردوسی مشهد منتشر شد و به این سوال اساسی پاسخ داد: وقتی یک هتل پنجستاره تصمیم میگیرد هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، رباتیک و سیستمهای خودکار را وارد کار کند، واقعاً چه اتفاقی میافتد؟ محققان با مدیران و بهرهبرداران تمامی هتلهای پنجستاره در استانهای جنوب ایران مصاحبه کردند و از روش آمیخته کیفی-کمی استفاده کردند تا بفهمند کدام بخشهای هتل بیشترین منفعت را میبرند و مدیران چگونه باید شروع کنند. نتیجه تحقیق شگفتانگیز بود و برخلاف تصور رایج که فکر میکنیم هوشمندسازی فقط برای راحتی مهمان است، محققان نشان دادند که بیشترین تأثیر هوشمندسازی روی فرایندهای مدیریتی است نه عملیاتی. چرا این مهم است؟ چون هوشمندسازی ابتدا شیوه تصمیمگیری، برنامهریزی، کنترل و هماهنگی را تغییر میدهد. وقتی مدیریت هتل دادهمحور، دقیقتر و سریعتر شود، اثر آن مثل موج به سمت عملیات و تجربه مهمان سرازیر میشود. مدیران دیگر بر اساس حدس تصمیم نمیگیرند، دادههای لحظهای دارند. برنامهریزی دقیقتر میشود، کنترل کیفیت خودکارتر میشود، و هماهنگی بین بخشها روانتر میشود. مثلاً سیستم هوشمند به شما میگوید که هفته آینده رزروها ۴۰٪ بیشتر از این هفته است و شما میتوانید از قبل نیروی کار را تنظیم کنید، موجودی غذا را افزایش دهید، و از شلوغی غیرمنتظره جلوگیری کنید. این تحول در لایه مدیریتی سپس به لایه پشتیبانی منتقل میشود! منابع انسانی بهتر استخدام و آموزش میدهند، امور مالی دقیقتر هزینهها را کنترل میکند، نگهداری خرابیها را قبل از بروز پیشبینی میکند، و تدارکات هوشمندانه و بهموقع خرید میکند. حسگرهای سیستم تهویه مطبوع متوجه میشوند که فیلتر یکی از دستگاهها دارد مسدود میشود و قبل از اینکه مهمانی شکایت کند، تیم تعمیرات آن را تعویض میکند. در نهایت، این موج به لایه عملیاتی میرسد! پذیرش سریعتر میشود، چکاین و چکاوت بدون صف انجام میشود، اتاقها شخصیسازی میشوند، رستوران بهصورت هوشمند سفارش میگیرد، و نظافت بر اساس زمان خروج مهمانان برنامهریزی میشود. مهمان دیگر نیازی ندارد منتظر پذیرش بماند—با اپلیکیشن موبایل کلید دیجیتال اتاق را دریافت میکند و مستقیم به اتاق میرود. این تحقیق نشان داد که هوشمندسازی نه یک لوکس، بلکه یک ضرورت رقابتی است و هتلهایی که امروز شروع میکنند، فردا رهبران بازار خواهند بود. جمعبندی این مطالعه یک پیام صریح دارد: هوشمندسازی یک تجمل نیست، یک ضرورت رقابتی است. هتلهای پنجستارهای که فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و رباتیک را بهصورت یکپارچه در عملیات، پشتیبانی و مدیریت خود به کار گرفتهاند، هم بهرهوری را بالا بردهاند، هم هزینهها را مهار کردهاند، هم تجربه مهمان را بهبود بخشیدهاند و هم سودآوری بیشتری به دست آوردهاند. دنیای هتلداری دیگر مانند یک دهه پیش نیست؛ مهمانان امروز خدمات سریع، شخصی و بیدردسر میخواهند و رقبا در حال سرمایهگذاری بر همین فناوریها هستند. پرسش دیگر این نیست که «آیا باید؟»، بلکه این است که «از کجا شروع کنیم؟» و پاسخ، همانطور که پژوهش نشان داد، ساده است: از اتاق مدیریت؛ از همان جایی که استراتژی شکل میگیرد، برنامه طراحی میشود و آینده هتل شما رقم میخورد. منبع:اعظم صفرآبادی؛ سینا ظفریان؛ معصومه محرر: ژورنال مطالعات اجتماعی گردشگری ایران، دوره ۱۳، دانشگاه فردوسی مشهد، بهار ۱۴۰۴.
ایجاد شده: 7/تیر/1405 آخرین ویرایش: 7/تیر/1405
ضرورت ارتقای آگاهی حقوقی و صنفی در صنعت هتلداری و گردشگری: راهبردی برای کاهش چالشهای اجرایی و قضایی مقدمه صنعت هتلداری و گردشگری به عنوان یکی از ارکان اصلی اقتصاد خدمات، به دلیل ارتباط مستقیم و مستمر با آحاد جامعه، بستری حساس برای بروز تعارضات حقوقی است. تجارب میدانی و بررسیهای کارشناسی نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از شکایات، اختلافات فیمابین و مراجعات به مراجع قضایی و نظارتی، نه ناشی از سوءنیت طرفین، بلکه معلول «شکاف آگاهی» نسبت به حقوق، تکالیف و مقررات بالادستی است. این نوشتار با هدف تبیین پیامدهای این ناآگاهی و ارائه راهکارهای پیشگیرانه تدوین شده است. ۱. آسیبشناسی فقدان سواد حقوقی در روابط صنفی فقدان شناخت کافی از مقررات در دو سطحِ «ارائهدهندگان خدمات» (هتلها، اقامتگاهها و آژانسها و. . . ) و «گیرندگان خدمت» (مسافران)، منجر به بروز فرسایش اداری و قضایی شده است. ریشههای اصلی این چالش عبارتند از: • ابهام در قراردادهای رزرو: نادیده گرفتن شروط ضمن عقد (مانند سیاستهای ابطال و استرداد وجه). • ابهام در معرفی استاندارهای ارائه خدمات و حقوق مصرف کنندگان در مجموعه های گردشگری و هتلداری • عدم انطباق با ضوابط انتظامی: ناآگاهی از الزامات پذیرش و امنیت. • نقص در مستندسازی: فقدان رویههای مکتوب در تعاملات روزمره که منجر به بیدفاع ماندن طرفین در صورت بروز اختلاف میشود. ۲. حوزههای کلیدی مقرراتی فعالان این صنف میبایست اشراف کامل بر موارد زیر داشته باشند تا از ورود خسارت به کسبوکار و میهمان جلوگیری نمایند: • مقررات وزارت میراث فرهنگی: شامل ضوابط بهرهبرداری، نرخگذاری و استانداردسازی واحدها. • الزامات HSE و ایمنی: مطابق با استانداردهای آتشنشانی، آسانسور و تأسیسات که هرگونه اهمال در آن میتواند منجر به مسئولیتهای کیفری سنگین شود. • بهداشت محیط و سلامت: رعایت استانداردهای دانشگاه علوم پزشکی و سازمان دامپزشکی برای پیشگیری از مخاطرات عمومی. • ضوابط اماکن عمومی: جهت تضمین امنیت و رعایت انضباط اجتماعی در واحدهای اقامتی. ۳. مسئولیتهای مدنی و حرفهای ناآگاهی از حقوق مصرفکننده و تکالیف متقابل، صرفاً یک مسئله صنفی نیست؛ بلکه میتواند منجر به مسئولیت مدنی (جبران خسارت) و حتی کیفری گردد. شفافیت در اعلام خدمات، قیمتگذاری و سیاستهای داخلی، ابزاری برای مصونیت حقوقیِ مدیران واحدهاست. ۴. راهکارهای پیشنهادی انجمن برای ارتقای وضعیت موجود برای گذار از وضعیت فعلی و رسیدن به انضباط حرفهای، موارد ذیل به عنوان راهبرد کلان انجمن پیشنهاد میشود: 1. آموزش همگانی: تدوین و توزیع راهنمای حقوقیِ سادهشده برای میهمانان و فعالان صنفی. 2. استانداردسازی قراردادها: استفاده از فرمهای قرارداد متحدالشکل و مورد تأیید مراجع قانونی برای جلوگیری از تفسیر به رأی. 3. نهادینهسازی نظام پاسخگویی: ایجاد بخش رسیدگی به شکایات در ساختار داخلی مجموعهها برای حل اختلافات پیش از ارجاع به خارج از واحد. 4. نظارت پیشگیرانه: جایگزینی رویکردهای مچگیرانه با رویکردهای هدایتگرانه و آموزشی از سوی نهادهای ذیربط. سخن پایانی پایداری و رشد صنعت گردشگری در گرو «شفافیت» و «قانونمندی» است. انجمن کارشناسان خبره آمادگی خود را برای همکاری با نهادهای دولتی و بخش خصوصی جهت تدوین آییننامههای اجرایی و برگزاری دورههای تخصصی به منظور کاهش تنشهای صنفی اعلام میدارد. ✍️ "هادی عربی گل" رئیس هیأتمدیره و دبیر اجرایی انجمن کارشناسان خبره
ایجاد شده: 3/تیر/1405 آخرین ویرایش: 3/تیر/1405
در دنیای پرآشوب امروز، ثبات اقتصادی و سیاسی دیگر یک امر بدیهی نیست. این ناآرامیها، بهویژه در صنعت پویای گردشگری، چالشهای منحصر به فردی را برای هتلها و آژانسهای مسافرتی ایجاد میکند. با این حال، همین چالشها فرصتهایی برای نوآوری، تابآوری و تمایز را نیز فراهم میکنند. با اتخاذ رویکردهای استراتژیک و هوشمندانه، میتوان نه تنها از این دوران پر فراز و نشیب عبور کرد، بلکه جایگاه خود را در بازار تقویت نمود. بازنگری در استراتژیهای قیمتگذاری و انعطافپذیری در زمان عدم قطعیت، مشتریان به دنبال ارزش و اطمینان بیشتری هستند. ارائه بستههای قیمتی منعطف، امکان کنسلی رایگان (تا حد امکان)، و تخفیفهای هوشمندانه در زمانهای کمتقاضا میتواند جذابیت خدمات شما را دوچندان کند. در نظر گرفتن پکیجهای ترکیبی که شامل اقامت، گشت و انتقال میشود، با قیمتگذاری رقابتی، میتواند به مشتریان احساس امنیت و صرفهجویی بدهد. همچنین، استفاده از مدلهای قیمتگذاری پویا که به سرعت به تغییرات بازار واکنش نشان میدهند، حیاتی است. تنوعبخشی به بازار هدف و مقاصد تکیه بر یک بازار خاص یا یک مقصد جغرافیایی، ریسک بالایی دارد. در شرایط کنونی، گسترش دامنه فعالیت به بازارهای بینالمللی جدید (با در نظر گرفتن ملاحظات سیاسی و اقتصادی) و همچنین تمرکز بر مقاصد داخلی کمتر شناخته شده اما با پتانسیل بالا، میتواند سبد ریسک شما را متعادل کند. شناسایی و جذب گردشگران داخلی که به دلیل محدودیتهای سفر خارجی، به دنبال تجربههای جدید در کشور خود هستند، یک فرصت طلایی است. تقویت کانالهای ارتباطی و اعتمادسازی شفافیت و ارتباط مستمر با مشتریان، کلید عبور از بحران است. در زمان عدم قطعیت، مشتریان بیش از پیش به دنبال اطلاعات دقیق و بهروز هستند. استفاده فعال از رسانههای اجتماعی، ایمیل مارکتینگ هدفمند، و وبسایت بهروز شده برای اطلاعرسانی درباره وضعیت ایمنی، پروتکلهای بهداشتی، و هرگونه تغییر در برنامهها، ضروری است. ایجاد حس اطمینان و امنیت از طریق ارائه اطلاعات صادقانه و پاسخگویی سریع به سوالات، روابط بلندمدت با مشتریان را تضمین میکند. نوآوری در خدمات و تجربه مشتری شرایط بحرانی، فرصتی برای خلاقیت است. ارائه تجربیات منحصر به فرد و شخصیسازی شده که فراتر از خدمات استاندارد هتلداری یا تورگردانی باشد، میتواند شما را از رقبا متمایز کند. این میتواند شامل تورهای خصوصی با تمرکز بر تجربیات فرهنگی عمیق، کارگاههای آموزشی، یا حتی استفاده از فناوری برای ارائه تجربههای مجازی قبل از سفر باشد. تمرکز بر "تجربه" به جای صرفاً "خدمت"، در ذهن مشتری ماندگارتر خواهد بود. مدیریت ریسک و تابآوری عملیاتی ایجاد برنامههای اضطراری برای سناریوهای مختلف (مانند تغییرات ناگهانی در مقررات سفر، اختلالات حمل و نقل، یا بحرانهای بهداشتی) امری حیاتی است. این شامل داشتن روابط قوی با تامینکنندگان متنوع، انعطافپذیری در برنامهریزی پرسنل، و آمادگی برای تغییر سریع در عملیات است. سرمایهگذاری در آموزش پرسنل برای مواجهه با شرایط غیرمنتظره و توانمندسازی آنها برای اتخاذ تصمیمات سریع، تابآوری سازمان را افزایش میدهد. همکاری و شبکهسازی استراتژیک در این دوران، همکاری میتواند به معنای بقا باشد. ایجاد اتحادهای استراتژیک با سایر کسبوکارهای گردشگری (مانند رستورانها، فروشگاههای صنایع دستی، یا شرکتهای حمل و نقل) برای ارائه بستههای جذابتر و تقسیم منابع، میتواند مفید باشد. همچنین، مشارکت فعال در انجمنهای صنفی و تبادل تجربیات با همکاران، راهنماییهای ارزشمندی را در شرایط دشوار ارائه میدهد. در نهایت، عبور از دوران عدم قطعیت، نیازمند دیدگاهی بلندمدت، انعطافپذیری، و تمرکز بر ایجاد ارزش واقعی برای مشتری است. مدیرانی که قادرند با خلاقیت و هوشمندی، چالشها را به فرصت تبدیل کنند، نه تنها در این دوران دوام خواهند آورد، بلکه به پیشگامان صنعت گردشگری آینده تبدیل خواهند شد. ✍️ فاطمه دکامینی - مدرس دانشگاه، مولف و پژوهشگر
ایجاد شده: 31/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 31/خرداد/1405
مقدمه گام دوم! فوتبال قهری در سرزمین کابوی ها با امضای تفاهم نامه صلح و پایان جنگ ایران و امریکا مواجه شده است. جمعیت ایرانی بلاتکلیف در ورزشگاه برای تشویق یا تحقیر تیم ملی دور هم جمع شده اند نمی دانند با گل زدن و یا گل خوردن ایران شاد باشند یا غمگین! این شرایط کم و بیش حال روز مردم جان سخت و ایستاده در میادین شهرهای ایران ماست! در مقابل امضای تفاهمنامه بین دکتر پزشکیان و ترامپ آن هم در ایام محرم و قبل از به خاک سپردن رهبر شهید و هزاران عزیز از دست رفته، به ناگاه صبح پیروزی دمیده است. عکس العمل چه باید باشد. البته ما همیشه در طول تاریخ انقلاب این گونه در خوف و رجا بسر برده ایم...محافظه کاری و صبر، توام با بدبینی سیرت ما ایرانیان بوده و هست که همواره هم کارساز شده ولی کم منافع و کم ضرر. به هر حال جلوی ضرر را از هرجا بگیریم سود کرده ایم. حفظ جان فرزندان عزیز این مرز و بوم در مقابل آفات جنگ مهمترین اولویت ما بایستی باشد و چه اقبالی بهتر از این که مردانی از دل این خاک سوخته سر علم کنند. عرصه دیپلماسی جان فدا کنند و پای عزت و آینده پر امید این کشور بایستند، همه سخت کامی ها و تلخ کامی و ترش رویی ها را به جان بخرند و حافظ جان و مال این مردم باشند. دکتر پزشکیان، دکتر قالیباف و دکتر عراقچی فرزندان این وطنند که به نمایندگی از مردم شریف و کادر رهبری ایران کار را در گام اول به نیکی تمام کردند. این همیت برای کسب پیروزی ملت ایران خجسته و فرخنده باد. مقدمه گام دوم در زمان مقرر ۶۰ روزه بازگشایی نمایندگی های سیاسی در دو کشور است. به منظور پیشگیری از کارشکنی ها و انتقال اخبار و اطلاعات کذب و به جهت پیگیری مستمر اجرای بندهای تفاهم نامه و برقراری مذاکرات رودرو، می تواند بازگشایی سفارت خانه های دو کشور در تهران و واشنگتن باشد. شاید این اقدام مقدماتی و کم هزینه، مهمترین بازخورد و اثر مثبت را بر تسریع و تسهیل اجرای همه بندهای چهاردگانه در عرصه ملی و بین المللی داشته باشد. قطعا نخستین اثر خبر بازگشایی سفارت خانه ها و دفاتر کنسولی در دو کشور موجی از خوشحالی میلیون ها ایرانی خود تبعیدی در دیار غربت را به همراه خواهد داشت که به آینده ایران امیدوارند... با خبر امضای تفاهم نامه قطعا فردای بازی های جام جهانی فوتبال و تماشاگران ایران دوست متفاوت از دیروز خواهد بود. قلب همه ما برای یک ایران سربلند می تپد. گام دوم را محکم و بدون فوت وقت برداریم که زمینه ساز فراخوان بازگشت ایرانیان به خانه برای آبادی میهن خواهد بود. از هرآنچهبوده و هست بگذریم. خاک میهن عزیز سهم و افتخار و هویت همه ایرانیان است. ✍️ علی رحیم پور - کارشناس گردشگری
ایجاد شده: 29/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 29/خرداد/1405
در سالهای اخیر، تلاشهای متعددی برای رتبهبندی برندهای هتلداری لوکس جهان بر اساس تعداد ستارهها یا جایگاه در یک هرم سلسلهمراتبی صورت گرفته است؛ رویکردی که همواره با بحثها و اختلافنظرهای فراوان میان توسعهدهندگان، مشاوران، سرمایهگذاران و مدیران صنعت مهماننوازی همراه بوده است. با این حال، کارشناسان معتقدند اکوسیستم پیچیده برندهای لوکس هتلداری را نمیتوان تنها با معیارهای سنتی مانند چهار و پنج ستاره تا فوقلوکس تبیین کرد. در همین راستا، مفهومی جدید با عنوان درخت برندهای لوکس هتلداری (Luxury Hospitality Brand Tree) ارائه شده که به جای رتبهبندی خطی برندها، بر جایگاهسازی، هویت و نوع ارزشآفرینی هر برند تمرکز دارد. این مدل برندهای مطرح جهانی را در چهار گروه اصلی دستهبندی میکند: ۱. لوکس بزرگمقیاس (Grand Luxury): برندهایی که تجربه لوکس را در مقیاس وسیع، با امکانات گسترده و ظرفیتهای بالا ارائه میکنند. ۲. لوکس مدرن (Modern Luxury): برندهایی که تلفیقی از ارزش اقتصادی، فناوری، خدمات نوین و سبک زندگی معاصر را در اختیار مهمانان قرار میدهند. ۳. لوکس پرستیژ (Prestige Luxury): برندهایی که اعتبار، جایگاه اجتماعی و خدمات ممتاز را به عنوان مزیت رقابتی خود تعریف کردهاند. ۴. لوکس تجربی (Experiential Luxury): برندهایی که بر خلق تجربههای منحصربهفرد، ارتباطات عاطفی و سفرهای تحولآفرین برای مهمانان تمرکز دارند. بر اساس این مدل، بخش لوکس تجربی خود به چند شاخه تخصصیتر تقسیم میشود که شامل سبک زندگی (Lifestyle)، سلامت و تندرستی (Wellness)، اقامتگاههای منحصربهفرد و سفارشی (Bespoke) و تجربههای متمایز (Distinct) است. در این رویکرد، ارزش برند نه در تعداد ستارهها، بلکه در توانایی آن برای خلق تجربهای متفاوت و پاسخگویی به نیازهای خاص بازار تعریف میشود. تصویر منتشرشده از این مدل، برندهای برجستهای همچون Aman، Rosewood، Ritz-Carlton Reserve، Belmond، Peninsula، Conrad، Park Hyatt، Grand Hyatt و دهها برند معتبر دیگر را در شاخههای مختلف این درخت جای داده است. موضوعی که نشان میدهد موفقیت یک برند لزوماً به سطح لوکس بودن آن وابسته نیست، بلکه به میزان تطابق آن با نیازهای بازار هدف و استراتژی توسعه بستگی دارد. کارشناسان صنعت مهماننوازی معتقدند این مدل میتواند برای سرمایهگذاران، توسعهدهندگان هتل و مدیران برندها ابزاری کاربردی برای انتخاب صحیح برند و طراحی پروژههای آینده باشد؛ چرا که در بازار امروز، تمایز و تخصصگرایی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته و انتخاب برند مناسب میتواند عامل تعیینکننده موفقیت یک پروژه هتلی باشد. ✍️ "دلارام آریایی پناه" خبرنگار و دبیر بخش خبرها و رویدادهای علمی، آموزشی و تخصصی هتلداری و گردشگری ایتنا
ایجاد شده: 28/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 28/خرداد/1405
یادداشت اختصاصی تابستان روزگاری فصل کشف بود؛ فصل دویدن در کوچهها، لمس طبیعت، سفرهای خانوادگی، تجربه ناشناختهها و آموختن از دل زندگی. اما به نظر میرسد امروز تابستان برای بخش قابل توجهی از خانوادهها، بهویژه در طبقات مرفه و الیت جامعه، به میدان مسابقهای پرهزینه برای خرید آموزش تبدیل شده است؛ مسابقهای که گاهی بیش از آنکه دغدغه یادگیری داشته باشد، رنگ و بوی چشموهمچشمی و نمایش جایگاه اجتماعی به خود گرفته است. در سالهای اخیر، با افزایش تعطیلیهای مکرر مدارس به دلایل مختلف از آلودگی هوا و شرایط جوی گرفته تا بحرانها و رخدادهای پیشبینینشده، بسیاری از خانوادهها نسبت به کیفیت و استمرار آموزش رسمی دچار نگرانی شدهاند. توسعه آموزشهای آنلاین نیز اگرچه در ظاهر راهکاری برای جبران این خلأ بود، اما در عمل بار سنگینی را بر دوش والدین گذاشت؛ والدینی که ناچار شدند هم نقش پدر و مادر را ایفا کنند و هم نقش معلم، ناظر و مدیر آموزشی فرزندان خود را. در چنین شرایطی، بازار جدیدی شکل گرفته است؛ بازاری که بر نگرانی خانوادهها سوار شده و هر روز با نامی تازه ظاهر میشود. کلاسهای مهارت زندگی، هوش، خلاقیت، رباتیک، هوش مصنوعی، زبانهای متعدد، ریاضیات پیشرفته، برنامهنویسی، کارآفرینی کودک، کوچینگ نوجوانان و دهها عنوان جذاب دیگر که گاه بدون پشتوانه علمی مشخص و بدون نظام ارزیابی شفاف، با شهریههای سنگین به خانوادهها عرضه میشوند. آنچه نگرانکننده است، صرفاً هزینههای مالی این آموزشها نیست؛ بلکه تبدیل شدن آموزش به کالایی برای نمایش و رقابت اجتماعی است. در بسیاری از دورهمیها، گفتوگو درباره مقصد سفر خانوادگی جای خود را به مقایسه تعداد کلاسها، مربیان خصوصی و شهریههای پرداختی داده است. گویی هرچه برنامه کودک فشردهتر و گرانتر باشد، والدین موفقتر تلقی میشوند. اما پرسش اساسی اینجاست: آیا کودکان واقعاً به این حجم از آموزش نیاز دارند؟ بسیاری از پژوهشهای حوزه رشد کودک نشان میدهند که یادگیری صرفاً در کلاس درس اتفاق نمیافتد. طبیعت، سفر، بازی، تعاملات اجتماعی، مشاهده محیط و تجربه مستقیم جهان پیرامون از مهمترین ابزارهای یادگیری در دوران کودکی هستند. کودکی که در جنگل قدم میزند، با فرهنگهای مختلف آشنا میشود، در یک روستای بومی زندگی را از نزدیک میبیند، ستارهها را رصد میکند یا مسیر یک رودخانه را دنبال میکند، در حال آموختن مهارتهایی است که هیچ کلاس آنلاینی قادر به انتقال کامل آن نیست. گردشگری آموزشی و سفرهای تجربهمحور در بسیاری از کشورهای توسعهیافته به بخشی از نظام تربیتی تبدیل شدهاند. آنها دریافتهاند که جهان واقعی بزرگترین کلاس درس کودکان است. اما ما در حالی کودکان را از طبیعت، سفر و تجربه محروم میکنیم که ساعتهای بیشتری را در کلاسهایی میگذرانند که گاه خروجی و اثربخشی آنها نیز بهدرستی سنجیده نمیشود. از سوی دیگر، رشد قارچگونه برخی مراکز آموزشی غیررسمی و دورههای فاقد استانداردهای مشخص، زنگ خطری جدی است. بازاری که در آن ترس والدین از عقب ماندن فرزندشان به فرصتی اقتصادی تبدیل شده و رقابتی فشرده برای فروش آموزش شکل گرفته است. در چنین فضایی، بیش از آنکه کودک محور تصمیمگیری باشد، اضطراب والدین به موتور محرک بازار تبدیل میشود. نگرانی زمانی جدیتر میشود که بخش قابل توجهی از این بازار آموزشی در فضایی خاکستری و خارج از نظام نظارتی مؤثر فعالیت میکند. امروز والدین با انبوهی از دورهها، کارگاهها، کلاسها و بستههای آموزشی مواجهاند که بسیاری از آنها فاقد استانداردهای مشخص ارزیابی، نظام اعتبارسنجی شفاف و سازوکار سنجش کیفیت هستند. در موارد متعددی نیز مشخص نیست مدرسان و عرضهکنندگان این خدمات بر اساس چه معیارهای تخصصی و حرفهای انتخاب یا تأیید صلاحیت شدهاند. از سوی دیگر، گسترش فعالیتهای آموزشی با عناوین متنوع و بعضاً بدون مجوزهای لازم یا خارج از چارچوبهای متعارف آموزشی، به بازاری چند هزار میلیاردی تبدیل شده که نظارت مؤثر و هماهنگ بر آن چندان مشهود نیست. در چنین شرایطی، خانوادهها ناچارند تنها بر تبلیغات، توصیههای شفاهی یا فضای مجازی تکیه کنند؛ فضایی که در آن تشخیص آموزش واقعی از بازاریابی حرفهای روزبهروز دشوارتر میشود. نتیجه این وضعیت، شکلگیری نوعی اضطراب آموزشی در جامعه است؛ اضطرابی که به جای آنکه کودکان را به سمت یادگیری عمیق و تجربههای واقعی سوق دهد، آنان را در چرخهای از کلاسها، دورهها و برنامههای فشرده گرفتار میکند؛ چرخهای که گاه بیش از آنکه به رشد کودک کمک کند، به ددزایی فروشندگان آموزش منجر میشود. شاید به همین دلیل است که در بسیاری از کشورها، گرایش به آموزشهای خانگی یا هوماسکولینگ رو به افزایش است. نه به معنای حذف مدرسه، بلکه به معنای بازتعریف یادگیری و بازگرداندن نقش خانواده در فرآیند آموزش. خانوادههایی که ترجیح میدهند بخشی از آموزش فرزندانشان از دل تجربه، سفر، مطالعه آزاد، فعالیتهای میدانی و کشف جهان واقعی شکل بگیرد. تابستان قرار نیست نسخه فشردهای از سال تحصیلی باشد. تابستان فرصتی است برای زندگی کردن، نه صرفاً درس خواندن. فرصتی برای ساختن خاطره، کشف استعدادها، تقویت خلاقیت و آموختن از جهان واقعی. شاید وقت آن رسیده باشد که از خود بپرسیم: آیا کودکان ما واقعاً در حال یادگیری هستند یا فقط در مسابقهای شرکت کردهاند که بزرگترها برای نمایش موفقیت خود طراحی کردهاند؟ اگر پاسخ سؤال دوم باشد، باید منتظر نسلی باشیم که رزومهای پُر از کلاس و مدرک دارد، اما فرصت تجربه کردن زندگی را از دست داده است.
ایجاد شده: 26/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 26/خرداد/1405
در صنعت هتلداری همواره درباره تجربه مهمان، کیفیت خدمات و رضایت مشتری صحبت میشود، اما کمتر به جایگاه مدیرکل هتل پرداخته میشود؛ فردی که میان انتظارات مالکان و خواستههای کارکنان قرار گرفته و باید تعادلی پایدار میان این دو ایجاد کند. مدیرکل هتل در دنیای امروز با دو نگاه متفاوت مواجه است؛ از یک سو مالکان سنتی که بر انضباط، سلسلهمراتب و مدیریت قاطع تأکید دارند و از سوی دیگر نسل جدید کارکنان که خواهان اعتماد، مشارکت و احترام متقابل هستند. بسیاری از مالکان هتلها کسبوکار خود را با تلاش شخصی، ریسکپذیری و عبور از بحرانهای متعدد بنا کردهاند؛ به همین دلیل موفقیت را در مدیریت سختگیرانه، کنترل مستمر و تمرکز بر نتایج میبینند. در مقابل، نیروی کار امروز دیگر مانند نسلهای گذشته نیست. کارکنان جوان به دنبال محیطی هستند که در آن اهداف شفاف باشد، استقلال عمل داشته باشند و احساس کنند نظرات و تواناییهایشان مورد توجه قرار میگیرد. در چنین شرایطی، مدیرکل به «مدیر ساندویچی» تبدیل میشود؛ فردی که باید هم اعتماد مالک را حفظ کند و هم انگیزه و وفاداری کارکنان را افزایش دهد. یکی از مهمترین وظایف مدیرکل، ایفای نقش مترجم میان دو جهان متفاوت است؛ ترجمه خواستههای مالک به زبانی که برای کارکنان قابل پذیرش باشد و انتقال دغدغههای تیم به شکلی حرفهای و مؤثر به مالکان. موفقیت مدیرکل در این مسیر وابسته به توانایی او در ایجاد اعتماد دوطرفه است؛ اعتمادی که بتواند همزمان نتایج مالی مطلوب و رضایت نیروی انسانی را به همراه داشته باشد. برای مدیریت مؤثر مالکان، مدیرانکل باید با زبان دادهها و عملکرد سخن بگویند. ارائه آمارهای مرتبط با حفظ کارکنان، رضایت مهمانان، کیفیت خدمات و هزینههای ناشی از ترک خدمت نیروها، میتواند تأثیر قابل توجهی در تغییر نگرشها داشته باشد. در ارتباط با کارکنان نیز شفافیت، مشارکت در تعیین اهداف، حمایت از توسعه حرفهای و احترام به جایگاه افراد، از مهمترین عوامل ایجاد تعهد و انگیزه در تیمهای عملیاتی محسوب میشود. یکی از بزرگترین خطرات این جایگاه، فراموش شدن خود مدیرکل در میان فشارهای دوطرفه است. رهبران موفق کسانی هستند که ضمن حفظ انعطافپذیری، به ارزشها، اصول و سبک رهبری خود پایبند بمانند. صنعت هتلداری در حال تجربه تحولی بنیادین است و نسل جدید کارکنان دیگر با فرهنگ مدیریتی مبتنی بر ترس و اطاعت صرف ارتباط برقرار نمیکند. هتلهایی که در سالهای آینده موفق خواهند بود، مجموعههایی هستند که به مدیران خود اعتماد میکنند، فرهنگ رهبری حرفهای را توسعه میدهند و محیطی ایجاد میکنند که در آن هم کارکنان و هم مالکان احساس رضایت و موفقیت داشته باشند. توانایی ایجاد تعادل میان انتظارات مالک و نیازهای تیم، امروز به یکی از ارزشمندترین مهارتهای رهبری در صنعت هتلداری تبدیل شده است؛ مهارتی که آینده هتلهای موفق را رقم خواهد زد. ✍🏻 "هانلی چیو" عضو مؤسسه بینالمللی مدیریت هتلداری مالزی؛
ایجاد شده: 17/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 17/خرداد/1405
گردشگری ایران روزهای سختی را پشت سر میگذارد؛ روزهایی که دیگر نمیتوان آنها را یک رکود مقطعی یا یک چالش گذرا نامید. آنچه امروز بر پیکره صنعت گردشگری کشور سایه افکنده، به بحرانی مزمن تبدیل شده است؛ بحرانی که در دو سال اخیر نهتنها نشانهای از بهبود نداشته، بلکه در بسیاری از بخشها عمیقتر و پیچیدهتر شده است. صنعت گردشگری ذاتاً صنعتی حساس به امنیت، ثبات اقتصادی، روابط بینالملل، زیرساختهای ارتباطی و اعتماد عمومی است. هرگونه تنش سیاسی، نوسان اقتصادی، محدودیت در ارتباطات بینالمللی و یا کاهش قدرت خرید مردم، مستقیماً بر میزان سفر و تقاضای گردشگری اثر میگذارد. امروز متأسفانه تقریباً تمامی این عوامل بهصورت همزمان گریبانگیر گردشگری ایران شدهاند. گزارشهای مختلف نیز از کاهش نرخ اشغال هتلها و تداوم مشکلات جذب گردشگران خارجی حکایت دارند. در سالهای گذشته فعالان این صنعت بارها هشدار دادند که گردشگری بدون برنامهریزی بلندمدت، حمایت هدفمند و دیپلماسی فعال گردشگری نمیتواند مسیر توسعه را طی کند. اما اکنون به نقطهای رسیدهایم که بسیاری از کسبوکارهای گردشگری تنها برای بقا تلاش میکنند؛ نه برای توسعه و نه حتی برای سودآوری. هتلداران، دفاتر خدمات مسافرتی، راهنمایان گردشگری، فعالان حملونقل، مراکز پذیرایی و هزاران شغل وابسته به گردشگری، تحت فشار هزینههای فزاینده و کاهش تقاضا قرار گرفتهاند. در حالی که هزینههای انرژی، بیمه، مالیات، حقوق و نگهداری تأسیسات روزبهروز افزایش مییابد، درآمد فعالان این حوزه متناسب با آن رشد نکرده و در بسیاری موارد کاهش یافته است. از سوی دیگر، تصویر ایران در بازارهای بینالمللی گردشگری نیز با چالشهای متعددی مواجه است. در دنیای رقابتی امروز، کشورها میلیاردها دلار برای بازاریابی و برندینگ گردشگری هزینه میکنند، اما ایران با وجود برخورداری از میراث فرهنگی بینظیر، تنوع اقلیمی کمنظیر، تمدن کهن و مهماننوازی مثالزدنی مردم خود، هنوز نتوانسته سهم شایستهای از بازار جهانی گردشگری کسب کند. استان یزد بهعنوان یکی از مهمترین مقاصد گردشگری کشور نیز از این شرایط مستثنی نیست. شهری که با ثبت جهانی بافت تاریخی خود در یونسکو، ظرفیت تبدیل شدن به یکی از قطبهای گردشگری منطقه را دارد، امروز با کاهش سفرها، افت اقامت و نگرانی فعالان بخش خصوصی روبهرو است. سرمایهگذاران این حوزه نیازمند امید، ثبات و چشمانداز روشن هستند؛ مؤلفههایی که بدون حمایت جدی و سیاستگذاری منسجم فراهم نخواهد شد. باید بپذیریم که درمان این درد مزمن، با اقدامات مقطعی و شعارهای تکراری ممکن نیست. گردشگری ایران نیازمند یک نقشه راه ملی، نگاه فرابخشی، تسهیل فضای کسبوکار، توسعه زیرساختها، تقویت بازاریابی بینالمللی و حمایت واقعی از بخش خصوصی است. همچنین ضروری است که تمامی دستگاههای مرتبط، گردشگری را نه یک فعالیت جانبی، بلکه یک فرصت راهبردی برای توسعه اقتصادی، اشتغالزایی و افزایش تعاملات فرهنگی کشور بدانند. امروز بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهای بزرگ و اقدامات مؤثر نیاز داریم. اگر برای نجات گردشگری ایران چارهای اندیشیده نشود، فردا ممکن است با از دست رفتن بخش مهمی از سرمایهگذاریها، نیروی انسانی متخصص و فرصتهای اقتصادی این صنعت مواجه شویم. گردشگری ایران هنوز ظرفیت برخاستن دارد؛ اما این برخاستن نیازمند ارادهای ملی، برنامهای علمی و عزمی فراتر از وعدههاست. ✍🏻 امیر ناصر طباطبایی - رئیس جامعه هتلداران استان یزد
ایجاد شده: 10/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 10/خرداد/1405
جام جهانی ۲۰۲۶ قرار بود جشن جهانی سفر، فرهنگ و مهماننوازی باشد؛ رویدادی که میلیونها هوادار از سراسر جهان را به شهرهای میزبان آمریکا، کانادا و مکزیک بکشاند و صنعت گردشگری را وارد یکی از طلاییترین دورههای خود کند. اما حالا، تنها چند هفته مانده به آغاز مسابقات، نشانهها از شکلگیری بحرانی جدی در تجربه سفر و میزبانی حکایت دارد. گزارشهای منتشرشده از سوی رسانههای بینالمللی و نهادهای گردشگری نشان میدهد بسیاری از هواداران، پیش از رسیدن به ورزشگاه، درگیر هزینههای نجومی اقامت، حملونقل و محدودیتهای اداری شدهاند؛ مسائلی که میتواند تصویر جهانی مقصدهای میزبان را تحت تأثیر قرار دهد. در صنعت گردشگری، موفقیت یک رویداد بزرگ فقط با تعداد بلیتهای فروختهشده سنجیده نمیشود؛ کیفیت تجربهای که مسافر از لحظه ورود تا خروج دریافت میکند، مهمترین شاخص موفقیت است. اما آنچه امروز در برخی شهرهای میزبان دیده میشود، فاصلهای جدی میان وعده «میزبانی جهانی» و واقعیت خدمات گردشگری ایجاد کرده است. افزایش شدید قیمت پارکینگ، اقامت و حملونقل شهری، سفر هواداران را به تجربهای پرهزینه و فرسایشی تبدیل کرده است. در برخی شهرها، هزینه جابهجایی بین مرکز شهر و ورزشگاه چندین برابر نرخ عادی شده و همین مسئله انتقاد گسترده فعالان گردشگری و رسانهها را به همراه داشته است. در این میان، صنعت هتلداری نیز با تناقضی عجیب روبهرو شده است؛ درحالیکه جام جهانی باید موتور محرک اشغال هتلها باشد، بسیاری از هتلداران از کاهش رزروهای بینالمللی خبر میدهند. نگرانیهای مربوط به ویزا، سیاستهای مهاجرتی متغیر و فضای سیاسی آمریکا باعث شده بخشی از هواداران خارجی اساساً قید سفر را بزنند. جام جهانی همیشه فرصتی برای نمایش قدرت برند گردشگری کشور میزبان بوده است؛ فرصتی برای آنکه یک مقصد، چهرهای مهماننواز، در دسترس و خاطرهساز از خود به جهان نشان دهد. اما اگر هوادار فوتبال، بیش از هیجان مسابقه، درگیر هزینههای غیرمنطقی و پیچیدگیهای سفر باشد، این رویداد میتواند به ضدتبلیغی برای مقصد میزبان تبدیل شود. شاید مهمترین درس جام جهانی ۲۰۲۶ برای صنعت گردشگری جهان همین باشد: زیرساخت، ویزا، حملونقل و قیمتگذاری، بخشی جداییناپذیر از مهماننوازی مدرن هستند. ورزشگاههای پرزرقوبرق، بدون تجربه سفر مطلوب، نمیتوانند رضایت گردشگران را تضمین کنند.
ایجاد شده: 30/اردیبهشت/1405 آخرین ویرایش: 30/اردیبهشت/1405
این روزها رقابت واقعی هتلها با یکدیگر، با تصویری شکل میگیرد که پیش از ورود مسافر، روی صفحه تلفن همراه او ساخته میشود. مهمان سال ۲۰۲۶ با ذهنی خالی وارد هتل نمیشود؛ او پیش از رزرو، صدها عکس، ویدئو و نظر را دیده، مقایسه کرده و در ذهن خود استانداردی مشخص ساخته است. گزارشهای تحلیلی Deloitte نشان میدهد یک مسافر پیش از آنکه دکمه نهایی رزرو هتل را بزند، بیش از ۴۰۰ بار با محتوای دیجیتال مانند عکسها، سایتها، استوریها و نظرات کاربران مواجه میشود. این یعنی هتلهایی که تصور میکنند تجربه مهمان از لحظه ورود به پذیرش آغاز میشود، بخش بزرگی از مسیر جذب مشتری و اعتمادسازی را نادیده گرفتهاند. امروزه زیبایی بصری، نورپردازی مناسب و فضاهای جذاب برای عکاسی دیگر یک ویژگی لوکس نیست، چرا که حدود ۴۰ درصد مسافران، هتل خود را صرفاً بر اساس جذابیت ظاهری و قابلیت اشتراکگذاری تصاویر انتخاب میکنند. شبکههای اجتماعی دیگر فقط ابزار سرگرمی نیستند، بلکه به موتور محرک تصمیمگیری در سفر تبدیل شدهاند؛ به طوری که ۷۵ درصد مسافران از این پلتفرمها برای پیدا کردن ایده و انگیزه سفر استفاده میکنند. آمارها نشان میدهد ۶۱ درصد مهمانان پس از دیدن تصاویر یا ویدئوهای یک هتل در اینستاگرام اقدام به رزرو کردهاند و ۷۷ درصد کاربران تیکتاک نیز اعلام کردهاند که این پلتفرم بر آخرین تصمیم آنها برای رزرو سفر تأثیر مستقیم داشته است. در این میان، نظر و تجربه مهمانان قبلی، بسیار اثرگذارتر از تبلیغات پرهزینه هتلهاست. حدود ۸۱ درصد مسافران پیش از رزرو، نظرات سایر مهمانان را با دقت بررسی میکنند و ۸۴ درصد مردم به عکسها و ویدئوهای واقعی کاربران، به اندازه توصیه دوستان خود اعتماد دارند. در دنیای امروز، مهمانان توقع دارند پیامها و پرسشهایشان در کوتاهترین زمان ممکن پاسخ داده شود؛ تا جایی که استاندارد جدید پاسخگویی در فضای آنلاین به کمتر از ۳۰ دقیقه رسیده و این سرعت، مستقیماً حس احترام و حرفهای بودن برند را تقویت میکند. با این حال، دوره تصویرسازی اغراقآمیز و تبلیغات غیرواقعی رو به پایان است. حدود ۴۹ درصد مسافران معتقدند واقعیت برخی هتلها با تصویری که در شبکههای اجتماعی نمایش داده میشود تفاوت دارد. برنده واقعی بازار امروز هتلداری، هتلی نیست که فقط لابی بزرگتر یا تجهیزات لوکستری داشته باشد؛ بلکه برندی است که بتواند کمترین فاصله را میان تصویر آنلاین و تجربه واقعی مهمان ایجاد کند.
ایجاد شده: 28/اردیبهشت/1405 آخرین ویرایش: 28/اردیبهشت/1405
امروز ۲۵ اردیبهشت ماه و مصادف با روز بزرگداشت فردوسی و روز پاسداشت زبان فارسی است.فردوسی فقط یک شاعر نیست ؛ او احیاگر هویت ایرانی و راوی اسطورهای است که ریشه در باورها ؛قهرمانی ها و فرهنگ کهن این سرزمین دارند. بدون شک مشهد و توس بعنوان زادگاه این شاعر شهیر می باید در کنار جاذبه و اولویت اصلی توسعه گردشگری که همانا "گردشگری مذهبی و زیارت " می باشد در قالب گردشگری فرهنگی و ادبی که با روح دادن به اسطورهای تاریخی و افسانه ای ایران زمین هویت ملی را زنده نگه میدارد مورد توجه جدی تر قرار گیرد . اتفاقی که میتواند باعث افزایش ورود گردشگران خارجی به کشور و مشهد شده و علاوه بر ان تاثیر مستقیم هم بر توسعه گردشگری داخلی خواهد گذاشت. در سراسر جهان مقاصد گردشگری ادبی برای خلق تجربه های فراموش نشدنی است همانند یونان که به "سزمین خدایان و قهرمانان " معروف است. در یونان علاوه بر محوریت جذب گردشگران خارجی برمبنای جاذبه های تاریخی ؛ تورهای ویژه و جذابی همچون تور "ردپای ادیسه "و یا تور "ردپای هرکول در کوهستان " برگزار می گردد که مورد استقبال گسترده می باشد و یا مشابه این موضوع در ایرلند با عنوان " سرزمین پریان و غول ها"؛ژاپن بعنوان " ارواح ساکن در طبیعت (کامی) " و...... ملاحظه می گردد. این اتفاق در کنار بازدید از جذابیت بی بدیل آرامگاه فردوسی در شهر توس میتواند در قالب تورهای گردشگری چه در مشهد و چه در پهنه تاریخی شاهنامه در سراسر کشور همچون "تور ردپای رستم" در زابل ؛ تور "فریدون و ضحاک "در اصفهان و تخت سلیمان برگزار گردد. توجه به اساطیر در گردشگری ادبی میتواند مزیت های را به دنبال داشته باشد که از ان جمله میتوان به :خلق روایت های جذاب در کنار معرفی بناهای تاریخی؛ بازآفرینی روایت های تاریخی از طریق هنرهای نمایشی ؛بازاریابی محتوی و تقویت گردشگری ادبی در گروه های سنی دانش آموزی و دانشجویی اشاره نمود. امیدواریم حوزه برنامه ریزی وزارت متبوع و بویژه همکاران گرامی در استان خراسان رضوی با همکاری دفاتر مسافرتی و با تقویت میزهای گردشگری ادبی باعث رونق بیشتر سفر در کشور با تکیه بر مفاخر و معرفی فرهنگ و تاریخ کشور گردند. ✍🏻 سید مسعود منتجبی - کارشناس گردشگری
ایجاد شده: 25/اردیبهشت/1405 آخرین ویرایش: 25/اردیبهشت/1405