مقالات و یادداشتهای تخصصی کارشناسان و صاحب نظران صنعت هتلداری در این بخش از سایت قابل مشاهده و دانلود میباشد.
✍️ دلارام آریایی پناه| خبرنگار و دبیر بخش خبرها و رویدادهای علمی، آموزشی و تخصصی هتلداری و گردشگری ایتنا نسل Z دیگر «مهمان آینده» صنعت هتلداری نیست؛ این نسل همین امروز نیز در حال تغییر قواعد بازی است. نسلی که متولد اواخر دهه ۹۰ میلادی و سالهای ابتدایی هزاره جدید است، برخلاف نسلهای پیشین، هتل را صرفاً مکانی برای خواب و استراحت نمیداند. برای این نسل، هتل بخشی از تجربه سفر است؛ تجربهای که باید متفاوت، قابل اشتراکگذاری و بهیادماندنی باشد. در بسیاری از کشورهای جهان، برندهای بزرگ هتلداری به این تغییر پاسخ دادهاند. لابیهای سنتی جای خود را به فضاهای اجتماعی دادهاند، رستورانها به پاتوق شهروندان تبدیل شدهاند و طراحی داخلی هتلها به اندازه تعداد ستارههایشان اهمیت پیدا کرده است. اما سؤال اینجاست؛ هتلهای ایران تا چه اندازه برای این تغییر آمادهاند؟ واقعیت این است که بخش عمدهای از هتلهای کشور هنوز بر همان الگوی سنتی رقابت میکنند؛ اتاق بزرگتر، صبحانه متنوعتر و تخفیف بیشتر. در حالی که مهمان نسل Z، قبل از رزرو اتاق، صفحه اینستاگرام هتل را بررسی میکند، نظرات کاربران را میخواند و به این فکر میکند که آیا این هتل ارزش ثبت شدن در خاطرات و شبکههای اجتماعیاش را دارد یا خیر. این نسل به دنبال «داستان» است، نه فقط «اقامت». دوست دارد در هتلی اقامت کند که هویت داشته باشد؛ از معماری و طراحی گرفته تا موسیقی، غذا، هنر و حتی نحوه برخورد کارکنان. برای او اینترنت پرسرعت، خدمات دیجیتال، امکان ورود بدون مراجعه به پذیرش، فضاهای کار اشتراکی و کافهای پویا، دیگر یک مزیت نیست؛ بلکه یک انتظار بدیهی است. در ایران، بسیاری از هتلها هنوز سرمایهگذاری خود را بر توسعه فیزیکی متمرکز کردهاند، در حالی که سرمایهگذاری اصلی باید بر طراحی تجربه مهمان باشد. تجربهای که از لحظه جستوجوی آنلاین آغاز میشود و تا مدتها پس از پایان سفر ادامه پیدا میکند. مهمانی که با رضایت هتل را ترک میکند، امروز تنها یک مشتری نیست؛ او یک رسانه است که تجربه خود را برای صدها یا هزاران نفر روایت میکند. از سوی دیگر، نسل Z به اصالت نیز اهمیت میدهد. او ترجیح میدهد در هتلی اقامت کند که فرهنگ و هویت مقصد را بازتاب دهد، نه ساختمانی که در هر شهر دیگری نیز میتوان نمونه مشابه آن را پیدا کرد. این موضوع برای ایران، با تنوع فرهنگی، معماری بومی و میراث غنی، یک فرصت بزرگ محسوب میشود؛ فرصتی که هنوز بهطور کامل از آن استفاده نشده است. شاید مهمترین چالش هتلهای ایران، تغییر نگاه مدیران باشد. رقابت آینده، بر سر تعداد اتاقها یا لوکسترین لابی نخواهد بود؛ بلکه بر سر خلق تجربههایی است که مهمان را به بازگشت و توصیه هتل به دیگران ترغیب کند. نسل Z دیر یا زود، سهم عمده بازار گردشگری را در اختیار خواهد گرفت و اکنون مسئله، رخ دادن یا ندادن این تحول نیست؛ مسئله این است که هتلهای ایران چه زمانی خود را برای همراهی با این نسل بازطراحی خواهند کرد؟
ایجاد شده: 18/مرداد/1405 آخرین ویرایش: 18/مرداد/1405
شورای تحریریه ایتنا اظهارنظر اخیر یکی از مسئولان سازمان آتشنشانی تهران مبنی بر اینکه از میان ۲۱۷ هتل تهران، تنها ۴ هتل از ایمنی کامل برخوردارند، ادعایی بسیار سنگین و نگرانکننده است؛ ادعایی که اگر قرار است در فضای عمومی مطرح شود، انتظار میرود همراه با مستندات دقیق، معیارهای ارزیابی، نحوه بازرسی و تعریف مشخص از «ایمنی» باشد. بیتردید، ایمنی اماکن اقامتی موضوعی حیاتی و غیرقابل اغماض است و هیچ فعال مسئول صنعت گردشگری با اصل نظارت و رعایت استانداردهای ایمنی مخالفتی ندارد. اما تفاوت بزرگی میان مطالبه ایمنی و طرح اعداد و ادعاهایی وجود دارد که میتواند اعتبار یک صنعت و سرمایهگذاران آن را در افکار عمومی تحت تأثیر قرار دهد. هتلها، برخلاف تصور برخی، مجموعههایی رهاشده و بدون متولی و نظارت نیستند. صنعت هتلداری تحت نظارت دستگاههای تخصصی حوزه گردشگری قرار دارد و ادارهکل نظارت و ارزیابی معاونت گردشگری وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی متولی تدوین ضوابط، ارزیابی و درجهبندی تأسیسات گردشگری است. هتلها برای دریافت و تمدید مجوز فعالیت، ملزم به رعایت مجموعهای از ضوابط و استانداردهای تعیینشده هستند و فرآیندهای نظارتی مختلفی بر عملکرد آنها اعمال میشود. بنابراین اگر ادعا میشود از ۲۱۷ هتل تهران تنها ۴ هتل از نظر ایمنی قابل قبول هستند، این پرسش کاملاً طبیعی است که: ✅ این ارزیابی دقیقاً بر اساس چه شاخصهایی انجام شده است؟ ✅ چه تعداد هتل مورد بازرسی قرار گرفتهاند؟ ✅ «ایمنی کامل» چگونه تعریف شده است؟ ✅ آیا این ارزیابی با مراجع تخصصی و متولی صنعت گردشگری هماهنگ شده است؟ ✅ و آیا برای سایر هتلها اخطار، مهلت اصلاح یا فرآیند قانونی مشخصی تعیین شده است؟ این پرسشها برای مقابله با نظارت مطرح نمیشوند؛ بلکه برای شفافیت، صیانت از حقوق مردم و جلوگیری از ایجاد تصویر نادرست از صنعت هتلداری ضروریاند. هتلداران در شرایط عادی هم با دشواریهای جدی مواجهاند باید واقعیت اقتصادی هتلها را نیز دید. هتلداری صنعتی سرمایهبر، پرهزینه و دارای هزینههای ثابت بسیار بالاست. حقوق و دستمزد نیروی انسانی، نگهداری تأسیسات، تجهیزات ایمنی، آسانسورها، سیستمهای برق و مکانیک، تعمیرات، استهلاک، انرژی، مالیات و دهها هزینه دیگر، بخش قابل توجهی از منابع مالی هتلها را مصرف میکند. این وضعیت در شرایط فعلی اقتصاد کشور، رکود شدید بازار گردشگری و تبعات ناشی از جنگ و ناامنیهای منطقهای، فشار مضاعفی بر فعالان این صنعت وارد کرده است. در چنین شرایطی، انتشار ادعاهایی که میتواند یکباره اعتبار بخش بزرگی از هتلهای تهران را زیر سؤال ببرد، نهتنها کمکی به ارتقای ایمنی نمیکند، بلکه میتواند به کاهش اعتماد مسافران، تشدید رکود، کاهش ضریب اشغال، فرار سرمایه و افزایش فشار بر مجموعههایی منجر شود که برای حفظ و ادامه فعالیت خود با دشواریهای جدی دستوپنجه نرم میکنند. اگر ایرادی در یک هتل وجود دارد، راهکار حرفهای آن اعلام دقیق ایراد، ابلاغ رسمی، تعیین مهلت اصلاح و پیگیری اجرای الزامات قانونی است؛ نه آنکه با یک عدد کلی، تصویری نگرانکننده از کل صنعت هتلداری تهران در رسانهها ارائه شود. نقد ما به اصل نظارت نیست؛ به شیوه بیان و پیامدهای آن است جامعه هتلداران قطعاً باید از هرگونه بازرسی تخصصی و قانونی که با هدف واقعی ارتقای ایمنی انجام میشود استقبال کند. هتلدار نیز بیش از هرکس دیگری میداند که امنیت مهمانان، کارکنان و سرمایه مجموعه، اولویت نخست است. اما نظارت باید ضابطهمند، شفاف، مستند، هماهنگ میان دستگاههای متولی و به دور از ایجاد التهاب رسانهای باشد. هتلداران انتظار ندارند از آنها چشمپوشی شود؛ انتظار دارند با آنها منصفانه رفتار شود. در سالهایی که صنعت هتلداری برای بقا، حفظ اشتغال و نگهداری سرمایههای موجود تلاش میکند، دستگاههای اجرایی و نظارتی میتوانند بهجای ایجاد فضای بیاعتمادی، نقش سازندهتری ایفا کنند؛ یعنی مشکلات را شناسایی، مسیر اصلاح را روشن و برای رفع نواقص، راهکار عملی ارائه کنند. ضرورت واکنش حرفهای جامعه هتلداران به نظر میرسد جامعه هتلداران ایران و جامعه هتلداران تهران باید نسبت به چنین اظهارنظرهایی واکنشی جدی، اما کاملاً حرفهای و مستند داشته باشند. این واکنش نباید به معنای مخالفت با ایمنی یا نظارت تلقی شود؛ بلکه باید مطالبهای روشن برای ارائه مستندات، شفافسازی معیارهای ارزیابی و تفکیک میان «نقص قابل اصلاح» و «ناایمن بودن یک هتل» باشد. همچنین شایسته است دستگاههای مختلف، حدود صلاحیت و مسئولیت قانونی خود را در قبال تأسیسات گردشگری رعایت کنند و از تبدیل موضوعات تخصصی به ابزارهای رسانهای که میتواند موجب بیثباتی و آسیب به کسبوکارها شود، پرهیز کنند. صنعت هتلداری برای اقتصاد کشور، اشتغال، گردشگری و حفظ زیرساختهای اقامتی یک سرمایه ملی است. این صنعت بیش از آنکه نیازمند اتهام و التهاب باشد، به ثبات، اعتماد، حمایت و نظارت حرفهای نیاز دارد. اگر واقعاً تنها ۴ هتل از ۲۱۷ هتل تهران ایمن هستند، باید مستندات این ادعا بهصورت شفاف منتشر شود؛ و اگر چنین مستنداتی وجود ندارد، شایسته است از بیان اعداد و عباراتی که میتواند اعتبار صدها فعال اقتصادی و هزاران نیروی شاغل در این صنعت را تحت تأثیر قرار دهد، پرهیز شود. ایمنی را باید جدی گرفت؛ اما اعتبار یک صنعت را نیز نمیتوان با یک جمله رسانهای زیر سؤال برد.
ایجاد شده: 18/مرداد/1405 آخرین ویرایش: 18/مرداد/1405
✍🏻 نازلی بخشایش | خبرنگار و دبیر حوزه گردشگری فرهنگی و هنری موسیقی محور گردشگری در جهان امروز دیگر صرفاً جابهجایی برای دیدن آثار تاریخی، طبیعت یا گذران اوقات فراغت نیست. گردشگر معاصر بیش از گذشته به دنبال تجربه است؛ تجربهای که بتواند میان هویت فردی، علایق فرهنگی و مقصد سفر پیوند برقرار کند. در این میان، موسیقی بهعنوان یکی از فراگیرترین زبانهای فرهنگی بشر، به عاملی مؤثر در انتخاب مقصد، شکلگیری سفر و حتی بازتعریف هویت شهرها و کشورها تبدیل شده است. از سفر برای حضور در یک کنسرت یا جشنواره گرفته تا بازدید از زادگاه آهنگسازان، موزههای موسیقی، سالنهای تاریخی، شهرهای موسیقایی و مکانهایی که با خاطره یک هنرمند یا یک اثر پیوند خوردهاند، همگی در قلمرو «گردشگری موسیقیمحور» قرار میگیرند. گردشگری موسیقی یا Music Tourism به سفرهایی اطلاق میشود که موسیقی در آنها انگیزه اصلی یا یکی از انگیزههای مهم سفر است. این نوع گردشگری طیف گستردهای را دربرمیگیرد: سفر برای شرکت در کنسرتها و جشنوارهها، بازدید از اپراها و تالارهای موسیقی، گردشگری مرتبط با میراث موسیقایی، سفر به زادگاه یا آرامگاه هنرمندان، بازدید از موزهها و آرشیوهای موسیقی، حضور در رویدادهای موسیقی بومی و محلی و حتی سفر برای آموزش، اجرا یا تجربه موسیقی در یک مقصد مشخص. سازمان جهانی گردشگری ملل متحد، موسیقی و هنرهای اجرایی را از عناصر مهم گردشگری فرهنگی میداند؛ حوزهای که میتواند به حفاظت از میراث، تقویت اقتصاد محلی و ایجاد تجربهای متمایز برای گردشگران کمک کند. از این منظر، موسیقی فقط یک محصول فرهنگی نیست، بلکه میتواند به «دلیل سفر» و در نتیجه به یک دارایی اقتصادی و توسعهای تبدیل شود. از آیینهای موسیقایی تا صنعت گردشگری تجربهمحور: پیوند موسیقی و سفر پدیدهای تازه نیست. در دورههای تاریخی، آیینهای مذهبی، موسیقیهای درباری، اجراهای مردمی و مناسبتهای فصلی، گروههایی از مردم را از مناطق مختلف به یک مکان جذب میکردند. در اروپا، سفر برای تماشای اپرا و اجراهای موسیقی کلاسیک، بهویژه از قرن هجدهم و نوزدهم، به بخشی از فرهنگ سفر طبقات مرفه تبدیل شد. شهرهایی مانند وین، سالزبورگ، ونیز و میلان بهتدریج هویت خود را با موسیقی و هنرهای نمایشی پیوند دادند. با گسترش صنعت ضبط، رادیو، سینما و سپس رسانههای دیجیتال، موسیقی از مرزهای جغرافیایی عبور کرد و رابطه مخاطب با مکانهای موسیقایی شکل تازهای یافت. طرفداران گروههای موسیقی و هنرمندان مشهور، برای دیدن محل تولد، خانه، استودیو یا مکانهای مرتبط با آثار آنان سفر کردند. نمونه مشهور آن، گردشگری مرتبط با گروه «بیتلز» در شهر لیورپول است؛ پدیدهای که نشان میدهد میراث یک گروه موسیقی چگونه میتواند به بخشی پایدار از اقتصاد و برند شهری تبدیل شود. در دهههای اخیر، رشد جشنوارههای بزرگ، توسعه صنعت موسیقی زنده، افزایش سفرهای کوتاهمدت و گسترش شبکههای اجتماعی، گردشگری موسیقی را وارد مرحلهای تازه کرده است. امروز یک کنسرت بزرگ میتواند هزاران یا حتی میلیونها نفر را به شهر یا کشوری دیگر بکشاند و زنجیرهای از هزینهها را در حملونقل، اقامت، رستورانها، خرید، خدمات شهری و صنایع خلاق فعال کند. سهم موسیقی در اقتصاد گردشگری؛ چرا آمارها یکسان نیستند؟ یکی از دشواریهای تحلیل گردشگری موسیقی، نبود یک نظام آماری جهانی و یکپارچه برای اندازهگیری آن است. برخلاف گردشگری ساحلی، طبیعتگردی یا گردشگری تجاری، هنوز شاخص واحدی وجود ندارد که بتوان بر اساس آن سهم دقیق موسیقی را از کل گردشگران جهان تعیین کرد. دلیل این مسئله روشن است: بسیاری از گردشگران با بیش از یک انگیزه سفر میکنند. ممکن است فردی برای دیدن یک شهر تاریخی سفر کند، اما در همان سفر در یک کنسرت نیز حضور داشته باشد؛ یا برای شرکت در یک جشنواره به مقصدی برود و همزمان از جاذبههای فرهنگی و طبیعی آن منطقه بازدید کند. بنابراین، مرز میان «گردشگر موسیقی» و «گردشگری که موسیقی یکی از تجربههای اوست» همیشه کاملاً مشخص نیست. با این حال، دادههای ملی و منطقهای نشان میدهد که این حوزه در بسیاری از کشورها به یکی از محرکهای مهم گردشگری فرهنگی و اقتصاد رویداد تبدیل شده است. یکی از معتبرترین نمونهها، گزارشهای سالانه نهاد UK Music در بریتانیاست. بر اساس گزارش «Hometown Glory»، در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۳.۵ میلیون گردشگر موسیقی در کنسرتها و جشنوارههای بریتانیا حضور داشتند؛ رقمی که نسبت به ۱۹.۲ میلیون نفر در سال ۲۰۲۳، حدود ۲۳ درصد افزایش داشت. از این تعداد، حدود ۲۱.۹ میلیون نفر گردشگر داخلی و حدود ۱.۶ میلیون نفر گردشگر بینالمللی بودند. هزینهکرد این گردشگران در حوزههایی مانند بلیت، اقامت، حملونقل، خوراک، خرید و خدمات مرتبط، حدود ۱۰ میلیارد پوند برآورد شده است. این رقم نسبت به حدود ۸ میلیارد پوند در سال ۲۰۲۳، رشدی نزدیک به ۲۵ تا ۲۶ درصد را نشان میدهد. این آمار بهخوبی نشان میدهد که موسیقی تنها درآمد حاصل از فروش بلیت نیست. هر رویداد موسیقایی میتواند مجموعهای از کسبوکارهای محلی را فعال کند و اثر آن از سالن اجرا یا محل برگزاری جشنواره فراتر برود. آیا بریتانیا رتبه نخست گردشگری موسیقی جهان را دارد؟ پاسخ دقیق این است که رتبهبندی رسمی و واحدی برای تعیین «کشور نخست گردشگری موسیقی جهان» وجود ندارد؛ زیرا کشورها از روشهای متفاوتی برای سنجش این بازار استفاده میکنند و شاخصهای قابل مقایسه جهانی هنوز بهصورت استاندارد تدوین نشدهاند. با این حال، اگر معیار را حجم گردشگران موسیقی، تنوع رویدادها، قدرت صنعت موسیقی زنده، میزان اثر اقتصادی، سابقه تاریخی و کیفیت دادههای منتشرشده قرار دهیم، بریتانیا یکی از پیشروترین و مستندترین نمونههای جهان و احتمالاً برجستهترین الگوی قابل سنجش در گردشگری موسیقی زنده است. بریتانیا مجموعهای کمنظیر از ظرفیتها را در اختیار دارد: شهرهای موسیقایی مانند لندن، لیورپول، منچستر و گلاسگو؛ جشنوارههای بینالمللی؛ سالنهای تاریخی؛ موسیقی پاپ و راک با نفوذ جهانی؛ میراث هنرمندان مشهور؛ و شبکه گستردهای از سالنها و فضاهای اجرای موسیقی. این کشور توانسته موسیقی را نه فقط بهعنوان یک محصول هنری، بلکه بهعنوان بخشی از سیاست توسعه شهری، اقتصاد خلاق و برند ملی خود تعریف کند. در کنار بریتانیا، ایالات متحده نیز یکی از بزرگترین قطبهای گردشگری موسیقی جهان است. شهرهایی مانند نشویل، ممفیس، نیواورلئان، آستین و نیویورک، هرکدام با ژانرها و روایتهای موسیقایی خاص خود شناخته میشوند. نشویل با موسیقی کانتری، ممفیس با بلوز و راکاندرول و نیواورلئان با جَز، نمونههایی از شهرهایی هستند که هویت موسیقایی را به بخشی از تجربه گردشگری تبدیل کردهاند. در اروپا، اتریش نیز جایگاه ویژهای دارد. وین با میراث موسیقی کلاسیک و نامهایی چون موتسارت، بتهوون، شوبرت، برامس و اشتراوس، یکی از مهمترین مقاصد گردشگری موسیقی کلاسیک جهان است. سالزبورگ نیز با پیوند تاریخی خود با موتسارت، از موسیقی برای تقویت هویت شهری و جذب گردشگران استفاده میکند. جشنواره سالزبورگ، کنسرتهای تاریخی و فضاهای فرهنگی این شهر، نمونهای موفق از پیوند میراث هنری و اقتصاد گردشگری هستند. آلمان نیز با شهرهایی مانند برلین، لایپزیگ و بایرویت، در حوزه موسیقی کلاسیک، اپرا و جشنوارههای تخصصی جایگاه مهمی دارد. در آسیا، کره جنوبی با تکیه بر موج فرهنگی کرهای و گسترش جهانی K-pop، شکل تازهای از گردشگری موسیقی را ایجاد کرده است؛ گردشگریای که با رسانههای دیجیتال، صنعت سرگرمی، مد، فناوری و برند ملی پیوند خورده است. موسیقی چگونه به توسعه گردشگری کمک میکند؟ نخستین اثر موسیقی، افزایش جذابیت مقصد است. بسیاری از شهرها دارای جاذبههای تاریخی یا طبیعی مشابهاند، اما موسیقی میتواند به آنها هویتی متمایز ببخشد. شهری که با یک سبک موسیقی، یک جشنواره یا یک هنرمند شناخته میشود، در ذهن گردشگر تصویری مشخصتر و ماندگارتر پیدا میکند. دومین اثر، افزایش مدت اقامت و میزان هزینهکرد گردشگر است. رویدادهای چندروزه، جشنوارهها و برنامههای موسیقایی معمولاً گردشگر را برای مدت بیشتری در مقصد نگه میدارند. این مسئله به افزایش تقاضا برای هتل، حملونقل، رستوران، خرید و خدمات محلی منجر میشود. سومین اثر، توزیع جغرافیایی گردشگری است. برخلاف بسیاری از جاذبههای مشهور که گردشگران را در چند شهر بزرگ متمرکز میکنند، جشنوارهها و رویدادهای موسیقایی میتوانند گردشگر را به شهرهای کوچک، مناطق روستایی و مقاصد کمتر شناختهشده هدایت کنند. موسیقی محلی در این میان ظرفیت ویژهای دارد، زیرا میتواند تجربهای اصیل و وابسته به مکان ایجاد کند؛ تجربهای که بهسادگی قابل انتقال یا تکرار در مقصدی دیگر نیست. چهارمین اثر، تقویت اقتصاد محلی و اشتغال است. یک رویداد موسیقایی علاوه بر هنرمندان، به فعالیت گروههای گستردهای از مشاغل وابسته است: برگزارکنندگان، صدابرداران، نورپردازان، طراحان صحنه، کارکنان هتل، رانندگان، فروشندگان، تولیدکنندگان صنایعدستی و فعالان حوزه خوراک و خدمات. بنابراین، اثر اقتصادی موسیقی در یک مقصد، چندلایه و زنجیرهای است. پنجمین اثر، تقویت دیپلماسی فرهنگی و قدرت نرم است. موسیقی میتواند تصویری انسانی، خلاق و ماندگار از یک کشور ایجاد کند. گاه یک هنرمند یا یک جریان موسیقایی بیش از بسیاری از کمپینهای تبلیغاتی، نام یک شهر یا کشور را در جهان مطرح میکند. از «رویداد» تا «میراث»؛ دو مسیر اصلی گردشگری موسیقی گردشگری موسیقی را میتوان به دو حوزه اصلی تقسیم کرد. نخست، گردشگری رویدادمحور است؛ مانند سفر برای حضور در کنسرت، جشنواره، اپرا یا یک اجرای ویژه. این نوع گردشگری معمولاً زمانمند است و به تقویم رویدادها وابسته است. دوم، گردشگری میراث موسیقایی است؛ مانند بازدید از خانه و زادگاه هنرمندان، موزههای موسیقی، سالنهای تاریخی، آرشیوها و مکانهایی که در تاریخ موسیقی نقش داشتهاند. مزیت این نوع گردشگری، پایداری بیشتر آن است. یک کنسرت ممکن است تنها یک شب برگزار شود، اما یک موزه، خانه تاریخی یا مسیر گردشگری موسیقی میتواند در تمام طول سال پذیرای گردشگران باشد. شهرهای موفق معمولاً این دو مسیر را با یکدیگر ترکیب میکنند؛ یعنی هم رویدادهای زنده و جذاب برگزار میکنند و هم میراث موسیقایی خود را به محصولی دائمی برای گردشگری تبدیل میسازند. فرصت ایران؛ موسیقی بهعنوان نقشهای فرهنگی ایران از نظر تنوع موسیقایی، یکی از غنیترین کشورهای منطقه است. موسیقی دستگاهی، موسیقی نواحی، موسیقی آیینی، موسیقی مقامی، سازهای بومی، آوازهای محلی و تنوع فرهنگی اقوام، مجموعهای گسترده از ظرفیتها را برای توسعه گردشگری موسیقی فراهم کرده است. از موسیقی خراسان و کردستان تا موسیقی جنوب، آذربایجان، لرستان، بلوچستان، گیلان و مازندران، هر منطقه میتواند روایت موسیقایی خاص خود را به بخشی از تجربه سفر تبدیل کند. این ظرفیت تنها به اجرای موسیقی محدود نیست؛ بلکه میتواند با آموزش ساز، بازدید از کارگاههای سازسازی، آشنایی با آیینها، تجربه خوراک محلی، صنایعدستی و طبیعت منطقه پیوند بخورد. برای مثال، یک گردشگر میتواند در قالب یک بسته سفر فرهنگی، در کارگاه ساخت سازهای سنتی حضور یابد، با شیوههای نوازندگی محلی آشنا شود، در یک اجرای زنده شرکت کند و همزمان جاذبههای تاریخی و طبیعی منطقه را تجربه کند. چنین الگویی، گردشگری را از بازدید صرف به تجربهای عمیق و مشارکتی تبدیل میکند. با این حال، بهرهبرداری از این ظرفیت نیازمند برنامهریزی حرفهای است. نبود تقویم بینالمللی رویدادهای موسیقی، ضعف در معرفی چندزبانه، کمبود دادههای آماری، محدود بودن زیرساختهای اجرای استاندارد و نبود بستههای گردشگری تخصصی، از جمله موانع توسعه این حوزه هستند. ایران برای ورود جدیتر به گردشگری موسیقی، به چند اقدام اساسی نیاز دارد: ایجاد بانک اطلاعاتی از رویدادها و میراث موسیقایی، طراحی مسیرهای گردشگری موسیقی، حمایت از جشنوارههای محلی، ثبت و مستندسازی میراث موسیقی نواحی، توسعه آموزشهای تخصصی برای راهنمایان گردشگری و ایجاد همکاری میان وزارتخانهها، نهادهای فرهنگی، دانشگاهها، هنرمندان و بخش خصوصی. جمعبندی: گردشگری موسیقی در جهان امروز یک حوزه حاشیهای یا صرفاً سرگرمکننده نیست؛ بلکه بخشی از اقتصاد تجربه، صنایع خلاق و توسعه فرهنگی به شمار میرود. موسیقی میتواند گردشگر جذب کند، مدت اقامت را افزایش دهد، اقتصاد محلی را فعال سازد، هویت شهرها را تقویت کند و تصویری ماندگار از یک کشور در ذهن مخاطبان جهانی بسازد. اگرچه هنوز آمار جهانی یکپارچهای درباره سهم دقیق گردشگری موسیقی از کل گردشگری وجود ندارد، دادههای کشورهایی مانند بریتانیا نشان میدهد که این حوزه میتواند میلیاردها پوند اثر اقتصادی و دهها میلیون سفر مرتبط ایجاد کند. بریتانیا، با توجه به حجم گردشگران موسیقی، تنوع رویدادها و نظام نسبتاً دقیق گزارشدهی، یکی از مهمترین الگوهای جهانی در این زمینه است؛ اما کشورهایی مانند آمریکا، اتریش، آلمان و کره جنوبی نیز هر یک مدل متفاوت و موفقی از پیوند موسیقی و گردشگری ارائه کردهاند. برای ایران، موسیقی میتواند فراتر از یک هنر، به پلی میان فرهنگ، گردشگری، اقتصاد محلی و گفتوگوی بینالمللی تبدیل شود. تنوع موسیقایی ایران، اگر بهدرستی مستندسازی، معرفی و به محصول گردشگری تبدیل شود، ظرفیت آن را دارد که بخشی از نقشه فرهنگی سفر در منطقه و جهان را به خود اختصاص دهد. شاید زمان آن رسیده باشد که موسیقی را نه فقط آنچه میشنویم، بلکه آنچه به خاطرش سفر میکنیم، بازتعریف کنیم.
ایجاد شده: 18/مرداد/1405 آخرین ویرایش: 18/مرداد/1405
✍🏻 خلبان محمد علی حدادی | خبرنگار ویژه ایتنا و سر دبیر بخش هوانوردی فلای نیوز از حمل طلا و ارز تا سوغات، مدارک ضروری، بار تحویلی، دارو و تجهیزات پزشکی نکاتی ساده اما مهم و کاربردی که آگاهی از آنها میتواند دردسرهای فرودگاهی و گمرکی را جلوگیری کند. بخش مهمی از سفر هوایی قبل از رسیدن به فرودگاه آغاز میشود؛ زمانی که مسافر شروع به بستن چمدان میکند مدارک خود را جمع میکند و تصمیم میگیرد چه چیزهایی را با خود ببرد، ناآگاهی از چند قاعده ساده درباره ارز طلا، مواد غذایی وسایل ارزشمند اندازه بار دارو یا تجهیزات پزشکی ممکن است سفر را با استرس معطلی و هزینه های پیش بینی نشده همراه کند. آمادگی قبل از پرواز راحتی سفر بسیاری از مسافران تصور میکنند مهمترین بخش سفر این است که بلیت تهیه کنند به موقع به فرودگاه برسند و پروازشان را از دست ندهند این موضوع درست است اما همه ماجرا نیست بخشی از مشکلات سفر پیش از خروج از خانه و هنگام بستن چمدان آغاز میشود. در سفر هوایی فقط این مهم نیست که چه چیزی لازم داریم؛ مهمتر این است که بدانیم چه چیزی مجاز است چه چیزی باید اعلام شود و چه چیزهایی را نباید در بار تحویلی قرار داد. دانستن همین نکات ساده از بسیاری از دردسرهای رایج در فرودگاه جلوگیری می کند. ارز و طلا دقت بیشتر حمل ارز و زیور آلات شخصی در سفر موضوعی معمول است و بسیاری از مسافران آن را بخشی از وسایل همراه خود میدانند با این حال از نگاه مقررات گمرکی این اقلام فقط وسایل شخصی نیستند و ممکن است مشمول ضوابط مشخصی باشند. هر چه میزان ارز یا ارزش طلا و جواهرات همراه مسافر بیشتر باشد، حساسیت و دقت در بررسی آن نیز بیشتر میشود به همین دلیل بهتر است مسافر پیش از پرواز از حدود مجاز و شیوه اظهار این اقلام اطلاع داشته باشد. بر اساس ضوابطی که در مبادی ورودی و خروجی کشور اجرا میشود مسافر در زمان خروج از ایران میتواند تا ۱۵۰ گرم طلای ساخته شده یعنی زیور آلات شخصی همراه داشته باشد این موضوع شامل شمش طلا و سکه طلا نمیشود و این اقلام تابع مقررات جداگانه هستند همچنین در زمان ورود به کشور همراه داشتن طلا، نقره و ارز تا سقف های مقرر مجاز است؛ از جمله ارز تا معادل ۵۰۰۰ یورو اگر در زمان ورود به کشور میزان ارز یا اقلام گران بهای همراه مسافر از این سقفها بیشتر باشد به خودی خود به معنای تخلف یا ممنوعیت نیست؛ اما مسافر باید آن را در گمرک اظهار کند این اظهار صرفا برای اعلام و ثبت رسمی میزان ارز یا اشیای ارزشمند همراه مسافر است و الزاما به معنای پرداخت مالیات نیست. در عین حال توجه به مقررات کشور مقصد نیز ضروری است. ممکن است حمل کالایی از ایران مجاز باشد اما ورود همان کالا به کشور مقصد نیازمند اعلام بررسی یا محدودیتهای دیگری باشد. دست کم نگرفتن کشور مقصد یکی از اشتباهات رایج تصوراتی است که برخی مسافران در مورد ورود یا خروج کالا از کشور مبدا و مقصد دارند آنها فکر میکنند اگر خروج یک کالا از ایران مشکلی نداشته باشد ورود آن به کشور مقصد هم بدون مانع خواهد بود. در حالی که هر کشور قوانین خاص خود را دارد. این تفاوت در مورد ارز طلا دارو مواد غذایی و برخی وسایل شخصی اهمیت بیشتری پیدا میکند در بعضی کشورها همراه داشتن پول نقد اقلام ارزشمند یا حتی داروهای خاص بدون اعلام قبلی یا مدارک لازم ممکن است مشکل ساز شود. به همین دلیل پیش از سفر بهتر است مسافر فقط به مقررات مبدأ اکتفا نکند و نگاهی هم به قوانین کشور مقصد داشته باشد این کار ساده میتواند از توقف های طولانی پرسش های گمرکی و حتی جریمه جلوگیری کند. هر خوراکی یا سوغاتی مناسب سفر هوایی نیست. بردن سوغات بخشی از فرهنگ سفر است و بسیاری از مسافران ترجیح میدهند برای خانواده و دوستان خود خوراکی یا هدیه ای همراه ببرند اما در سفر خارجی همه خوراکی ها مجاز یا بی دردسر نیستند. در بسیاری از کشورها ورود میوه تازه سبزی ،گوشت لبنیات و برخی فرآورده های دامی با محدودیت یا ممنوعیت همراه است. دلیل این سخت گیریها معمولا به مسائل قرنطینه ای بهداشتی و جلوگیری از انتقال آفات و بیماری ها مربوط میشود. در مقابل اقلام خشک بسته بندی شده صنعتی و دارای برچسب مشخص معمولا شرایط بهتری برای حمل دارند به طور کلی هر چه یک ماده غذایی بسته بندی استانداردتری داشته باشد احتمال بروز مشکل برای آن کمتر است. فقط وزن چمدان مهم نیست ، بسیاری از مسافران هنگام آماده کردن جمدانشان فقط به وزن چمدان توجه میکنند؛ در حالی که ابعاد چمدان نیز به همان اندازه مهم است. گاهی ممکن است وزن بار در محدوده مجاز باشد اما اندازه آن از استاندارد ایرلاین بیشتر باشد در این صورت بار در گروه اوور سایز قرار میگیرد و ممکن است برای مسافر هزینه اضافی ایجاد کند این موضوع به ویژه درباره چمدانهای بزرگ تجهیزات ورزشی سازهای موسیقی و وسایل خاص بیشتر دیده میشود. بنابراین بهتر است پیش از حرکت به فرودگاه هم وزن بار و هم ابعاد آن با مقررات شرکت هواپیمایی تطبیق داده شود. چمدان جای وسایل مهم و گران قیمت نیست یکی از مهمترین توصیه های سفر هوایی این است که اشیای ارزشمند و اقلام ضروری داخل بار تحویلی قرار نگیرند پول نقد طلا ،لپ تاپ تلفن همراه داروهای ضروری گذرنامه و سایر مدارک مهم بهتر است در بار دستی نگهداری شوند. هر چند فرایند جابه جایی بار در فرودگاهها به صورت رسمی انجام میشود اما همچنان احتمال تأخیر در تحویل مفقودی یا آسیب دیدگی بار وجود دارد. به همین دلیل هر چیزی که نبود آن در مقصد برای مسافر دردسر جدی ایجاد میکند باید همراه خود او باقی بماند. نسخه پشتیبان از مدارک مهم یکی از کارهای ساده اما بسیار مفید پیش از سفر تهیه نسخه تصویری از مدارک مهم است گذرنامه کارت شناسایی ،ویزا بلیت بیمه نامه سفر و مدارک ضروری دیگر بهتر است علاوه بر نسخه اصلی به صورت عکس یا فایل اسکن شده نیز نگهداری شوند. این نسخه ها میتوانند در تلفن همراه ایمیل شخصی یا فضای ذخیره سازی ابری ذخیره شوند تا در صورت مفقودی سرقت یا آسیب دیدگی مدارک روند پیگیری آسان تر شود. هماهنگی قبلی برای حمل دارو و تجهیزات پزشکی اگر مسافر نیاز به استفاده از داروی خاصی دارد بهتر است حتما نسخه پزشکی آن را همراه داشته باشد؛ ترجیحا نسخه ای که روی سربرگ بیمارستان یا مرکز درمانی و دارای مهر باشد این موضوع میتواند در زمان بازرسی فرودگاهی یا ورود به کشور مقصد از بروز مشکل جلوگیری کند. همچنین در مورد تجهیزات تنفسی مانند کپسول اکسیژن و وسایل مشابه لازم است مسافر پیش از پرواز با پزشک شرکت هواپیمایی هماهنگی لازم را انجام دهد؛ زیرا ممکن است آن وسیله با استانداردهای ایمنی هوانوردی یا الزامات شرکت هواپیمایی مطابقت نداشته باشد. عادات ساده اما کمک کننده در سفر تهیه فهرست کوتاهی از محتویات چمدان اقدامی ساده اما کاربردی است. اگر بار مفقود شود یا نیاز به پیگیری داشته باشد این فهرست میتواند بسیار کمک کننده باشد. همچنین توصیه میشود پیش از تحویل بار از چمدان خود عکس یا فیلم تهیه کنید؛ به ویژه از ظاهر کلی چرخ ها زیپ قفل و برچسب آن این تصاویر در صورت آسیب دیدگی یا مفقودی بار میتواند به عنوان مستند در روند پیگیری مورد استفاده قرار گیرد. در انتها !! سفر کم در دسر بیش از آنکه به شانس وابسته باشد به آمادگی بستگی دارد. مسافری که پیش از پرواز درباره بار مدارک طلا و ارز قوانین مقصد و نیازهای خاص خود اطلاعات کافی دارد معمولا با آرامش بیشتری سفر میکند و کمتر غافلگیر میشود. سفر خوب فقط سفر سریع یا ارزان نیست سفر خوب سفر آگاهانه است. و شاید بهترین کار پیش از هر پرواز این باشد که پیش از بستن چمدان چند دقیقه ای هم برای مرور قوانین سفر وقت بگذاریم.
ایجاد شده: 18/مرداد/1405 آخرین ویرایش: 18/مرداد/1405
جام جهانی فوتبال همواره یکی از بزرگترین موتورهای محرک صنعت گردشگری جهان بوده است؛ رویدادی که علاوه بر میلیونها هوادار، میلیاردها دلار سرمایه را به سمت هتلها، خطوط هوایی، رستورانها، مراکز خرید و کسبوکارهای محلی هدایت میکند. اما جام جهانی ۲۰۲۶ که برای نخستین بار به میزبانی مشترک آمریکا، کانادا و مکزیک برگزار شد، تجربهای متفاوت از دورههای گذشته رقم زد؛ تجربهای که نشان میدهد افزایش تعداد گردشگران الزاماً به معنای اشغال کامل هتلها یا سودآوری یکسان برای همه شهرها نیست. قطر؛ الگویی که همه انتظار تکرار آن را داشتند در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر، دولت این کشور ظرفیت اقامت را از حدود ۲۹ هزار اتاق به بیش از ۱۳۰ هزار واحد اقامتی افزایش داد. نتیجه این سرمایهگذاری قابل توجه بود: تعداد اتاقهای رزروشده نسبت به قبل از مسابقات ۲۷۶ درصد افزایش یافت. قیمت هتلها بیش از ۱۱۵ درصد رشد کرد. درآمد صنعت هتلداری از حدود ۱۶۱ میلیون دلار به بیش از ۵۱۰ میلیون دلار در ماه مسابقات رسید. میانگین اشغال هتلها حدود ۵۹ درصد ثبت شد؛ رقمی که در نگاه اول پایین به نظر میرسد، اما به دلیل افزایش چند برابری ظرفیت اقامت، همچنان درآمدی بیسابقه برای صنعت گردشگری قطر ایجاد کرد. (Allianz Trade Corporate) همین تجربه باعث شد بسیاری از تحلیلگران انتظار داشته باشند جام جهانی ۲۰۲۶ نیز رکوردهای مشابهی را ثبت کند. جام جهانی ۲۰۲۶؛ بزرگترین جام تاریخ نسخه ۲۰۲۶ بزرگترین جام جهانی تاریخ است: ۴۸ تیم ۱۰۴ مسابقه ۱۶ شهر میزبان سه کشور میزبان شامل آمریکا، کانادا و مکزیک فدراسیون جهانی فوتبال (FIFA) پیشبینی کرده بود این مسابقات دهها میلیارد دلار اثر اقتصادی برای منطقه ایجاد کند و تنها منطقه نیویورک–نیوجرسی بیش از ۱.۲ میلیون گردشگر و حدود ۳.۳ میلیارد دلار منفعت اقتصادی از میزبانی مسابقات و فینال به دست آورد. (ABC News) رشد گردشگری در سه کشور میزبان براساس برآورد شورای جهانی سفر و گردشگری (WTTC)، جام جهانی باعث رشد قابل توجه اقتصاد گردشگری در آمریکای شمالی شد. پیشبینیها نشان میدهد: کانادا: رشد ۶.۴ درصدی اقتصاد گردشگری مکزیک: رشد ۲.۴ درصدی آمریکا: رشد ۲.۱ درصدی این ارقام نشان میدهد کانادا بیشترین منفعت نسبی را از منظر رشد گردشگری تجربه کرده است، هرچند سهم اصلی هزینهکرد گردشگران به دلیل تعداد بیشتر مسابقات، در آمریکا ثبت شده است. (euronews) هتلها؛ درآمد بیشتر، اما نه همیشه با اتاقهای پر یکی از مهمترین یافتههای گزارشهای صنعت هتلداری این است که جام جهانی ۲۰۲۶ بیش از آنکه باعث افزایش اشغال هتلها شود، موجب افزایش قیمت اتاقها شد. طبق دادههای Lighthouse: قیمت هتلهای شهرهای میزبان آمریکا نسبت به سال قبل به طور متوسط ۵۵ درصد افزایش یافت. در کانادا نرخ هتلها تقریباً دو برابر شد. در مکزیک قیمت اتاقها تا ۱۱۴ درصد رشد کرد. (mylighthouse.com) اما در عمل، بسیاری از هتلداران به اشغال کامل نرسیدند. برخی شهرهای میزبان آمریکا که قیمت اتاقها را تا ۵۰۰ درصد افزایش داده بودند، در هفتههای ابتدایی مسابقات ناچار شدند نرخها را کاهش دهند، زیرا بخشی از هواداران از سفر منصرف شدند یا اقامتگاههای کوتاهمدت مانند Airbnb را انتخاب کردند. حتی در برخی شهرها پیشبینی درآمد هتلها تا ۵۰ درصد کاهش یافت. (TravelPulse) افزایش سفرهای بینالمللی آمارهای شرکتهای تحلیل سفر نشان میدهد: رزرو پروازها به آمریکا، کانادا و مکزیک در دوره جام جهانی حدود ۱۵ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافت. هزینهکرد گردشگران غیرمحلی در شهرهای میزبان ۱۶.۷ درصد رشد کرد. مجموع خریدهای ثبتشده با کارتهای بانکی در شهرهای میزبان ۶.۳ درصد افزایش یافت. (LinkedIn) این افزایش عمدتاً در بخشهای هتل، رستوران، حملونقل و سرگرمی ثبت شده است. چرا همه شهرها برنده نبودند؟ برخلاف قطر که تقریباً تمام گردشگران وارد یک کشور کوچک شدند، در جام جهانی ۲۰۲۶ شرایط متفاوت بود. مهمترین دلایل عبارت بودند از: وسعت جغرافیایی سه کشور میزبان پراکندگی ۱۶ شهر میزبان قیمت بسیار بالای بلیت مسابقات افزایش شدید نرخ هتلها استفاده گسترده از اقامتگاههای اجارهای سفرهای کوتاهمدت هواداران بین شهرها به همین دلیل، برخی شهرها مانند نیویورک، میامی، لسآنجلس و سیاتل از رونق قابل توجه گردشگری بهره بردند، اما در برخی دیگر میزان اشغال هتلها کمتر از انتظار بود. (The Guardian) وضعیت مکزیک؛ شور هواداران، اما رشد اقتصادی کمتر از انتظار مکزیک با وجود میزبانی ۱۳ مسابقه و حضور گسترده هواداران، نتوانست به همه اهداف اقتصادی خود دست یابد. بر اساس گزارش رویترز: اثر اقتصادی جام جهانی حدود ۲ میلیارد دلار برآورد شد. ایجاد حدود ۱۰۰ هزار شغل موقت ثبت شد که حدود ۱۰ درصد کمتر از پیشبینی اولیه بود. برخی هتلها و رستورانها در شهرهای میزبان با اشغال کمتر از انتظار روبهرو شدند. اقتصاددانان تأکید کردند اثر مثبت جام جهانی بیشتر کوتاهمدت بوده است. (Reuters) جمعبندی تجربه جام جهانی ۲۰۲۶ نشان میدهد بزرگترین رویداد فوتبالی جهان همچنان یکی از مهمترین محرکهای گردشگری بینالمللی است، اما موفقیت اقتصادی آن دیگر صرفاً با «پر شدن هتلها» سنجیده نمیشود. در آمریکای شمالی، رشد سفرهای خارجی، افزایش قیمت هتلها، رونق رستورانها و افزایش هزینهکرد گردشگران، میلیاردها دلار درآمد جدید ایجاد کرد. با این حال، افزایش شدید قیمتها، پراکندگی جغرافیایی مسابقات و تغییر رفتار مسافران باعث شد برخلاف تجربه قطر، همه شهرهای میزبان از رونق یکسانی برخوردار نباشند. به بیان دیگر، جام جهانی ۲۰۲۶ نشان داد که در اقتصاد گردشگری امروز، مدیریت تقاضا، قیمتگذاری و زیرساختهای سفر به اندازه خود مسابقات اهمیت دارند. ✍🏻به قلم مهدی حسینی
ایجاد شده: 29/تیر/1405 آخرین ویرایش: 29/تیر/1405
حضور گسترده اسکوترهای برقی در میدان نقش جهان اصفهان، بار دیگر بحث میان کارشناسان میراث فرهنگی و مدیران شهری را درباره حدود استفاده از این فضای ثبت جهانی داغ کرده است؛ موضوعی که میان ضرورت توسعه حملونقل پاک و الزام حفاظت از یکی از مهمترین عرصههای تاریخی کشور، چالشی جدی ایجاد کرده است. میدان نقش جهان، قلب تپنده اصفهان و یکی از شاخصترین میدانهای تاریخی جهان، بیش از چهار قرن است که نهتنها بهعنوان شاهکاری از معماری و شهرسازی عصر صفوی شناخته میشود، بلکه نمونهای کمنظیر از تلفیق زندگی شهری، تجارت، آیین، فرهنگ و هنر ایرانی به شمار میرود. میدانی که ثبت آن در فهرست میراث جهانی یونسکو صرفاً به دلیل شکوه معماری چهار بنای پیرامونی آن نبوده، بلکه سازمان یونسکو این مجموعه را به دلیل حفظ یک نظام شهری منحصربهفرد، تداوم حیات اجتماعی و ارزش برجسته جهانی آن به ثبت رسانده است. در دهههای اخیر، یکی از مهمترین رویکردهای مدیریت میراث فرهنگی در شهرهای تاریخی جهان، بازگرداندن عرصههای تاریخی به عابران پیاده بوده است. از فلورانس و دوبروونیک گرفته تا بروژ، سالزبورگ، کراکوف و بخشهای تاریخی پاریس، سیاست مشترک مدیران شهری، کاهش حضور وسایل نقلیه و افزایش امنیت و آرامش شهروندان و گردشگران بوده است. این رویکرد نهتنها با هدف حفاظت از کالبد تاریخی دنبال میشود، بلکه کیفیت تجربه حضور در میراث جهانی را نیز ارتقا میدهد؛ تجربهای که در آن آرامش، امنیت و امکان مکث و تماشای میراث، بخشی از ارزش اثر تاریخی محسوب میشود. در ایران نیز طی سالهای گذشته، میدان نقش جهان بهتدریج به سمت تقویت رویکرد پیادهمداری حرکت کرده است. حذف تردد موتورسیکلتها از عرصه میدان، یکی از مهمترین مطالبات فعالان میراث فرهنگی، کسبه بازار و شهروندان بود که پس از سالها پیگیری به نتیجه رسید و بسیاری آن را گامی در راستای حفاظت از مهمترین فضای تاریخی اصفهان ارزیابی کردند. با این حال، طی دو سال گذشته، حضور گسترده اسکوترهای برقی در میدان نقش جهان، بار دیگر بحثی جدی میان کارشناسان میراث فرهنگی، معماران، شهرسازان و مدیران شهری ایجاد کرده است؛ موضوعی که تنها به یک وسیله حملونقل محدود نمیشود، بلکه پرسشهای مهمتری را درباره فلسفه پیادهراه، نحوه مدیریت عرصههای ثبت جهانی، حقوق عابران پیاده، امنیت گردشگران و نسبت میان توسعه گردشگری و حفاظت از میراث جهانی مطرح میکند. اگرچه اسکوترهای برقی در بسیاری از شهرهای جهان بهعنوان یکی از شیوههای حملونقل پاک شناخته میشوند، اما تقریباً در همه این شهرها استفاده از آنها تابع ضوابط سختگیرانهای همچون تعیین مسیر اختصاصی، محدودیت سرعت، نظارت هوشمند، اولویت مطلق عابر پیاده و ممنوعیت ورود به بسیاری از عرصههای تاریخی است. از همین رو، کارشناسان معتقدند نمیتوان صرف وجود اسکوتر در برخی شهرهای اروپایی را دلیلی بر امکان استفاده آزادانه از آن در یک میدان ثبت جهانی دانست؛ زیرا هر فضای تاریخی، اقتضائات حفاظتی و مدیریتی خاص خود را دارد. میدان تاریخی، فضای چندمنظوره است؛ اما نه برای هر نوع فعالیت شعله وحدتپور، کنشگر میراث فرهنگی، عضو ایکوموس ایران و دانشآموخته دکترای مرمت بناها و بافتهای تاریخی، در گفتوگو با پیام ما با تأکید بر اینکه برداشتهای امروز از مفهوم چندمنظوره بودن میدان نقش جهان با واقعیت تاریخی آن فاصله دارد، اظهار کرد: میدان نقش جهان از ابتدای شکلگیری خود فضایی انعطافپذیر بوده، اما انعطافپذیری هرگز به معنای پذیرش هر نوع کاربری نیست. این میدان در دوره صفوی محل برگزاری بازی چوگان، آیینهای رسمی، رژههای نظامی، جشنهای حکومتی و مراسم عمومی بوده، اما هیچیک از این کاربریها به صورت همزمان یا بدون برنامه در میدان جریان نداشته است. وی افزود: هر یک از این فعالیتها زمان، نظم و ضابطه مشخصی داشتهاند و در هنگام برگزاری یک رویداد، سایر فعالیتها متوقف میشد. بنابراین استناد به گذشته تاریخی میدان برای توجیه هر نوع استفاده امروزی، برداشت دقیقی از تاریخ شهرسازی ایران نیست. این پژوهشگر حوزه مرمت بناهای تاریخی ادامه داد: حتی در دوره پهلوی که میدان بهعنوان یک پارک شهری مورد استفاده قرار گرفت نیز این تغییر کاربری به معنای بیضابطه شدن فضا نبود. هیچگاه قرار نبوده است که یک فضای عمومی تاریخی میزبان همه فعالیتهای ممکن باشد. همانگونه که نمیتوان انتظار داشت همه برنامههای ورزشی، تفریحی، آیینی و اجتماعی یک شهر در یک میدان تاریخی متمرکز شود، ورود هر وسیله یا فعالیت جدید نیز نیازمند ارزیابی کارشناسی است. وحدتپور با اشاره به حذف موتورسیکلتها از میدان نقش جهان گفت: حدود دو سال و نیم پیش، با مطالبه جدی مردم، فعالان میراث فرهنگی، کسبه بازار و همراهی دستگاههای مسئول، تردد موتورسیکلتها از میدان حذف شد و این اقدام، گام مهمی در تبدیل میدان به یک فضای پیادهمدار بود؛ فضایی که عابر پیاده بتواند بدون نگرانی، با آرامش و امنیت در آن حرکت کند. وی تصریح کرد: هنوز آثار مثبت این تصمیم به طور کامل نمایان نشده بود که اسکوترها وارد میدان شدند و اکنون همان دغدغههایی که پیشتر درباره موتورسیکلتها وجود داشت، با شکل دیگری دوباره در حال تکرار است؛ با این تفاوت که این بار بسیاری تصور میکنند چون اسکوتر وسیلهای برقی است، بنابراین حضور آن در یک میدان تاریخی نیز بدون اشکال خواهد بود؛ در حالی که موضوع اصلی صرفاً نوع موتور محرکه نیست، بلکه امنیت، شأن فضای تاریخی و کیفیت حضور عابران است. پیادهراه، بدون امنیت معنایی ندارد موضوع حضور اسکوترها در میدان نقش جهان تنها از منظر حفاظت میراث فرهنگی قابل بررسی نیست. این مسئله یکی از موضوعات مهم در ادبیات معاصر شهرسازی و طراحی فضاهای عمومی نیز به شمار میرود؛ جایی که میان توسعه شیوههای نوین حملونقل، حقوق عابران پیاده و حفظ کیفیت فضاهای عمومی باید تعادلی پایدار برقرار شود. در بسیاری از شهرهای اروپایی که امروز بهعنوان الگوی پیادهراهسازی شناخته میشوند، ورود اسکوترهای اشتراکی ابتدا با استقبال روبهرو شد، اما افزایش تصادفها، مزاحمت برای عابران، اشغال فضاهای عمومی و کاهش احساس امنیت، مدیران شهری را به سمت تدوین مقررات سختگیرانهتر سوق داد؛ مقرراتی که در برخی شهرها حتی به ممنوعیت کامل اسکوتر در بخشهای تاریخی انجامید و در برخی دیگر تنها استفاده در مسیرهای اختصاصی، با سرعت محدود و تحت نظارت را مجاز دانست. پیروز حناچی، معمار، استاد دانشگاه و از صاحبنظران شناختهشده حوزه شهرسازی، معتقد است اصل مسئله نه مخالفت یا موافقت با اسکوتر، بلکه نحوه مدیریت حضور آن در قلمرو عمومی است. وی در گفتوگو با ما اظهار کرد: دوچرخه و اسکوتر از جمله پدیدههایی هستند که طی دو دهه اخیر در بسیاری از شهرهای دنیا گسترش یافتهاند. البته درباره اسکوتر، به دلیل سرعت بالاتر و ویژگیهای خاص آن، مسائل ایمنی جدیتری مطرح شده است و امروز حتی در کشورهای اروپایی نیز یکی از مهمترین موضوعات مورد بحث، تدوین مقررات مشخص برای استفاده از این وسایل است. میدان نقش جهان، فضای عبور نیست؛ فضای مکث است حناچی با اشاره به جایگاه ویژه میدان نقش جهان در نظام شهرسازی ایران اظهار کرد: باید به این نکته توجه داشت که کارکرد اصلی چنین میدانی، ایجاد امکان حضور، مکث، تماشا و تعامل اجتماعی است. مردم به میدان نقش جهان نمیآیند که صرفاً از نقطهای به نقطه دیگر بروند، بلکه میآیند تا از کیفیت فضا، معماری، چشمانداز تاریخی و محیط فرهنگی آن استفاده کنند. وی ادامه داد: طبیعی است که همه افراد توانایی پیادهروی طولانی ندارند و برخی ممکن است برای جابهجایی به وسیله کمکی نیاز داشته باشند، اما این موضوع نیز باید در قالب یک نظام مشخص مدیریت شود. همانگونه که درشکههای میدان نیز با مسیر مشخص، تعداد محدود و هویت تاریخی خود فعالیت میکنند، درباره سایر شیوههای جابهجایی نیز باید ضابطه وجود داشته باشد. این استاد دانشگاه افزود: اگر تقاضای واقعی برای استفاده از اسکوتر وجود دارد، پیش از هر اقدامی باید بررسی شود که آیا این تقاضا با مأموریت و ظرفیت میدان نقش جهان همخوانی دارد یا خیر. پس از آن نیز باید درباره مسیر حرکت، سرعت مجاز، شیوه نظارت و حقوق عابر پیاده تصمیمگیری شود. نمیتوان اجازه داد کل فضای میدان در اختیار یک وسیله قرار گیرد و بعد انتظار داشت تعارضی میان کاربران مختلف به وجود نیاید. وی با اشاره به تجربه برخی شهرهای اروپایی گفت: در شهرهایی مانند پاریس، توسعه مسیرهای دوچرخه و اسکوتر بر اساس مطالعات شهری، نظرسنجی از شهروندان و ارزیابی آثار آن انجام میشود. حتی در آنجا نیز با افزایش حوادث، مقررات سختگیرانهتری برای استفاده از اسکوتر وضع شده است. بنابراین اگر از تجربه جهانی سخن میگوییم، باید همه ابعاد آن را ببینیم، نه صرفاً حضور این وسیله در برخی خیابانها. میراث جهانی، پیش از هر چیز به آرامش نیاز دارد آنچه دو دیدگاه پیشین را به یکدیگر نزدیک میکند، تأکید بر مفهوم امنیت و کیفیت حضور انسان در عرصههای تاریخی است؛ مفهومی که در اسناد بینالمللی حفاظت از میراث فرهنگی نیز بارها بر آن تأکید شده است. مراکز تاریخی موفق جهان، پیش از آنکه به دنبال افزودن کاربریهای جدید باشند، تلاش میکنند آرامش، خوانایی و هویت تاریخی این فضاها را حفظ کنند. محمدحسین طالبیان، دبیر کمیته ملی حفاظت از بناها و محوطههای تاریخی ایران و معاون پیشین میراث فرهنگی کشور، نیز با همین رویکرد به موضوع نگاه میکند. او معتقد است مهمترین وظیفه مدیریت مراکز تاریخی، ایجاد محیطی امن، آرام و متناسب با شأن میراث فرهنگی برای خانوادهها، شهروندان و گردشگران است. طالبیان در گفتوگو با ما اظهار کرد: در همه کشورهای دنیا تلاش میشود مراکز تاریخی تا حد امکان به فضاهایی آرام، ایمن و مناسب برای حضور مردم تبدیل شوند. هر اندازه این فضاها آرامتر باشند، هم حرمت تاریخ بهتر حفظ میشود و هم کیفیت تجربه بازدیدکنندگان افزایش پیدا میکند. وی افزود: هر عاملی که این آرامش را بر هم بزند، باید با نگاه کارشناسی مورد بررسی قرار گیرد. مدیریت میراث فرهنگی صرفاً حفاظت از کالبد بناها نیست، بلکه حفاظت از کیفیت حضور انسان در این فضاها نیز بخشی از مأموریت آن محسوب میشود. حفاظت از میراث جهانی، آزمونی برای حکمرانی شهری آنچه از مجموع دیدگاهها برمیآید، مخالفت با فناوری یا حملونقل پاک نیست؛ بلکه تأکید بر این اصل است که هر فناوری و هر کاربری باید متناسب با هویت و ظرفیت مکان تاریخی تعریف شود. اکنون پرسش اصلی این است: آیا حضور گسترده اسکوترهای برقی در میدان نقش جهان با فلسفه پیادهراه، الزامات حفاظت از یک اثر ثبت جهانی و حق شهروندان برای تجربه آرام و ایمن سازگار است یا خیر؟ پاسخ به این پرسش، بیش از آنکه در تقابل دیدگاهها باشد، در تدوین ضوابط روشن، مطالعات شهری و گفتوگوی میان مدیران شهری، متخصصان میراث فرهنگی و جامعه مدنی نهفته است؛ مسیری که بسیاری از شهرهای تاریخی جهان پیشتر پیمودهاند. ✍🏻 کوروش دیباج؛ روزنامه نگار
ایجاد شده: 22/تیر/1405 آخرین ویرایش: 22/تیر/1405
تصمیم اخیر برای تغییر عنوان «هنرستان یا دبیرستان هتلداری» به «هتلداری و گردشگری» در نگاه نخست شاید صرفاً یک تغییر نام به نظر برسد، اما در واقع بازتاب یک نگرش نادرست و غیرتخصصی نسبت به ماهیت صنعت هتلداری و نیازهای واقعی بازار کار است؛ نگرشی که متأسفانه طی سالهای گذشته به تدریج جایگاه هتلداری را در نظام سیاستگذاری گردشگری کشور تضعیف کرده است. در تمامی نظامهای پیشرفته آموزشی جهان، هتلداری (Hospitality) و گردشگری (Tourism) اگرچه دارای ارتباطات متقابل هستند، اما دو حوزه مستقل با دانش، مهارتها، استانداردها، مشاغل و مسیرهای آموزشی متفاوت محسوب میشوند. معتبرترین مؤسسات آموزشی جهان از جمله مدرسه عالی هتلداری لوزان سوئیس (EHL) نیز میان مدیریت هتلداری و مدیریت گردشگری تفکیک علمی و حرفهای قائل هستند و برای هر یک برنامههای تخصصی جداگانه طراحی میکنند. مسئله اصلی اینجاست که هتلداری یک فعالیت صرفاً گردشگری نیست؛ بلکه یک صنعت عملیاتی، خدماتی و سرمایهبر است که نیازمند آموزشهای تخصصی در حوزههای پذیرش، خانهداری، غذا و نوشیدنی، آشپزی، رزرواسیون، درآمدزایی، فروش، نگهداری تأسیسات، مدیریت عملیات، خدمات مهمان و استانداردهای بینالمللی اقامت است. در مقابل، گردشگری عمدتاً بر برنامهریزی سفر، بازاریابی مقصد، راهنمایی گردشگران، حملونقل، سیاستگذاری و توسعه مقاصد متمرکز است. به همین دلیل در بسیاری از کشورهای پیشرو، دانشآموزان و دانشجویان از همان ابتدای مسیر آموزشی میان رشتههای Hotel Management، Hospitality Management و Tourism Management تفکیک میشوند. علت این تفکیک روشن است: نیازهای شغلی این دو حوزه یکسان نیست. امروز صنعت جهانی سفر و گردشگری حدود ۳۵۷ میلیون شغل در جهان ایجاد کرده و نزدیک به ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی جهان را به خود اختصاص داده است. (World Travel & Tourism Council) اما در دل همین اکوسیستم عظیم، بخش اقامت و هتلداری یکی از بزرگترین و مهمترین مصرفکنندگان نیروی انسانی آموزشدیده محسوب میشود؛ تا جایی که شورای جهانی سفر و گردشگری (WTTC) هشدار داده است که صنعت مهماننوازی و گردشگری جهان تا سال ۲۰۳۵ با کمبود دهها میلیون نیروی کار مواجه خواهد شد و تنها در بخشهای مرتبط با مهماننوازی، شکاف نیروی انسانی به میلیونها نفر خواهد رسید. در چنین شرایطی، کشورهای توسعهیافته نهتنها آموزش تخصصی هتلداری را تضعیف نکردهاند، بلکه سرمایهگذاری گستردهای برای تربیت نیروی انسانی ماهر در این حوزه انجام دادهاند؛ زیرا به خوبی میدانند که کیفیت خدمات اقامتی مستقیماً بر رضایت گردشگران، درآمد ارزی، نرخ بازگشت مسافر و اعتبار برند ملی تأثیر میگذارد. نکته مهمتر آن است که صنعت هتلداری بزرگترین دریافتکننده سرمایهگذاری در زنجیره گردشگری است. گزارشهای بینالمللی سرمایهگذاری هتل نشان میدهد که حجم سرمایهگذاری در بخش اقامت و هتلها طی سالهای اخیر رشد قابل توجهی داشته و همچنان یکی از جذابترین حوزههای سرمایهگذاری در صنعت سفر محسوب میشود. بنابراین این پرسش جدی مطرح میشود که چرا بخشی که بیشترین حجم سرمایهگذاری، اشتغال مستقیم، داراییهای فیزیکی و نیاز به نیروی انسانی تخصصی را در اختیار دارد، باید در نظام آموزشی کشور به تدریج هویت مستقل خود را از دست بدهد؟ واقعیت این است که تجربه سالهای اخیر نشان میدهد هتلداری در بسیاری از تصمیمات اجرایی و حتی نمادین، به تدریج در سایه عنوان کلی «گردشگری» قرار گرفته است. حذف تدریجی واژه «هتلداری» از برخی رویدادها، نمایشگاهها و ساختارهای سیاستگذاری نمونهای از همین روند است. این در حالی است که در ادبیات جهانی، Hospitality نه زیرمجموعهای کماهمیت از Tourism، بلکه یکی از ارکان اصلی و مستقل آن محسوب میشود. نگرانی فعالان صنعت هتلداری از تغییر عنوان مدارس تخصصی هتلداری نیز دقیقاً از همین منظر قابل درک است. تجربه نشان داده است که هرگاه دو رشته تخصصی با نیازهای آموزشی متفاوت در یک ساختار آموزشی ادغام میشوند، به مرور سهم آموزشهای مهارتی، کارگاهی و عملی کاهش یافته و جای خود را به دروس عمومیتر و مشترک میدهد. نتیجه چنین رویکردی، کاهش عمق مهارتآموزی و تربیت فارغالتحصیلانی است که نه در هتلداری تخصص کافی دارند و نه در گردشگری. اگر هدف کشور توسعه گردشگری، ارتقای کیفیت خدمات، افزایش سرمایهگذاری و رقابتپذیری بینالمللی است، مسیر آن از تضعیف آموزش تخصصی هتلداری نمیگذرد. برعکس، امروز باید شاهد توسعه هنرستانهای تخصصی هتلداری، تجهیز کارگاههای آموزشی، ارتقای استانداردهای مهارتی و تقویت پیوند میان مدارس و هتلها باشیم. تغییر عنوان «هتلداری» به «هتلداری و گردشگری» شاید در ظاهر اقدامی کوچک باشد، اما در عمل میتواند نشانهای از یک خطای بزرگتر باشد؛ خطایی که میان یک صنعت عملیاتی و سرمایهبر با یک حوزه سیاستگذاری و خدمات سفر تمایز قائل نیست. صنعت هتلداری ایران بیش از هر زمان دیگری به نیروی انسانی ماهر نیاز دارد. تصمیمگیران باید به جای کمرنگ کردن هویت آموزشی این صنعت، برای تقویت آن برنامهریزی کنند. آینده هتلهای کشور با سرمایهگذاری در ساختمانها ساخته نمیشود؛ با سرمایهگذاری در آموزش نیروی انسانی ساخته میشود. ✍️ مهدی حسینی
ایجاد شده: 8/تیر/1405 آخرین ویرایش: 8/تیر/1405
تصور کنید ساعت ۶ صبح است و شما هنوز به هتل نرسیدهاید، اما سیستم هوشمند شما در حال کار است. یکی از آسانسورها صدای غیرعادی دارد، نسان متوجه نمیشود، اما حسگرها میفهمند. قبل از اینکه خرابی رخ دهد و مهمانان در راهرو منتظر بمانند، تیم نگهداری هشدار دریافت میکند و قطعه یدکی را سفارش میدهد. در همین حال، سیستم انرژی متوجه میشود که طبقه سوم خالی است و روشنایی راهروها را کاهش میدهد، ۳۵٪ صرفهجویی در برق، بدون اینکه کسی حتی متوجه شود. ساعت ۸ صبح، مهمانی از درب ورودی وارد میشود. سیستم او را میشناسد، میداند که بار قبل اتاق طبقه بالا با نمای دریا را انتخاب کرده بود، و این بار هم همان را آماده کرده است. دمای اتاق از قبل روی ۲۲ درجه تنظیم شده، و لیست رستورانهای مورد علاقهاش روی تبلت اتاق منتظر اوست. این دیگر رویا نیست، این واقعیت هتلهایی است که از امروز شروع به رقابت کردهاند و شما اگر الان شروع نکنید، دارید عقب میمانید. مطالعهای تحت عنوان «تأثیر هوشمندسازی بر کارآمدی هتلهای پنجستاره جنوب ایران» از دانشگاه شیراز، در دوره سیزدهم ژورنال مطالعات اجتماعی گردشگری ایران در دانشگاه فردوسی مشهد منتشر شد و به این سوال اساسی پاسخ داد: وقتی یک هتل پنجستاره تصمیم میگیرد هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، رباتیک و سیستمهای خودکار را وارد کار کند، واقعاً چه اتفاقی میافتد؟ محققان با مدیران و بهرهبرداران تمامی هتلهای پنجستاره در استانهای جنوب ایران مصاحبه کردند و از روش آمیخته کیفی-کمی استفاده کردند تا بفهمند کدام بخشهای هتل بیشترین منفعت را میبرند و مدیران چگونه باید شروع کنند. نتیجه تحقیق شگفتانگیز بود و برخلاف تصور رایج که فکر میکنیم هوشمندسازی فقط برای راحتی مهمان است، محققان نشان دادند که بیشترین تأثیر هوشمندسازی روی فرایندهای مدیریتی است نه عملیاتی. چرا این مهم است؟ چون هوشمندسازی ابتدا شیوه تصمیمگیری، برنامهریزی، کنترل و هماهنگی را تغییر میدهد. وقتی مدیریت هتل دادهمحور، دقیقتر و سریعتر شود، اثر آن مثل موج به سمت عملیات و تجربه مهمان سرازیر میشود. مدیران دیگر بر اساس حدس تصمیم نمیگیرند، دادههای لحظهای دارند. برنامهریزی دقیقتر میشود، کنترل کیفیت خودکارتر میشود، و هماهنگی بین بخشها روانتر میشود. مثلاً سیستم هوشمند به شما میگوید که هفته آینده رزروها ۴۰٪ بیشتر از این هفته است و شما میتوانید از قبل نیروی کار را تنظیم کنید، موجودی غذا را افزایش دهید، و از شلوغی غیرمنتظره جلوگیری کنید. این تحول در لایه مدیریتی سپس به لایه پشتیبانی منتقل میشود! منابع انسانی بهتر استخدام و آموزش میدهند، امور مالی دقیقتر هزینهها را کنترل میکند، نگهداری خرابیها را قبل از بروز پیشبینی میکند، و تدارکات هوشمندانه و بهموقع خرید میکند. حسگرهای سیستم تهویه مطبوع متوجه میشوند که فیلتر یکی از دستگاهها دارد مسدود میشود و قبل از اینکه مهمانی شکایت کند، تیم تعمیرات آن را تعویض میکند. در نهایت، این موج به لایه عملیاتی میرسد! پذیرش سریعتر میشود، چکاین و چکاوت بدون صف انجام میشود، اتاقها شخصیسازی میشوند، رستوران بهصورت هوشمند سفارش میگیرد، و نظافت بر اساس زمان خروج مهمانان برنامهریزی میشود. مهمان دیگر نیازی ندارد منتظر پذیرش بماند—با اپلیکیشن موبایل کلید دیجیتال اتاق را دریافت میکند و مستقیم به اتاق میرود. این تحقیق نشان داد که هوشمندسازی نه یک لوکس، بلکه یک ضرورت رقابتی است و هتلهایی که امروز شروع میکنند، فردا رهبران بازار خواهند بود. جمعبندی این مطالعه یک پیام صریح دارد: هوشمندسازی یک تجمل نیست، یک ضرورت رقابتی است. هتلهای پنجستارهای که فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و رباتیک را بهصورت یکپارچه در عملیات، پشتیبانی و مدیریت خود به کار گرفتهاند، هم بهرهوری را بالا بردهاند، هم هزینهها را مهار کردهاند، هم تجربه مهمان را بهبود بخشیدهاند و هم سودآوری بیشتری به دست آوردهاند. دنیای هتلداری دیگر مانند یک دهه پیش نیست؛ مهمانان امروز خدمات سریع، شخصی و بیدردسر میخواهند و رقبا در حال سرمایهگذاری بر همین فناوریها هستند. پرسش دیگر این نیست که «آیا باید؟»، بلکه این است که «از کجا شروع کنیم؟» و پاسخ، همانطور که پژوهش نشان داد، ساده است: از اتاق مدیریت؛ از همان جایی که استراتژی شکل میگیرد، برنامه طراحی میشود و آینده هتل شما رقم میخورد. منبع:اعظم صفرآبادی؛ سینا ظفریان؛ معصومه محرر: ژورنال مطالعات اجتماعی گردشگری ایران، دوره ۱۳، دانشگاه فردوسی مشهد، بهار ۱۴۰۴.
ایجاد شده: 7/تیر/1405 آخرین ویرایش: 7/تیر/1405
ضرورت ارتقای آگاهی حقوقی و صنفی در صنعت هتلداری و گردشگری: راهبردی برای کاهش چالشهای اجرایی و قضایی مقدمه صنعت هتلداری و گردشگری به عنوان یکی از ارکان اصلی اقتصاد خدمات، به دلیل ارتباط مستقیم و مستمر با آحاد جامعه، بستری حساس برای بروز تعارضات حقوقی است. تجارب میدانی و بررسیهای کارشناسی نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از شکایات، اختلافات فیمابین و مراجعات به مراجع قضایی و نظارتی، نه ناشی از سوءنیت طرفین، بلکه معلول «شکاف آگاهی» نسبت به حقوق، تکالیف و مقررات بالادستی است. این نوشتار با هدف تبیین پیامدهای این ناآگاهی و ارائه راهکارهای پیشگیرانه تدوین شده است. ۱. آسیبشناسی فقدان سواد حقوقی در روابط صنفی فقدان شناخت کافی از مقررات در دو سطحِ «ارائهدهندگان خدمات» (هتلها، اقامتگاهها و آژانسها و. . . ) و «گیرندگان خدمت» (مسافران)، منجر به بروز فرسایش اداری و قضایی شده است. ریشههای اصلی این چالش عبارتند از: • ابهام در قراردادهای رزرو: نادیده گرفتن شروط ضمن عقد (مانند سیاستهای ابطال و استرداد وجه). • ابهام در معرفی استاندارهای ارائه خدمات و حقوق مصرف کنندگان در مجموعه های گردشگری و هتلداری • عدم انطباق با ضوابط انتظامی: ناآگاهی از الزامات پذیرش و امنیت. • نقص در مستندسازی: فقدان رویههای مکتوب در تعاملات روزمره که منجر به بیدفاع ماندن طرفین در صورت بروز اختلاف میشود. ۲. حوزههای کلیدی مقرراتی فعالان این صنف میبایست اشراف کامل بر موارد زیر داشته باشند تا از ورود خسارت به کسبوکار و میهمان جلوگیری نمایند: • مقررات وزارت میراث فرهنگی: شامل ضوابط بهرهبرداری، نرخگذاری و استانداردسازی واحدها. • الزامات HSE و ایمنی: مطابق با استانداردهای آتشنشانی، آسانسور و تأسیسات که هرگونه اهمال در آن میتواند منجر به مسئولیتهای کیفری سنگین شود. • بهداشت محیط و سلامت: رعایت استانداردهای دانشگاه علوم پزشکی و سازمان دامپزشکی برای پیشگیری از مخاطرات عمومی. • ضوابط اماکن عمومی: جهت تضمین امنیت و رعایت انضباط اجتماعی در واحدهای اقامتی. ۳. مسئولیتهای مدنی و حرفهای ناآگاهی از حقوق مصرفکننده و تکالیف متقابل، صرفاً یک مسئله صنفی نیست؛ بلکه میتواند منجر به مسئولیت مدنی (جبران خسارت) و حتی کیفری گردد. شفافیت در اعلام خدمات، قیمتگذاری و سیاستهای داخلی، ابزاری برای مصونیت حقوقیِ مدیران واحدهاست. ۴. راهکارهای پیشنهادی انجمن برای ارتقای وضعیت موجود برای گذار از وضعیت فعلی و رسیدن به انضباط حرفهای، موارد ذیل به عنوان راهبرد کلان انجمن پیشنهاد میشود: 1. آموزش همگانی: تدوین و توزیع راهنمای حقوقیِ سادهشده برای میهمانان و فعالان صنفی. 2. استانداردسازی قراردادها: استفاده از فرمهای قرارداد متحدالشکل و مورد تأیید مراجع قانونی برای جلوگیری از تفسیر به رأی. 3. نهادینهسازی نظام پاسخگویی: ایجاد بخش رسیدگی به شکایات در ساختار داخلی مجموعهها برای حل اختلافات پیش از ارجاع به خارج از واحد. 4. نظارت پیشگیرانه: جایگزینی رویکردهای مچگیرانه با رویکردهای هدایتگرانه و آموزشی از سوی نهادهای ذیربط. سخن پایانی پایداری و رشد صنعت گردشگری در گرو «شفافیت» و «قانونمندی» است. انجمن کارشناسان خبره آمادگی خود را برای همکاری با نهادهای دولتی و بخش خصوصی جهت تدوین آییننامههای اجرایی و برگزاری دورههای تخصصی به منظور کاهش تنشهای صنفی اعلام میدارد. ✍️ "هادی عربی گل" رئیس هیأتمدیره و دبیر اجرایی انجمن کارشناسان خبره
ایجاد شده: 3/تیر/1405 آخرین ویرایش: 3/تیر/1405
در دنیای پرآشوب امروز، ثبات اقتصادی و سیاسی دیگر یک امر بدیهی نیست. این ناآرامیها، بهویژه در صنعت پویای گردشگری، چالشهای منحصر به فردی را برای هتلها و آژانسهای مسافرتی ایجاد میکند. با این حال، همین چالشها فرصتهایی برای نوآوری، تابآوری و تمایز را نیز فراهم میکنند. با اتخاذ رویکردهای استراتژیک و هوشمندانه، میتوان نه تنها از این دوران پر فراز و نشیب عبور کرد، بلکه جایگاه خود را در بازار تقویت نمود. بازنگری در استراتژیهای قیمتگذاری و انعطافپذیری در زمان عدم قطعیت، مشتریان به دنبال ارزش و اطمینان بیشتری هستند. ارائه بستههای قیمتی منعطف، امکان کنسلی رایگان (تا حد امکان)، و تخفیفهای هوشمندانه در زمانهای کمتقاضا میتواند جذابیت خدمات شما را دوچندان کند. در نظر گرفتن پکیجهای ترکیبی که شامل اقامت، گشت و انتقال میشود، با قیمتگذاری رقابتی، میتواند به مشتریان احساس امنیت و صرفهجویی بدهد. همچنین، استفاده از مدلهای قیمتگذاری پویا که به سرعت به تغییرات بازار واکنش نشان میدهند، حیاتی است. تنوعبخشی به بازار هدف و مقاصد تکیه بر یک بازار خاص یا یک مقصد جغرافیایی، ریسک بالایی دارد. در شرایط کنونی، گسترش دامنه فعالیت به بازارهای بینالمللی جدید (با در نظر گرفتن ملاحظات سیاسی و اقتصادی) و همچنین تمرکز بر مقاصد داخلی کمتر شناخته شده اما با پتانسیل بالا، میتواند سبد ریسک شما را متعادل کند. شناسایی و جذب گردشگران داخلی که به دلیل محدودیتهای سفر خارجی، به دنبال تجربههای جدید در کشور خود هستند، یک فرصت طلایی است. تقویت کانالهای ارتباطی و اعتمادسازی شفافیت و ارتباط مستمر با مشتریان، کلید عبور از بحران است. در زمان عدم قطعیت، مشتریان بیش از پیش به دنبال اطلاعات دقیق و بهروز هستند. استفاده فعال از رسانههای اجتماعی، ایمیل مارکتینگ هدفمند، و وبسایت بهروز شده برای اطلاعرسانی درباره وضعیت ایمنی، پروتکلهای بهداشتی، و هرگونه تغییر در برنامهها، ضروری است. ایجاد حس اطمینان و امنیت از طریق ارائه اطلاعات صادقانه و پاسخگویی سریع به سوالات، روابط بلندمدت با مشتریان را تضمین میکند. نوآوری در خدمات و تجربه مشتری شرایط بحرانی، فرصتی برای خلاقیت است. ارائه تجربیات منحصر به فرد و شخصیسازی شده که فراتر از خدمات استاندارد هتلداری یا تورگردانی باشد، میتواند شما را از رقبا متمایز کند. این میتواند شامل تورهای خصوصی با تمرکز بر تجربیات فرهنگی عمیق، کارگاههای آموزشی، یا حتی استفاده از فناوری برای ارائه تجربههای مجازی قبل از سفر باشد. تمرکز بر "تجربه" به جای صرفاً "خدمت"، در ذهن مشتری ماندگارتر خواهد بود. مدیریت ریسک و تابآوری عملیاتی ایجاد برنامههای اضطراری برای سناریوهای مختلف (مانند تغییرات ناگهانی در مقررات سفر، اختلالات حمل و نقل، یا بحرانهای بهداشتی) امری حیاتی است. این شامل داشتن روابط قوی با تامینکنندگان متنوع، انعطافپذیری در برنامهریزی پرسنل، و آمادگی برای تغییر سریع در عملیات است. سرمایهگذاری در آموزش پرسنل برای مواجهه با شرایط غیرمنتظره و توانمندسازی آنها برای اتخاذ تصمیمات سریع، تابآوری سازمان را افزایش میدهد. همکاری و شبکهسازی استراتژیک در این دوران، همکاری میتواند به معنای بقا باشد. ایجاد اتحادهای استراتژیک با سایر کسبوکارهای گردشگری (مانند رستورانها، فروشگاههای صنایع دستی، یا شرکتهای حمل و نقل) برای ارائه بستههای جذابتر و تقسیم منابع، میتواند مفید باشد. همچنین، مشارکت فعال در انجمنهای صنفی و تبادل تجربیات با همکاران، راهنماییهای ارزشمندی را در شرایط دشوار ارائه میدهد. در نهایت، عبور از دوران عدم قطعیت، نیازمند دیدگاهی بلندمدت، انعطافپذیری، و تمرکز بر ایجاد ارزش واقعی برای مشتری است. مدیرانی که قادرند با خلاقیت و هوشمندی، چالشها را به فرصت تبدیل کنند، نه تنها در این دوران دوام خواهند آورد، بلکه به پیشگامان صنعت گردشگری آینده تبدیل خواهند شد. ✍️ فاطمه دکامینی - مدرس دانشگاه، مولف و پژوهشگر
ایجاد شده: 31/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 31/خرداد/1405
مقدمه گام دوم! فوتبال قهری در سرزمین کابوی ها با امضای تفاهم نامه صلح و پایان جنگ ایران و امریکا مواجه شده است. جمعیت ایرانی بلاتکلیف در ورزشگاه برای تشویق یا تحقیر تیم ملی دور هم جمع شده اند نمی دانند با گل زدن و یا گل خوردن ایران شاد باشند یا غمگین! این شرایط کم و بیش حال روز مردم جان سخت و ایستاده در میادین شهرهای ایران ماست! در مقابل امضای تفاهمنامه بین دکتر پزشکیان و ترامپ آن هم در ایام محرم و قبل از به خاک سپردن رهبر شهید و هزاران عزیز از دست رفته، به ناگاه صبح پیروزی دمیده است. عکس العمل چه باید باشد. البته ما همیشه در طول تاریخ انقلاب این گونه در خوف و رجا بسر برده ایم...محافظه کاری و صبر، توام با بدبینی سیرت ما ایرانیان بوده و هست که همواره هم کارساز شده ولی کم منافع و کم ضرر. به هر حال جلوی ضرر را از هرجا بگیریم سود کرده ایم. حفظ جان فرزندان عزیز این مرز و بوم در مقابل آفات جنگ مهمترین اولویت ما بایستی باشد و چه اقبالی بهتر از این که مردانی از دل این خاک سوخته سر علم کنند. عرصه دیپلماسی جان فدا کنند و پای عزت و آینده پر امید این کشور بایستند، همه سخت کامی ها و تلخ کامی و ترش رویی ها را به جان بخرند و حافظ جان و مال این مردم باشند. دکتر پزشکیان، دکتر قالیباف و دکتر عراقچی فرزندان این وطنند که به نمایندگی از مردم شریف و کادر رهبری ایران کار را در گام اول به نیکی تمام کردند. این همیت برای کسب پیروزی ملت ایران خجسته و فرخنده باد. مقدمه گام دوم در زمان مقرر ۶۰ روزه بازگشایی نمایندگی های سیاسی در دو کشور است. به منظور پیشگیری از کارشکنی ها و انتقال اخبار و اطلاعات کذب و به جهت پیگیری مستمر اجرای بندهای تفاهم نامه و برقراری مذاکرات رودرو، می تواند بازگشایی سفارت خانه های دو کشور در تهران و واشنگتن باشد. شاید این اقدام مقدماتی و کم هزینه، مهمترین بازخورد و اثر مثبت را بر تسریع و تسهیل اجرای همه بندهای چهاردگانه در عرصه ملی و بین المللی داشته باشد. قطعا نخستین اثر خبر بازگشایی سفارت خانه ها و دفاتر کنسولی در دو کشور موجی از خوشحالی میلیون ها ایرانی خود تبعیدی در دیار غربت را به همراه خواهد داشت که به آینده ایران امیدوارند... با خبر امضای تفاهم نامه قطعا فردای بازی های جام جهانی فوتبال و تماشاگران ایران دوست متفاوت از دیروز خواهد بود. قلب همه ما برای یک ایران سربلند می تپد. گام دوم را محکم و بدون فوت وقت برداریم که زمینه ساز فراخوان بازگشت ایرانیان به خانه برای آبادی میهن خواهد بود. از هرآنچهبوده و هست بگذریم. خاک میهن عزیز سهم و افتخار و هویت همه ایرانیان است. ✍️ علی رحیم پور - کارشناس گردشگری
ایجاد شده: 29/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 29/خرداد/1405
در سالهای اخیر، تلاشهای متعددی برای رتبهبندی برندهای هتلداری لوکس جهان بر اساس تعداد ستارهها یا جایگاه در یک هرم سلسلهمراتبی صورت گرفته است؛ رویکردی که همواره با بحثها و اختلافنظرهای فراوان میان توسعهدهندگان، مشاوران، سرمایهگذاران و مدیران صنعت مهماننوازی همراه بوده است. با این حال، کارشناسان معتقدند اکوسیستم پیچیده برندهای لوکس هتلداری را نمیتوان تنها با معیارهای سنتی مانند چهار و پنج ستاره تا فوقلوکس تبیین کرد. در همین راستا، مفهومی جدید با عنوان درخت برندهای لوکس هتلداری (Luxury Hospitality Brand Tree) ارائه شده که به جای رتبهبندی خطی برندها، بر جایگاهسازی، هویت و نوع ارزشآفرینی هر برند تمرکز دارد. این مدل برندهای مطرح جهانی را در چهار گروه اصلی دستهبندی میکند: ۱. لوکس بزرگمقیاس (Grand Luxury): برندهایی که تجربه لوکس را در مقیاس وسیع، با امکانات گسترده و ظرفیتهای بالا ارائه میکنند. ۲. لوکس مدرن (Modern Luxury): برندهایی که تلفیقی از ارزش اقتصادی، فناوری، خدمات نوین و سبک زندگی معاصر را در اختیار مهمانان قرار میدهند. ۳. لوکس پرستیژ (Prestige Luxury): برندهایی که اعتبار، جایگاه اجتماعی و خدمات ممتاز را به عنوان مزیت رقابتی خود تعریف کردهاند. ۴. لوکس تجربی (Experiential Luxury): برندهایی که بر خلق تجربههای منحصربهفرد، ارتباطات عاطفی و سفرهای تحولآفرین برای مهمانان تمرکز دارند. بر اساس این مدل، بخش لوکس تجربی خود به چند شاخه تخصصیتر تقسیم میشود که شامل سبک زندگی (Lifestyle)، سلامت و تندرستی (Wellness)، اقامتگاههای منحصربهفرد و سفارشی (Bespoke) و تجربههای متمایز (Distinct) است. در این رویکرد، ارزش برند نه در تعداد ستارهها، بلکه در توانایی آن برای خلق تجربهای متفاوت و پاسخگویی به نیازهای خاص بازار تعریف میشود. تصویر منتشرشده از این مدل، برندهای برجستهای همچون Aman، Rosewood، Ritz-Carlton Reserve، Belmond، Peninsula، Conrad، Park Hyatt، Grand Hyatt و دهها برند معتبر دیگر را در شاخههای مختلف این درخت جای داده است. موضوعی که نشان میدهد موفقیت یک برند لزوماً به سطح لوکس بودن آن وابسته نیست، بلکه به میزان تطابق آن با نیازهای بازار هدف و استراتژی توسعه بستگی دارد. کارشناسان صنعت مهماننوازی معتقدند این مدل میتواند برای سرمایهگذاران، توسعهدهندگان هتل و مدیران برندها ابزاری کاربردی برای انتخاب صحیح برند و طراحی پروژههای آینده باشد؛ چرا که در بازار امروز، تمایز و تخصصگرایی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته و انتخاب برند مناسب میتواند عامل تعیینکننده موفقیت یک پروژه هتلی باشد. ✍️ "دلارام آریایی پناه" خبرنگار و دبیر بخش خبرها و رویدادهای علمی، آموزشی و تخصصی هتلداری و گردشگری ایتنا
ایجاد شده: 28/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 28/خرداد/1405