نتایج جستجو...
چگونه شرایط جنگی مسیر توسعه گردشگری ایران را تغییر داد

چگونه شرایط جنگی مسیر توسعه گردشگری ایران را تغییر داد

گردشگری از جمله صنایعی است که بیش از بسیاری از بخش‌های اقتصادی، به امنیت، ثبات و اعتماد عمومی وابسته است. هرگاه کشوری وارد شرایط جنگی یا فضای پرتنش امنیتی می‌شود، نخستین اثر آن بر ذهنیت مردم، سرمایه‌گذاران و گردشگران دیده می‌شود. در چنین فضایی، سفر دیگر یک فعالیت عادی، برنامه‌پذیر و آرامش‌بخش تلقی نمی‌شود، بلکه به تصمیمی پرریسک و وابسته به شرایط روز تبدیل می‌گردد. ایران نیز در مقاطع مختلف تاریخی، تجربه چنین وضعیتی را داشته و صنعت گردشگری آن از این تحولات عمیقاً تأثیر پذیرفته است. شرایط جنگی پیش از آنکه مستقیماً زیرساخت‌های گردشگری را هدف قرار دهد، بر «تصویر مقصد» اثر می‌گذارد. در صنعت گردشگری، تصویر ذهنی یک کشور گاهی از واقعیت میدانی نیز مهم‌تر است. حتی اگر همه شهرهای یک کشور درگیر نباشند، باز هم انتشار اخبار جنگ، ناامنی یا تنش نظامی می‌تواند کل کشور را در نگاه گردشگر خارجی به عنوان مقصدی پرخطر معرفی کند. این مسئله برای ایران نیز به‌ویژه در مقاطع بحرانی سبب شده است که بسیاری از گردشگران بالقوه، برنامه سفر خود را لغو یا به تعویق بیندازند. یکی از مهم‌ترین پیامدهای جنگ بر گردشگری ایران، کاهش محسوس گردشگران ورودی است. گردشگر خارجی معمولاً در انتخاب مقصد، بیش از هر چیز به امنیت، دسترسی، ثبات سیاسی و امکان پیش‌بینی شرایط توجه می‌کند. وقتی کشوری در فضای جنگی قرار می‌گیرد، شرکت‌های گردشگری بین‌المللی، رسانه‌ها، بیمه‌گران و حتی خطوط حمل‌ونقل نیز با احتیاط بیشتری رفتار می‌کنند. در نتیجه نه‌تنها ورود گردشگر کمتر می‌شود، بلکه شبکه‌های پشتیبان سفر نیز تضعیف می‌شوند و این امر ضربه‌ای چندلایه به توسعه گردشگری وارد می‌کند. در سطح داخلی نیز جنگ موجب تغییر جدی در الگوی سفر می‌شود. در شرایطی که جامعه با اضطراب، نااطمینانی و فشار اقتصادی روبه‌رو است، سفرهای تفریحی اولویت خود را از دست می‌دهند. خانواده‌ها بودجه‌های غیرضروری را کاهش می‌دهند و تمایل به سفرهای طولانی، پرهزینه یا غیرضروری کم می‌شود. این موضوع باعث می‌شود توسعه گردشگری داخلی نیز از مسیر طبیعی خود خارج شود و بسیاری از مقاصد گردشگری با افت تقاضا، کاهش اقامت و رکود خدمات مواجه شوند. از سوی دیگر، شرایط جنگی بر سرمایه‌گذاری در صنعت گردشگری نیز اثر منفی می‌گذارد. توسعه گردشگری نیازمند افق روشن، ثبات نسبی، امنیت سرمایه و پیش‌بینی‌پذیری بازار است. اما جنگ این مؤلفه‌ها را تضعیف می‌کند. وقتی سرمایه‌گذار آینده روشنی برای بازگشت سرمایه نبیند، پروژه‌های هتلی، اقامتی، تفریحی و حمل‌ونقلی متوقف یا کند می‌شوند. در چنین وضعیتی، گردشگری از یک حوزه توسعه‌محور به بخشی پرریسک تبدیل می‌شود که در اولویت دوم یا سوم سرمایه‌گذاران قرار می‌گیرد. هتلداری نیز به عنوان یکی از ارکان اصلی گردشگری، در دوران جنگ دچار تغییر کارکرد می‌شود. هتل‌ها که در شرایط عادی باید میزبان گردشگران داخلی و خارجی باشند، در فضای جنگی ممکن است با کاهش شدید مسافر تفریحی روبه‌رو شوند. برخی از آنها ناچار می‌شوند خدمات خود را به گروه‌های دیگری مانند کارکنان سازمانی، نیروهای امدادی، خبرنگاران، یا مسافران ضروری ارائه دهند. به این ترتیب، صنعت هتلداری از مسیر معمول توسعه خود فاصله می‌گیرد و بیشتر به سمت بقا و تطبیق با شرایط اضطراری حرکت می‌کند. جنگ همچنین توسعه متوازن جغرافیایی گردشگری را مختل می‌کند. در شرایط عادی، برنامه‌ریزی گردشگری بر توزیع سفر، معرفی مقاصد جدید و توسعه منطقه‌ای استوار است. اما در فضای جنگی، برخی مناطق به‌کلی از چرخه سفر خارج می‌شوند و تمرکز بر شهرها و مناطق امن‌تر افزایش می‌یابد. این تمرکز ناهمگون، از یک سو فشار مضاعفی بر برخی مقاصد وارد می‌کند و از سوی دیگر، فرصت رشد را از مناطقی می‌گیرد که می‌توانستند در شرایط عادی نقش مهمی در اقتصاد گردشگری کشور ایفا کنند. در کنار این آسیب‌ها، جنگ گاه سبب می‌شود مفهوم «تاب‌آوری» در صنعت گردشگری جدی‌تر گرفته شود. بحران‌های شدید، بازیگران این صنعت را وادار می‌کنند که به مدیریت ریسک، برنامه‌ریزی بحران، تنوع‌بخشی به بازار هدف و انعطاف در خدمات بیشتر توجه کنند. برای ایران نیز تجربه شرایط جنگی و نااطمینانی‌های ناشی از آن می‌تواند به درسی مهم برای بازتعریف مدل توسعه گردشگری تبدیل شود؛ مدلی که فقط بر شرایط ایده‌آل متکی نباشد، بلکه توان مقاومت در برابر شوک‌ها را نیز داشته باشد. نکته مهم این است که جنگ صرفاً گردشگری را متوقف نمی‌کند، بلکه مسیر توسعه آن را تغییر می‌دهد. یعنی به جای آنکه صنعت گردشگری بر پایه رشد تدریجی، جذب گردشگر خارجی، گسترش برند مقصد و توسعه زیرساخت‌ها پیش رود، بیشتر درگیر حفظ وضع موجود، مدیریت بحران و جبران خسارت می‌شود. این تغییر مسیر، باعث عقب‌ماندن از رقابت منطقه‌ای و جهانی نیز می‌گردد، زیرا سایر کشورها در حال توسعه محصولات، خدمات و تصویر برند خود هستند، در حالی که کشور درگیر بحران بیشتر انرژی خود را صرف حفظ پایداری می‌کند. در نهایت، می‌توان گفت شرایط جنگی در ایران، صنعت گردشگری را نه فقط از نظر اقتصادی، بلکه از منظر راهبردی نیز تحت تأثیر قرار داده است. جنگ باعث کاهش تقاضا، تضعیف تصویر مقصد، توقف سرمایه‌گذاری، تغییر الگوی سفر و اختلال در توسعه زیرساخت‌ها می‌شود. با این حال، همین تجربه می‌تواند مبنایی برای بازنگری در سیاست‌های گردشگری باشد. اگر توسعه گردشگری ایران قرار است در آینده مسیر پایدارتری طی کند، باید از تجربه جنگ و بحران بیاموزد که امنیت، اعتماد، تاب‌آوری و مدیریت هوشمندانه، پایه‌های اصلی رشد این صنعت هستند. ✍️ فاطمه دکامینی - مدرس دانشگاه، مولف و پژوهشگر

ایجاد شده: 27/فروردین/1405       آخرین ویرایش: 27/فروردین/1405     مقالات و یادداشت ها
چگونه یک حادثه سیاسی برند هیلتون را زیر ذره‌بین برد؟

چگونه یک حادثه سیاسی برند هیلتون را زیر ذره‌بین برد؟

تیراندازی در هتل Washington Hilton، هنگام ضیافت شام با حضور دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا، نشان داد هتل‌های شاخص در پایتخت‌ها همواره در تقاطع مهمان‌نوازی و سیاست قرار دارند. این موقعیت، ضمن فرصت‌سازی، ریسک‌های امنیتی جدی ایجاد می‌کند. حضور چهره‌های سیاسی سطح بالا، هتل را موقتاً به محیطی با حساسیت امنیتی بالا تبدیل کرده و هماهنگی با نهادهایی مانند سرویس مخفی آمریکا را اجتناب‌ناپذیر می‌سازد. از منظر صنعت هتل‌داری، این حادثه سه پیامد دارد: ۱. مهمانان و برگزارکنندگان رویدادها، به‌ویژه در بخش MICE، نسبت به ریسک حساس‌اند و چنین اتفاقی می‌تواند به جابه‌جایی تقاضا به سمت هتل‌ها یا مقاصد کم‌ریسک‌تر منجر شود. ۲. میزبانی رویدادهای سیاسی سطح بالا، هتل را ناگزیر به رعایت استانداردهای امنیتی فراتر از حالت عادی می‌کند، این الزامات، اگرچه برای کاهش ریسک ضروری‌اند، اما می‌توانند تجربه مهمانان عادی را نیز تحت تأثیر قرار دهند. ۳. بر خلاف حوادث معمول رویدادهای مرتبط با چهره های سیاسی بیشتر در حافظه رسانه‌ای باقی می‌مانند. در نتیجه، نام برند هتل ممکن است برای مدتی طولانی‌تر با یادآوری این حادثه تداعی شود حتی اگر مدیریت بحران به‌خوبی انجام شده باشد. در انتها باید به این نکته توجه داشت، میزبانی رویدادهای سیاسی سطح بالا یک تصمیم صرفاً تجاری نیست، بلکه انتخابی استراتژیک با پیامدهای امنیتی است. این انتخاب نیازمند زیرساخت پیشرفته، پروتکل‌های امنیتی و توانایی مدیریت روایت رسانه‌ای به‌طور حرفه‌ای است.

ایجاد شده: 27/فروردین/1405       آخرین ویرایش: 27/فروردین/1405     مقالات و یادداشت ها
سفری به تاریخ تحول فناوری در صنعت هتلداری

سفری به تاریخ تحول فناوری در صنعت هتلداری

✍🏻 یادداشت اختصاصی نگاهی به تاریخ تحول فناوری در صنعت هتلداری نشان می‌دهد هتل‌ها برای بیش از یک قرن، نه‌تنها محل اقامت، بلکه نمایشگاهی جهانی در نوآوری بوده‌اند؛ جایی که مردم برای نخستین‌بار فناوری‌هایی را تجربه می‌کردند که بعدها وارد خانه‌ها و زندگی روزمره شد. اینفوگرافیک منتشرشده، مسیر تحول هتل‌ها از دهه ۱۸۲۰ تا امروز را به‌خوبی ترسیم می‌کند؛ از نخستین هتل‌های مجهز به لوله‌کشی و آسانسور گرفته تا ورود برق، تهویه مطبوع، تلویزیون داخل اتاق، اینترنت پرسرعت، کنترل هوشمند اتاق و هوش مصنوعی. در قرن نوزدهم، اقامت در هتل تجربه‌ای فراتر از سفر بود. بسیاری از مردم نخستین‌بار روشنایی الکتریکی، تلفن داخل اتاق، حمام خصوصی یا آسانسور را در هتل‌ها تجربه کردند. هتل‌ها در آن دوران نماد آینده، تجمل و پیشرفت فناوری محسوب می‌شدند. اما با ظهور اینترنت، گوشی‌های هوشمند و شتاب فناوری‌های مصرفی، این برتری تاریخی به‌تدریج کاهش یافت. امروز در بسیاری از موارد، فناوری در خانه‌ها سریع‌تر و هوشمندتر از هتل‌ها توسعه پیدا می‌کند و تجربه اقامت گاهی پیچیده‌تر و حتی ناکارآمدتر از زندگی روزمره شده است. نکته قابل‌تأمل اینجاست که صنعتی که زمانی الهام‌بخش آینده بود، اکنون در برخی بخش‌ها در حال جبران عقب‌ماندگی دیجیتال است؛ موضوعی که در تجربه کاربری، طراحی تجهیزات اتاق، سیستم‌های کنترلی و یکپارچگی خدمات به‌وضوح دیده می‌شود. با این حال، کارشناسان معتقدند هتلداری هنوز ظرفیت بازگشت به جایگاه تاریخی خود را دارد؛ به‌شرط آنکه فناوری دیگر صرفاً یک مسئله IT تلقی نشود، بلکه بخشی از طراحی تجربه مهمان باشد. نسل جدید هتل‌ها به‌سمت مفاهیمی مانند شخصی‌سازی مبتنی بر هوش مصنوعی، اتاق‌های هوشمند، خدمات بدون تماس، کلیدهای دیجیتال و تلفیق فناوری با طراحی داخلی حرکت می‌کند؛ مسیری که می‌تواند بار دیگر هتل‌ها را به محل نخستین مواجهه مردم با آینده تبدیل کند. شاید آینده هتلداری نه در افزودن فناوری بیشتر، بلکه در طراحی تجربه‌ای طبیعی، ساده و انسانی از فناوری تعریف شود؛ همان چیزی که روزی هتل‌ها را به نماد نوآوری جهان تبدیل کرده بود.

ایجاد شده: 27/فروردین/1405       آخرین ویرایش: 27/فروردین/1405     مقالات و یادداشت ها
نشست وزرای گردشگری اکو در جمهوری آذربایجان برگزار شد

نشست وزرای گردشگری اکو در جمهوری آذربایجان برگزار شد

به گزارش هتل نیوز ؛ هفتمین نشست وزرای گردشگری سازمان همکاری های اقتصادی (اکو) در شهر شوشا جمهوری آذربایجان با حضور هیأت‌های کشورهای عضو برگزار شد. سفیر ایران در باکو در سخنان خود با اشاره به آسیب وارده به ۱۴۹ اثر تاریخی، اماکان باستانی و موزه از جمله پنج اثر ثبت شده ایرانی در فهرست میراث جهانی یونسکو و تاکید بر این نکته که آسیب وارده به برخی از این آثار بسیار جدی است، آنها را مصداق جنایت علیه بشریت و تعرض به میراث مشترک بشری دانست و ضرورت واکنش جدی جامعه جهانی را یادآور شد. در این نشست، ضمن امضای سند تعیین شهر شوشا به عنوان «پایتخت گردشگری اکو در سال ۲۰۲۶» «بیانیه شوشا» به عنوان سند نهایی نشست به تصویب رسید. در این بیانیه با اشاره به نقش گردشگری در تقویت همگرایی منطقه‌ای، بر گسترش همکاری‌های مشترک در این حوزه تأکید شده است.

ایجاد شده: 17/فروردین/1405       آخرین ویرایش: 17/فروردین/1405     اخبار داخلی
 صنعت گردشگری ایران در سایه تحریم ها و تهدیدات بین‌المللی

صنعت گردشگری ایران در سایه تحریم ها و تهدیدات بین‌المللی

صنعت گردشگری یکی از مهم‌ترین بخش‌های اقتصادی ایران است که به دلایل مختلف از جمله منابع طبیعی غنی، تاریخ و فرهنگ باستانی، و مهمان‌نوازی مردم، توانسته است جذابیت‌های فراوانی برای گردشگران داخلی و خارجی ایجاد کند. اما این صنعت در سال‌های اخیر به شدت تحت تأثیر تهدیدات بین‌المللی، به ویژه سیاست‌های خصمانه دولت‌های خارجی و تحریم‌ها قرار گرفته است. تهدیدات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، باعث شده‌اند که گردشگران خارجی از سفر به ایران منصرف شوند و این موضوع به کاهش درآمدهای حاصل از صنعت گردشگری انجامیده است.  در این شرایط، تأثیرات منفی بر هتل‌ها، آژانس‌های مسافرتی و سایر مشاغل مرتبط با گردشگری به وضوح قابل مشاهده است. بسیاری از هتل‌ها با کاهش شدید اشغال مواجه شده‌اند، و این امر به بیکاری و کاهش درآمدها منجر شده است. همچنین، نگرانی‌های امنیتی و عدم اطمینان در مورد آینده، مانع از جذب گردشگران خارجی می‌شود. در ادامه به چند نکته در مورد وضعیت کنونی و چشم‌انداز آینده این صنعت پرداخته می‌شود: تداوم وضعیت فعلی در شرایط کنونی، اگر تغییرات جدی در سیاست‌های داخلی و خارجی ایران و همچنین در نحوه برخورد جامعه بین‌المللی با این کشور به وجود نیاید، صنعت گردشگری احتمالاً همچنان با چالش‌ها و ضرر و زیان‌های جدی مواجه خواهد بود. ادامه تحریم‌ها و عدم ثبات سیاسی می‌تواند به کاهش تمایل سرمایه‌گذاران برای سرمایه‌گذاری در این صنعت منجر شود. نیاز به اصلاحات برای بهبود وضعیت صنعت گردشگری، نیاز به اصلاحات اساسی در سیاست‌ها و استراتژی‌ها وجود دارد. این اصلاحات شامل بهبود زیرساخت‌ها، ایجاد تسهیلات برای گردشگران، تقویت دیپلماسی فرهنگی و بهبود تصویر عمومی ایران در رسانه‌های بین‌المللی است. بدون این اصلاحات، وضعیت صنعت گردشگری بهبود نخواهد یافت. فرصت‌های موجود با وجود چالش‌های فعلی، فرصت‌هایی نیز برای بهبود وضعیت صنعت گردشگری وجود دارد. تغییر در روابط بین‌المللی، بهبود تصویر ایران و افزایش تقاضا برای سفر به مقاصد جدید می‌تواند به جذب گردشگران کمک کند. برای مثال، اگر دولت بتواند روابط خود را با کشورهای همسایه و دیگر کشورها تقویت کند، می‌تواند به افزایش گردشگران و درآمدهای حاصل از این صنعت کمک کند.  ضرورت همکاری بین‌المللی تحقق این اهداف نیازمند همکاری و تعامل بین‌المللی است. در صورتی که ایران بتواند به یک شریک قابل اعتماد در زمینه گردشگری و فرهنگ تبدیل شود، می‌تواند به تدریج از تحریم‌ها و تهدیدات بین‌المللی فاصله بگیرد و به جذب گردشگران کمک کند. اینکه تا کی صنعت گردشگری ایران متحمل ضرر و زیان‌ها خواهد بود، به عوامل متعددی بستگی دارد، از جمله تغییرات در سیاست‌های داخلی و خارجی، اقدامات مؤثر در جهت بهبود زیرساخت‌ها و تصویر ایران در سطح جهانی. بدون یک رویکرد جامع و هماهنگ، این صنعت همچنان در معرض خطر خواهد بود. اگرچه وضعیت کنونی ناامیدکننده به نظر می‌رسد، اما با تدابیر مناسب و همکاری‌های بین‌المللی، می‌توان به بهبود وضعیت صنعت گردشگری امیدوار بود. در واقع، حل چالش‌های بین‌المللی مرتبط با صنعت گردشگری ایران نیازمند یک رویکرد جامع و چندجانبه است که شامل دیپلماسی، همکاری‌های بین‌المللی، بهبود زیرساخت‌ها و توسعه استراتژی‌های بازاریابی می‌شود. در ادامه، چندین راهکار برای حل این چالش‌ها ارائه می‌شود: دیپلماسی فعال و مؤثر تقویت روابط دیپلماتیک: برقراری و تقویت روابط دیپلماتیک با کشورهای مختلف می‌تواند به کاهش تنش‌ها و ایجاد زمینه‌های همکاری بین‌المللی کمک کند. این روابط باید به‌ویژه با کشورهای همسایه و کشورهایی که فرهنگ و تاریخ مشترکی دارند، گسترش یابد. ایجاد انجمن‌های فرهنگی: برگزاری نشست‌ها و همایش‌های فرهنگی و هنری در کشورهای مختلف می‌تواند به ترویج فرهنگ و تاریخ ایران کمک کند و تصویر مثبت‌تری از کشور ارائه دهد. توسعه زیرساخت‌های گردشگری سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها: بهبود زیرساخت‌های گردشگری، مانند هتل‌ها، حمل و نقل و امکانات تفریحی، می‌تواند به جذب گردشگران کمک کند. این سرمایه‌گذاری‌ها باید به‌گونه‌ای انجام شود که کیفیت خدمات بهبود یابد. ایجاد تسهیلات گردشگری: فراهم کردن تسهیلات ویژه برای گردشگران، مانند تخفیف‌های ویژه یا خدمات رایگان، می‌تواند به جذب مسافران کمک کند. استفاده از فناوری‌های نوین برنامه‌های دیجیتال: استفاده از فناوری‌های نوین برای بهبود تجربه گردشگران می‌تواند تأثیرگذار باشد. ایجاد وب‌سایت‌ها و اپلیکیشن‌های کاربرپسند برای ارائه اطلاعات دقیق درباره جاذبه‌ها و امکان رزرو خدمات، به گردشگران کمک می‌کند. بازاریابی دیجیتال: بهره‌گیری از رسانه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های آنلاین برای تبلیغ جاذبه‌های گردشگری و ارائه تجربیات مثبت از مسافران قبلی می‌تواند به جذب گردشگران جدید کمک کند. همکاری‌های بین‌المللی ایجاد توافق‌های فرهنگی: توسعه همکاری با کشورهای دیگر و ایجاد توافق‌های فرهنگی و گردشگری می‌تواند به تبادل تجربیات و جذب گردشگران کمک کند. مشارکت در سازمان‌های بین‌المللی: عضویت و مشارکت در سازمان‌های بین‌المللی مانند یونسکو و سازمان جهانی گردشگری می‌تواند به تقویت موقعیت ایران در عرصه جهانی کمک کند. ✍️ فاطمه دکامینی - مدرس دانشگاه، مولف و پژوهشگر

ایجاد شده: 19/بهمن/1404       آخرین ویرایش: 19/بهمن/1404     مقالات و یادداشت ها
کودک، طبیعت و نقشه‌های گمشده؛ سفرهای آموزشی در بستر بی‌مهری برنامه‌ریزی کلان

کودک، طبیعت و نقشه‌های گمشده؛ سفرهای آموزشی در بستر بی‌مهری برنامه‌ریزی کلان

 در میانه تبلیغات رنگین آژانس‌ها برای فروش بسته‌های سفر به خانواده‌ها، جریان دیگری از گردشگری در حال شکل‌گیری است که ادعا می‌کند نه فروشنده مقصد، که خالق تجربه است . اینجا پای صحبت مدیر مجموعه‌ای نشسته‌ایم که می‌گوید مأموریتش، فراتر بردن کودکان از دیوارهای کلاس درس و کهنه‌کتاب‌های درسی است؛ سفری که در آن هیچ چیز مستقیماً آموزش داده نمی‌شود، اما همه چیز آموخته می‌شود . از سمی نبودن رتیل تا شکستن کلیشه‌های جنسیتی در حین آماده کردن ناهار در دل جنگل . این گزارش، روایتی از دنیای  گردشگری کودک است؛ عرصه‌ای که فعالانش باور دارند در حال پرورش نسلی نوین‌اند، اما از جایی در حاشیه و با چالش‌های بسیار فریاد میپرسند کجای برنامه‌های کلان گردشگری هستیم؟ یادگیری در سایه تجربه علی چراغی،موسس و مدیر عامل مجموعه مانوژا، که برگزاری تورهای طبیعت‌گردی و تجربه‌گرا برای کودکان و نوجوانان را تخصص خود می‌داند، در همان ابتدا فلسفه‌کارش را با صراحت مشخص می‌کند: ما در مانوژا، به صورت مستقیم هیچ چیزی را به بچه‌ها آموزش نمی‌دهیم . بچه‌ها به قدر کافی در خانه و مدرسه، در حال شنیدن محفوظات هستند . این جمله، کلیدی است برای فهم آنچه در ادامه می‌آید . رویکرد او، آموزش غیرمستقیم و از طریق  طرح معما و کشف  است . مفاهیمی مانند حفظ محیط زیست یا نریختن زباله، نه به عنوان یک امر اخلاقی دستوری، که به عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از یک ماجراجویی شیرین به کودکان ارائه می‌شود . او توضیح می‌دهد:  در کمپ‌های گردشگری کودک و نوجوان، تجربیاتی به دست می‌آورند که با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست . هدفمندی؛ پشت صحنه هر سفر اما این سفرهای به ظاهر خودجوش،برنامه‌ریزی دقیقی در پشت صحنه دارند . چراغی می‌گوید:  ما قبل از سفر، با مربیان و حتی والدین جلساتی برگزار می‌کنیم که قرار است در این سفر چه مفاهیمی آموزش داده شود . این مفاهیم بر اساس مقصد مشخص می‌شود .  اینجاست که سفر از یک گردش ساده فراتر می‌رود و به یک ابزار آموزشی هدفمند تبدیل می‌شود . خروجی این سفرها، تغییر نگرش کودکان به دنیای اطرافشان است:  بعد از سفرهای ما بچه‌ها این درک را دارند که عنکبوت‌ها و رتیل‌ها سمی نیستند، یا نباید به قارچ‌ها در طبیعت دست زد چون ممکن است سمی باشند .  در برنامه‌ها، بچه‌ها با ردپاها و بقایای به جا مانده از حیوانات آشنا می‌شوند و از طریق مشاهده عینی، با چرخه زندگی جانوران پیوند می‌خورند . لذت؛ دروازه یادگیری با این همه،چراغی بر یک اصل پای می‌فشارد:  من معتقدم هر سفری که قرار است برای بچه‌ها برگزار کنیم، باید چیزی به بچه‌ها بیاموزد، وگرنه بچه‌ها می‌توانند با خانواده‌شان سفر بروند . اما معتقدم قبل از هر چیزی باید در اردو یا سفر، به بچه‌ها خوش بگذرد .   این همان نقطه طلایی ارتباط است . وقتی حس خوشایند یک تجربه در کودک ایجاد شود، دیوارهای دفاعی فرو می‌ریزد و ذهن مشتاقانه برای دریافت دانش جدید گشوده می‌شود .  وقتی حس خوشایند تجربه برای بچه‌ها ایجاد شود، آنوقت می‌شود یادگیری را آغاز کرد . شکستن دیوارهای نامرئی یکی از جذاب‌ترین بخش‌های فعالیت مانوژا،به چالش کشیدن کلیشه‌های فرهنگی در حضور خود کودکان و والدین است . چراغی نمونه‌ای عینی تعریف می‌کند:  در یکسری از اردوها که بچه‌ها با والدین آمده بودند، تمرینی ترتیب دادیم: مرغ خام، فویل، زغال و لوله بخاری را در اختیارشان قرار دادیم تا خانواده‌ها برای خود ناهار آماده کنند، با این شرط که آتش را مادرها آماده کنند و مرغ را پدرها .  نتیجه اما قابل تأمل بود:  نکته عجیب و جالب این بود که پدرها اجازه آماده‌سازی آتش توسط مادرها را نمی‌دادند و خودشان هم غذا را آماده نکردند . انگار داشتند در برابر تغییر یک ذهنیت مقابله می‌کردند و بچه‌ها شاهد این موضوع بودند .  این صحنه، نمایشی از مقاومت در برابر تغییر نقش‌های سنتی بود؛ مقاومتی که کودکان به وضوح آن را می‌دیدند و درس می‌گرفتند . چراغی تأکید می‌کند:  این چالش‌ها را در مقابل خانواده‌های سنتی بیشتر حس می‌کنیم . از هتل پنج ستاره تا چادر زیر ستارگان این چالش‌ها تنها به نقش‌های جنسیتی محدود نیست،بلکه سبک زندگی را نیز در بر می‌گیرد .  ما در سفرهایمان خانواده‌هایی را داریم که در کمتر از هتل پنج ستاره اقامت نمی‌کنند، اما ما آن‌ها را برای کمپ کردن به جنگل می‌بریم و بچه‌ها با همراهی خانواده چادر برپا می‌کنند .  این تجربه، خود یک درس بزرگ است؛ درسی درباره سادگی، قناعت و لذت‌های بی‌پیرایه زندگی که در دل طبیعت نهفته است . حتی بازدید از بناهای تاریخی مانند کاروانسراها نیز با همین رویکرد انجام می‌شود:  بعد از چند بازدید، دیگر بچه‌ها ویژگی معماری کاروانسراها را تشخیص می‌دهند . ما با آن‌ها درباره تاریخچه و ارتباط کاروانسراها توضیح می‌دهیم و بچه‌ها این‌ها را می‌آموزند . آموزش غیرمستقیم بیشترین بازدهی را دارد . انتخاب همسفر؛ چالشی در مدیریت انتظارات این سطح از حساسیت در برنامه‌ریزی،طبیعتاً به گزینش دقیق شرکت‌کنندگان نیز منجر می‌شود . چراغی می‌گوید:  ما ترجیح می‌دهیم سفرها را برای خانواده‌هایی برگزار کنیم که کار گردشگری کودک را درک می‌کنند . در غیر این صورت در حین اجرای برنامه با خانواده‌ها دچار چالش می‌شویم .  انتخاب  تسهیل‌گر  یا مربی کودک نیز با وسواس فراوان انجام می‌گیرد:  این کار جزئیات مهمی دارد، بنابراین باید از افراد متخصص و علاقه‌مند بهره ببریم .  آن‌ها نه راهنمای تور، که تسهیل‌گر تجربه‌های کودکانه‌اند . گردشگری کودک؛ غریبه آشنا در نقشه توسعه در نهایت،چراغی بزرگ‌ترین چالش این مسیر را ساختاری و کلان می‌داند:  بزرگترین چالش ما این است که هیچ توجهی به گردشگری کودک و نوجوان نمی‌شود . ما داریم یک نسل را آموزش می‌دهیم . اما کجای برنامه‌های کلان گردشگری هستیم؟  این پرسش، پرسش اصلی همه فعالان این عرصه است . سرمایه‌گذاری بر آینده؛ فوایدی فراتر از سفر اهمیت این کار زمانی آشکار می‌شود که به فواید آن در مقیاس کلان نگاه کنیم .توجه جدی به گردشگری کودک، در حقیقت سرمایه‌گذاری هوشمندانه بر روی بنیادی‌ترین رکن توسعه پایدار، یعنی  نسل آینده  است . این نوع از گردشگری، فرصتی است برای پرورش شهروندانی با درک عمیق‌تر از محیط زیست، تاریخ و فرهنگ بومی . کودکانی که از همان سال‌های نخست زندگی، لمس کردن پوست درختان، شنیدن صدای جریان رودخانه و درک نظم حاکم بر یک بنای تاریخی را تجربه می‌کنند، در بزرگسالی نه به عنوان ناظرانی بی‌تفاوت، که به عنوان حامیان و مدافعان آگاه و دلسوز طبیعت و میراث فرهنگی خود عمل خواهند کرد . این سفرها، دانشی را در وجود آنان تزریق می‌کند که ماندگار و تبدیل به بخشی از هویت آنان می‌شود . از سوی دیگر، گردشگری کودک به عنوان ابزاری قدرتمند برای تقویت مهارت‌های فردی و اجتماعی عمل می‌کند . خارج شدن از حباب امن و آشناى روزمره، کودکان را در موقعیت‌های جدیدی قرار می‌دهد که مستلزم سازگاری، حل مسئله، کار گروهی و تعامل با همسالان در فضایی غیررقابتی است . این تجربیات، نه تنها اعتمادبه‌نفس آنان را افزایش می‌دهد، بلکه هوش هیجانی و توانایی مواجهه با موقعیت‌های غیرمنتظره را در آنان تقویت می‌کند . در مقیاسی کلان، این فرآیند به پرورش نسلی با نشاط‌تر، خلاق‌تر، اجتماعی‌تر و تاب‌آورتر منجر می‌شود که می‌تواند موتور محرکه توسعه همه‌جانبه کشور باشد . آینده در هاله ای از امید با این همه،چراغی خوش‌بین است و نشانه‌هایی از تحول می‌بیند:  حس می‌کنم کم‌کم در وزارتخانه دارد اتفاقات خوبی می‌افتد . با اینکه جشنواره گردشگری کودک با بی‌نظمی و تغییر تاریخ متعدد برگزار شد، اما همین که به چنین مفهومی پرداخته شد، قابل تأمل و مایه امیدواری است .  این امیدواری، امیدی است برای پررنگ شدن نقش کودکان در نقشه‌های توسعه گردشگری؛ کودکانی که امروز با شناخت ردپای حیوانات و معماری کاروانسراها، شاید فردا بتوانند نقشه بهتری برای میهن خود ترسیم کنند. ✍🏻 مریم کاظمی زاده

ایجاد شده: 29/آذر/1404       آخرین ویرایش: 29/آذر/1404     اخبار داخلی
گردشگری سبز؛ از گفتمان تا عمل در مسیر پایداری

گردشگری سبز؛ از گفتمان تا عمل در مسیر پایداری

 " محمد جهانشاهی " دبیر کمیته ملی طبیعت‌گردی و کمیته گردشگری سبز در وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی است. بخش عمده‌ای از وقت او به توسعه گردشگری با مفاهیم پایداری اختصاص دارد و طبیعت‌گردی و گردشگری سبز در همین حیطه تعریف می‌شود. به گزارش هتل نیوز ؛ در میانه بحران‌های فزاینده آب، انرژی و پسماند، صنعت هتلداری ایران که خود از جمله مصرف‌کنندگان بزرگ و آلاینده‌های شهری محسوب می‌شود، نخستین گام‌ها را برای پیوستن به گفتمان «پایداری» برداشته است. «نشان هتل سبز» به عنوان ابتکاری از سوی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، با هدف واداشتن هتل‌ها به بهینه‌سازی مصرف آب و انرژی، مدیریت پسماند و تقویت تعامل با جامعه  محلی، برای اولین بار در کشور به صورت جامع تعریف و اجرا شده است. این گزارش، روایتی است از چرایی، چگونگی و پیامدهای این حرکت که می‌تواند آینده صنعت گردشگری را در مسیری پایدارتر ترسیم کند. تعریف گردشگری سبز و پایدار از نگاه وزارتخانه جهانشاهی در تعریف گردشگری پایدار می‌گوید: «گردشگری پایدار از دل یک گفتمان بیرون آمده که اگر بخواهیم نگاه گسترده‌ای داشته باشیم، آن گفتمان، "توسعه پایدار" است. یک دغدغه‌ای امروز به وجود آمده که پس از سال‌ها، دیدگاه مبتنی بر توسعه صرفاً اقتصادی، اثرات خود را در کشورهای مختلف نشان داد و رفته‌رفته به عنوان یک چالش جهانی، نقطه اشتراک بسیاری از رهبران جهان و بخش‌های علمی و پژوهشی دنیا شد. از دهه ۹۰ میلادی به بعد، تعریفی از توسعه به وجود آمد که بر اساس آن، اگر قرار است توسعه پیدا کنیم و شرایط زندگی بهتری داشته باشیم، باید به گونه‌ای رفتار کنیم که کیفیت زندگی‌مان در سطح بالاتری باشد، اما در عین حال به یاد داشته باشیم که نسل‌های بعد هم حق دارند از این منابع استفاده کنند. به همین دلیل در حوزه‌های مختلف، گفتمان توسعه پایدار تعریف شد تا بخش‌ها با این رویکرد حرکت کنند که گردشگری پایدار هم جزء همین تعاریف است.» به گفته وی، گردشگری پایدار نوعی از گردشگری است که در آن، نیازها و الزاماتی که قرار است در طول مسیر و در مقصد به گردشگر ارائه شود، هم در حد کیفیت مطلوبی باید باشد و هم همزمان، نگاه به آینده و حفظ منابع برای آیندگان وجود داشته باشد. این تفکر است که تعاریفی را برای گردشگری پایدار در دنیا شکل می‌دهد و ما در دنیا با واژه‌هایی مثل «ظرفیت برد» مواجه می‌شویم. ظرفیت برد مفهومی است که از دل گردشگری پایدار بیرون آمده و ظرفیت مقصد گردشگری را محاسبه می‌کند و میزان ورود گردشگر به یک سایت را تعریف می‌نماید تا هم گردشگر بهره کافی را ببرد و هم مقصد دچار تردد بیش از حد و عدم توجه به توان و ظرفیتش نشود. امروز به لطف گفتمان پایداری، ظرفیت برد در یک مکان گردشگری سنجیده می‌شود تا از حضور خارج از ظرفیت جلوگیری شود و جلوی آسیب‌های وارده احتمالی گرفته شود. او در خصوص گردشگری سبز نیز توضیح می‌دهد: «در مورد گردشگری سبز، باید گفت این مفهومی است که از حدود سال ۲۰۰۰ میلادی و زمانی که بحث تغییرات اقلیمی اهمیت زیادی در دنیا پیدا کرد، بیشتر مورد توجه جهانیان قرار گرفت. خروجی بسیاری از پژوهش‌ها و نشست‌های علمی در دنیا در این رابطه است. رویکرد جهانی سبز، توجه را به کاهش تولید گازهای گلخانه‌ای و کاهش تولید دی‌اکسید کربن و متان معطوف کرده است. حدود هشتاد درصد عامل گرمایش زمین از گاز کربن دی‌اکسید ناشی می‌شود و عامل تولید آن، سوخت‌های فسیلی است. می‌دانیم که در حال حاضر سوخت غالب در جهان، سوخت‌های فسیلی هستند. به همین دلیل بحث "گرین" یا سبز که کاهش تولید کربن است، در دنیا توجه ویژه‌ای را به خود جلب کرده است.» هتل‌ها؛ بازیگران پر مصرف و آلاینده وی با اشاره به تجربه سایر کشورها می‌افزاید: «در بسیاری از کشورها، خصوصاً در کشورهای حوزه خلیج فارس، این بحث با دقت زیادی دنبال می‌شود. به عنوان مثال در عربستان، امارات و قطر، به شکل ویژه‌ای فضاهای گردشگری را حفظ می‌کنند و در حفاظت از محیط زیست توجه ویژه‌ای دارند. تمام فرودگاه‌هایشان با پنل‌های خورشیدی کار می‌کند.» اما در این میان، هتل‌ها جایگاه ویژه‌ای دارند. جهانشاهی هشدار می‌دهد: «هتل‌ها رتبه دوم یا سوم را در آلایندگی شهری دارند. چرا که ماهیت آنها بر اساس مصرف‌گرایی است و آلوده‌کننده محیط زیست هستند و کشورها دارند به سمتی می‌روند که این میزان آلایندگی را مدیریت کنند. در بررسی‌ها آمده که بیش از ۷۰۰ مورد منبع مصرفی وارد هتل می‌شود. اگر این منابع با رویکرد مدیریت مصرف بهینه وارد هتل شده و مصرف شود، صرفه‌جویی بسیار زیادی ایجاد خواهد شد.» معیارهای انتخاب هتل‌های سبز این مقام مسئول با بیان اینکه هتل‌ها درصد بالایی از آلایندگی محیط زیست را ایجاد می‌کنند، به شرایط ایران اشاره می‌کند: «در کشور ما هم که اساس مصرف، بر پایه سوخت‌های فسیلی است، استفاده از انرژی تجدیدپذیر زیر دو درصد است. همچنین برنامه‌های جدی برای جایگزینی سایر اقلام مصرفی در جهت چرخه بازیافت وجود ندارد. بنابراین هتل‌های ما بسیار پرمصرف هستند.» او از برنامه‌های آموزشی و اطلاع‌رسانی در دو سال اخیر سخن می‌گوید و اینکه «بهبود شاخص‌های پایداری در زنجیره خدمات گردشگری» موضوعی است که سرلوحه فعالیت‌های آنها قرار گرفته است.  جهانشاهی خاستگاه طرح «نشان هتل سبز» را اینگونه شرح می‌دهد: «جایزه "وجدان محیط زیست در کسب و کارها" که مدتی پیش سومین دوره آن برگزار شد، نگاهی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی بود و سعی کردیم دید جدیدی هم به موضوع داشته باشیم و مبحث گردشگری را هم به آن اضافه کنیم. در سال گذشته حدود ۲۵ شخصیت حقیقی و حقوقی در صنعت گردشگری را معرفی کردیم. سعی کردیم دامنه وسیعی در طول زنجیره تأمین و خدمات گردشگری که به بحث توجه به مسائل محیط زیستی، بهینه‌سازی مصرف منابع و گردشگری سبز در کار خود توجه می‌کنند را شناسایی و تجلیل کنیم. این موضوع باعث شد تا به این فکر بیفتیم که برای گردشگری به صورت مجزا، یکسری شاخص تعریف کنیم و کسب و کارهای مرتبط را با آن شاخص‌ها بسنجیم. هدف‌گذاری ما روی هتل‌ها متمرکز شد؛ به همان دلیلی که ذکر شد: پرمصرف بودن، پرهزینه بودن و آلایندگی بالای آنها در محیط‌های شهری. همه این موارد باعث شد که تصمیم بگیریم امسال "نشان هتل سبز" را طراحی کنیم.» شاخص‌های این نشان در چهار حوزه تعریف شد: 1. بهینه‌سازی مصرف آب 2. بهینه‌سازی مصرف انرژی (که برای استفاده از انرژی تجدیدپذیر در آن امتیاز در نظر گرفته شد) 3. مدیریت پسماند (به عنوان چالش مهم کشور) 4. رفتارهای اجتماعی هتل‌ها نسبت به جوامع محلی به گفته جهانشاهی، همه این موارد، چالش‌هایی است که کشور با آنها درگیر است. او در توضیح هر یک می‌گوید: «در بحث آب، هر ۳۱ استان ما با بحران آب  مواجه است. در ۵۰ سال گذشته، سالی یک میلی‌متر کاهش بارندگی داشتیم و در برخی سال‌ها این میزان بیشتر هم بوده است. از سوی دیگر منابع آب‌های زیرزمینی را در برخی موارد بالای ۹۰ درصد مصرف کردیم تا به چالش‌های جدی نظیر فرونشست رسیدیم. اصفهان، فارس، تهران، خراسان رضوی و کرمان که بیشترین میزان فرونشست را دارند، جزو اولین استان‌های گردشگرپذیر کشور هم هستند. اثر این فرونشست‌ها در آثار تاریخی ما هم به وضوح دیده می‌شود. تعدادی از آثار جهانی کشور به صورت جدی درگیر فرونشست هستند. بنابر این، به راحتی می‌توان به اهمیت موضوع بهینه‌سازی مصرف آب در کشور، خصوصاً در هتل‌ها پی برد.» او در مورد شاخص انرژی نیز هشدار می‌دهد: «مورد بعدی مصرف انرژی است که ما با کمبود آن در مقابل نیاز مردم مواجه هستیم؛ تا حدی که به قطعی برق خانه‌ها رسیدیم. با آمدن فصل سرما هم با ناترازی در مصرف گاز مواجه خواهیم شد. این کمبودها دارد به مراحلی می‌رسد که زندگی مردم را به صورت جدی تحت تأثیر قرار داده است. خصوصاً در مورد کمبود آب، موج مهاجرت‌ها شروع شده و در برخی موارد تعارضات اجتماعی پدید آمده است.» در مورد شاخص سوم، یعنی مدیریت پسماند، جهانشاهی می‌افزاید: «این یکی دیگر از موارد مهم و مورد توجه است. تولید بالای زباله در کشور ما روزانه ۵۵ هزار تن است. خصوصاً استان‌های مازندران و گیلان که گردشگر بیشتری وارد آنها می‌شود، دهه‌هاست با مشکل جدی مدیریت پسماند مواجه هستند. در حال حاضر ۲۰۰ هکتار از جنگل‌های شمال کشور محل دپوی زباله است. از آنجا که بحث بازیافت زباله در کشور ما ضعیف است و تنها حدود ۱۵ درصد زباله تولیدی بازیافت می‌شود، این امر خود موجب آلودگی‌های محیطی بیشتر است. سرانه تولید زباله در کشور ما بیش از استاندارد جهانی است، همان‌طور که در مصرف انرژی بیشتر از مصرف سرانه دنیا مصرف می‌کنیم.» شاخص‌های اجتماعی و فرآیند ارزیابی او درباره شاخص اجتماعی نیز توضیح می‌دهد: «مسائل اجتماعی را نیز در خصوص بحث سبز، برای هتل‌ها مد نظر قرار دادیم. سطح تعامل هتل با جامعه اطراف را سنجیدیم؛ اینکه تعامل آن با جامعه بومی چگونه است و چگونگی مسئولیت اجتماعی آنها را ارزیابی کردیم.» جهانشاهی با مقایسه وضعیت جهانی می‌گوید: «در کشورهای دیگر از بسیاری از این موارد عبور کرده‌اند. آنها به بحث "صفر کردن تولید کربن" رسیده‌اند و در مصرف آب و انرژی به بهترین سطح مصرف بهینه دست یافته‌اند. ما سعی کردیم روشمان را به روشی که سازمان جهانی گردشگری در تعیین روستاها و شهرهای گردشگری سبز استفاده می‌کند، نزدیک کنیم. ما هم مثل الگوهای جهانی از شیوه خوداظهاری در گزارش توسط هتل‌ها استفاده کردیم. گزارش‌ها به صورت دیجیتال برای ما ارسال شد. با جامعه هتلداران ایران بحث شد و هیئت مدیره تصمیم به همکاری گرفت.» وی درباره نحوه ارزیابی می‌افزاید: «در گذشته حرکت‌هایی در این خصوص به صورت محدودتر شده بود، اما اینکه به این شکل گسترده و در خود ایران به صورت جامع این بحث تعریف و اجرا شود، اتفاق نیفتاده بود. ما شش داور داشتیم که برخی از آنها جزو ارزیاب‌های هتل‌ها هستند و به این دلیل به این امور اشراف کامل دارند. در نهایت تا روز آخر مهلت ارسال آثار، با ۵۵ هتل از ۱۲ استان و منطقه آزاد کیش مواجه شدیم که ۸۰ درصد آنها، هتل‌های ۴ و ۵ ستاره بودند. نزدیک به ۵۰ درصد این هتل‌ها جزو هتل‌های گروهی بودند. در دنیا هم همین‌طور است، اغلب این استانداردها در گروه‌های هتلی، طبق پروتکل‌های واحد رعایت می‌شود. تعدادی از هتل‌ها هم با اینکه قدیمی بودند، بازسازی و مرمت شده بودند و تجهیزات جدید به کار بسته بودند.» ریشه‌های مصرف بالا در هتل‌های ایران جهانشاهی به تحلیل علل این مصرف بالا می‌پردازد: «به طور کلی ۳۰ درصد هتل‌های ما بالای ۵۰ سال عمر دارند. عددی در حدود ۲۷۰ هتل ساخته شده در ایران بالای ۵۰ سال عمر دارند. بیشتر هتل‌های ۵ ستاره ما هم قدیمی هستند، به جز چند هتلی که در سال‌های اخیر ساخته شده‌اند. اما باید به این نکته هم توجه کرد که هتل‌های جدیدتر که در ۳۰ تا ۴۰ سال اخیر ساخته شده‌اند، به روش‌ها و تکنیک‌های سبز توجه نکرده‌اند. چون در کشور ما انرژی ارزان و فراوان است و این باعث شده که ما به تکنولوژی‌های روز دنیا در جهت کنترل مصرف اهمیت ندهیم. به عنوان مثال، چرا باید سیستم‌های مصرف انرژی در اتاق‌ها و طبقاتی که فاقد میهمان هستند، کار کند؟ بر این اساس، هم هتل‌هایی که به سمت کهنسالی رفته‌اند و هم هتل‌هایی که جدیداً ساخته شده‌اند، با همان نگاه سنتی ساخته شده‌اند. وقتی بررسی می‌کنیم، می‌بینیم هتلی که تنها ۲۰ سال از ساختش گذشته، چقدر پرمصرف است و در مقایسه با نمونه مشابهش در دیگر کشورها، چه در سازه و چه در مدیریت مصرف، حدود ۵۰ درصد منابع را هدر می‌دهد.» انرژی‌های تجدیدپذیر؛ راهکاری برای تاب‌آوری وی با اشاره به پتانسیل بالای کشور در حوزه انرژی خورشیدی می‌گوید: «۹۰ درصد مساحت کشور، بیش از ۳۰۰ روز در سال آفتابی است. ما منبع انرژی تقریباً پایانی در خصوص انرژی خورشیدی داریم. در خصوص انرژی بادی هم در برخی استان‌ها این امکان فراهم است، البته هزینه نیروگاه‌های بادی در کشور ما بالاست. اما مناسب‌ترین منبع، همین انرژی خورشیدی است. شتابی که استفاده از انرژی خورشیدی در دنیا دارد، بسیار بالاست. شاهدیم که قیمت پنل‌ها کاهش می‌یابد و قدرت باتری آنها بیشتر می‌شود. چین در این خصوص سردمدار است و حدود ۴۰ درصد از انرژی خودش را از انرژی‌های تجدیدپذیر تولید می‌کند. این عدد در مورد ترکیه ۱۲ تا ۱۵ درصد است. در کشور ما سهم انرژی‌های تجدیدپذیر ۱.۵ تا ۲ درصد است که بسیار کم است، اما نسبت به گذشته رشد اندکی پدید آمده است.» جهانشاهی به یک نمونه موفق اشاره می‌کند: «استفاده از این پنل‌های خورشیدی این امکان را به وجود می‌آورد که برق تولیدی را بتوان به شبکه برق سراسری وارد کرد و به دولت فروخت. یک اقامتگاه در کاشان به درآمد پایدار رسیده است و در حال گسترش این نیروگاه خورشیدی در فضای خود است تا با قیمت پلکانی به دولت بفروشد. این موضوع می‌تواند نیاز خود مجموعه‌ها را پوشش دهد و در عین حال درآمدزایی هم برایشان ایجاد کند، خصوصاً در فصول قطعی برق که در کشور وجود دارد.» او در پایان این بخش می‌افزاید: «برای تولید برق سبز گردشگری، با همکاری سازمان انرژی تجدیدپذیر در حال توافق هستیم تا نشست‌های مشترک بگذاریم و بتوانیم اقدامات جدی‌تر و گسترده‌تری انجام دهیم.» سیاست‌های تشویقی و چشم‌انداز آینده جهانشاهی در پایان درباره ضرورت تحول و سیاست‌های تشویقی می‌گوید: «ما با یک بازه ۱۰ تا ۱۵ ساله تأخیر وارد این مباحث شده‌ایم. میلیاردها تومان در مورد تأسیسات گردشگری هزینه شده است. اگر این گفتمان وجود داشت، می‌توانستیم بگوییم این سرمایه‌گذاری‌ها در جهت گفتمان سبز صورت گرفته است. کاری را که شروع کرده‌ایم سال‌ها بعد نتیجه خود را نشان خواهد داد و بسیار با اهمیت است. ما فرصت‌های زیادی را از دست داده‌ایم و باید هوشیار باشیم تا فرصت‌های بیشتری را از دست ندهیم.» وی با بیان اینکه در بسیاری از کشورها، دیدگاه سبز تبدیل به قانون شده است، توضیح می‌دهد: «در آن کشورها هزینه استفاده از آب، انرژی و تولید پسماند آنقدر زیاد است که آنها ناگزیر به مدیریت این مباحث هستند. چیزی که در این حوزه به آنها کمک می‌کند، دانش است. حتی در مواردی از هوش مصنوعی برای استخراج الگوریتم‌ها برای چگونگی مصرف انرژی استفاده می‌کنند. در این کشورها هم مقررات، این الزام را ایجاد می‌کند و هم سیاست‌های تشویقی وجود دارد.» جهانشاهی از طراحی سیاست‌های تشویقی در ایران خبر می‌دهد: «ما یکسری سیاست‌های تشویقی را طراحی کردیم که امیدواریم بتوانیم آنها را اعمال کنیم. یکی اینکه تأسیسات گردشگری بتوانند با قراردادن پنل‌های خورشیدی تبدیل به نیروگاه‌های برق شوند و حتی بتوانند بیش از نیاز خود برق تولید کنند و با فروش آن به دولت و شبکه برق مرکزی، در هزینه‌های خود صرفه‌جویی کنند. دیگر اینکه تأسیسات در حال ساخت یا مرمت که این الگوها را مد نظر گرفته باشند، بتوانند از تسهیلات بیشتری استفاده کنند یا در اولویت اعطای تسهیلات باشند. همه اینها باعث می‌شود تا سهم رفتارهای سبز را در خدمات گردشگری بیشتر ببینیم.» او در پایان با بیان اینکه این حرکت بازخوردهای خوبی داشته، خاطرنشان می‌کند: «ما شاهد این هستیم که در کارگروه‌های تخصصی هتلداری در این باره بحث می‌شود و برخی از هتل‌هایی که موفق به اخذ نشان نشده‌اند در تلاش هستند که این استانداردها را اعمال کنند. این گفتمان باید به گفتمان غالب در هتل‌های کشور بدل شود. حرکتی است که می‌تواند به حرکت به سمت گردشگری پایدار و توسعه پایدار سرعت ببخشد و هتل‌ها را به برندی مشخص در زمینه تکنولوژی سبز تبدیل کند.» ✍🏻 مریم کاظمی زاده

ایجاد شده: 19/آبان/1404       آخرین ویرایش: 19/آبان/1404     اخبار داخلی
سلامتی، گوهری پنهان در هتلداری

سلامتی، گوهری پنهان در هتلداری

صنعت هتلداری، این دنیای پر زرق و برق و پر تکاپو، همواره به عنوان ویترینی از تجمل و خدمات رسانی شناخته می‌شود. اما در پشت این ظاهر فریبنده، حقیقتی نهفته است که اغلب از دیده‌ها پنهان می‌ماند: سلامت و رفاه نیروی انسانی. این گوهری پنهان، کلید طلایی موفقیت و پایداری هر هتل است. سال‌ها پیش، زمانی که من به عنوان عضوی کوچک در یکی از هتل‌های شهر مشغول به کار بودم، تجربه‌ای ارزشمند کسب کردم که دیدگاهم را نسبت به این صنعت دگرگون ساخت. در آنجا، مدیران دلسوزی حضور داشتند که نه تنها به سودآوری و جذب مشتری اهمیت می‌دادند، بلکه سلامت و رفاه کارکنان را در اولویت بالاتری قرار داده بودند. به خاطر دارم، مدیر خانه‌داری هتل، بانویی با تجربه و کاردان بود. او به خوبی می‌دانست که کارکنان بخش خانه‌داری، به طور مداوم با مواد شوینده اسیدی و شیمیایی در تماس هستند. به همین دلیل، او با پیگیری‌های مستمر، ترتیبی داده بود تا تمامی کارکنان این بخش، روزانه سهمیه شیر دریافت کنند. این اقدام، نه تنها از لحاظ جسمی به سلامت کارکنان کمک می‌کرد، بلکه نشان از اهمیت و ارزشی بود که مدیریت برای آنها قائل بود. همچنین، مدیر غذا و نوشیدنی هتل، فردی خلاق و نوآور بود. او به این نکته توجه داشت که پرسنل بخش پذیرایی، به دلیل سرو غذا و نوشیدنی در ساعات طولانی، در معرض خطر چاقی و اضافه وزن قرار دارند. به همین دلیل، او هر روز صبح، قبل از شروع کار، برنامه‌های ورزشی مفرح و متنوعی را برای کارکنان تدارک می‌دید. این برنامه‌ها، نه تنها به حفظ تناسب اندام آنها کمک می‌کرد، بلکه باعث افزایش انرژی و شادابی آنها در طول روز می‌شد. او معتقد بود که کارکنان شاداب و خوش اندام، می‌توانند خدمات بهتری به میهمانان ارائه دهند و از ایجاد نارضایتی ناشی از بوی بد عرق جلوگیری کنند. من نیز به عنوان یک کارمند در بخش فرانت آفیس، از توجه و حمایت مدیران هتل بهره‌مند بودم. به دلیل ایستادن طولانی مدت در این بخش، خطر ابتلا به واریس برای من وجود داشت. مدیر هتل با درک این موضوع، به من اجازه می‌داد تا در ساعات خلوت، در بک‌آفیس بنشینم و استراحت کنم. این اقدام ساده، نه تنها از بروز مشکلات جسمی برای من جلوگیری می‌کرد، بلکه باعث افزایش انگیزه و تعهد من به کارم می‌شد. سلامت کارکنان هتل‌ها، به ویژه در بخش‌هایی که نیاز به ایستادن طولانی‌مدت دارند، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. استفاده از کفش‌های استاندارد و طبی برای کارکنان، به‌طور مستقیم بر سلامت اسکلتی-عضلانی آن‌ها تأثیر می‌گذارد. کفش‌های نامناسب می‌توانند منجر به کمردرد، درد پا و سایر آسیب‌های جسمانی شوند که این مشکلات می‌توانند به کاهش بهره‌وری و افزایش غیبت از کار منجر شوند. لذا، سرمایه‌گذاری در تهیه کفش‌های طبی استاندارد و ارائه آموزش‌های لازم در خصوص نحوه صحیح ایستادن و حرکت کردن، به حفظ سلامت کارکنان کمک می‌کند. اما سلامت جسمانی، تنها بخشی از سلامت کلی نیروی انسانی است. سلامت روان، موضوعی به مراتب مهم‌تر و پیچیده‌تر است که متاسفانه در بسیاری از هتل‌ها نادیده گرفته می‌شود. استرس شغلی، فشارهای روانی ناشی از تعامل با مشتریان ناراضی، شیفت‌های طولانی و نامنظم، و عدم تعادل بین کار و زندگی، می‌تواند به سلامت روان کارکنان آسیب جدی وارد کند. در هتل محل کار من، مدیران به این موضوع نیز توجه ویژه‌ای داشتند. آنها به طور منظم، مشاوران و روانشناسان مجرب را به هتل دعوت می‌کردند تا برای کارکنان، دوره‌های آموزشی و مشاوره‌ای برگزار کنند. در این دوره‌ها، کارکنان با روش‌های مدیریت استرس، حل مسئله و برقراری ارتباط موثر آشنا می‌شدند. همچنین، مدیران همواره در دسترس بودند تا به مشکلات و نگرانی‌های کارکنان گوش دهند و آنها را راهنمایی کنند. این تجربه‌ها به من آموخت که سرمایه‌گذاری در سلامت نیروی انسانی، نه تنها یک وظیفه اخلاقی، بلکه یک استراتژی هوشمندانه برای موفقیت پایدار است. هتلی که به سلامت کارکنان خود اهمیت می‌دهد، در واقع برای آینده خود سرمایه‌گذاری می‌کند. کارکنان سالم، شاداب و با انگیزه، خدمات بهتری به میهمانان ارائه می‌دهند، رضایت مشتریان را افزایش می‌دهند، و در نهایت، سودآوری هتل را تضمین می‌کنند. متاسفانه، در بسیاری از هتل‌ها، این موضوع نادیده گرفته می‌شود. مدیران، تنها به دنبال افزایش سود و کاهش هزینه‌ها هستند و از اهمیت سلامت نیروی انسانی غافل می‌شوند. آنها فراموش می‌کنند که کارکنان، ارزشمندترین دارایی هر هتل هستند. من معتقدم که زمان آن رسیده است تا این نگرش تغییر کند. مدیران هتل‌ها باید بپذیرند که سلامت نیروی انسانی، نه یک هزینه اضافی، بلکه یک سرمایه‌گذاری ارزشمند است. آنها باید با ایجاد محیطی سالم و ایمن، ارائه آموزش‌های لازم و حمایت از کارکنان خود، به سلامت جسمی و روانی آنها اهمیت دهند. سلامتی نیروی انسانی به عنوان یک اصل بنیادین در صنعت هتلداری باید مورد توجه قرار گیرد. با نگاهی دقیق به تجربیات و ابتکارات مثبتی که در هتل‌ها پیاده‌سازی می‌شوند، می‌توان به وضوح مشاهده کرد که مدیریت کلیدی و مؤثر به خوبی می‌تواند سلامت کارکنان را تضمین کند و در عین حال کیفیت خدمات را بهبود بخشد. وقتی کارکنان احساس کنند که به آنها اهمیت داده می‌شود و در محیطی ایمن و حمایتی کار می‌کنند، توانایی بیشتری برای ارائه خدمات عالی دارند. بیایید با هم، گوهری پنهان در صنعت هتل‌داری را کشف کنیم و با سرمایه‌گذاری در سلامت کارکنان، آینده‌ای روشن‌تر و موفق‌تر را برای هتل‌های خود رقم بزنیم. ✍️ فرزاد زارع - فعال گردشگری

ایجاد شده: 10/اردیبهشت/1404       آخرین ویرایش: 10/اردیبهشت/1404     مقالات و یادداشت ها
اصول و روش‌های نرخ‌گذاری غذا و نوشیدنی در هتل‌ها

اصول و روش‌های نرخ‌گذاری غذا و نوشیدنی در هتل‌ها

بخش غذا و نوشیدنی (Food & Beverage) یکی از مهم‌ترین منابع درآمدی هتل‌هاست که می‌تواند تا ۲۰٪ تا ۴۵٪ از کل درآمد هتل را شامل شود. موفقیت این بخش نه تنها به کیفیت خدمات بلکه به استراتژی صحیح نرخ‌گذاری وابسته است. نرخ‌گذاری هوشمندانه باعث افزایش سودآوری، جذب بیشتر مهمانان و تقویت برند هتل می‌شود.اهمیت نرخ‌گذاری درست باعث افزایش سودآوری و پوشش هزینه‌های عملیاتی ،رقابت‌پذیری با رستوران‌های مستقل و سایر هتل‌ها ،ایجاد ارزش ادراکی مناسب برای مهمان و کنترل هزینه‌ها و جلوگیری از اتلاف منابع خواهد شد.  ✅ روش‌های اصلی نرخ‌گذاری غذا و نوشیدنی در هتل‌ها: ۱. نرخ‌گذاری بر اساس هزینه (Cost-Based Pricing) رایج‌ترین روش در هتل‌ها. در این روش ابتدا هزینه‌های تمام شده (Cost of Goods Sold – COGS) محاسبه شده و سپس با درنظر گرفتن درصد سود هدف، قیمت فروش تعیین می‌شود. فرمول: > قیمت فروش = هزینه مواد اولیه × ضریب سود مثال: هزینه تولید یک پاستا ۱۵۰,۰۰۰ تومان است. اگر ضریب سود ۳ در نظر بگیریم: قیمت فروش = ۱۵۰,۰۰۰ × ۳ = ۴۵۰,۰۰۰ تومان نکته: ضریب سود بسته به نوع هتل و بازار هدف بین ۲.۵ تا ۳.۵ متغیر است. ۲. نرخ‌گذاری بر اساس ارزش ادراکی (Value-Based Pricing) در این روش، قیمت‌گذاری بر اساس ارزش ذهنی که مهمانان برای غذا یا نوشیدنی قائل هستند انجام می‌شود، نه صرفاً هزینه تولید. مثال: یک قهوه اسپرسو ممکن است ۳۰,۰۰۰ تومان هزینه داشته باشد، اما در لابی یک هتل ۵ ستاره با موسیقی زنده و خدمات لوکس، می‌توان آن را ۱۸۰,۰۰۰ تومان فروخت. کلید موفقیت: باید تجربه‌ای فراتر از غذا ارائه شود (دکوراسیون، سرویس‌دهی، فضا و...) ۳. نرخ‌گذاری رقابتی (Competitive Pricing) در این روش قیمت‌ها با توجه به رقبا تعیین می‌شود. لازم است قیمت منوهای رستوران‌ها و هتل‌های مشابه تحلیل شود. کاربرد: در بازارهای اشباع و رقابتی زمانی که برند هتل هنوز جایگاه قوی ندارد مثال: اگر رستوران‌های رقیب استیک را به طور میانگین ۹۰۰,۰۰۰ تومان می‌فروشند، شما نمی‌توانید بدون دلیل منطقی استیک خود را ۱,۳۰۰,۰۰۰ تومان بفروشید. ۴. نرخ‌گذاری روانشناختی (Psychological Pricing) استفاده از قیمت‌هایی که در ذهن مشتری جذاب‌تر به نظر برسد. مثال: به جای ۵۰۰,۰۰۰ تومان، نرخ را ۴۹۹,۰۰۰ تومان اعلام کنید. یا بسته‌بندی قیمت در قالب منوهای ویژه: > "ست کامل غذا + نوشیدنی + دسر با ۹۹۹,۰۰۰ تومان" ✅ عوامل مؤثر در تعیین نرخ غذا و نوشیدنی هزینه‌های مستقیم (مواد اولیه، نیروی انسانی) هزینه‌های غیرمستقیم (برق، آب، اجاره، مالیات) کلاس و جایگاه برند هتل (۳ ستاره، ۵ ستاره، بوتیک هتل و...) گروه هدف مشتریان (بازار اقتصادی یا بازار لوکس) موقعیت مکانی هتل (شهری، ساحلی، توریستی) ✅ اشتباهات رایج در نرخ‌گذاری: عدم به‌روزرسانی قیمت‌ها با تغییر هزینه مواد اولیه درنظر نگرفتن هزینه‌های پنهان (هزینه ضایعات، نگهداری تجهیزات) تعیین قیمت‌های خیلی بالا یا خیلی پایین بدون تحلیل بازار نادیده گرفتن ارزش تجربه (نه فقط غذا) ✅ نتیجه‌گیری: نرخ‌گذاری غذا و نوشیدنی در هتل‌ها نیاز به تلفیقی از دانش مالی، بازاریابی و تحلیل رفتار مشتری دارد. انتخاب روش مناسب باید متناسب با موقعیت هتل، سطح خدمات، و استراتژی برند انجام شود. نرخ‌گذاری درست = افزایش درآمد + رضایت مهمان + تقویت برند هتل ✍️رضا جعفری - معاون اجرایی گروه هتل‌های هما

ایجاد شده: 9/اردیبهشت/1404       آخرین ویرایش: 9/اردیبهشت/1404     مقالات و یادداشت ها
نگاه متفاوت رویا طرح داخلی به تأثیر طراحی داخلی در موفقیت برند هتل‌ها

نگاه متفاوت رویا طرح داخلی به تأثیر طراحی داخلی در موفقیت برند هتل‌ها

علی والی‌نژاد، معاون فروش و بازاریابی شرکت رویا طرح داخلی در گفت‌وگویی اختصاصی با ایتنا درباره تأثیر طراحی داخلی بر برندینگ هتل‌ها توضیح داد که طراحی داخلی را نباید صرفاً به زیبایی بصری محدود کرد. او گفت: «ما طراحی داخلی را فراتر از ظاهر می‌بینیم و بر این باوریم که یک فضا باید بتواند حسی خوشایند و انرژی مثبتی به کاربر منتقل کند. گرما و صمیمیتی که فرد از محیط دریافت می‌کند، از ترکیب صحیح متریال‌های مختلف شکل می‌گیرد و همین موضوع است که یک فضا را دلچسب‌تر و خاطره‌انگیزتر می‌کند.» او در ادامه تأکید کرد که زاویه دید تیم رویا طرح داخلی تنها معطوف به زیبایی بصری نیست و آنها به جنبه‌های احساسی، کارکردی و تجربه‌ای فضا اهمیت زیادی می‌دهند. به گفته او، تفاوت نگاه بین عموم جامعه و نگاه تخصصی هتلداران و طراحان حرفه‌ای، دقیقاً در همین نکته نهفته است؛ جایی که طراحی داخلی نه فقط برای زیبایی بلکه برای ایجاد تجربه‌ای خوشایند و پایدار برای کاربر به کار گرفته می‌شود. وی با اشاره به تجربه سال‌ها فعالیت در این حوزه اظهار داشت که شرکت رویا طرح داخلی همواره تلاش کرده است سبد کاملی از محصولات را برای مشتریان خود فراهم کند؛ سبدی که بتواند پاسخگوی سلایق و کاربری‌های مختلف باشد. او گفت: «ما ترکیبات متنوعی از پوشش‌های کف و دیوار برای فضاهای هتلی، اداری و مسکونی ارائه کرده‌ایم. با در نظر گرفتن میزان تردد و نوع استفاده کاربران در هر فضا، متریال مناسب انتخاب می‌شود.» علی والی‌نژاد درباره محصولات شرکت نیز توضیح داد که مجموعه‌ای گسترده از موکت‌های رول و تایل با کاربری‌های مختلف در سبد کالای این شرکت موجود است. او افزود: «واحد فروش و بازاریابی ما به صورت تخصصی مشتریان را راهنمایی می‌کند تا بهترین محصول استاندارد متناسب با فضای مدنظر خود را انتخاب کنند.» وی همچنین به تدوین استانداردهای موکت در ایران اشاره کرد و گفت که رویا طرح داخلی جزو نخستین تیم‌هایی بوده که در این مسیر نقش داشته‌اند. از این رو، کیفیت محصول و رعایت استانداردها برای این مجموعه اهمیت بالایی دارد. او در ادامه با معرفی دیگر محصولات رویا طرح داخلی از جمله کفپوش‌های لمینت و کفپوش‌های ضدآب Novocore گفت: «کفپوش‌های ضدآب Novocore محصول جدید ماست که به دلیل ویژگی‌های خاص خود مورد استقبال گسترده‌ای قرار گرفته است.» او افزود که این محصولات به ویژه در پروژه‌های هتلی و اداری که زمان اجرای پروژه بسیار حیاتی است، عملکرد بسیار خوبی دارند و به سرعت نصب می‌شوند بدون اینکه کیفیت کار قربانی شود. در بخش دیگری از صحبت‌هایش، به پروژه‌های شاخص انجام‌شده توسط این شرکت اشاره کرد و گفت: «از جمله پروژه‌های مهم می‌توان به هتل شایگان، هتل میزبان بابلسر، هتل اوین و بسیاری پروژه‌های دیگر اشاره کرد که متراژهای بسیار بالایی داشتند و با موفقیت اجرا شدند.» او افزود که تعداد پروژه‌های انجام‌شده به حدی زیاد است که ذکر نام همه آن‌ها در این مجال ممکن نیست. علی والی‌نژاد با اشاره به استقبال روزافزون از موکت‌های رولی در فضاهای مسکونی بیان کرد که در این بخش نیز شرکت رویا طرح داخلی توانسته است نقش مؤثری ایفا کند و مطابق با ترندهای جدید بازار، خدمات مناسبی ارائه دهد. او همچنین از برنامه‌های آتی شرکت در زمینه پوشش‌های دیوار سخن گفت و وعده داد که محصولات نوآورانه جدیدی به زودی به بازار عرضه خواهند شد. در پایان این گفت‌وگو، او خاطرنشان کرد که رویا طرح داخلی در حال تثبیت موقعیت خود به عنوان یک هاب تأمین متریال کف و دیوار در ایران است و تمرکز خود را بر توسعه محصولات جدید، تحقیق و توسعه و ارتقاء مستمر کیفیت خدمات و محصولات قرار داده است. به گفته او، هدف اصلی این است که محصولاتی متناسب با شأن و لیاقت کاربران، در کوتاه‌ترین زمان و به بهترین نحو ممکن به دست مشتریان برسد.

ایجاد شده: 8/اردیبهشت/1404       آخرین ویرایش: 9/اردیبهشت/1404     اخبار داخلی
مدیریت تعارضات بین کارکنان در محیط‌های پر تنش هتل‌ها

مدیریت تعارضات بین کارکنان در محیط‌های پر تنش هتل‌ها

صنعت هتلداری، با ماهیتی خدماتی و تعاملی، همواره در معرض فشارهای گوناگون قرار دارد. این فشارها، که از انتظارات بالای مشتریان، حجم کاری فشرده، ساعات کاری طولانی و شیفتی و همچنین تنوع بالای کارکنان با پیشینه‌ها و فرهنگ‌های مختلف نشأت می‌گیرند، می‌توانند محیطی پرتنش را در هتل‌ها ایجاد کنند. در چنین محیطی، بروز تعارضات بین کارکنان امری اجتناب‌ناپذیر است. این تعارضات، اگر به درستی مدیریت نشوند، می‌توانند به کاهش بهره‌وری، افزایش غیبت و ترک کار کارکنان و در نهایت، آسیب به شهرت و سودآوری هتل منجر شوند. بنابراین، مدیریت مؤثر تعارضات بین کارکنان، یکی از مهم‌ترین وظایف مدیران منابع انسانی در هتل‌هاست. تعارضات بین کارکنان می‌توانند اشکال مختلفی داشته باشند، از جمله سوءتفاهمات کوچک و اختلاف نظرهای جزئی، تا مشاجرات لفظی شدید و حتی درگیری‌های فیزیکی. این تعارضات می‌توانند ناشی از عوامل متعددی باشند، از جمله تفاوت‌های شخصیتی، سوءتفاهمات ارتباطی، رقابت برای منابع محدود (مانند ساعات کاری بهتر یا مسئولیت‌های پرمنفعت‌تر)، تفاوت در ارزش‌ها و باورها، و تبعیض یا نابرابری در رفتار با کارکنان. در محیط‌های پر تنش هتل‌ها، این عوامل می‌توانند به طور مضاعف بر شدت و فراوانی تعارضات بیفزایند. به عنوان مثال، در زمان‌های شلوغی هتل، فشار کاری بالا و کمبود زمان می‌تواند منجر به سوءتفاهمات ارتباطی و افزایش احتمال بروز تعارضات شود. همچنین، در محیط‌هایی که تبعیض یا نابرابری وجود دارد، کارکنان ممکن است احساس ناامنی و نارضایتی کنند، که این امر می‌تواند منجر به افزایش تنش‌ها و تعارضات شود. مدیریت تعارضات بین کارکنان، فرایندی پیچیده و چندوجهی است که نیازمند مهارت‌های ارتباطی قوی، توانایی حل مسئله و درک عمیق از روانشناسی رفتار انسانی است. مدیران باید قادر باشند به طور فعال به شکایات و نگرانی‌های کارکنان گوش دهند، ریشه اصلی تعارضات را شناسایی کنند و راهکارهای مناسب برای حل آنها را ارائه دهند. در برخی موارد، ممکن است لازم باشد که مدیران به عنوان میانجی بین طرفین درگیر در تعارض عمل کنند و به آنها کمک کنند تا به یک توافق قابل قبول دست یابند. در موارد دیگر، ممکن است لازم باشد که مدیران تصمیمات قاطعانه بگیرند و اقداماتی انضباطی را علیه کارکنانی که رفتار نامناسبی داشته‌اند، اعمال کنند. مهم‌ترین نکته این است که مدیران باید به طور عادلانه و منصفانه با همه کارکنان رفتار کنند و از اعمال هرگونه تبعیض یا نابرابری اجتناب کنند. یکی از مهم‌ترین راهکارها برای پیشگیری از بروز تعارضات، ایجاد یک فرهنگ سازمانی مثبت و حمایتی است. در چنین فرهنگی، کارکنان احساس ارزشمندی و احترام می‌کنند و به آنها فرصت داده می‌شود تا نظرات و نگرانی‌های خود را به راحتی بیان کنند. همچنین، در یک فرهنگ سازمانی مثبت، ارتباطات شفاف و باز و همچنین آموزش مهارت‌های ارتباطی و حل مسئله، از اهمیت بالایی برخوردار است. مدیران باید به طور فعال در ایجاد و ترویج چنین فرهنگی نقش داشته باشند و به عنوان الگوهای رفتاری مثبت برای کارکنان عمل کنند. آموزش مهارت‌های ارتباطی، مدیریت استرس و حل مسئله به کارکنان، می‌تواند به آنها کمک کند تا بهتر با فشارهای کاری مقابله کنند، سوءتفاهمات را کاهش دهند و به طور مؤثرتری با یکدیگر همکاری کنند. همچنین، ایجاد فرصت‌هایی برای تفریح و تعاملات اجتماعی بین کارکنان، می‌تواند به تقویت روابط بین آنها و کاهش تنش‌ها کمک کند. در نهایت، مدیریت تعارضات بین کارکنان در محیط‌های پر تنش هتل‌ها، نیازمند یک رویکرد جامع و فعال است. مدیران باید به طور مداوم به دنبال شناسایی و رفع عوامل زمینه‌ساز تعارضات باشند و راهکارهای مناسب برای حل آنها را ارائه دهند. با ایجاد یک فرهنگ سازمانی مثبت و حمایتی، ارائه آموزش‌های لازم به کارکنان و مدیریت عادلانه و منصفانه، می‌توان به کاهش فراوانی و شدت تعارضات، و در نتیجه، بهبود محیط کار، افزایش رضایت کارکنان، و بهبود عملکرد هتل کمک کرد. ✍️ فرزاد زارع - فعال گردشگری

ایجاد شده: 18/اسفند/1403       آخرین ویرایش: 18/اسفند/1403     مقالات و یادداشت ها
آن روی سیاه تبلیغات

آن روی سیاه تبلیغات

تبلیغات، این روزها به بخشی جدانشدنی از زندگی ما تبدیل شده است. از بیلبوردهای غول‌پیکر در خیابان‌ها گرفته تا پیام‌های پنهانی در شبکه‌های اجتماعی، همه جا ردپای آن دیده می‌شود. اما پشت این زرق‌وبرق‌ها و پیام‌های جذاب، چهره‌ای دیگر از تبلیغات نیز پنهان است؛ چهره‌ای که کمتر دیده می‌شود و گاهی پیامدهای ناخوشایندی برای جامعه و مصرف‌کنندگان به همراه دارد. در این مطلب، به بررسی آن روی سیاه تبلیغات می‌پردازیم؛ جایی که هدف دیگر اطلاع‌رسانی یا ایجاد انگیزه نیست، بلکه بهره‌برداری، اغراق و حتی گمراهی در پس آن نهفته است. در بازاریابی مبحثی داریم با عنوان «آن روی سیاه تبلیغات» که به تبلیغات گمراه‌کننده و فریبنده اشاره دارد، “dark side of advertising” یا “deceptive advertising” است. هر دو این عبارت‌ها به روش‌های تبلیغاتی اشاره دارند که به طور عمدی یا ناخودآگاه موجب فریب و گمراه کردن مشتریان می‌شوند. • عبارت Dark side of advertising: این اصطلاح به جنبه‌های منفی و غیر اخلاقی تبلیغات اشاره دارد، جایی که برندها ممکن است از تاکتیک‌های فریبکارانه یا اغراق‌آمیز برای جلب توجه استفاده کنند. • عبارت Deceptive advertising: این عبارت به تبلیغاتی اشاره دارد که در آن‌ها اطلاعات نادرست یا گمراه‌کننده به مخاطبان ارائه می‌شود تا آن‌ها را به خرید یا استفاده از محصول ترغیب کنند. برخی از ویژگی‌های آن روی سیاه تبلیغات: 1. استفاده از وعده‌های غیرواقعی: تبلیغاتی که وعده‌هایی می‌دهند که نمی‌توانند به‌طور واقعی برآورده شوند، مانند «خدمات رایگان» بدون توضیح شرایط یا «پیشنهاد ویژه» که در واقع شرایطش به‌طور واضح مشخص نیست. 2. گمراه‌کننده بودن اطلاعات: این نوع تبلیغات به‌طور عمدی اطلاعاتی را به شکل ناقص یا گمراه‌کننده نمایش می‌دهند. به‌عنوان مثال، فقط جنبه مثبت یک محصول یا خدمات را نشان می‌دهند بدون اینکه عواقب منفی یا هزینه‌های پنهانی آن را ذکر کنند. 3. استفاده از ترس یا اضطراب: تبلیغاتی که از احساس ترس یا اضطراب برای تحریک خرید استفاده می‌کنند، مثلاً با اعلام تهدیدهای مبهم مانند «اگر همین حالا اقدام نکنید، فرصت برای همیشه از دست خواهد رفت». 4. تبلیغات غیرشفاف: در این نوع تبلیغات، مشتریان اغلب متوجه نمی‌شوند که چه هزینه‌هایی یا محدودیت‌هایی در کار است، مثل «رایگان» بودن تنها برای برخی خدمات خاص یا شرایط محدود. خطرات آن روی سیاه تبلیغات: • آسیب به اعتبار برند: در بلندمدت، این نوع تبلیغات می‌توانند منجر به آسیب به برند شوند. مشتریانی که احساس کنند فریب خورده‌اند، احتمالاً دیگر به برند اعتماد نکرده و از آن استفاده نخواهند کرد. • مخاطره با قوانین و مقررات: در بسیاری از کشورها، تبلیغات گمراه‌کننده ممکن است به‌عنوان نقض قوانین ضدفریب‌کاری شناخته شده و به جریمه‌های قانونی و کاهش شهرت برند منجر شود، که در پایان به چند مثال واقعی اشاره خواهم کرد. • دوری از مخاطب وفادار: مشتریانی که با چنین تبلیغاتی برخورد کنند، نه تنها از خرید محصولات و خدمات برند مذکور منصرف می‌شوند، بلکه احتمالاً نظرات منفی و تجارب بد خود را به دیگران منتقل می‌کنند. برای ملموس‌تر شدن موضوع مطرح شده، در زیر به چند نمونه واقعی اشاره می کنم که نشان می‌دهد استفاده از کلمه «رایگان» و کلمات و یا شعارهای مبهم در تبلیغات چطور می‌تواند به برند آسیب بزند. به عنوان مثال شرکتی که استفاده از کلمه «رایگان» به ضررش تمام شده، می توان به شرکت Spirit Airlines، یکی از بزرگترین ایرلاین‌های ارزان‌قیمت آمریکا اشاره کرد. شرکت Spirit Airlines در تبلیغات خود بارها از عبارت «رایگان» برای جذب مشتریان استفاده کرده است، به‌ویژه برای خدماتی مانند « یک چمدان دستی رایگان» یا « انتخاب صندلی رایگان»، اما در حقیقت این «رایگان»‌ها با هزینه‌های پنهانی همراه بودند که بعداً مشتریان متوجه می‌شدند. به‌طور مثال،Spirit Airlines تبلیغاتی منتشر کرده بود که عنوان می‌کرد « یک چمدان دستی رایگان »، اما در واقع این شرکت هزینه‌های اضافی برای چمدان‌های دیگر یا خدمات اضافی از جمله اولویت در سوار شدن از مشتریان می‌گرفت. این امر باعث شد که بسیاری از مسافران احساس کنند که این ایرلاین آنها را فریب داده است، به‌ویژه زمانی که متوجه می‌شدند که هزینه نهایی سفر بسیار بیشتر از آنچه که ابتدا اعلام شده، می‌شود. چرا این باعث ضرر شد؟ 1. بی‌اعتمادی مشتریان: استفاده از کلمه «رایگان» به‌طور مکرر به عنوان یک تاکتیک تبلیغاتی باعث بی‌اعتمادی میان مشتریان شد. وقتی مصرف‌کنندگان متوجه شدند که هزینه‌های اضافی به‌صورت مخفیانه در بلیت‌ها گنجانده شده، این امر باعث شد که به این برند به‌عنوان یک شرکت فریبکار نگاه کنند. 2. آسیب به اعتبار برند: Spirit Airlines به‌دلیل استفاده از کلمات مبهم و فریبنده در تبلیغات خود، اعتبار برند خود را در معرض خطر قرار داد. حتی زمانی که این شرکت سعی کرد شفاف‌تر شود، هنوز تصور عمومی بر این بود که برای جلب مشتری از تکنیک‌های فریبکارانه استفاده می‌کند. 3. نظرات منفی و کاهش فروش: در پی این مشکلات، Spirit Airlines با انتقادات زیادی از سوی مشتریان و رسانه‌ها روبرو شد، که تأثیرات منفی شدیدی بر تصویر برند داشت و باعث کاهش فروش و اعتماد مشتریان به برند گردید. شرکت Spirit Airlines یک نمونه بارز از اشتباه استفاده از کلمه «رایگان» در تبلیغات است. این شرکت نشان می‌دهد که استفاده از کلمات جذاب مانند «رایگان» باید با دقت و شفافیت کامل صورت گیرد، زیرا اگر خدمات یا محصولات به‌صورت واقعی رایگان نباشند، نه تنها به برند آسیب می‌زنند، بلکه مشتریان وفادار را از دست خواهید داد. این مثال نشان می‌دهد، که حتی برندهای بزرگ و معتبر هم اگر از این کلمه به‌طور نادرست استفاده کنند، می‌توانند خسارات جدی ببینند.  شرکت “Nutella” در تبلیغات خود ادعا می‌کرد، یک محصول سالم و مغذی برای صبحانه است، تبلیغات نشان می‌داد که نوتلا می‌تواند بخشی از یک رژیم غذایی متعادل باشد، چون حاوی مواد اولیه‌ای مثل شیر، فندق و کاکائو است اما در حقیقت محتوای قند و چربی آن بسیار بالا بود و این باعث شد که شرکت تحت فشار قرار بگیرد. مشکل: این ادعاها به‌وضوح جنبه‌ی فریبنده داشتند زیرا: • نوتلا مقدار زیادی شکر و چربی‌های اشباع‌شده دارد، که آن را به یک محصول پرکالری تبدیل می‌کند. • بسیاری از متخصصان تغذیه با این ادعا که نوتلا “مغذی” است، مخالف بودند. نتیجه: • در سال 2012، یک مادر آمریکایی شکایتی علیه Ferrero (شرکت سازنده نوتلا) مطرح کرد و گفت که تبلیغات شرکت باعث شده فکر کند نوتلا برای کودکانش سالم است. • دادگاه حکم داد که تبلیغات نوتلا فریبنده بوده‌اند و شرکت Ferrero مجبور شد مبلغ 3 میلیون دلار جریمه پرداخت کند. این مثال نشان می‌دهد که حتی برندهای محبوب باید دقت زیادی در ارائه اطلاعات واقعی در تبلیغات خود داشته باشند، چون مصرف‌کنندگان به‌راحتی فریب نمی‌خورند. شرکتSkechers ادعا می‌کرد که کفش‌های Shape-Ups به دلیل طراحی خاصشان، مثل کفی‌های منحنی، می‌توانند: • کالری بسوزانند. • عضلات بدن را تقویت کنند. • به کاهش وزن و بهبود وضعیت بدن کمک کنند. این تبلیغات بسیار جذاب بود و مشتریان زیادی را به خرید این کفش‌ها ترغیب کرد. مشکل: تحقیقات علمی و بررسی‌های قانونی نشان داد که هیچ شواهد محکمی برای حمایت از این ادعاها وجود ندارد. طراحی کفش‌های Shape-Ups هیچ تأثیر ویژه‌ای بر سوزاندن کالری یا تقویت عضلات نداشت که با کفش‌های معمولی قابل مقایسه باشد. نتیجه: • در سال 2012، Skechers توسط کمیسیون تجارت فدرال آمریکا (FTC) به تبلیغات گمراه‌کننده متهم شد. • این شرکت مجبور شد 40 میلیون دلار جریمه پرداخت کند و پول مشتریانی را که این کفش‌ها را با این امید خریده بودند، برگرداند. این مثال یکی از برجسته‌ترین موارد تبلیغات فریبنده است که نشان می‌دهد شرکت‌ها نمی‌توانند بدون شواهد علمی ادعاهای بزرگ و جذاب کنند. مثال دیگر درباره‌ی شرکت Red Bull است و شعار معروفش: “Red Bull gives you wings”. "ردبول به شما بال می دهد " شرکت Red Bull سال‌ها در تبلیغات خود از این شعار استفاده می‌کرد، به شکلی که باعث شده بود برخی مصرف‌کنندگان باور کنند این نوشیدنی توانایی‌های فیزیکی و ذهنی فوق‌العاده‌ای به آنها می‌دهد، مانند افزایش انرژی، تمرکز، و عملکرد بهتر. مشکل: • در سال 2014، یک گروه از مشتریان شکایت کردند و ادعا داشتند که این شعار و تبلیغات آن گمراه‌کننده است، چون Red Bull هیچ تأثیر ویژه‌ای فراتر از نوشیدنی‌های کافئین‌دار معمولی ندارد. • آنها به این نکته اشاره کردند که هیچ‌گونه “بال” یا انرژی شگفت‌انگیزی از مصرف این نوشیدنی به‌دست نمی‌آید. نتیجه: • شرکت Red Bull مجبور شد مبلغ 13 میلیون دلار در قالب جریمه و بازپرداخت به مشتریان پرداخت کند. • این پرونده باعث شد شرکت در تبلیغاتش بیشتر محتاط باشد، هرچند شعار “Red Bull gives you wings” همچنان به عنوان یک شعار تبلیغاتی باقی مانده است، اما با افزودن توضیحات و رفع سوءتفاهم‌ها. این مثال نشان می‌دهد که حتی یک شعار طنزآمیز اگر درک درستی ایجاد نکند، می‌تواند به پیامدهای قانونی منجر شود. نتیجه گیری : تبلیغات، ابزاری قدرتمند است که می‌تواند مسیر تصمیم‌گیری‌های ما را تغییر دهد و تأثیر عمیقی بر جامعه بگذارد. اما همان‌طور که دیدیم، این ابزار گاهی به‌جای خدمت به مخاطب، به ابزاری برای گمراهی و سوءاستفاده تبدیل می‌شود. آگاهی از این جنبه‌های پنهان تبلیغات به ما کمک می‌کند تا در مواجهه با پیام‌های تبلیغاتی هوشمندانه‌تر عمل کنیم و انتخاب‌هایی آگاهانه‌تر داشته باشیم. در نهایت، مسئولیت‌پذیری در تولید تبلیغات و دقت در مصرف آن، می‌تواند این ابزار قدرتمند را به جای تهدید، به فرصتی برای رشد و پیشرفت جامعه تبدیل کند. استفاده از چنین نمونه‌ هایی می‌تواند به‌خوبی نشان دهد که برندهای موفق چطور با دقت کلمات را انتخاب می‌کنند تا هم مخاطب جذب کنند و هم اعتبار برند خود را حفظ کنند. ✍️ احمد حشمت نژاد - نائب رییس جامعه حرفه ای هتل آپارتمان داران خراسان رضوی

ایجاد شده: 16/اسفند/1403       آخرین ویرایش: 16/اسفند/1403     مقالات و یادداشت ها
جایگاه تبلیغات 1 جایگاه تبلیغات 1


کمی منتظر بمانید...