به گزارش هورکا نیوز؛ بابک زنجانی به پلمب کافهاش واکنش نشان داد و بر لزوم توجه به معیشت صاحبان کسبوکارها تأکید کرد. او خواستار عدم تعطیلی معیشت مردم شد. به گزارش ایتنا/هورکا نیوز؛ بابک زنجانی به خبر پلمب کافهای که به او منتسب است، واکنش نشان داد. او نسبت به تعطیلی برخی رستورانها و کسبوکارها انتقاد کرد. زنجانی در مطلبی که در کانال خود منتشر کرده، به تعطیلی این کافه و دیگر واحدهای صنفی اشاره کرد. او اظهار داشت که صاحبان کسبوکار مسئول «ارشاد مردم» نیستند. بنابراین، نباید رفتار مراجعهکنندگان به تعطیلی محل کسب و درآمد آنها منجر شود. زنجانی همچنین تعطیلی کسبوکارها قبل از طی کامل فرآیند قانونی را «اشتباه راهبردی و قابل پیگیری» دانست. او بر این نکته تأکید کرد که صاحبان کسبوکارهای کوچک نباید مسئول رفتار مراجعهکنندگان شناخته شوند. زنجانی اعلام کرد که موضوع پلمب و نحوه برخورد با این واحدهای صنفی را از طریق حقوقی پیگیری خواهد کرد.
ایجاد شده: 7/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 7/شهریور/1405 اخبار داخلی
✍🏻 حاج سید جوادی | پست دکترای هوش مصنوعی از مالزی صنعت هتلداری و گردشگری ایران در افق ۱۴۰۵ با پارادوکسی سخت مواجه است: تقابل ظرفیتهای بینظیر تاریخی و فرهنگی با بحرانهای ساختاری حاصل از ناامنی ژئوپلیتیکی، تحریمهای دیجیتال-بانکی و تورم فرسایشی . در این پژوهش ،با هدف تبیین شکاف موجود میان ظرفیتهای بالقوه و عملکرد بالفعل صنعت هتلداری ایران ،تلاش می شود با اتخاذ رویکردی تحلیلی-تطبیقی، چالشهای سهگانهٔ فوق را بررسی و سازوکار اثرگذاری آنها بر کاهش ضریب اشغال و شکلگیری تلهٔ اهرم مالی در بنگاههای اقامتی را تبیین شود. در پاسخ به این چالشها، گذار از مدیریت سنتی رایج به مدیریت هوشمند دادهمحور، ضرورتی راهبردی بهشمار میآید. ازاینرو، پس از بررسی مبانی نظری و کاربردهای مهم هوش مصنوعی در هتلداری، نقشهراه جبرانی ۱۲ماهه و چهارفازی برای پیادهسازی هوش مصنوعی در هتلهای ایران ارائه میشود. نتایج نشان میدهد استقرار نظاممند فناوریهای دادهمحور، مشروط به اصلاح زیرساختهای پایه و بهبود دیپلماسی اقتصادی، میتواند به کاهش مطلوب هزینههای عملیاتی، بهینهسازی قیمتگذاری و ارتقای تابآوری سازمانی در برابر شوکهای تحمیلی محیطی بینجامد. واژگان کلیدی: صنعت مهمان نوازی، هوش مصنوعی، تورم فرسایشی، تحریم اقتصادی، مدیریت درآمد، تابآوری ، نقشهراه دیجیتال.،داده محور، اهرم مالی ۱. تابآوری در صنعت هتلداری: تعاریف، مفاهیم و چارچوب نظری ۱-۱. تعریف تابآوری سازمانی در هتلداری تابآوری سازمانی[1] در صنعت هتلداری به معنای توانایی یک کسبوکار برای پیشبینی، مهار، سازگاری و بازتوانی سریع در برابر تکانههای محیطی، بحرانهای اقتصادی و دگرگونیهای ناگهانی بازار است. هتلهای تابآور در شرایط بحرانی میتوانند با تکیه بر ابزارهای نوین، ساختار هزینههای خود را سامان دهند و با ایجاد جریانهای درآمدی هوشمند، از فروپاشی مالی جلوگیری کنند. ۱-۲. ابعاد تابآوری در صنعت اقامتی ادبیات پژوهشی معاصر، تابآوری در صنعت هتلداری را در چهار بُعد کلیدی تعریف میکند: تابآوری پیشبینانه [2]: توانایی شناسایی زودهنگام شوکها از طریق پایش دادهها و شاخصهای هشداردهنده، مانند نوسانات نرخ ارز، رزروهای لغوشده و روندهای جستوجوی مقاصد. تابآوری سازگارانه[3]: ظرفیت تعدیل سریع راهبردهای قیمتگذاری، بازاریابی و عملیاتی در واکنش به تغییرات ناگهانی تقاضا یا هزینهها. تابآوری جذبی [4]: توانایی تحمل شوک و کاهش آسیب از طریق ذخایر مالی، تنوعبخشی به کانالهای درآمدی و انعطافپذیری نیروی انسانی. تابآوری بازتوانیگر [5]: قابلیت بازگشت سریع به وضعیتی پایدار پس از بحران و حتی ارتقای سطح عملکرد در مقایسه با دوران پیش از بحران. در صنعت هتلداری، تفاوت اصلی میان تابآوری پیشبینانه و تابآوری سازگارانه در زمان اقدام و ماهیت واکنش به بحرانها نهفته است، در واقع ، تابآوری پیشبینانه ماهیتی آیندهنگر و شناساییمحور دارد، درحالیکه تابآوری سازگارانه ماهیتی واکنشی و اصلاحمحور برای بقا در شرایط متغیر دارد. برای دستیابی به این توانمندیها، استفاده از الگوریتمهای پیشبینی و مدیریت دادهمحور[6] بهعنوان هستهٔ اصلی تابآوری سازمانی در زیستبومهای پیچیده ضرورت دارد . بدون داشبوردهای یکپارچه، الگوریتمهای متعالی پیشبینی و دستیارهای هوشمند خودکارسازی تصمیمگیری، مدیریت هتلها نمیتوانند در برابر شوکهای همزمان و چندبعدی دارای عملکرد کارایی داشته باشند. ۲. ثروت حبسشده و پارادوکس گردشگری ایران صنعت گردشگری و هتلداری در دهههای اخیر بهعنوان یکی از پیشرانهای اصلی توسعهٔ اقتصادی در جهان شناخته شده است. بااینحال، این صنعت بهدلیل ماهیت خدماتی و وابستگی شدید به زنجیرهٔ تأمین جهانی، در برابر بحرانهای ژئوپلیتیکی و تحولات فناورانه بهشدت آسیبپذیر است. در این میان، گذار پارادایمی بهسوی هوشمندی کسبوکار، کلاندادهها [7] و هوش مصنوعی ، مرزهای رقابتپذیری را دراین صنعت جابهجا کرده است. اقتصاد ایران در افق ۱۴۰۵ نیاز حیاتی به تنوعبخشی به درآمدهای ارزی و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی دارد. برخورداری از ظرفیتهای غنی تاریخی و جغرافیایی، ۲۶ اثر ثبتشده در فهرست میراث جهانی یونسکو و جایگاه دهم جهان، ظرفیتی بالقوه برای تبدیل ایران به قطب گردشگری منطقه فراهم کرده است. بااینحال، شواهد میدانی و دادههای عملکردی صنعت هتلداری کشور تصویری متناقض ارائه میکنند. تعطیلی واحدهای اقامتی و کاهش ضریب اشغال، از وجود موانع ساختاری حکایت دارد که این ظرفیتها را به «ثروتی حبسشده»[8] تقلیل داده است. ۳. مثلث بحران و «اثر قیچی» بر صنعت هتلداری کالبدشکافی وضعیت صنعت هتلداری در سال ۱۴۰۵ نشاندهندهٔ عملکرد یک مثلث بحران است که سه ضلع آن پس از همهگیری کرونا، صنعت مهمان نوازی را فراگرفته است . همهگیری کرونا (۱۳۹۸-۱۴۰۰) شوک بزرگی به صنعت وارد کرد؛ ضریب اشغال هتلها عملاً به صفررسید و پیامدهای زیر بهوجود آمد: خسارت ۴۰۰۰ میلیارد تومانی به هتلها و دفاتر خدمات مسافرتی تا پایان سال ۱۳۹۸؛ تعدیل گستردهٔ نیروها و بیکاری ۱۳۰۰۰ راهنمای تور؛ بستهشدن کامل مرزها بهروی گردشگران خارجی. ۳-۱. تورم و کاهش قدرت خرید در ادبیات اقتصاد گردشگری، تورم از دو مسیر همزمان بر بنگاههای اقامتی فشار وارد میکند. از سمت تقاضا، تورم موجب کاهش درآمد واقعی و قدرت خرید خانوارها میشود؛ در نتیجه، سفر و اقامت که در دستهٔ کالاها و خدمات لوکس و غیرضروری با تقاضای کششپذیر[9] طبقهبندی میشوند، بهسرعت از سبد مصرفی خانوار حذف میشوند. از سمت عرضه نیز افزایش مداوم شاخص قیمت تولیدکننده [10]، هزینهٔ تأمین مواد اولیه، غذا و نوشیدنی[11] ، حاملهای انرژی و دستمزدها را افزایش میدهد. تورم مزمن، با نرخ بیش از ۴۰ درصد در سالهای متوالی، آثار زیر را بر صنعت هتلداری برجای گذاشته است: حذف سفر از سبد مصرفی خانوار؛ افزایش هزینههای نگهداری، شامل انرژی، مواد مصرفی، حقوق کارکنان و تعمیرات؛ کاهش تقاضای داخلی و گرایش گردشگران داخلی به اقامتگاههای ارزانتر؛ عدم تناسب نرخها، بهگونهای که هزینهها بسیار سریعتر از توان هتلها برای افزایش نرخ اتاق رشد میکنند؛ نوسان نرخ ارز که برنامهریزی مالی را بسیار دشوار کرده است. ۳-۲. تحریمهای بینالمللی (۱۳۹۷-۱۴۰۵) خروج آمریکا از برجام در مهٔ ۲۰۱۸ و بازگشت تحریمهای گسترده، نخستین و طولانیترین شوک این دوره به صنعت هتلداری ایران بود. آثار مستقیم این رویداد عبارت بودند از: قطع دسترسی به سامانههای رزرو جهانی؛ بوکینگداتکام[12] از نوامبر ۲۰۱۸ همکاری با هتلهای ایرانی را متوقف کرد و کارتهای اعتباری بینالمللی ویزاو مسترکارت نیز عملاً قابل استفاده نبودند. توقف پروازهای مستقیم برخی شرکتهای هواپیمایی اروپایی، از جمله بریتیش ایرویز ، ایر فرانس و کیالام به ایران؛ خروج سرمایهگذاران خارجی و لغو پروژههای توسعه خروج گروه آکور[13] (شامل برندهای ایبیس و نووتل؛ کاهش شدید شمار گردشگران خارجی، از ۸٫۸ میلیون نفر در سال ۲۰۱۹ به حدود ۱٫۵ میلیون نفر در سال ۲۰۲۱؛ مسدودشدن کانالهای پرداخت ارزی. در چنین شرایطی، بنگاهها ناچار به توسعهٔ شبکههای پرداخت جایگزین، اتکا به بازارهای منطقهای کشورهای همپیمان و استفاده از ارزهای دیجیتال یا توافقهای پولی دوجانبه میشوند. ۳-۳. جنگ دوازدهروزه (تابستان ۱۴۰۴) در تابستان ۱۴۰۴، جنگی دوازدهروزه در فصل اوج سفرها رخ داد که پیامدهای زیر را به همراه داشت: لغو گستردهٔ رزرو هتلها؛ سقوط ضریب اشغال به کمتر از ۲۰ درصد در مقاصد جنوبی؛ خسارت هزار میلیارد تومانی به پلتفرمهای گردشگری؛ کاهش ۷۰درصدی بازار اقامتگاهها. ۳-۴. جنگ ۴۰روزه (اسفند ۱۴۰۴ - فروردین ۱۴۰۵) شدیدترین ضربه به صنعت هتلداری ایران، جنگ ۴۰روزهای بود که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد و تا ۲۵ فروردین ۱۴۰۵ ادامه یافت. این رویداد موجب ریزش شدید تقاضا و لغو گستردهٔ رزروها شد. از ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ نیز محدودیتهای شدید و قطعی سراسری اینترنت اعمال شد که آثار مخربی بر صنعت هتلداری برجای گذاشت. پیامدهای اختلال اینترنت و محدودیتهای ارتباطی عبارت بودند از: آسیب به بازاریابی دیجیتال: بسیاری از اقامتگاههایی که از طریق اینستاگرام و پلتفرمهای آنلاین معرفی میشدند، دسترسی خود به مشتریان را از دست دادند. اختلال در رزرو: سامانههای داخلی رزرو آنلاین با اختلال مواجه شدند. ناتوانی گردشگران خارجی در استفاده از خدمات دیجیتال: گردشگران خارجی قادر به استفاده از اپلیکیشنهای مسیریابی، پیامرسانها و خدمات آنلاین نبودند. خسارت به پلتفرمهای بزرگ: علیبابا ، فلایتیو بواسطه خسارت و استرداد وجه ،جاباما نیز بواسطه کاهش بازار اقامت مواجه شدند. ۳-۵. سه ضلع بحران و اثر قیچی مجموع این سه عامل پدیدهای را در هتلداری ایران ایجاد کرده است که میتوان آن را «اثر قیچی»[14] نامید. یک لبهٔ این قیچی، کاهش شدید درآمدها در نتیجهٔ ناامنی و انزواست و لبهٔ دیگر، افزایش سرسامآور هزینهها در نتیجهٔ تورم. برخورد این دو لبه، حاشیه سود عملیاتی هتلها را عملاً از میان برده است. تفاوت این وضعیت با رکود متعارف آن است که در رکود معمولی، کاهش تقاضا غالباً با افت هزینهٔ برخی نهادهها همراه میشود و بنگاه فرصت انقباض دارد؛ اما در الگوی ایرانی سال ۱۴۰۵، هزینهها برخلاف درآمدها افزایش مییابند و «حاشیهٔ ایمنی» بنگاه بهطور همزمان از دو جبهه تخریب میشود. در نتیجه، باز نگهداشتن هتل میتواند زیانبارتر از تعطیلی موقت آن باشد. ۴. تلهٔ اهرم مالی؛ هتلها در آستانهٔ تاب آوری نکول هتلداری ذاتاً صنعتی سرمایهبر با سهم بالای هزینههای ثابت است. همین ویژگی موجب میشود اهرم عملیاتی و اهرم مالی در آن اثر بسیار زیادی داشته باشند. در شرایط سال ۱۴۰۵، اهرم مالی در صنعت هتلداری ایران به شمشیری دولبه تبدیل شده است که تیغهٔ آن بیش از پیش بهسوی شرایط تاب اوری نکول متمایل است. ۴-۱. بررسی سه سازوکار وارونگی اهرم مالی الف) اثر دوسویهٔ تورم بر ساختار بدهی: تورم بالا از یک سو ارزش واقعی بدهیهای ریالی قدیمی را کاهش میدهد و ظاهراً به سود بدهکار است؛ اما از سوی دیگر، نرخ بهرهٔ اسمی تسهیلات جدید را به محدودهٔ ۲۳ تا ۳۰ درصد رسانده و هزینهٔ نوسازی و جایگزینی تجهیزات را چند برابر کرده است. برآیند خالص این وضعیت برای بیشتر واحدها منفی است؛ زیرا منفعتِ سبکشدن بدهی قدیمی، اثری یکباره و ایستا دارد، درحالیکه زیان ناشی از گرانشدن تأمین مالی جدید و هزینهٔ نگهداشت، مستمر و تکرارشونده است. ب) عدم تطابق ارزی [15]: درآمد هتلها عمدتاً ریالی و تابع قدرت خرید داخلی است، درحالیکه بخش مهمی از بدهیها و تعهدات سرمایهای مربوط به تجهیزات، آسانسورها، سامانههای تهویه، تجهیزات آشپزخانه و نرمافزارهای مدیریت املاک هتلی[16] ماهیتی ارزی دارند. کاهش ارزش ریال باعث شده است ارزش ریالی این بدهیها چندین برابر شود. در نتیجه، اهرم مالی از ابزاری نسبتاً خنثی برای تأمین مالی، به عامل تشدیدکنندهٔ ریسک نکول [17] تبدیل شده است. ج) بحران نقدینگی و ناتوانی در پوشش بهره: با ضریب اشغال کمتر از ۴۰ درصد، سود عملیاتی [18] بسیاری از هتلها حتی برای پوشش هزینهٔ بهرهٔ بدهی نیز کافی نیست. این بدان معناست که نسبت پوشش بهره[19]]به کمتر از ۱ سقوط کرده و واحد وارد وضعیت «بازپرداخت از محل اصل دارایی» شده است. پیامد نهایی، قرارگرفتن داراییهای اقامتی در معرض تملک بانکها و انتقال مالکیت از بهرهبردار تخصصی به نهادی مالی و غیرتخصصی است؛ رخدادی که میتواند کیفیت مدیریت صنعت را در دورهٔ بعد نیز کاهش دهد. ۵. اهمیت توجه به تمایز «نوآوری» از «فناوری لوکس» درمعماری اکوسیستم هوش مصنوعی : ذکر این نکته ضروری است که در مواجهه با این بحران، تزریق فناوریهای بسیار پیشرفته به زیرساختهای قدیمی موجود ، می تواند اقدامی غیرمنطقی و حتی مخرب محسوب شود چرا که نهتنها سرعت را افزایش نمیدهد، بلکه میتواند موجب فروپاشی ساختار موجود شود. درحقیقت ،درجایگاه وضعیت فعلی، صنعت مهمان نوازی به نوآوریهای کاربردی بیش از فناوریهای با تکنولوژی های بالا و به تبع ان گران قیمت با درک شرایط تحریمی کشور نیاز دارد. پیش از هرگونه سرمایهگذاری سنگین در فناوریهای پیچیده، باید زیرساختهای پایه، از جمله پایداری اینترنت، استانداردسازی و طراحی معماری ارزش زنجیره داده و درگاههای پرداخت جایگزین،بعضا ایجاد ، اصلاح و تقویت شوند. ۶. مبانی نظری: کاربردهای هوش مصنوعی در صنعت هتلداری و گردشگری در شرایط اقتصادی کنونی ایران که با تورم مزمن، تحریمهای بانکی و نوسانات شدید بازارمواجح است ، هوش مصنوعی میتواند نقشی تحولآفرین در بهینهسازی منابع، کاهش هزینهها و ایجاد کانالهای درآمدی جدید ایفا کند. ورود هوش مصنوعی به صنعت هتلداری، رویکردهای مدیریتی را از الگوهای انفعالی به مدلهای پیشبینانه و کنشگرا تغییر خواهد داد.ازطریق جستجوی ژرف می توان درادبیات پژوهشی معاصر، کاربردهای این فناوری را در محورهای زیردر تطابق با شرایط فوق الذکر بیان کرد: ۶-۱. مدیریت بهینهٔ درآمد و قیمتگذاری پویا[20] در مدلهای سنتی، قیمتگذاری اتاقها بر اساس فصلهای اوج و کمتقاضا و بهصورت ایستا انجام میشد. یکی از مهمترین مزیتهای اقتصادی هوش مصنوعی، توانایی پردازش حجم عظیمی از دادههای ساختیافته و سایر (مانند اخبار، شبکههای اجتماعی و گزارشهای مالی) و تحلیل لحظهای هزاران متغیر مستقل (از جمله سابقهٔ رزرو، رویدادهای محلی، وضعیت آبوهوا، نرخ ارز و قیمتهای لحظهای رقبا) است. سامانههای هوشمند مدیریت درآمد [21] با بهرهگیری از این متغیرها، الگوهای پنهان را استخراج و روندهای آینده را پیشبینی میکنند و نرخ بهینه را برای حداکثرسازی شاخص درآمد بهازای هر اتاق در دسترس [22] پیشنهاد میدهند. قیمتگذاری پویا نهتنها درآمد بنگاه را بهینه میکند، بلکه از طریق تخصیص کارآمدتر منابع میتواند رفاه مصرفکننده را نیز افزایش دهد. ۶-۲. مدیریت و پیش بینی هوشمند زنجیرهٔ تأمین[23] در اقتصادهای تحت تحریم که با محدودیت واردات و نوسان شدید هزینهٔ حملونقل مواجهاند، هوش مصنوعی میتواند با پیشبینی تقاضا، بهینهسازی مسیرهای لجستیکی و مدیریت هوشمند موجودی، هزینههای زنجیرهٔ تأمین را تا ۲۰ درصد کاهش دهد. سامانههای هوش مصنوعی قادرند با تحلیل دادههای تاریخی فروش، الگوهای فصلی و حتی دادههای آبوهوایی، تقاضای آینده را پیشبینی کنند و از انباشت بیش از حد کالا یا کمبود موجودی جلوگیری نمایند. شرکتهایی مانند آمازون و علیبابا از این فناوری برای کاهش زمان تحویل و هزینهٔ انبارداری بهره میبرند. ۶-۳. شخصیسازی تجربهٔ مهمان[24] ایجاد تجربهای متمایز، هستهٔ اصلی مزیت رقابتی در صنعت هتلداری است. هوش مصنوعی از طریق تحلیل کلاندادههای حاصل از تعاملات پیشین مهمانان، فعالیت آنها در شبکههای اجتماعی و ترجیحات ثبتشده، پروفایلهای دقیقی از علایق و ترجیحات آنان ایجاد میکند. این پروفایلها به سامانههای مدیریت هتل امکان میدهند پیش از ورود مهمان، دمای مطلوب اتاق، نوع بالش، ترجیحات غذایی در مینیبار و حتی محتوای سامانهٔ سرگرمی داخل اتاق را بهصورت خودکار تنظیم کنند. ۶-۴. خودکارسازی خدمات مشتری و پردازش زبان طبیعی[25] استفاده از چتباتها و دستیاران صوتی مبتنی بر پردازش زبان طبیعی، تحولی اساسی در کانالهای ارتباطی هتل ایجاد کرده است. این سامانهها میتوانند در تمام ساعات شبانهروز و به زبانهای مختلف به پرسشهای متداول مهمانان پاسخ دهند، فرایند رزرو را مستقیماً تکمیل کنند و درخواستهای خدماتی (مانند سفارش غذا در اتاق یا درخواست نظافت) را به بخش مربوط ارجاع دهند. این امر زمان کارکنان بخش پذیرش را آزاد میکند تا بر تعاملات انسانی پیچیدهتر تمرکز کنند. ۶-۵. بهینهسازی عملیات و نگهداری پیشبینانه[26] ترکیب اینترنت اشیا[27] و هوش مصنوعی در بخش فنی و مهندسی هتل میتواند هزینههای جاری را بهشدت کاهش دهد. حسگرهای هوشمند نصبشده روی تجهیزات حیاتی، مانند چیلرها، آسانسورها و سامانههای تهویهٔ مطبوع، دادههای عملکردی را بهطور مداوم به پلتفرمهای مرکزی ارسال میکنند. الگوریتمهای هوش مصنوعی با شناسایی الگوهای نامتعارف، خرابی تجهیزات را پیش از وقوع پیشبینی و هشدارهای تعمیراتی صادر میکنند. این رویکرد زمان توقف خدمات [28]و هزینهٔ تعمیرات اضطراری را به حداقل میرساند. ۶-۶. تشخیص تقلب و امنیت سایبری در نظام مالی با گسترش تراکنشهای دیجیتال و پرداختهای الکترونیکی، حجم تهدیدهای سایبری و تقلبهای مالی بهشدت افزایش یافته است. الگوریتمهای یادگیری عمیق[29]] میتوانند با تحلیل رفتار کاربران و الگوهای تراکنش، فعالیتهای مشکوک را در کسری از ثانیه شناسایی و مسدود کنند. در بانکداری و فینتکهای ایرانی، استفاده از هوش مصنوعی برای تشخیص تقلب در تراکنشهای کارتبهکارت به یک استاندارد امنیتی تبدیل شده است. این فناوری سالانه از میلیاردها تومان خسارت مالی جلوگیری میکند. در مجموع، هوش مصنوعی نه یک گزینهٔ لوکس، بلکه زیرساخت بقا برای بنگاههای اقتصادی در شرایط بحرانی است. سازمانهایی که امروز در مسیر دادهمحوری گام برمیدارند، فردا توان بیشتری برای مقاومت در برابر شوکهای اقتصادی خواهند داشت و حتی میتوانند از آنها بهعنوان فرصتی برای رشد بهره ببرند. ۷. نقشهراه ۱۲ماهه: آرایش جنگی با سلاح هوش مصنوعی در اقتصاد پرنوسان سال ۱۴۰۵، مدیریت سنتی دیگر پاسخگو نیست و هتلها به نوعی به «آرایش جنگی دادهمحور» نیاز دارند. در مواجهه با بحرانهای تشریحشده، رویکردهای مدیریت سنتی مبتنی بر شهود و قیمتگذاریهای ایستا، کارایی لازم را ندارند. بنگاههای اقامتی برای عبور از این طوفان اقتصادی، به تغییر آرایش راهبردی و اتخاذ آرایش جنگی دادهمحور نیاز دارند. بااینحال، تزریق شتابزده و بدون برنامهٔ فناوریهای گرانقیمت به زیرساختهای فرسوده، به اتلاف منابع خواهد انجامید. بر اساس تحلیل نیازهای بومی و امکانسنجی فناورانه، یک نقشهراه جبرانی ۱۲ماهه در سه فاز برای استقرار هوش مصنوعی در هتلهای ایران پیشنهاد میشود: فاز اول (صفر تا ۳ ماه): توسعهٔ زیرساخت داده و پایش بازار بسیاری از هتلهای داخلی از پراکندگی دادهها و سامانههای نرمافزاری جزیرهای رنج میبرند. نخستین گام، تجمیع پایگاههای داده [30] است. در این فاز، ایجاد داشبوردهای یکپارچهٔ مدیریت اطلاعات و راهاندازی رباتهای دادهکاو[31] برای رصد لحظهای بازار در دستور کار قرار میگیرد. این سامانهها بهصورت ۲۴ساعته نوسانات نرخ ارز، نرخ تورم منطقهای، راهبرد قیمتگذاری رقبا و روند جستوجوی مقاصد در پلتفرمهای رزرو را گردآوری و برای تحلیلهای بعدی پردازش میکنند. فاز دوم (۳ تا ۶ ماه): پیادهسازی قیمتگذاری پویا و مدیریت تقاضا مهمترین اقدام برای مقابله با تورم، عبور از نرخنامههای ثابت سالانه است. در این فاز، الگوریتمهای هوشمند مستقر میشوند تا با بهرهگیری از دادههای تجمیعشده در فاز نخست، نرخ اتاقها را بر اساس کشش تقاضا، نوسانات اقتصاد کلان و الگوهای رزرو، بهصورت لحظهای تعدیل کنند. هدف این مرحله جلوگیری از فروش اتاق با نرخهای غیرواقعی در شرایط تورمی و همزمان تحریک تقاضای پنهان در روزهای کممسافر است. پیادهسازی موفق این سامانه میتواند به بازیابی درآمدها تا سطح ۵۷ درصد در شرایط رکود تورمی کمک کند. فاز سوم (۶ تا ۱۲ ماه): ارتقای تجربهٔ مهمان و استقلال پرداخت پس از تثبیت ساختار مالی و عملیاتی، تمرکز بهسمت توسعهٔ کانالهای ارتباطی معطوف میشود. راهاندازی دستیاران مجازی و چتباتهای چندزبانه مبتنی بر هوش مصنوعی مولد، برای پاسخگویی ۲۴ساعته به متقاضیان داخلی و بینالمللی ضروری است. همچنین، برای کاهش آثار تحریمهای بانکی، پلتفرمهای فروش هتل باید به درگاههای پرداخت جایگزین، از جمله شبکههای پرداخت منطقهای و کیفپولهای مبتنی بر رمزارز[32] متصل شوند تا مسیر ورود ارز به هتل تسهیل شود. ۸. سخن پایانی: هوش مصنوعی، تسهیلگر است نه جایگزین صنعت هتلداری ایران در مقطع تاریخی سال ۱۴۰۵ در نقطهٔ عطفی برای انتخاب میان «به هم ریختگی ساختاری» و «گذار پارادایمی» قرار دارد. همافزایی شوکهای ژئوپلیتیکی، تحریمهای اقتصادی و تورم فرسایشی، مدلهای سنتی مدیریت هتل را عملاً ناکارآمد کرده و تلهٔ اهرم مالی، خطر تملک داراییها از سوی شبکهٔ بانکی را تشدید کرده است. رویکرد انفعالی و انتظار برای بهبود شرایط کلان، راهبردی نسبتا پرخطر است. بنگاههای اقامتی برای حفظ تابآوری خود ناگزیرند امادگی دادهمحور اتخاذ کنند و هوش مصنوعی را بهصورت گامبهگام و سریع بهکار گیرند. در نهایت، باید به خاطر داشت که ادغام هوش مصنوعی در صنعت هتلداری به معنای حذف انسان نیست. مهماننوازی اصیل ایرانی مزیتی است که هیچ رقیب منطقهای و هیچ رباتی قادر به کپیبرداری از آن نیست. هوش مصنوعی صرفاً ابزاری است که نیروی انسانی را از وظایف تکراری رها میکند تا تمام تمرکز خود را بر خلق ارزش و ارتقای تجربهٔ بیبدیل مهمان معطوف سازد. بقا در این ساختار پیچیده تنها برای سازمانهایی میسر است که جسارت عبور از مدلهای سنتی و پیوستن به شبکههای هوشمند را داشته باشند. هتلداری در ایرانِ امروز دیگر صرفاً یک هنر نیست، بلکه «علم مدیریت بحران و بهینهسازی الگوریتمی منابع» است.
ایجاد شده: 4/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 4/شهریور/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا وقتی از «هتل سبز» سخن میگوییم، معمولاً تصویر پنلهای خورشیدی، شیرهای آب کممصرف، کارتهای الکترونیکی و سطلهای تفکیک زباله در ذهن شکل میگیرد. اما پشت همه این تجهیزات، یک پرسش بنیادی وجود دارد: هر اتاق هتل، برای هر شب اقامت، چه میزان گاز گلخانهای وارد جو میکند؟ پاسخ به این پرسش، صرفاً یک عدد برای گزارشهای زیستمحیطی نیست؛ بلکه میتواند به شاخصی راهبردی برای مدیریت هزینه، ارتقای بهرهوری، جذب گردشگر و سنجش واقعی عملکرد هتلها تبدیل شود. هتلی که میزان انتشار خود را نمیداند، عملاً نمیتواند ادعا کند که سبز، پایدار یا حتی کممصرف است. ردپای کربن یک اتاق هتل، مجموع انتشار مستقیم و غیرمستقیم گازهای گلخانهای ناشی از ارائه خدمات به مهمان است. این انتشار فقط به مصرف برق اتاق محدود نمیشود، بلکه مجموعهای از فعالیتها را دربرمیگیرد: 1. برق مصرفشده برای روشنایی، سرمایش، گرمایش و تجهیزات؛ 2. سوخت مصرفی موتورخانه، دیگهای بخار و سامانههای پشتیبان 3. مصرف آب و انرژی مورد نیاز برای تصفیه و انتقال آن 4.شستوشوی ملحفهها، حولهها و لباسهای کارکنان 5. مواد غذایی مصرفشده در رستوران و صبحانه 6. تولید و دفع پسماند 7. مواد شوینده، اقلام یکبارمصرف و لوازم بهداشتی 8. حملونقل کارکنان، مهمانان و کالاهای مورد نیاز هتل 9. انتشار ناشی از ساختوساز و نگهداری ساختمان. بنابراین، شاخص دقیقتر نه «مصرف انرژی اتاق»، بلکه انتشار به ازای هر اتاقِ اشغالشده در هر شب است. این تفکیک اهمیت زیادی دارد؛ چراکه اتاق خالی نیز ممکن است برق، سرمایش، گرمایش و خدمات نظافتی دریافت کند، اما انتشار آن نباید با اتاقی که میزبان یک یا چند مهمان است، یکسان محاسبه شود. چرا یک عدد ثابت برای همه هتلها وجود ندارد؟ میزان انتشار کربن هر اتاق به عوامل متعددی وابسته است: اقلیم، نوع ساختمان، منبع انرژی، درجه هتل، میزان اشغال، نوع سیستم گرمایش و سرمایش، شدت خدمات، الگوی شستوشو و حتی عادات مسافران. هتلی در منطقهای گرم و مرطوب، انرژی بیشتری برای سرمایش و رطوبتزدایی مصرف میکند. در مقابل، هتلی در منطقهای سرد ممکن است بخش عمده انرژی خود را صرف گرمایش کند. همچنین یک هتل لوکس با استخر، مجموعه اسپا، رستورانهای متعدد و خدمات ۲۴ساعته، طبیعتاً الگوی انتشار متفاوتی از یک هتل اقتصادی خواهد داشت. به همین دلیل، مقایسه دو هتل تنها بر اساس میزان کل مصرف انرژی، گمراهکننده است. شاخص معتبر باید دستکم بر مبنای این واحدها گزارش شود: کیلوگرم معادل دیاکسیدکربن به ازای هر اتاقِ اشغالشده در هر شب در برخی گزارشها نیز از شاخص «انتشار به ازای هر مهمان در هر شب» استفاده میشود. هر دو شاخص مفیدند، اما باید روش محاسبه، دامنه دادهها و عوامل لحاظشده بهطور شفاف اعلام شود. سه لایه انتشار در هتلداری برای محاسبه حرفهای ردپای کربن، میتوان انتشار هتل را در سه محدوده بررسی کرد. - محدوده نخست؛ انتشار مستقیم بخش شامل سوختی است که هتل مستقیماً مصرف میکند؛ مانند گاز طبیعی در موتورخانه، گازوئیل ژنراتور یا سوخت خودروهای متعلق به هتل. اندازهگیری این بخش معمولاً سادهتر است، زیرا اطلاعات آن در قبضها و سوابق خرید سوخت وجود دارد. - محدوده دوم؛ انتشار ناشی از انرژی خریداریشده برق خریداریشده از شبکه، مهمترین جزء این بخش است. اگر برق یک منطقه عمدتاً از نیروگاههای فسیلی تأمین شود، هر کیلوواتساعت مصرفی، انتشار بیشتری به همراه خواهد داشت..... در مقابل، هتلی که بخشی از برق خود را از پنل خورشیدی یا قرارداد انرژی تجدیدپذیر تأمین میکند، میتواند شدت انتشار خود را کاهش دهد. - محدوده سوم؛ زنجیره تأمین و خدمات غیرمستقیم این بخش پیچیدهتر اما بسیار مهمتر است. انتشار ناشی از تولید و حمل مواد غذایی، شستوشوی بیرون از هتل، خرید مبلمان، تولید بطریهای پلاستیکی، رفتوآمد مهمانان و دفع پسماند، در این محدوده قرار میگیرد. بسیاری از هتلها فقط برق و گاز را گزارش میکنند و سایر موارد را نادیده میگیرند. چنین گزارشی ممکن است از نظر حسابداری قابل قبول باشد، اما تصویر کاملی از اثر اقلیمی هتل ارائه نمیدهد. فناوری؛ ابزار اندازهگیری، نه ویترین سبز فناوری میتواند اندازهگیری ردپای کربن را از یک فرآیند دستی و پرخطا به سامانهای پیوسته و هوشمند تبدیل کند. کنتورهای تفکیکی، حسگرهای اینترنت اشیا، سامانه مدیریت ساختمان و داشبوردهای تحلیلی میتوانند مشخص کنند که کدام طبقه، اتاق یا بخش هتل بیشترین انرژی را مصرف میکند. با استفاده از این دادهها میتوان: ۱. سرمایش و گرمایش را متناسب با میزان اشغال تنظیم کرد؛ ۲. روشنایی اتاق های خالی را بهصورت خودکار کاهش داد؛ ۳. نشتی آب و افت غیرعادی مصرف را شناسایی کرد؛ ۴. زمان مناسب شستوشوی حوله و ملحفه را مدیریت کرد ۵. مصرف انرژی آشپزخانه، رختشویی و موتورخانه را جداگانه سنجید؛ ۶. هزینه و انتشار هر خدمت را محاسبه کرد ۷. اثر اقدامات اصلاحی را پیش و پس از اجرا مقایسه کرد. هوش مصنوعی نیز میتواند با تحلیل دادههای آبوهوایی، میزان اشغال و الگوی مصرف، تقاضای انرژی را پیشبینی کند. با این حال، هیچ الگوریتمی نمیتواند جایگزین داده معتبر شود. اگر هتل کنتور تفکیکی نداشته باشد یا اطلاعات آن ناقص باشد، هوشمندسازی صرفاً ظاهری فناورانه به یک مدیریت سنتی خواهد داد. کاهش ردپا از کجا آغاز میشود؟ کاهش انتشار کربن الزاماً با پروژههای پرهزینه آغاز نمیشود. نخستین گام، ایجاد نظام اندازهگیری و تعیین خط پایه است. پس از آن، هتل میتواند اقدامات زیر را در اولویت قرار دهد: ۱. بهینهسازی موتورخانه و سامانههای سرمایش و گرمایش؛ ۲. عایقکاری پوسته ساختمان و اصلاح درزهای پنجرهها؛ ۳. استفاده از تجهیزات کممصرف و کنترل هوشمند روشنایی؛ ۴. نصب کنتورهای تفکیکی برای طبقات و بخشهای مختلف؛ ۵. کاهش شستوشوی غیرضروری حوله و ملحفه؛ ۶. حذف تدریجی اقلام یکبارمصرف پلاستیکی؛ ۷. خرید مواد غذایی محلی و کاهش دورریز غذا؛ ۸. استفاده از انرژی خورشیدی در بخشهایی که توجیه فنی و اقتصادی دارند؛ ۹. آموزش کارکنان و مشارکت دادن مهمانان در برنامههای کاهش مصرف؛ ۱۰. گزارشدهی سالانه و قابل راستیآزمایی درباره انتشار و مصرف منابع. نکته کلیدی آن است که هیچ اقدام سبزی نباید صرفاً به تبلیغات محدود شود. نصب چند پنل خورشیدی، بدون اندازهگیری عملکرد کل ساختمان، نمیتواند یک هتل را سبز کند. ایران؛ فرصتها و موانع در ایران، محاسبه ردپای کربن هتلها با چند مانع جدی روبهروست: نبود استاندارد واحد برای گزارشدهی، کمبود کنتورهای تفکیکی، تفاوت کیفیت دادهها، یارانهای بودن بخشی از حاملهای انرژی و ضعف پیوند میان سیاستهای گردشگری و سیاستهای اقلیمی. با این حال، شرایط کشور فرصتهای مهمی نیز ایجاد کرده است. شدت بالای مصرف انرژی در بسیاری از ساختمانها، تابش مناسب خورشید در بخش بزرگی از کشور، بحران آب و افزایش هزینههای نگهداری، همگی نشان میدهند که هتل سبز فقط یک دغدغه محیطزیستی نیست؛ بلکه موضوعی اقتصادی و حتی امنیتی است. در شهرهای گردشگری و مناطق کمآب، کاهش مصرف آب و انرژی میتواند مستقیماً به تداوم فعالیت هتل کمک کند. هتلی که در برابر قطعی برق، کمبود آب و افزایش هزینه سوخت آسیبپذیر است، حتی اگر از نظر تعداد ستارهها لوکس باشد، از منظر آیندهنگری پایدار نیست. هتل سبز، هتلی نیست که فقط از رنگ سبز در تبلیغات خود استفاده کند؛ هتلی است که بتواند مصرف و انتشار خود را اندازهگیری، کاهش و بهصورت شفاف گزارش کند. در نهایت، پرسش اصلی صنعت هتلداری آینده این نخواهد بود که «چند ستاره هستید؟» بلکه این خواهد بود: برای هر شب اقامت یک مهمان، چه میزان از منابع زمین را مصرف و چه مقدار کربن تولید میکنید؟ پاسخ دقیق به همین پرسش، میتواند آغاز واقعی گذار از هتلداری پرمصرف به هتلداری پایدار باشد.
ایجاد شده: 4/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 4/شهریور/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش فلای نیوز؛ تحقیقات جدید نشان میدهد که مهمترین اشتباه مسافران در سفرهای بینالمللی، بستن چمدان با بار اضافه و برنامهریزی ناکافی است. به گزارش ایتنا/فلای نیوز؛ بستن چمدان با بار اضافه، رایجترین اشتباه مسافران باتجربه در سفرهای بینالمللی است. این مشکل منجر به افزایش استرس بین مسافران میشود. طبق نظرسنجی اخیر "احساس و ایمنی مسافران"، ۳۸ درصد از مسافران باتجربه، بار اضافه را بزرگترین اشتباه خود در سفر عنوان کردهاند. این رقم در سال ۲۰۲۵ به ۳۲ درصد و در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۳ به ۳۵ درصد کاهش یافته است. نکته دیگری که در این نظرسنجی مشخص شد، زمان ناکافی برای جابهجایی میان پروازهای ادامه مسیر است. حدود ۱۹ درصد از شرکتکنندگان این مسئله را از مهمترین عوامل دردسرساز در سفرهای بینالمللی دانستهاند. همچنین، ۱۰ درصد از مسافران به دلیل برنامهریزی بیش از حد فشرده و نداشتن زمان کافی برای استراحت، ابراز پشیمانی کردهاند. در این میان، دانلود نکردن نقشههای آفلاین یا نسخه دیجیتال مدارک رزرو نیز به عنوان یکی از اشتباهات رایج گزارش شده است. همچنین، ۸ درصد از شرکتکنندگان اعلام کردند که به دلیل تبدیل ارز در کیوسکهای فرودگاهی و بدون برنامهریزی قبلی، با هزینههای بالای تبدیل ارز مواجه شدهاند.
ایجاد شده: 30/مرداد/1405 آخرین ویرایش: 30/مرداد/1405 اخبار داخلی
به گزارش سرویس خارجی هتل نیوز؛ مسافران به هنگام اقامت در هتلهای ترکیه باید از قوانین حفاظت از دادههای شخصی آگاه باشند و درباره نگهداری مدارک هویتی خود سوال کنند. به گزارش ایتنا/هتل نیوز؛ بر اساس مقررات حفاظت از دادههای شخصی ترکیه، هتلها مجاز به جمعآوری و نگهداری کپی مدارک هویتی مهمانان نیستند. این مقررات تحت عنوان KVKK شناخته میشوند و هدف آن حفاظت از اطلاعات شخصی افراد است. هتلها نمیتوانند بدون وجود ضرورت قانونی، نسخه کامل مدارک هویتی را نگهداری کنند. بنابراین، مسافران باید به این نکته توجه داشته باشند و از حقوق خود در زمینه نگهداری اطلاعات هویتی آگاه شوند. مسافران باید نسبت به نحوه دریافت و استفاده از اطلاعات هویتی خود واکنش نشان دهند. در صورت نیاز، آنها میتوانند درباره مبنای قانونی دریافت کپی مدارک سوال کنند.
ایجاد شده: 27/مرداد/1405 آخرین ویرایش: 27/مرداد/1405 اخبار خارجی
✍🏻 امیر محمد بابائی فرد | خبرنگار ویژه حوزه فناوری های نوین و دیجیتال، فناوری اطلاعات و انفورماتیک حوزه گردشگری و هتلداری ایتنا فناوری دیگر صرفاً یک ابزار پشتیبان در صنعت هتلداری نیست؛ بلکه به یکی از عناصر اصلی رقابت، بهرهوری و تجربه مهمان تبدیل شده است. از هوش مصنوعی و تحلیل داده گرفته تا اینترنت اشیا، سیستمهای ابری، اتوماسیون و خدمات بدون تماس، فناوری در حال بازتعریف شیوه اداره هتلها و ارتباط آنها با مهمانان است. گزارشهای بینالمللی نشان میدهند مسیر آینده هتلداری به سمت هتلهایی هوشمندتر، دادهمحورتر، شخصیسازیشدهتر و در عین حال انسانیتر حرکت میکند. گزارش State of Hospitality Tech in 2025 نیز بر همین روند تأکید دارد و هوش مصنوعی، معماری منعطف سیستمها و افزایش سواد دیجیتال کارکنان را از اولویتهای مهم صنعت میداند. هوش مصنوعی؛ از یک فناوری جذاب تا یک ابزار عملیاتی امروزه AI میتواند در بخشهای مختلف هتل مورد استفاده قرار گیرد؛ از پیشبینی تقاضا و قیمتگذاری پویا گرفته تا پاسخگویی هوشمند به درخواستهای مهمان، پیشنهاد خدمات و اتاق، تحلیل نظرات مشتریان و پیشبینی نیازهای عملیاتی. برای مثال، سیستمهای مبتنی بر AI میتوانند بر اساس سابقه اقامت، نوع سفر و رفتار مشتری، پیشنهادهای شخصیسازیشدهای برای ارتقای اتاق، خدمات جانبی یا رستوران ارائه کنند. این رویکرد علاوه بر افزایش رضایت مهمان، میتواند به رشد درآمدهای جانبی هتل نیز کمک کند. اینترنت اشیا؛ هتل هوشمند یعنی چه؟ هوشمندسازی هتل فقط به نصب یک تلویزیون هوشمند یا کلید دیجیتال محدود نمیشود. اتصال تجهیزات اتاق، سیستمهای تهویه، روشنایی، سنسورها، مدیریت انرژی و تجهیزات عملیاتی به یک شبکه یکپارچه، امکان کنترل مصرف انرژی، تشخیص خرابی، نگهداری پیشبینانه و شخصیسازی فضای اتاق را فراهم میکند. در چنین مدلی، هتل میتواند حتی پیش از ورود مهمان، برخی تنظیمات اتاق را بر اساس ترجیحات او آماده کند. فناوری ابری؛ زیرساخت تحول دیجیتال هتل یکی از تغییرات مهم در معماری IT هتلها، حرکت از نرمافزارهای سنتی و جزیرهای به سمت Cloud و سیستمهای یکپارچه است. اتصال PMS، رزرو، CRM، مدیریت درآمد، POS، خانهداری و سایر سامانهها باعث میشود اطلاعات در اختیار واحدهای مختلف قرار گیرد و مدیران بتوانند تصمیمهای سریعتر و دقیقتری اتخاذ کنند. مطالعه Oracle و Skift که با مشارکت بیش از ۶۰۰ مدیر هتل و بیش از ۵۰۰۰ مصرفکننده انجام شده، بر اهمیت فناوری ابری، امنیت داده و جریان یکپارچه اطلاعات برای استفاده مؤثر از AI و تحلیل داده تأکید کرده است. اما یک نکته مهم: فناوری نباید «مهماننوازی» را حذف کند شاید مهمترین نکته در مسیر دیجیتالیشدن هتلها این باشد که هدف نهایی، حذف انسان نیست؛ بلکه آزاد کردن نیروی انسانی از کارهای تکراری برای تمرکز بیشتر بر مهمان است. چکاین دیجیتال، چتبات، اتوماسیون خانهداری یا سیستمهای هوشمند زمانی ارزشمند هستند که اصطکاک سفر مهمان را کاهش دهند و کارکنان هتل فرصت بیشتری برای ارائه خدمات واقعی و انسانی داشته باشند. گزارش Oracle و Skift نیز بر همین موضوع تأکید میکند: آینده هتلداری صرفاً «خودکار شدن» نیست؛ بلکه استفاده از فناوری برای ارائه خدمات شخصیتر و انسانیتر است. برای هتلهای ایران از کجا باید شروع کرد؟ تحول دیجیتال الزاماً به معنای یک سرمایهگذاری سنگین و یکباره نیست. یک مسیر منطقی میتواند شامل این مراحل باشد: ۱. یکپارچهسازی اطلاعات و سیستمها ۲. حرکت به سمت زیرساختهای ابری و امن ۳. دیجیتالیکردن فرآیندهای تکراری ۴. استفاده هدفمند از AI در فروش، بازاریابی و خدمات مهمان ۵. جمعآوری و تحلیل دادههای مشتریان با رعایت حریم خصوصی ۶. آموزش کارکنان و افزایش سواد دیجیتال ۷. سنجش بازگشت سرمایه هر پروژه فناوری در واقع، سؤال اصلی مدیر هتل نباید این باشد که «چه فناوری جدیدی بخریم؟»؛ بلکه باید پرسید: «کدام مسئله کسبوکار ما را میتوان با فناوری بهتر، سریعتر و کمهزینهتر حل کرد؟» آینده هتلداری؛ ترکیب فناوری و انسان رقابت آینده میان هتلها صرفاً بر سر تعداد امکانات یا حتی قیمت نخواهد بود؛ بلکه بر سر کیفیت تجربهای است که با کمک داده، فناوری و نیروی انسانی ایجاد میشود. هتلی که اطلاعات مشتری را بهدرستی مدیریت کند، عملیات خود را هوشمند کند، از AI برای تصمیمگیری استفاده کند و در عین حال ارتباط انسانی با مهمان را حفظ کند، یک گام مهم به سوی مدل Smart & Data-Driven Hotel برداشته است. فناوری قرار نیست جای مهماننوازی را بگیرد؛ قرار است مهماننوازی را هوشمندتر، سریعتر و شخصیتر کند.
ایجاد شده: 26/مرداد/1405 آخرین ویرایش: 28/مرداد/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش تور نیوز و به نقل از تریپینو ؛ در Sabi Sands، یک راهنمای حرفهای فقط منتظر ظاهر شدن شیر نمیماند. او قبل از اینکه حیوانات وحشی مهمی دیده شوند، از جنبههای مختلف طبیعت رمزگشایی میکند. صدای هشدار یک فرانکلین در زیر بوتهها، جهتگیری تپه مورچهخور به سمت خورشید صبحگاهی، و آرامشی خاص که نشان میدهد اتفاقی جالب در حال رخ دادن است زمانی که رویداد اصلی رخ میدهد، تقریباً به نقش ثانویه میرسد. تجربه از طریق مجموعهای از مشاهدات کوچک ساخته شده است، که همگی توسط کسی که سالها هنر توجه کردن را فرا گرفته است، به هم متصل میشوند، اما این تعامل فقط زمانی موفق است که مهمان به طور فعال درگیر باشد. مسافری که با گوشی به انتظار شیر نشسته، احتمالاً آن را خواهد دید. اما مسافری که درباره تپه مورچهخور سوال میکند و یاد میگیرد که از دیدگاه راهنما به طبیعت نگاه کند، تجربهای کاملاً متفاوت خواهد داشت. یکی فقط شاهد یک رویداد است، در حالی که دیگری شروع به درک واقعی میکند. این نکته ظریفی را در مهماننوازی نشان میدهد که اغلب نادیده گرفته میشود: مهمان فقط یک دریافتکننده منفعل از تجربه نیست. او بخشی جداییناپذیر از آن است.
ایجاد شده: 24/تیر/1405 آخرین ویرایش: 24/تیر/1405 اخبار خارجی
حضور گسترده اسکوترهای برقی در میدان نقش جهان اصفهان، بار دیگر بحث میان کارشناسان میراث فرهنگی و مدیران شهری را درباره حدود استفاده از این فضای ثبت جهانی داغ کرده است؛ موضوعی که میان ضرورت توسعه حملونقل پاک و الزام حفاظت از یکی از مهمترین عرصههای تاریخی کشور، چالشی جدی ایجاد کرده است. میدان نقش جهان، قلب تپنده اصفهان و یکی از شاخصترین میدانهای تاریخی جهان، بیش از چهار قرن است که نهتنها بهعنوان شاهکاری از معماری و شهرسازی عصر صفوی شناخته میشود، بلکه نمونهای کمنظیر از تلفیق زندگی شهری، تجارت، آیین، فرهنگ و هنر ایرانی به شمار میرود. میدانی که ثبت آن در فهرست میراث جهانی یونسکو صرفاً به دلیل شکوه معماری چهار بنای پیرامونی آن نبوده، بلکه سازمان یونسکو این مجموعه را به دلیل حفظ یک نظام شهری منحصربهفرد، تداوم حیات اجتماعی و ارزش برجسته جهانی آن به ثبت رسانده است. در دهههای اخیر، یکی از مهمترین رویکردهای مدیریت میراث فرهنگی در شهرهای تاریخی جهان، بازگرداندن عرصههای تاریخی به عابران پیاده بوده است. از فلورانس و دوبروونیک گرفته تا بروژ، سالزبورگ، کراکوف و بخشهای تاریخی پاریس، سیاست مشترک مدیران شهری، کاهش حضور وسایل نقلیه و افزایش امنیت و آرامش شهروندان و گردشگران بوده است. این رویکرد نهتنها با هدف حفاظت از کالبد تاریخی دنبال میشود، بلکه کیفیت تجربه حضور در میراث جهانی را نیز ارتقا میدهد؛ تجربهای که در آن آرامش، امنیت و امکان مکث و تماشای میراث، بخشی از ارزش اثر تاریخی محسوب میشود. در ایران نیز طی سالهای گذشته، میدان نقش جهان بهتدریج به سمت تقویت رویکرد پیادهمداری حرکت کرده است. حذف تردد موتورسیکلتها از عرصه میدان، یکی از مهمترین مطالبات فعالان میراث فرهنگی، کسبه بازار و شهروندان بود که پس از سالها پیگیری به نتیجه رسید و بسیاری آن را گامی در راستای حفاظت از مهمترین فضای تاریخی اصفهان ارزیابی کردند. با این حال، طی دو سال گذشته، حضور گسترده اسکوترهای برقی در میدان نقش جهان، بار دیگر بحثی جدی میان کارشناسان میراث فرهنگی، معماران، شهرسازان و مدیران شهری ایجاد کرده است؛ موضوعی که تنها به یک وسیله حملونقل محدود نمیشود، بلکه پرسشهای مهمتری را درباره فلسفه پیادهراه، نحوه مدیریت عرصههای ثبت جهانی، حقوق عابران پیاده، امنیت گردشگران و نسبت میان توسعه گردشگری و حفاظت از میراث جهانی مطرح میکند. اگرچه اسکوترهای برقی در بسیاری از شهرهای جهان بهعنوان یکی از شیوههای حملونقل پاک شناخته میشوند، اما تقریباً در همه این شهرها استفاده از آنها تابع ضوابط سختگیرانهای همچون تعیین مسیر اختصاصی، محدودیت سرعت، نظارت هوشمند، اولویت مطلق عابر پیاده و ممنوعیت ورود به بسیاری از عرصههای تاریخی است. از همین رو، کارشناسان معتقدند نمیتوان صرف وجود اسکوتر در برخی شهرهای اروپایی را دلیلی بر امکان استفاده آزادانه از آن در یک میدان ثبت جهانی دانست؛ زیرا هر فضای تاریخی، اقتضائات حفاظتی و مدیریتی خاص خود را دارد. میدان تاریخی، فضای چندمنظوره است؛ اما نه برای هر نوع فعالیت شعله وحدتپور، کنشگر میراث فرهنگی، عضو ایکوموس ایران و دانشآموخته دکترای مرمت بناها و بافتهای تاریخی، در گفتوگو با پیام ما با تأکید بر اینکه برداشتهای امروز از مفهوم چندمنظوره بودن میدان نقش جهان با واقعیت تاریخی آن فاصله دارد، اظهار کرد: میدان نقش جهان از ابتدای شکلگیری خود فضایی انعطافپذیر بوده، اما انعطافپذیری هرگز به معنای پذیرش هر نوع کاربری نیست. این میدان در دوره صفوی محل برگزاری بازی چوگان، آیینهای رسمی، رژههای نظامی، جشنهای حکومتی و مراسم عمومی بوده، اما هیچیک از این کاربریها به صورت همزمان یا بدون برنامه در میدان جریان نداشته است. وی افزود: هر یک از این فعالیتها زمان، نظم و ضابطه مشخصی داشتهاند و در هنگام برگزاری یک رویداد، سایر فعالیتها متوقف میشد. بنابراین استناد به گذشته تاریخی میدان برای توجیه هر نوع استفاده امروزی، برداشت دقیقی از تاریخ شهرسازی ایران نیست. این پژوهشگر حوزه مرمت بناهای تاریخی ادامه داد: حتی در دوره پهلوی که میدان بهعنوان یک پارک شهری مورد استفاده قرار گرفت نیز این تغییر کاربری به معنای بیضابطه شدن فضا نبود. هیچگاه قرار نبوده است که یک فضای عمومی تاریخی میزبان همه فعالیتهای ممکن باشد. همانگونه که نمیتوان انتظار داشت همه برنامههای ورزشی، تفریحی، آیینی و اجتماعی یک شهر در یک میدان تاریخی متمرکز شود، ورود هر وسیله یا فعالیت جدید نیز نیازمند ارزیابی کارشناسی است. وحدتپور با اشاره به حذف موتورسیکلتها از میدان نقش جهان گفت: حدود دو سال و نیم پیش، با مطالبه جدی مردم، فعالان میراث فرهنگی، کسبه بازار و همراهی دستگاههای مسئول، تردد موتورسیکلتها از میدان حذف شد و این اقدام، گام مهمی در تبدیل میدان به یک فضای پیادهمدار بود؛ فضایی که عابر پیاده بتواند بدون نگرانی، با آرامش و امنیت در آن حرکت کند. وی تصریح کرد: هنوز آثار مثبت این تصمیم به طور کامل نمایان نشده بود که اسکوترها وارد میدان شدند و اکنون همان دغدغههایی که پیشتر درباره موتورسیکلتها وجود داشت، با شکل دیگری دوباره در حال تکرار است؛ با این تفاوت که این بار بسیاری تصور میکنند چون اسکوتر وسیلهای برقی است، بنابراین حضور آن در یک میدان تاریخی نیز بدون اشکال خواهد بود؛ در حالی که موضوع اصلی صرفاً نوع موتور محرکه نیست، بلکه امنیت، شأن فضای تاریخی و کیفیت حضور عابران است. پیادهراه، بدون امنیت معنایی ندارد موضوع حضور اسکوترها در میدان نقش جهان تنها از منظر حفاظت میراث فرهنگی قابل بررسی نیست. این مسئله یکی از موضوعات مهم در ادبیات معاصر شهرسازی و طراحی فضاهای عمومی نیز به شمار میرود؛ جایی که میان توسعه شیوههای نوین حملونقل، حقوق عابران پیاده و حفظ کیفیت فضاهای عمومی باید تعادلی پایدار برقرار شود. در بسیاری از شهرهای اروپایی که امروز بهعنوان الگوی پیادهراهسازی شناخته میشوند، ورود اسکوترهای اشتراکی ابتدا با استقبال روبهرو شد، اما افزایش تصادفها، مزاحمت برای عابران، اشغال فضاهای عمومی و کاهش احساس امنیت، مدیران شهری را به سمت تدوین مقررات سختگیرانهتر سوق داد؛ مقرراتی که در برخی شهرها حتی به ممنوعیت کامل اسکوتر در بخشهای تاریخی انجامید و در برخی دیگر تنها استفاده در مسیرهای اختصاصی، با سرعت محدود و تحت نظارت را مجاز دانست. پیروز حناچی، معمار، استاد دانشگاه و از صاحبنظران شناختهشده حوزه شهرسازی، معتقد است اصل مسئله نه مخالفت یا موافقت با اسکوتر، بلکه نحوه مدیریت حضور آن در قلمرو عمومی است. وی در گفتوگو با ما اظهار کرد: دوچرخه و اسکوتر از جمله پدیدههایی هستند که طی دو دهه اخیر در بسیاری از شهرهای دنیا گسترش یافتهاند. البته درباره اسکوتر، به دلیل سرعت بالاتر و ویژگیهای خاص آن، مسائل ایمنی جدیتری مطرح شده است و امروز حتی در کشورهای اروپایی نیز یکی از مهمترین موضوعات مورد بحث، تدوین مقررات مشخص برای استفاده از این وسایل است. میدان نقش جهان، فضای عبور نیست؛ فضای مکث است حناچی با اشاره به جایگاه ویژه میدان نقش جهان در نظام شهرسازی ایران اظهار کرد: باید به این نکته توجه داشت که کارکرد اصلی چنین میدانی، ایجاد امکان حضور، مکث، تماشا و تعامل اجتماعی است. مردم به میدان نقش جهان نمیآیند که صرفاً از نقطهای به نقطه دیگر بروند، بلکه میآیند تا از کیفیت فضا، معماری، چشمانداز تاریخی و محیط فرهنگی آن استفاده کنند. وی ادامه داد: طبیعی است که همه افراد توانایی پیادهروی طولانی ندارند و برخی ممکن است برای جابهجایی به وسیله کمکی نیاز داشته باشند، اما این موضوع نیز باید در قالب یک نظام مشخص مدیریت شود. همانگونه که درشکههای میدان نیز با مسیر مشخص، تعداد محدود و هویت تاریخی خود فعالیت میکنند، درباره سایر شیوههای جابهجایی نیز باید ضابطه وجود داشته باشد. این استاد دانشگاه افزود: اگر تقاضای واقعی برای استفاده از اسکوتر وجود دارد، پیش از هر اقدامی باید بررسی شود که آیا این تقاضا با مأموریت و ظرفیت میدان نقش جهان همخوانی دارد یا خیر. پس از آن نیز باید درباره مسیر حرکت، سرعت مجاز، شیوه نظارت و حقوق عابر پیاده تصمیمگیری شود. نمیتوان اجازه داد کل فضای میدان در اختیار یک وسیله قرار گیرد و بعد انتظار داشت تعارضی میان کاربران مختلف به وجود نیاید. وی با اشاره به تجربه برخی شهرهای اروپایی گفت: در شهرهایی مانند پاریس، توسعه مسیرهای دوچرخه و اسکوتر بر اساس مطالعات شهری، نظرسنجی از شهروندان و ارزیابی آثار آن انجام میشود. حتی در آنجا نیز با افزایش حوادث، مقررات سختگیرانهتری برای استفاده از اسکوتر وضع شده است. بنابراین اگر از تجربه جهانی سخن میگوییم، باید همه ابعاد آن را ببینیم، نه صرفاً حضور این وسیله در برخی خیابانها. میراث جهانی، پیش از هر چیز به آرامش نیاز دارد آنچه دو دیدگاه پیشین را به یکدیگر نزدیک میکند، تأکید بر مفهوم امنیت و کیفیت حضور انسان در عرصههای تاریخی است؛ مفهومی که در اسناد بینالمللی حفاظت از میراث فرهنگی نیز بارها بر آن تأکید شده است. مراکز تاریخی موفق جهان، پیش از آنکه به دنبال افزودن کاربریهای جدید باشند، تلاش میکنند آرامش، خوانایی و هویت تاریخی این فضاها را حفظ کنند. محمدحسین طالبیان، دبیر کمیته ملی حفاظت از بناها و محوطههای تاریخی ایران و معاون پیشین میراث فرهنگی کشور، نیز با همین رویکرد به موضوع نگاه میکند. او معتقد است مهمترین وظیفه مدیریت مراکز تاریخی، ایجاد محیطی امن، آرام و متناسب با شأن میراث فرهنگی برای خانوادهها، شهروندان و گردشگران است. طالبیان در گفتوگو با ما اظهار کرد: در همه کشورهای دنیا تلاش میشود مراکز تاریخی تا حد امکان به فضاهایی آرام، ایمن و مناسب برای حضور مردم تبدیل شوند. هر اندازه این فضاها آرامتر باشند، هم حرمت تاریخ بهتر حفظ میشود و هم کیفیت تجربه بازدیدکنندگان افزایش پیدا میکند. وی افزود: هر عاملی که این آرامش را بر هم بزند، باید با نگاه کارشناسی مورد بررسی قرار گیرد. مدیریت میراث فرهنگی صرفاً حفاظت از کالبد بناها نیست، بلکه حفاظت از کیفیت حضور انسان در این فضاها نیز بخشی از مأموریت آن محسوب میشود. حفاظت از میراث جهانی، آزمونی برای حکمرانی شهری آنچه از مجموع دیدگاهها برمیآید، مخالفت با فناوری یا حملونقل پاک نیست؛ بلکه تأکید بر این اصل است که هر فناوری و هر کاربری باید متناسب با هویت و ظرفیت مکان تاریخی تعریف شود. اکنون پرسش اصلی این است: آیا حضور گسترده اسکوترهای برقی در میدان نقش جهان با فلسفه پیادهراه، الزامات حفاظت از یک اثر ثبت جهانی و حق شهروندان برای تجربه آرام و ایمن سازگار است یا خیر؟ پاسخ به این پرسش، بیش از آنکه در تقابل دیدگاهها باشد، در تدوین ضوابط روشن، مطالعات شهری و گفتوگوی میان مدیران شهری، متخصصان میراث فرهنگی و جامعه مدنی نهفته است؛ مسیری که بسیاری از شهرهای تاریخی جهان پیشتر پیمودهاند. ✍🏻 کوروش دیباج؛ روزنامه نگار
ایجاد شده: 22/تیر/1405 آخرین ویرایش: 22/تیر/1405 مقالات و یادداشت ها
تصمیم اخیر برای تغییر عنوان «هنرستان یا دبیرستان هتلداری» به «هتلداری و گردشگری» در نگاه نخست شاید صرفاً یک تغییر نام به نظر برسد، اما در واقع بازتاب یک نگرش نادرست و غیرتخصصی نسبت به ماهیت صنعت هتلداری و نیازهای واقعی بازار کار است؛ نگرشی که متأسفانه طی سالهای گذشته به تدریج جایگاه هتلداری را در نظام سیاستگذاری گردشگری کشور تضعیف کرده است. در تمامی نظامهای پیشرفته آموزشی جهان، هتلداری (Hospitality) و گردشگری (Tourism) اگرچه دارای ارتباطات متقابل هستند، اما دو حوزه مستقل با دانش، مهارتها، استانداردها، مشاغل و مسیرهای آموزشی متفاوت محسوب میشوند. معتبرترین مؤسسات آموزشی جهان از جمله مدرسه عالی هتلداری لوزان سوئیس (EHL) نیز میان مدیریت هتلداری و مدیریت گردشگری تفکیک علمی و حرفهای قائل هستند و برای هر یک برنامههای تخصصی جداگانه طراحی میکنند. مسئله اصلی اینجاست که هتلداری یک فعالیت صرفاً گردشگری نیست؛ بلکه یک صنعت عملیاتی، خدماتی و سرمایهبر است که نیازمند آموزشهای تخصصی در حوزههای پذیرش، خانهداری، غذا و نوشیدنی، آشپزی، رزرواسیون، درآمدزایی، فروش، نگهداری تأسیسات، مدیریت عملیات، خدمات مهمان و استانداردهای بینالمللی اقامت است. در مقابل، گردشگری عمدتاً بر برنامهریزی سفر، بازاریابی مقصد، راهنمایی گردشگران، حملونقل، سیاستگذاری و توسعه مقاصد متمرکز است. به همین دلیل در بسیاری از کشورهای پیشرو، دانشآموزان و دانشجویان از همان ابتدای مسیر آموزشی میان رشتههای Hotel Management، Hospitality Management و Tourism Management تفکیک میشوند. علت این تفکیک روشن است: نیازهای شغلی این دو حوزه یکسان نیست. امروز صنعت جهانی سفر و گردشگری حدود ۳۵۷ میلیون شغل در جهان ایجاد کرده و نزدیک به ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی جهان را به خود اختصاص داده است. (World Travel & Tourism Council) اما در دل همین اکوسیستم عظیم، بخش اقامت و هتلداری یکی از بزرگترین و مهمترین مصرفکنندگان نیروی انسانی آموزشدیده محسوب میشود؛ تا جایی که شورای جهانی سفر و گردشگری (WTTC) هشدار داده است که صنعت مهماننوازی و گردشگری جهان تا سال ۲۰۳۵ با کمبود دهها میلیون نیروی کار مواجه خواهد شد و تنها در بخشهای مرتبط با مهماننوازی، شکاف نیروی انسانی به میلیونها نفر خواهد رسید. در چنین شرایطی، کشورهای توسعهیافته نهتنها آموزش تخصصی هتلداری را تضعیف نکردهاند، بلکه سرمایهگذاری گستردهای برای تربیت نیروی انسانی ماهر در این حوزه انجام دادهاند؛ زیرا به خوبی میدانند که کیفیت خدمات اقامتی مستقیماً بر رضایت گردشگران، درآمد ارزی، نرخ بازگشت مسافر و اعتبار برند ملی تأثیر میگذارد. نکته مهمتر آن است که صنعت هتلداری بزرگترین دریافتکننده سرمایهگذاری در زنجیره گردشگری است. گزارشهای بینالمللی سرمایهگذاری هتل نشان میدهد که حجم سرمایهگذاری در بخش اقامت و هتلها طی سالهای اخیر رشد قابل توجهی داشته و همچنان یکی از جذابترین حوزههای سرمایهگذاری در صنعت سفر محسوب میشود. بنابراین این پرسش جدی مطرح میشود که چرا بخشی که بیشترین حجم سرمایهگذاری، اشتغال مستقیم، داراییهای فیزیکی و نیاز به نیروی انسانی تخصصی را در اختیار دارد، باید در نظام آموزشی کشور به تدریج هویت مستقل خود را از دست بدهد؟ واقعیت این است که تجربه سالهای اخیر نشان میدهد هتلداری در بسیاری از تصمیمات اجرایی و حتی نمادین، به تدریج در سایه عنوان کلی «گردشگری» قرار گرفته است. حذف تدریجی واژه «هتلداری» از برخی رویدادها، نمایشگاهها و ساختارهای سیاستگذاری نمونهای از همین روند است. این در حالی است که در ادبیات جهانی، Hospitality نه زیرمجموعهای کماهمیت از Tourism، بلکه یکی از ارکان اصلی و مستقل آن محسوب میشود. نگرانی فعالان صنعت هتلداری از تغییر عنوان مدارس تخصصی هتلداری نیز دقیقاً از همین منظر قابل درک است. تجربه نشان داده است که هرگاه دو رشته تخصصی با نیازهای آموزشی متفاوت در یک ساختار آموزشی ادغام میشوند، به مرور سهم آموزشهای مهارتی، کارگاهی و عملی کاهش یافته و جای خود را به دروس عمومیتر و مشترک میدهد. نتیجه چنین رویکردی، کاهش عمق مهارتآموزی و تربیت فارغالتحصیلانی است که نه در هتلداری تخصص کافی دارند و نه در گردشگری. اگر هدف کشور توسعه گردشگری، ارتقای کیفیت خدمات، افزایش سرمایهگذاری و رقابتپذیری بینالمللی است، مسیر آن از تضعیف آموزش تخصصی هتلداری نمیگذرد. برعکس، امروز باید شاهد توسعه هنرستانهای تخصصی هتلداری، تجهیز کارگاههای آموزشی، ارتقای استانداردهای مهارتی و تقویت پیوند میان مدارس و هتلها باشیم. تغییر عنوان «هتلداری» به «هتلداری و گردشگری» شاید در ظاهر اقدامی کوچک باشد، اما در عمل میتواند نشانهای از یک خطای بزرگتر باشد؛ خطایی که میان یک صنعت عملیاتی و سرمایهبر با یک حوزه سیاستگذاری و خدمات سفر تمایز قائل نیست. صنعت هتلداری ایران بیش از هر زمان دیگری به نیروی انسانی ماهر نیاز دارد. تصمیمگیران باید به جای کمرنگ کردن هویت آموزشی این صنعت، برای تقویت آن برنامهریزی کنند. آینده هتلهای کشور با سرمایهگذاری در ساختمانها ساخته نمیشود؛ با سرمایهگذاری در آموزش نیروی انسانی ساخته میشود. ✍️ مهدی حسینی
ایجاد شده: 8/تیر/1405 آخرین ویرایش: 8/تیر/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش تور نیوز ؛ فرآیند ثبت جهانی آثار، مسیری فراتر از مستندنگاریهای معمول است؛ این مسیری است که با دیپلماسی، چانهزنیهای فنی و گاهی تغییرات استراتژیک در پاسخ به مطالبات محلی گره خورده است. علیرضا ایزدی در گفتگویی صریح، آخرین وضعیت پروندههای جنجالی نظیر ماسوله و مساجد ایرانی را تشریح کرد. او ضمن اشاره به حضور باستانشناسان خارجی برای پاسخ به ابهامات یونسکو، از رویکرد جدید ایران در ثبت «مکان-رویدادها» و میراث ناملموس مشترک پرده برداشت؛ رویکردی که میتواند ایران را به رتبه نخست پروندههای مشترک در جهان برساند. ماسوله و عبور از چالش «اثبات عصر آهن» با کمک تیم چینی پرونده ماسوله که یکی از قدیمیترین مطالبات میراثی ایران است، در دور جدید بررسیها با چالش حفظ سهمیه و سوالات فنی ارزیابان مواجه شد. به گفته علیرضا ایزدی، بخش عمدهای از ابهامات ایکوموس (شورای بینالمللی بناها و محوطهها) بر محوریت ادعای ایران مبنی بر وجود کورههای ذوب آهن متعلق به عصر آهن در این منطقه استوار بود. ایزدی در این باره توضیح میدهد که برای رفع این ایرادات، از توان تیمهای بینالمللی استفاده شده است: «یک تیم باستانشناسی چینی در منطقه مستقر شد و در جریان پیگردها، کاوشها و گمانهزنیها، به بخشهای قابل توجهی از سوالات پاسخ داده شد.» به گفته وی، با وجود شرایط ملتهب منطقهای و وقوع جنگ در زمان ارسال، پرونده با موفقیت فرستاده شد تا سهمیه ایران محفوظ بماند. هدف اصلی در ماسوله، اثبات این نکته بود که این شهر تنها یک سکونتگاه پلکانی نیست، بلکه یک مرکز معتبر صنعتی در پیشتاریخ بوده است. الموت و سیراف؛ مدیریت زمان ارزیابی و چالش اقلیمی بوشهر در بخش دیگری از این گفتگو، ایزدی به پرونده «قلعه الموت» و زنجیرهای از قلاع پیرامون آن اشاره کرد که امسال به طور جدی مطرح شده است. اما در مورد پرونده «سیراف»، موضوع زمانبندی ارزیابان یونسکو به یک چالش مدیریتی تبدیل شده بود. با توجه به شرایط آب و هوایی بوشهر، ایزدی از درخواستی برای تغییر زمان بازدید ارزیابان خبر داد: «ارزیاب یونسکو قصد داشت شهریورماه بیاید، اما ما به دلیل گرمای شدید بوشهر تقاضا کردیم که این بازدید به آذرماه موکول شود.» این تصمیم برای جلوگیری از تأثیر منفی شرایط نامساعد جوی بر روند داوری اتخاذ شده است. طبق برنامهریزی، انتظار میرود ارزیاب در اواخر پاییز برای بررسی نهایی سیراف به ایران سفر کند. پرونده مساجد ایرانی؛ افزایش تعداد آثار تحت فشار مطالبات محلی یکی از نقاط عطف این گفتگو، تغییرات گسترده در پرونده «مساجد ایرانی» بود. در حالی که در ابتدا قرار بود ۳۲ مسجد در این پرونده گنجانده شود، اکنون این تعداد به ۵۷ مورد افزایش یافته است. ایزدی دلیل این تغییر را مطالبات مسئولان استانی و نمایندگان مجلس میداند که خواستار گنجانده شدن مساجد تاریخی مناطق خود در فهرست جهانی بودند. او با اشاره به دستور وزیر در این رابطه گفت: «گستردهتر شدن پرونده از لحاظ جغرافیایی باعث شد زمان بیشتری برای آمادهسازی نیاز باشد، اما از طرفی باعث ایجاد تعامل و رقابت مثبتی بین مسئولان محلی برای حفظ آثار شده است.» ایزدی تأکید کرد که معماری مساجد ایران به دلیل ویژگیهای «ایرانیت» و تمایز با دیگر کشورهای اسلامی، جایگاه خاصی در جهان دارد و این گستردگی پرونده، در نهایت به نفع جامعیت آثار خواهد بود. استراتژی «یک در میان»؛ خیز ایران برای صدرنشینی در میراث ناملموس در حوزه میراث ناملموس، ایران سیاست هوشمندانهای را در پیش گرفته است. سهمیه ایران به صورت نوبتی؛ یک سال به پروندههای ملی و یک سال به پروندههای مشترک اختصاص مییابد. ایزدی اعلام کرد که در سال جاری میلادی، تمرکز بر پروندههای مشترک است. این پروندهها شامل موارد زیر میشوند: ۱. تیرگان: مشترک با ارمنستان. ۲. نمد: مشترک با چند کشور منطقه. ۳. لالاییخوانی: مشترک با تاجیکستان و آذربایجان. طبق گفتههای وی، اگر این سه پرونده در آذرماه به ثبت برسند، ایران با پیشی گرفتن از سایر کشورها در ثبت مواردی چون نوروز، افطار و تذهیب، به رتبه اول جهانی در پروندههای مشترک دست خواهد یافت. همچنین، پرونده «گلاب» نیز امسال فرستاده شده تا در سال آینده (۲۰۲۷) به عنوان سهمیه انفرادی ایران بررسی شود. ثبت «مکان-رویدادها»؛ از مدرسه مینا تا واقعه دشت مهیاربخش پایانی گفتگو به ثبت آثاری اختصاص داشت که تحت عنوان «مکان-رویداد» شناخته میشوند. ایزدی با اشاره به ثبت «مدرسه مینا» و منطقه «دشت مهیار» در جنوب اصفهان، به واقعهای اشاره کرد که در آن عملیات نیروهای خارجی (که او از آن به عنوان ادعایی تحت نام خشم حماسی یاد کرد) با شکست مواجه شد. او با اشاره به جزئیات به جا مانده در منطقه، مانند تجهیزات رها شده و دستبندهای پلاستیکی، این مکان را نمادی از مقاومت دانست. ایزدی در پاسخ به این که چگونه تجمعات و این وقایع در دسته میراث ناملموس قرار میگیرند، گفت: «ما آداب و رسوم قابل انتقال به نسلها را ثبت میکنیم. همانطور که رجزخوانی از صدر اسلام بخشی از فرهنگ بوده، امروز هم شیوههای مقاومت مردمی و تجمعات، شکلی از فرهنگ و سنت ماست.» او این تغییرات را با تحول نوروز در طول قرنها مقایسه کرد و معتقد است اضافه شدن عناوین مذهبی و ملی به سنتها، آنها را به میراثی پویا تبدیل میکند. در همین راستا، ثبت سند «سنت و فرهنگ تجمعات و مقاومت مردمی» به عنوان یک الگو در دستور کار قرار دارد. اظهارات علیرضا ایزدی نشان میدهد که میراث فرهنگی ایران در حال گذار از ثبتِ صرفِ بناهای تاریخی به سمت ثبت زنجیرهای از آثار و فرهنگهای زنده است. چه در ماسوله که باستانشناسان چینی به کمک آمدهاند و چه در پرونده مساجد که یک مطالبه ملی شکل گرفته، هدف نهایی حفظ سهمیه جهانی و نمایش پیوستگی فرهنگی ایران از عصر آهن تا دوران معاصر است. ✍🏻 مریم کاظمی زاده – خبرنگار ایتنا
ایجاد شده: 28/اردیبهشت/1405 آخرین ویرایش: 28/اردیبهشت/1405 اخبار داخلی
علی حسنلو، معاون گردشگری منطقه آزاد کیش در مصاحبه ای اختصاصی با فلای نیوز به تشریح جایگاه کیش ایر در توسعه گردشگری جزیره کیش و مناطق آزاد پرداخت. متن کامل این مصاحبه در زیر آمده است : ۱. جایگاه استراتژیک کیش در نقشه گردشگری و تراز اقتصادی جزیره کیش امروز با دارا بودن بیش از ۱۲ هزار کسبوکار فعال و ثبت آمار خیرهکننده بیش از ۳ میلیون نفر شب اقامت در سال، به نقطهای از بلوغ رسیده است که هرگونه تصمیمگیری برای زیرساختهای آن، ابعادی ملی پیدا میکند. واقعیت جغرافیایی و اقتصادی کیش ایجاب میکند که ما نگاهی متفاوت به مقوله حملونقل داشته باشیم. در این جزیره، فرودگاه و شرکت هواپیمایی اختصاصی، صرفاً ابزارهای جانبی نیستند، بلکه ستون فقرات و شریان اصلی حیات اقتصادی محسوب میشوند. تداوم و رشد آمار اقامت و فعالیت کسبوکارهای بزرگ و کوچک، مستقیماً به پایداری خطوط پروازی گره خورده است. بر همین اساس، صیانت از جایگاه «کیشایر» و بازتعریف نقش آن در بدنه مدیریتی منطقه، یک ضرورت برای حفظ این سرمایه عظیم ملی و استمرار خدماترسانی به زائران و گردشگران است. ۲. بازخوانی تجربه موفق مدیریت پروازی در جشنوارههای تابستانی یکی از درخشانترین الگوهای مدیریتی که ضرورت وجود یک ایرلاین اختصاصی تحت فرمانِ مقصد را اثبات میکند، تجربه جشنوارههای تابستانی کیش است. در سنواتی که کیشایر تمام توان و ناوگان خود را در مسیر جزیره متمرکز کرد، ما شاهد یک تحول بیسابقه بودیم. در حالی که ماههای شهریور و مهر در تقویم گردشگری ایران به عنوان فصل کمتقاضا یا «لو-سیزن» شناخته میشدند و ایرلاینهای دیگر تمایلی به برقراری پروازهای گسترده نداشتند، کیشایر با نگاه استراتژیک وارد میدان شد. نتیجه این اقدام، شکستن رکوردهای تاریخی ورود مسافر در این دو ماه بود. این تجربه نشان داد که وقتی ابزار پرواز در اختیار برنامهریزِ مقصد باشد، میتوان حتی در سختترین شرایط فصلی، جریان گردشگری را برقرار نگه داشت و از خروج ارز جلوگیری کرد. ۳. منطق اقتصادی «سرمایهگذاری در تقاضا» به جای نگاه سودمحورِ آنی تحلیل اقتصادی دقیق رفتار کیشایر در شروع کمپینها، درسهای بزرگی برای مدیریت کلان دارد. در ابتدای هر جشنواره بزرگ، ممکن است در ۵ یا ۶ روز نخست، ایرلاین به دلیل جاری نشدن کاملِ جریان مسافر، متحمل هزینهها یا ضررهای مقطعی شود. اما این یک «ضرر» نیست، بلکه یک «سرمایهگذاری هوشمندانه» است. پس از این دوره کوتاه گذار، تقاضا به قدری افزایش مییابد که تا سه ماه بعد، نه تنها پروازها به لودِ ۱۰۰ درصدی میرسند، بلکه تقاضا از ظرفیت موجود پیشی میگیرد. اگر ما ایرلاین اختصاصی نداشته باشیم، در چنین مواقعی با پدیدهای مواجه میشویم که در ایام نوروز در کل کشور دیده میشود؛ یعنی ایجاد تقاضای زیاد بدون وجود پرواز کافی که نتیجهای جز گرانی بلیت و نارضایتی مسافر ندارد. اما با وجود کیشایر، ما میتوانیم این تقاضا را مدیریت کرده و تعادل قیمتی را حفظ کنیم. ۴. ضرورت استقلال پروازی برای توراپراتورها و فعالان گردشگری فعالان اقتصادی و توراپراتورهای جزیره کیش به عنوان بازوان اجرایی صنعت گردشگری، نیازمند فضایی امن و پیشبینیپذیر برای طراحی پکیجهای سفر هستند. وقتی یک برنامه بزرگ گردشگری تدوین میشود، توراپراتور باید اطمینان داشته باشد که پرواز به عنوان اصلیترین رکن سفر، در اختیار اوست. وابستگی به تصمیمات ایرلاینهای دیگر که اولویتهایشان لزوماً با اولویتهای جزیره همسو نیست، باعث میشود مسافر در میانه راه دچار زحمت و بلاتکلیفی شود. وجود کیشایر این اطمینانخاطر را ایجاد میکند که برنامههای گردشگری معطلِ پرواز نمیمانند. این همان نقطهای است که ما از آن به عنوان «رفاه مسافر» و «تسهیلگری در سفر» یاد میکنیم؛ هدفی که تنها با یک مدیریت منسجم و اختصاصی محقق میشود. ۵. الگوبرداری از استانداردهای موفق جهانی (امارات، ترکیه، سنگاپور) نگاهی به کشورهای موفق در حوزه گردشگری نشان میدهد که آنها از دههها پیش، مدل «ایرلاین در خدمت مقصد» را پیادهسازی کردهاند. هواپیمایی امارات، ترکیش ایرلاینز و سنگاپور ایرلاینز، نمونههای برجستهای هستند که ثابت کردهاند توسعه یک منطقه جغرافیایی بدون وجود یک بالِ هوایی قدرتمند و هماهنگ با سیاستهای توسعهای آن منطقه، امکانپذیر نیست. این ایرلاینها نه تنها سودآور هستند، بلکه باعث رونق چندبرابری هتلها، بازارهای تجاری و خدمات رفاهی در کشورهای خود شدهاند. کیشایر برای ما، دقیقاً چنین نقشی را ایفا میکند. ما باید با الگوبرداری از این مدلهای موفق، جایگاه کیشایر را به عنوان یک توسعهدهنده ملی (Developer) تثبیت کنیم. ۶. تعیین تکلیف مدیریتی؛ گامی به سوی نوسازی ناوگان موضوع تعیین تکلیف نهایی وضعیت مالکیت و مدیریت کیشایر، کلیدِ اصلی شروع فرآیند نوسازی و بهسازی ناوگان است. در دورانی که شرکت در وضعیت واگذاری قرار داشت، به دلیل ملاحظات قانونی و اداری، امکان برخی سرمایهگذاریهای کلان برای نوسازی هواپیماها با چالش روبرو بود. اکنون که ضرورت بازگشت این شرکت به آغوش سازمان منطقه آزاد و یا تعیین تکلیف قطعی آن توسط نهادهای ذیربط مورد وفاق کارشناسان است، میتوان امیدوار بود که با یک مدیریت پایدار، ناوگان فرسوده بازسازی شده و هواپیماهای جدید به خطوط پروازی اضافه شوند. این اقدام نه تنها ایمنی و کیفیت پروازها را بالا میبرد، بلکه هزینههای نگهداری را کاهش داده و راندمان اقتصادی شرکت را افزایش میدهد. ۷. کیشایر؛ قطب پروازی و پیونددهنده مناطق آزاد جنوب یکی از ایدههای تحولآفرین، تبدیل کیشایر به محور سوددهی و خدماترسانی در کل مناطق آزاد کشور، به ویژه در پهنه جنوب است. جزیره قشم به عنوان مکمل گردشگری کیش، پتانسیلهای بینظیری دارد که میتواند در کنار کیش، یک قطب بزرگ گردشگری در خلیج فارس ایجاد کند. کیشایر میتواند با برقراری پروازهای منظم بین این دو جزیره و همچنین مسیرهای بینالمللی، نقش یک «هاب هوایی» را ایفا کند. این همافزایی باعث میشود که گردشگران خارجی با یک بلیت بتوانند از ظرفیتهای متنوع هر دو منطقه بهرهمند شوند. این نگاهِ شبکهای به مناطق آزاد، باعث ارتقای تراز تجاری و گردشگری کل استان هرمزگان و ایران خواهد شد. ۸. ظرفیتسازی برای سرمایهگذاری بخش خصوصی نکته قابل تامل این است که بخش خصوصیِ هوشمند و آگاه جزیره کیش، آمادگی خود را برای مشارکت در سهام و توسعه کیشایر اعلام کرده است. فعالان اقتصادی جزیره به خوبی درک کردهاند که رونق کسبوکارهایشان با بالهای کیشایر پیوند خورده است. این اشتیاق برای سرمایهگذاری، فرصت بینظیری را پیش روی حاکمیت قرار میدهد تا با مدلی از مشارکت عمومی-خصوصی ، کیشایر را به مدرنترین شرکت هواپیمایی منطقه تبدیل کند. وقتی ذینفعان اصلی در مدیریت و مالکیت شریک باشند، دلسوزی و دقت در بهرهوری به بالاترین سطح خود میرسد. ۹. حمایتهای قانونی و همراهی نمایندگان مجلس برای تحقق این چشمانداز روشن، همراهی و حمایت نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، به ویژه نمایندگان دلسوز استان هرمزگان، نقشی کلیدی دارد. تبیین ضرورتهای حیاتی کیشایر در جلسات تخصصی و ایجاد بسترهای قانونی برای تسهیل بازگشت شرکت به سازمان یا مشارکت بخش خصوصی، مطالبهای است که از سوی جامعه بزرگ ۱۲ هزار نفری کسبوکارهای کیش مطرح میشود. ما اطمینان داریم که با نگاه ملی نمایندگان، کیشایر میتواند به عنوان الگویی موفق از مدیریت زیرساختی در مناطق آزاد به فعالیت خود ادامه دهد و بستر رقابت بینالمللی ایران در حوزه گردشگری را فراهم آورد. ۱۰. نتیجهگیری و چشمانداز توسعه هوایی در نهایت، باید بر این نکته تأکید کرد که کیش برای ماندن در سطح اول گردشگری منطقه، راهی جز داشتن یک مدیریتِ هوشمند، یکپارچه و مستقل در حوزه هوانوردی ندارد. کیشایر، تنها یک شرکت هواپیمایی نیست؛ بلکه نماد قدرت اجرایی و برنامهریزی جزیره برای جذب مسافر و رونقبخشی به اقتصاد ملی است. با تعیین تکلیف قطعی و بازگشت این شرکت به چرخه عملیاتی سازمان منطقه آزاد، میتوانیم با اطمینان به سمت افقهای جدید حرکت کنیم، مسیرهای پروازی بینالمللی را بازگشایی کنیم و بار دیگر شاهد رکوردهای درخشان ورود گردشگر باشیم. آینده کیش، روشن است و کیشایر، بالِ پرواز به سوی این آینده درخشان خواهد بود. ✍🏻 مریم کاظمی زاده - خبرنگار
ایجاد شده: 25/اردیبهشت/1405 آخرین ویرایش: 25/اردیبهشت/1405 اخبار داخلی
هرچند انتخابات شوراهای شهری و روستایی با توجه به شرایط ناشی از جنگ به تعویق افتاده است، اما شاید این تعویق را فرصتی مناسب برای آرایش حضور نیروهای تخصصی در انتخابات پیش رو بدانیم. انتخابات شوراها را نمیتوان صرفا یک حرکت سیاسی دانست به دلیل آنکه شوراها در واقع "اتاقهای فکر مدیریت شهری" تلقی میگردند و بدون شک خروجی ناشی از تصمیمها ومصوبههای شوراهای اسلامی شهر و روستا مستقیما در تامین و تضمین درآمدهای شهری و کیفیت زندگی موثر خواهد بود. بهنظر میرسد رکن اصلی در انتخاب افراد میبایست براساس تخصص و کارآمدی در پارلمان شهری ملاک عمل قرار گیرد. بسیاری از چالشهای در حوزههای مختلف خدمات شهری (و بهویژه در موضوع مورد بحث ما در صنعت هتل داری و گردشگری) ناشی از حضور افرادی است که با وجود نگاه مثبت و تلاش و توجه به ارتقاء سطح خدمات شهری به دلیل عدم دارا بودن تخصصهای لازم در توسعه براساس کارکردهای شهر، نمی توانند موفقیت های لازم در عرصه تامین خواسته های شهروندان را فراهم سازند. این نکته بهویژه در شهرهای بزرگ کشور که محور توسعه آنان براساس سفر و گردشگری شکل گرفته است (همانند مشهد، اصفهان، شیراز، شهرهای استانهای مازندران و گیلان و....) حائز اهمیت دو چندان خواهدبود. امروزه شاهد هستیم که برخی از سیاستها و تصمیمات اتخاذ شده توسط شوراها در حوزههای هتلداری در شهرها با اعتراض بهرهبرداران و صاحبان سرمایه در این حوزه مواجه شده و عملا باعث ایجاد نارضایتی میگردد. آنچه حائز اهمیت است نقش بخش گردشگری و هتلداری در تامین درآمدهای شهری است که در صورت وجود یک نگاه تخصصی و برنامه محور میتواند ضمن تامین درآمدهای پایدار به توسعه پایدار شهری نیز بینجامد. به همین دلیل است که ضرورت دارد با برنامهریزی مناسب صاحب نظرانی از دل سرمایهگذاران و بهرهبرداران صنعت و یا متخصصان آگاه و دلسوز که با مبانی علمی و اقتصادی صنعت نیز آشنایی کامل داشته باشند پای در عرصه رقابتهای شوراها نهاده و زمینه ارتقاء کیفیت خدمات، آرامش و بهبود زندگی مردم را در قالب تدوین مدلهای اقتصادی مبتنی بر حیات فرهنگی و اجتماعی شهرها فراهم سازند. با توجه به جاذبههای بینظیر اکوتوریستی و طبیعتگردی در مناطق روستایی این موضوع در انتخابات شوراهای روستایی نیز صادق خواهد بود. امید است در فرصت باقیمانده شاهد حضور موثر صاحبان سرمایه، بهرهبرداران و مدیران بخش گردشگری و هتلداری در روند تصمیم سازی این رویداد در جای جای کشور پهناورمان باشیم. ✍️ سید مسعود منتجبی - کارشناس گردشگری
ایجاد شده: 28/فروردین/1405 آخرین ویرایش: 28/فروردین/1405 مقالات و یادداشت ها