به گزارش تور نیوز و به نقل از تریپینو ؛ در Sabi Sands، یک راهنمای حرفهای فقط منتظر ظاهر شدن شیر نمیماند. او قبل از اینکه حیوانات وحشی مهمی دیده شوند، از جنبههای مختلف طبیعت رمزگشایی میکند. صدای هشدار یک فرانکلین در زیر بوتهها، جهتگیری تپه مورچهخور به سمت خورشید صبحگاهی، و آرامشی خاص که نشان میدهد اتفاقی جالب در حال رخ دادن است زمانی که رویداد اصلی رخ میدهد، تقریباً به نقش ثانویه میرسد. تجربه از طریق مجموعهای از مشاهدات کوچک ساخته شده است، که همگی توسط کسی که سالها هنر توجه کردن را فرا گرفته است، به هم متصل میشوند، اما این تعامل فقط زمانی موفق است که مهمان به طور فعال درگیر باشد. مسافری که با گوشی به انتظار شیر نشسته، احتمالاً آن را خواهد دید. اما مسافری که درباره تپه مورچهخور سوال میکند و یاد میگیرد که از دیدگاه راهنما به طبیعت نگاه کند، تجربهای کاملاً متفاوت خواهد داشت. یکی فقط شاهد یک رویداد است، در حالی که دیگری شروع به درک واقعی میکند. این نکته ظریفی را در مهماننوازی نشان میدهد که اغلب نادیده گرفته میشود: مهمان فقط یک دریافتکننده منفعل از تجربه نیست. او بخشی جداییناپذیر از آن است.
ایجاد شده: 24/تیر/1405 آخرین ویرایش: 24/تیر/1405 اخبار خارجی
حضور گسترده اسکوترهای برقی در میدان نقش جهان اصفهان، بار دیگر بحث میان کارشناسان میراث فرهنگی و مدیران شهری را درباره حدود استفاده از این فضای ثبت جهانی داغ کرده است؛ موضوعی که میان ضرورت توسعه حملونقل پاک و الزام حفاظت از یکی از مهمترین عرصههای تاریخی کشور، چالشی جدی ایجاد کرده است. میدان نقش جهان، قلب تپنده اصفهان و یکی از شاخصترین میدانهای تاریخی جهان، بیش از چهار قرن است که نهتنها بهعنوان شاهکاری از معماری و شهرسازی عصر صفوی شناخته میشود، بلکه نمونهای کمنظیر از تلفیق زندگی شهری، تجارت، آیین، فرهنگ و هنر ایرانی به شمار میرود. میدانی که ثبت آن در فهرست میراث جهانی یونسکو صرفاً به دلیل شکوه معماری چهار بنای پیرامونی آن نبوده، بلکه سازمان یونسکو این مجموعه را به دلیل حفظ یک نظام شهری منحصربهفرد، تداوم حیات اجتماعی و ارزش برجسته جهانی آن به ثبت رسانده است. در دهههای اخیر، یکی از مهمترین رویکردهای مدیریت میراث فرهنگی در شهرهای تاریخی جهان، بازگرداندن عرصههای تاریخی به عابران پیاده بوده است. از فلورانس و دوبروونیک گرفته تا بروژ، سالزبورگ، کراکوف و بخشهای تاریخی پاریس، سیاست مشترک مدیران شهری، کاهش حضور وسایل نقلیه و افزایش امنیت و آرامش شهروندان و گردشگران بوده است. این رویکرد نهتنها با هدف حفاظت از کالبد تاریخی دنبال میشود، بلکه کیفیت تجربه حضور در میراث جهانی را نیز ارتقا میدهد؛ تجربهای که در آن آرامش، امنیت و امکان مکث و تماشای میراث، بخشی از ارزش اثر تاریخی محسوب میشود. در ایران نیز طی سالهای گذشته، میدان نقش جهان بهتدریج به سمت تقویت رویکرد پیادهمداری حرکت کرده است. حذف تردد موتورسیکلتها از عرصه میدان، یکی از مهمترین مطالبات فعالان میراث فرهنگی، کسبه بازار و شهروندان بود که پس از سالها پیگیری به نتیجه رسید و بسیاری آن را گامی در راستای حفاظت از مهمترین فضای تاریخی اصفهان ارزیابی کردند. با این حال، طی دو سال گذشته، حضور گسترده اسکوترهای برقی در میدان نقش جهان، بار دیگر بحثی جدی میان کارشناسان میراث فرهنگی، معماران، شهرسازان و مدیران شهری ایجاد کرده است؛ موضوعی که تنها به یک وسیله حملونقل محدود نمیشود، بلکه پرسشهای مهمتری را درباره فلسفه پیادهراه، نحوه مدیریت عرصههای ثبت جهانی، حقوق عابران پیاده، امنیت گردشگران و نسبت میان توسعه گردشگری و حفاظت از میراث جهانی مطرح میکند. اگرچه اسکوترهای برقی در بسیاری از شهرهای جهان بهعنوان یکی از شیوههای حملونقل پاک شناخته میشوند، اما تقریباً در همه این شهرها استفاده از آنها تابع ضوابط سختگیرانهای همچون تعیین مسیر اختصاصی، محدودیت سرعت، نظارت هوشمند، اولویت مطلق عابر پیاده و ممنوعیت ورود به بسیاری از عرصههای تاریخی است. از همین رو، کارشناسان معتقدند نمیتوان صرف وجود اسکوتر در برخی شهرهای اروپایی را دلیلی بر امکان استفاده آزادانه از آن در یک میدان ثبت جهانی دانست؛ زیرا هر فضای تاریخی، اقتضائات حفاظتی و مدیریتی خاص خود را دارد. میدان تاریخی، فضای چندمنظوره است؛ اما نه برای هر نوع فعالیت شعله وحدتپور، کنشگر میراث فرهنگی، عضو ایکوموس ایران و دانشآموخته دکترای مرمت بناها و بافتهای تاریخی، در گفتوگو با پیام ما با تأکید بر اینکه برداشتهای امروز از مفهوم چندمنظوره بودن میدان نقش جهان با واقعیت تاریخی آن فاصله دارد، اظهار کرد: میدان نقش جهان از ابتدای شکلگیری خود فضایی انعطافپذیر بوده، اما انعطافپذیری هرگز به معنای پذیرش هر نوع کاربری نیست. این میدان در دوره صفوی محل برگزاری بازی چوگان، آیینهای رسمی، رژههای نظامی، جشنهای حکومتی و مراسم عمومی بوده، اما هیچیک از این کاربریها به صورت همزمان یا بدون برنامه در میدان جریان نداشته است. وی افزود: هر یک از این فعالیتها زمان، نظم و ضابطه مشخصی داشتهاند و در هنگام برگزاری یک رویداد، سایر فعالیتها متوقف میشد. بنابراین استناد به گذشته تاریخی میدان برای توجیه هر نوع استفاده امروزی، برداشت دقیقی از تاریخ شهرسازی ایران نیست. این پژوهشگر حوزه مرمت بناهای تاریخی ادامه داد: حتی در دوره پهلوی که میدان بهعنوان یک پارک شهری مورد استفاده قرار گرفت نیز این تغییر کاربری به معنای بیضابطه شدن فضا نبود. هیچگاه قرار نبوده است که یک فضای عمومی تاریخی میزبان همه فعالیتهای ممکن باشد. همانگونه که نمیتوان انتظار داشت همه برنامههای ورزشی، تفریحی، آیینی و اجتماعی یک شهر در یک میدان تاریخی متمرکز شود، ورود هر وسیله یا فعالیت جدید نیز نیازمند ارزیابی کارشناسی است. وحدتپور با اشاره به حذف موتورسیکلتها از میدان نقش جهان گفت: حدود دو سال و نیم پیش، با مطالبه جدی مردم، فعالان میراث فرهنگی، کسبه بازار و همراهی دستگاههای مسئول، تردد موتورسیکلتها از میدان حذف شد و این اقدام، گام مهمی در تبدیل میدان به یک فضای پیادهمدار بود؛ فضایی که عابر پیاده بتواند بدون نگرانی، با آرامش و امنیت در آن حرکت کند. وی تصریح کرد: هنوز آثار مثبت این تصمیم به طور کامل نمایان نشده بود که اسکوترها وارد میدان شدند و اکنون همان دغدغههایی که پیشتر درباره موتورسیکلتها وجود داشت، با شکل دیگری دوباره در حال تکرار است؛ با این تفاوت که این بار بسیاری تصور میکنند چون اسکوتر وسیلهای برقی است، بنابراین حضور آن در یک میدان تاریخی نیز بدون اشکال خواهد بود؛ در حالی که موضوع اصلی صرفاً نوع موتور محرکه نیست، بلکه امنیت، شأن فضای تاریخی و کیفیت حضور عابران است. پیادهراه، بدون امنیت معنایی ندارد موضوع حضور اسکوترها در میدان نقش جهان تنها از منظر حفاظت میراث فرهنگی قابل بررسی نیست. این مسئله یکی از موضوعات مهم در ادبیات معاصر شهرسازی و طراحی فضاهای عمومی نیز به شمار میرود؛ جایی که میان توسعه شیوههای نوین حملونقل، حقوق عابران پیاده و حفظ کیفیت فضاهای عمومی باید تعادلی پایدار برقرار شود. در بسیاری از شهرهای اروپایی که امروز بهعنوان الگوی پیادهراهسازی شناخته میشوند، ورود اسکوترهای اشتراکی ابتدا با استقبال روبهرو شد، اما افزایش تصادفها، مزاحمت برای عابران، اشغال فضاهای عمومی و کاهش احساس امنیت، مدیران شهری را به سمت تدوین مقررات سختگیرانهتر سوق داد؛ مقرراتی که در برخی شهرها حتی به ممنوعیت کامل اسکوتر در بخشهای تاریخی انجامید و در برخی دیگر تنها استفاده در مسیرهای اختصاصی، با سرعت محدود و تحت نظارت را مجاز دانست. پیروز حناچی، معمار، استاد دانشگاه و از صاحبنظران شناختهشده حوزه شهرسازی، معتقد است اصل مسئله نه مخالفت یا موافقت با اسکوتر، بلکه نحوه مدیریت حضور آن در قلمرو عمومی است. وی در گفتوگو با ما اظهار کرد: دوچرخه و اسکوتر از جمله پدیدههایی هستند که طی دو دهه اخیر در بسیاری از شهرهای دنیا گسترش یافتهاند. البته درباره اسکوتر، به دلیل سرعت بالاتر و ویژگیهای خاص آن، مسائل ایمنی جدیتری مطرح شده است و امروز حتی در کشورهای اروپایی نیز یکی از مهمترین موضوعات مورد بحث، تدوین مقررات مشخص برای استفاده از این وسایل است. میدان نقش جهان، فضای عبور نیست؛ فضای مکث است حناچی با اشاره به جایگاه ویژه میدان نقش جهان در نظام شهرسازی ایران اظهار کرد: باید به این نکته توجه داشت که کارکرد اصلی چنین میدانی، ایجاد امکان حضور، مکث، تماشا و تعامل اجتماعی است. مردم به میدان نقش جهان نمیآیند که صرفاً از نقطهای به نقطه دیگر بروند، بلکه میآیند تا از کیفیت فضا، معماری، چشمانداز تاریخی و محیط فرهنگی آن استفاده کنند. وی ادامه داد: طبیعی است که همه افراد توانایی پیادهروی طولانی ندارند و برخی ممکن است برای جابهجایی به وسیله کمکی نیاز داشته باشند، اما این موضوع نیز باید در قالب یک نظام مشخص مدیریت شود. همانگونه که درشکههای میدان نیز با مسیر مشخص، تعداد محدود و هویت تاریخی خود فعالیت میکنند، درباره سایر شیوههای جابهجایی نیز باید ضابطه وجود داشته باشد. این استاد دانشگاه افزود: اگر تقاضای واقعی برای استفاده از اسکوتر وجود دارد، پیش از هر اقدامی باید بررسی شود که آیا این تقاضا با مأموریت و ظرفیت میدان نقش جهان همخوانی دارد یا خیر. پس از آن نیز باید درباره مسیر حرکت، سرعت مجاز، شیوه نظارت و حقوق عابر پیاده تصمیمگیری شود. نمیتوان اجازه داد کل فضای میدان در اختیار یک وسیله قرار گیرد و بعد انتظار داشت تعارضی میان کاربران مختلف به وجود نیاید. وی با اشاره به تجربه برخی شهرهای اروپایی گفت: در شهرهایی مانند پاریس، توسعه مسیرهای دوچرخه و اسکوتر بر اساس مطالعات شهری، نظرسنجی از شهروندان و ارزیابی آثار آن انجام میشود. حتی در آنجا نیز با افزایش حوادث، مقررات سختگیرانهتری برای استفاده از اسکوتر وضع شده است. بنابراین اگر از تجربه جهانی سخن میگوییم، باید همه ابعاد آن را ببینیم، نه صرفاً حضور این وسیله در برخی خیابانها. میراث جهانی، پیش از هر چیز به آرامش نیاز دارد آنچه دو دیدگاه پیشین را به یکدیگر نزدیک میکند، تأکید بر مفهوم امنیت و کیفیت حضور انسان در عرصههای تاریخی است؛ مفهومی که در اسناد بینالمللی حفاظت از میراث فرهنگی نیز بارها بر آن تأکید شده است. مراکز تاریخی موفق جهان، پیش از آنکه به دنبال افزودن کاربریهای جدید باشند، تلاش میکنند آرامش، خوانایی و هویت تاریخی این فضاها را حفظ کنند. محمدحسین طالبیان، دبیر کمیته ملی حفاظت از بناها و محوطههای تاریخی ایران و معاون پیشین میراث فرهنگی کشور، نیز با همین رویکرد به موضوع نگاه میکند. او معتقد است مهمترین وظیفه مدیریت مراکز تاریخی، ایجاد محیطی امن، آرام و متناسب با شأن میراث فرهنگی برای خانوادهها، شهروندان و گردشگران است. طالبیان در گفتوگو با ما اظهار کرد: در همه کشورهای دنیا تلاش میشود مراکز تاریخی تا حد امکان به فضاهایی آرام، ایمن و مناسب برای حضور مردم تبدیل شوند. هر اندازه این فضاها آرامتر باشند، هم حرمت تاریخ بهتر حفظ میشود و هم کیفیت تجربه بازدیدکنندگان افزایش پیدا میکند. وی افزود: هر عاملی که این آرامش را بر هم بزند، باید با نگاه کارشناسی مورد بررسی قرار گیرد. مدیریت میراث فرهنگی صرفاً حفاظت از کالبد بناها نیست، بلکه حفاظت از کیفیت حضور انسان در این فضاها نیز بخشی از مأموریت آن محسوب میشود. حفاظت از میراث جهانی، آزمونی برای حکمرانی شهری آنچه از مجموع دیدگاهها برمیآید، مخالفت با فناوری یا حملونقل پاک نیست؛ بلکه تأکید بر این اصل است که هر فناوری و هر کاربری باید متناسب با هویت و ظرفیت مکان تاریخی تعریف شود. اکنون پرسش اصلی این است: آیا حضور گسترده اسکوترهای برقی در میدان نقش جهان با فلسفه پیادهراه، الزامات حفاظت از یک اثر ثبت جهانی و حق شهروندان برای تجربه آرام و ایمن سازگار است یا خیر؟ پاسخ به این پرسش، بیش از آنکه در تقابل دیدگاهها باشد، در تدوین ضوابط روشن، مطالعات شهری و گفتوگوی میان مدیران شهری، متخصصان میراث فرهنگی و جامعه مدنی نهفته است؛ مسیری که بسیاری از شهرهای تاریخی جهان پیشتر پیمودهاند. ✍🏻 کوروش دیباج؛ روزنامه نگار
ایجاد شده: 22/تیر/1405 آخرین ویرایش: 22/تیر/1405 مقالات و یادداشت ها
تصمیم اخیر برای تغییر عنوان «هنرستان یا دبیرستان هتلداری» به «هتلداری و گردشگری» در نگاه نخست شاید صرفاً یک تغییر نام به نظر برسد، اما در واقع بازتاب یک نگرش نادرست و غیرتخصصی نسبت به ماهیت صنعت هتلداری و نیازهای واقعی بازار کار است؛ نگرشی که متأسفانه طی سالهای گذشته به تدریج جایگاه هتلداری را در نظام سیاستگذاری گردشگری کشور تضعیف کرده است. در تمامی نظامهای پیشرفته آموزشی جهان، هتلداری (Hospitality) و گردشگری (Tourism) اگرچه دارای ارتباطات متقابل هستند، اما دو حوزه مستقل با دانش، مهارتها، استانداردها، مشاغل و مسیرهای آموزشی متفاوت محسوب میشوند. معتبرترین مؤسسات آموزشی جهان از جمله مدرسه عالی هتلداری لوزان سوئیس (EHL) نیز میان مدیریت هتلداری و مدیریت گردشگری تفکیک علمی و حرفهای قائل هستند و برای هر یک برنامههای تخصصی جداگانه طراحی میکنند. مسئله اصلی اینجاست که هتلداری یک فعالیت صرفاً گردشگری نیست؛ بلکه یک صنعت عملیاتی، خدماتی و سرمایهبر است که نیازمند آموزشهای تخصصی در حوزههای پذیرش، خانهداری، غذا و نوشیدنی، آشپزی، رزرواسیون، درآمدزایی، فروش، نگهداری تأسیسات، مدیریت عملیات، خدمات مهمان و استانداردهای بینالمللی اقامت است. در مقابل، گردشگری عمدتاً بر برنامهریزی سفر، بازاریابی مقصد، راهنمایی گردشگران، حملونقل، سیاستگذاری و توسعه مقاصد متمرکز است. به همین دلیل در بسیاری از کشورهای پیشرو، دانشآموزان و دانشجویان از همان ابتدای مسیر آموزشی میان رشتههای Hotel Management، Hospitality Management و Tourism Management تفکیک میشوند. علت این تفکیک روشن است: نیازهای شغلی این دو حوزه یکسان نیست. امروز صنعت جهانی سفر و گردشگری حدود ۳۵۷ میلیون شغل در جهان ایجاد کرده و نزدیک به ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی جهان را به خود اختصاص داده است. (World Travel & Tourism Council) اما در دل همین اکوسیستم عظیم، بخش اقامت و هتلداری یکی از بزرگترین و مهمترین مصرفکنندگان نیروی انسانی آموزشدیده محسوب میشود؛ تا جایی که شورای جهانی سفر و گردشگری (WTTC) هشدار داده است که صنعت مهماننوازی و گردشگری جهان تا سال ۲۰۳۵ با کمبود دهها میلیون نیروی کار مواجه خواهد شد و تنها در بخشهای مرتبط با مهماننوازی، شکاف نیروی انسانی به میلیونها نفر خواهد رسید. در چنین شرایطی، کشورهای توسعهیافته نهتنها آموزش تخصصی هتلداری را تضعیف نکردهاند، بلکه سرمایهگذاری گستردهای برای تربیت نیروی انسانی ماهر در این حوزه انجام دادهاند؛ زیرا به خوبی میدانند که کیفیت خدمات اقامتی مستقیماً بر رضایت گردشگران، درآمد ارزی، نرخ بازگشت مسافر و اعتبار برند ملی تأثیر میگذارد. نکته مهمتر آن است که صنعت هتلداری بزرگترین دریافتکننده سرمایهگذاری در زنجیره گردشگری است. گزارشهای بینالمللی سرمایهگذاری هتل نشان میدهد که حجم سرمایهگذاری در بخش اقامت و هتلها طی سالهای اخیر رشد قابل توجهی داشته و همچنان یکی از جذابترین حوزههای سرمایهگذاری در صنعت سفر محسوب میشود. بنابراین این پرسش جدی مطرح میشود که چرا بخشی که بیشترین حجم سرمایهگذاری، اشتغال مستقیم، داراییهای فیزیکی و نیاز به نیروی انسانی تخصصی را در اختیار دارد، باید در نظام آموزشی کشور به تدریج هویت مستقل خود را از دست بدهد؟ واقعیت این است که تجربه سالهای اخیر نشان میدهد هتلداری در بسیاری از تصمیمات اجرایی و حتی نمادین، به تدریج در سایه عنوان کلی «گردشگری» قرار گرفته است. حذف تدریجی واژه «هتلداری» از برخی رویدادها، نمایشگاهها و ساختارهای سیاستگذاری نمونهای از همین روند است. این در حالی است که در ادبیات جهانی، Hospitality نه زیرمجموعهای کماهمیت از Tourism، بلکه یکی از ارکان اصلی و مستقل آن محسوب میشود. نگرانی فعالان صنعت هتلداری از تغییر عنوان مدارس تخصصی هتلداری نیز دقیقاً از همین منظر قابل درک است. تجربه نشان داده است که هرگاه دو رشته تخصصی با نیازهای آموزشی متفاوت در یک ساختار آموزشی ادغام میشوند، به مرور سهم آموزشهای مهارتی، کارگاهی و عملی کاهش یافته و جای خود را به دروس عمومیتر و مشترک میدهد. نتیجه چنین رویکردی، کاهش عمق مهارتآموزی و تربیت فارغالتحصیلانی است که نه در هتلداری تخصص کافی دارند و نه در گردشگری. اگر هدف کشور توسعه گردشگری، ارتقای کیفیت خدمات، افزایش سرمایهگذاری و رقابتپذیری بینالمللی است، مسیر آن از تضعیف آموزش تخصصی هتلداری نمیگذرد. برعکس، امروز باید شاهد توسعه هنرستانهای تخصصی هتلداری، تجهیز کارگاههای آموزشی، ارتقای استانداردهای مهارتی و تقویت پیوند میان مدارس و هتلها باشیم. تغییر عنوان «هتلداری» به «هتلداری و گردشگری» شاید در ظاهر اقدامی کوچک باشد، اما در عمل میتواند نشانهای از یک خطای بزرگتر باشد؛ خطایی که میان یک صنعت عملیاتی و سرمایهبر با یک حوزه سیاستگذاری و خدمات سفر تمایز قائل نیست. صنعت هتلداری ایران بیش از هر زمان دیگری به نیروی انسانی ماهر نیاز دارد. تصمیمگیران باید به جای کمرنگ کردن هویت آموزشی این صنعت، برای تقویت آن برنامهریزی کنند. آینده هتلهای کشور با سرمایهگذاری در ساختمانها ساخته نمیشود؛ با سرمایهگذاری در آموزش نیروی انسانی ساخته میشود. ✍️ مهدی حسینی
ایجاد شده: 8/تیر/1405 آخرین ویرایش: 8/تیر/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش تور نیوز ؛ فرآیند ثبت جهانی آثار، مسیری فراتر از مستندنگاریهای معمول است؛ این مسیری است که با دیپلماسی، چانهزنیهای فنی و گاهی تغییرات استراتژیک در پاسخ به مطالبات محلی گره خورده است. علیرضا ایزدی در گفتگویی صریح، آخرین وضعیت پروندههای جنجالی نظیر ماسوله و مساجد ایرانی را تشریح کرد. او ضمن اشاره به حضور باستانشناسان خارجی برای پاسخ به ابهامات یونسکو، از رویکرد جدید ایران در ثبت «مکان-رویدادها» و میراث ناملموس مشترک پرده برداشت؛ رویکردی که میتواند ایران را به رتبه نخست پروندههای مشترک در جهان برساند. ماسوله و عبور از چالش «اثبات عصر آهن» با کمک تیم چینی پرونده ماسوله که یکی از قدیمیترین مطالبات میراثی ایران است، در دور جدید بررسیها با چالش حفظ سهمیه و سوالات فنی ارزیابان مواجه شد. به گفته علیرضا ایزدی، بخش عمدهای از ابهامات ایکوموس (شورای بینالمللی بناها و محوطهها) بر محوریت ادعای ایران مبنی بر وجود کورههای ذوب آهن متعلق به عصر آهن در این منطقه استوار بود. ایزدی در این باره توضیح میدهد که برای رفع این ایرادات، از توان تیمهای بینالمللی استفاده شده است: «یک تیم باستانشناسی چینی در منطقه مستقر شد و در جریان پیگردها، کاوشها و گمانهزنیها، به بخشهای قابل توجهی از سوالات پاسخ داده شد.» به گفته وی، با وجود شرایط ملتهب منطقهای و وقوع جنگ در زمان ارسال، پرونده با موفقیت فرستاده شد تا سهمیه ایران محفوظ بماند. هدف اصلی در ماسوله، اثبات این نکته بود که این شهر تنها یک سکونتگاه پلکانی نیست، بلکه یک مرکز معتبر صنعتی در پیشتاریخ بوده است. الموت و سیراف؛ مدیریت زمان ارزیابی و چالش اقلیمی بوشهر در بخش دیگری از این گفتگو، ایزدی به پرونده «قلعه الموت» و زنجیرهای از قلاع پیرامون آن اشاره کرد که امسال به طور جدی مطرح شده است. اما در مورد پرونده «سیراف»، موضوع زمانبندی ارزیابان یونسکو به یک چالش مدیریتی تبدیل شده بود. با توجه به شرایط آب و هوایی بوشهر، ایزدی از درخواستی برای تغییر زمان بازدید ارزیابان خبر داد: «ارزیاب یونسکو قصد داشت شهریورماه بیاید، اما ما به دلیل گرمای شدید بوشهر تقاضا کردیم که این بازدید به آذرماه موکول شود.» این تصمیم برای جلوگیری از تأثیر منفی شرایط نامساعد جوی بر روند داوری اتخاذ شده است. طبق برنامهریزی، انتظار میرود ارزیاب در اواخر پاییز برای بررسی نهایی سیراف به ایران سفر کند. پرونده مساجد ایرانی؛ افزایش تعداد آثار تحت فشار مطالبات محلی یکی از نقاط عطف این گفتگو، تغییرات گسترده در پرونده «مساجد ایرانی» بود. در حالی که در ابتدا قرار بود ۳۲ مسجد در این پرونده گنجانده شود، اکنون این تعداد به ۵۷ مورد افزایش یافته است. ایزدی دلیل این تغییر را مطالبات مسئولان استانی و نمایندگان مجلس میداند که خواستار گنجانده شدن مساجد تاریخی مناطق خود در فهرست جهانی بودند. او با اشاره به دستور وزیر در این رابطه گفت: «گستردهتر شدن پرونده از لحاظ جغرافیایی باعث شد زمان بیشتری برای آمادهسازی نیاز باشد، اما از طرفی باعث ایجاد تعامل و رقابت مثبتی بین مسئولان محلی برای حفظ آثار شده است.» ایزدی تأکید کرد که معماری مساجد ایران به دلیل ویژگیهای «ایرانیت» و تمایز با دیگر کشورهای اسلامی، جایگاه خاصی در جهان دارد و این گستردگی پرونده، در نهایت به نفع جامعیت آثار خواهد بود. استراتژی «یک در میان»؛ خیز ایران برای صدرنشینی در میراث ناملموس در حوزه میراث ناملموس، ایران سیاست هوشمندانهای را در پیش گرفته است. سهمیه ایران به صورت نوبتی؛ یک سال به پروندههای ملی و یک سال به پروندههای مشترک اختصاص مییابد. ایزدی اعلام کرد که در سال جاری میلادی، تمرکز بر پروندههای مشترک است. این پروندهها شامل موارد زیر میشوند: ۱. تیرگان: مشترک با ارمنستان. ۲. نمد: مشترک با چند کشور منطقه. ۳. لالاییخوانی: مشترک با تاجیکستان و آذربایجان. طبق گفتههای وی، اگر این سه پرونده در آذرماه به ثبت برسند، ایران با پیشی گرفتن از سایر کشورها در ثبت مواردی چون نوروز، افطار و تذهیب، به رتبه اول جهانی در پروندههای مشترک دست خواهد یافت. همچنین، پرونده «گلاب» نیز امسال فرستاده شده تا در سال آینده (۲۰۲۷) به عنوان سهمیه انفرادی ایران بررسی شود. ثبت «مکان-رویدادها»؛ از مدرسه مینا تا واقعه دشت مهیاربخش پایانی گفتگو به ثبت آثاری اختصاص داشت که تحت عنوان «مکان-رویداد» شناخته میشوند. ایزدی با اشاره به ثبت «مدرسه مینا» و منطقه «دشت مهیار» در جنوب اصفهان، به واقعهای اشاره کرد که در آن عملیات نیروهای خارجی (که او از آن به عنوان ادعایی تحت نام خشم حماسی یاد کرد) با شکست مواجه شد. او با اشاره به جزئیات به جا مانده در منطقه، مانند تجهیزات رها شده و دستبندهای پلاستیکی، این مکان را نمادی از مقاومت دانست. ایزدی در پاسخ به این که چگونه تجمعات و این وقایع در دسته میراث ناملموس قرار میگیرند، گفت: «ما آداب و رسوم قابل انتقال به نسلها را ثبت میکنیم. همانطور که رجزخوانی از صدر اسلام بخشی از فرهنگ بوده، امروز هم شیوههای مقاومت مردمی و تجمعات، شکلی از فرهنگ و سنت ماست.» او این تغییرات را با تحول نوروز در طول قرنها مقایسه کرد و معتقد است اضافه شدن عناوین مذهبی و ملی به سنتها، آنها را به میراثی پویا تبدیل میکند. در همین راستا، ثبت سند «سنت و فرهنگ تجمعات و مقاومت مردمی» به عنوان یک الگو در دستور کار قرار دارد. اظهارات علیرضا ایزدی نشان میدهد که میراث فرهنگی ایران در حال گذار از ثبتِ صرفِ بناهای تاریخی به سمت ثبت زنجیرهای از آثار و فرهنگهای زنده است. چه در ماسوله که باستانشناسان چینی به کمک آمدهاند و چه در پرونده مساجد که یک مطالبه ملی شکل گرفته، هدف نهایی حفظ سهمیه جهانی و نمایش پیوستگی فرهنگی ایران از عصر آهن تا دوران معاصر است. ✍🏻 مریم کاظمی زاده – خبرنگار ایتنا
ایجاد شده: 28/اردیبهشت/1405 آخرین ویرایش: 28/اردیبهشت/1405 اخبار داخلی
علی حسنلو، معاون گردشگری منطقه آزاد کیش در مصاحبه ای اختصاصی با فلای نیوز به تشریح جایگاه کیش ایر در توسعه گردشگری جزیره کیش و مناطق آزاد پرداخت. متن کامل این مصاحبه در زیر آمده است : ۱. جایگاه استراتژیک کیش در نقشه گردشگری و تراز اقتصادی جزیره کیش امروز با دارا بودن بیش از ۱۲ هزار کسبوکار فعال و ثبت آمار خیرهکننده بیش از ۳ میلیون نفر شب اقامت در سال، به نقطهای از بلوغ رسیده است که هرگونه تصمیمگیری برای زیرساختهای آن، ابعادی ملی پیدا میکند. واقعیت جغرافیایی و اقتصادی کیش ایجاب میکند که ما نگاهی متفاوت به مقوله حملونقل داشته باشیم. در این جزیره، فرودگاه و شرکت هواپیمایی اختصاصی، صرفاً ابزارهای جانبی نیستند، بلکه ستون فقرات و شریان اصلی حیات اقتصادی محسوب میشوند. تداوم و رشد آمار اقامت و فعالیت کسبوکارهای بزرگ و کوچک، مستقیماً به پایداری خطوط پروازی گره خورده است. بر همین اساس، صیانت از جایگاه «کیشایر» و بازتعریف نقش آن در بدنه مدیریتی منطقه، یک ضرورت برای حفظ این سرمایه عظیم ملی و استمرار خدماترسانی به زائران و گردشگران است. ۲. بازخوانی تجربه موفق مدیریت پروازی در جشنوارههای تابستانی یکی از درخشانترین الگوهای مدیریتی که ضرورت وجود یک ایرلاین اختصاصی تحت فرمانِ مقصد را اثبات میکند، تجربه جشنوارههای تابستانی کیش است. در سنواتی که کیشایر تمام توان و ناوگان خود را در مسیر جزیره متمرکز کرد، ما شاهد یک تحول بیسابقه بودیم. در حالی که ماههای شهریور و مهر در تقویم گردشگری ایران به عنوان فصل کمتقاضا یا «لو-سیزن» شناخته میشدند و ایرلاینهای دیگر تمایلی به برقراری پروازهای گسترده نداشتند، کیشایر با نگاه استراتژیک وارد میدان شد. نتیجه این اقدام، شکستن رکوردهای تاریخی ورود مسافر در این دو ماه بود. این تجربه نشان داد که وقتی ابزار پرواز در اختیار برنامهریزِ مقصد باشد، میتوان حتی در سختترین شرایط فصلی، جریان گردشگری را برقرار نگه داشت و از خروج ارز جلوگیری کرد. ۳. منطق اقتصادی «سرمایهگذاری در تقاضا» به جای نگاه سودمحورِ آنی تحلیل اقتصادی دقیق رفتار کیشایر در شروع کمپینها، درسهای بزرگی برای مدیریت کلان دارد. در ابتدای هر جشنواره بزرگ، ممکن است در ۵ یا ۶ روز نخست، ایرلاین به دلیل جاری نشدن کاملِ جریان مسافر، متحمل هزینهها یا ضررهای مقطعی شود. اما این یک «ضرر» نیست، بلکه یک «سرمایهگذاری هوشمندانه» است. پس از این دوره کوتاه گذار، تقاضا به قدری افزایش مییابد که تا سه ماه بعد، نه تنها پروازها به لودِ ۱۰۰ درصدی میرسند، بلکه تقاضا از ظرفیت موجود پیشی میگیرد. اگر ما ایرلاین اختصاصی نداشته باشیم، در چنین مواقعی با پدیدهای مواجه میشویم که در ایام نوروز در کل کشور دیده میشود؛ یعنی ایجاد تقاضای زیاد بدون وجود پرواز کافی که نتیجهای جز گرانی بلیت و نارضایتی مسافر ندارد. اما با وجود کیشایر، ما میتوانیم این تقاضا را مدیریت کرده و تعادل قیمتی را حفظ کنیم. ۴. ضرورت استقلال پروازی برای توراپراتورها و فعالان گردشگری فعالان اقتصادی و توراپراتورهای جزیره کیش به عنوان بازوان اجرایی صنعت گردشگری، نیازمند فضایی امن و پیشبینیپذیر برای طراحی پکیجهای سفر هستند. وقتی یک برنامه بزرگ گردشگری تدوین میشود، توراپراتور باید اطمینان داشته باشد که پرواز به عنوان اصلیترین رکن سفر، در اختیار اوست. وابستگی به تصمیمات ایرلاینهای دیگر که اولویتهایشان لزوماً با اولویتهای جزیره همسو نیست، باعث میشود مسافر در میانه راه دچار زحمت و بلاتکلیفی شود. وجود کیشایر این اطمینانخاطر را ایجاد میکند که برنامههای گردشگری معطلِ پرواز نمیمانند. این همان نقطهای است که ما از آن به عنوان «رفاه مسافر» و «تسهیلگری در سفر» یاد میکنیم؛ هدفی که تنها با یک مدیریت منسجم و اختصاصی محقق میشود. ۵. الگوبرداری از استانداردهای موفق جهانی (امارات، ترکیه، سنگاپور) نگاهی به کشورهای موفق در حوزه گردشگری نشان میدهد که آنها از دههها پیش، مدل «ایرلاین در خدمت مقصد» را پیادهسازی کردهاند. هواپیمایی امارات، ترکیش ایرلاینز و سنگاپور ایرلاینز، نمونههای برجستهای هستند که ثابت کردهاند توسعه یک منطقه جغرافیایی بدون وجود یک بالِ هوایی قدرتمند و هماهنگ با سیاستهای توسعهای آن منطقه، امکانپذیر نیست. این ایرلاینها نه تنها سودآور هستند، بلکه باعث رونق چندبرابری هتلها، بازارهای تجاری و خدمات رفاهی در کشورهای خود شدهاند. کیشایر برای ما، دقیقاً چنین نقشی را ایفا میکند. ما باید با الگوبرداری از این مدلهای موفق، جایگاه کیشایر را به عنوان یک توسعهدهنده ملی (Developer) تثبیت کنیم. ۶. تعیین تکلیف مدیریتی؛ گامی به سوی نوسازی ناوگان موضوع تعیین تکلیف نهایی وضعیت مالکیت و مدیریت کیشایر، کلیدِ اصلی شروع فرآیند نوسازی و بهسازی ناوگان است. در دورانی که شرکت در وضعیت واگذاری قرار داشت، به دلیل ملاحظات قانونی و اداری، امکان برخی سرمایهگذاریهای کلان برای نوسازی هواپیماها با چالش روبرو بود. اکنون که ضرورت بازگشت این شرکت به آغوش سازمان منطقه آزاد و یا تعیین تکلیف قطعی آن توسط نهادهای ذیربط مورد وفاق کارشناسان است، میتوان امیدوار بود که با یک مدیریت پایدار، ناوگان فرسوده بازسازی شده و هواپیماهای جدید به خطوط پروازی اضافه شوند. این اقدام نه تنها ایمنی و کیفیت پروازها را بالا میبرد، بلکه هزینههای نگهداری را کاهش داده و راندمان اقتصادی شرکت را افزایش میدهد. ۷. کیشایر؛ قطب پروازی و پیونددهنده مناطق آزاد جنوب یکی از ایدههای تحولآفرین، تبدیل کیشایر به محور سوددهی و خدماترسانی در کل مناطق آزاد کشور، به ویژه در پهنه جنوب است. جزیره قشم به عنوان مکمل گردشگری کیش، پتانسیلهای بینظیری دارد که میتواند در کنار کیش، یک قطب بزرگ گردشگری در خلیج فارس ایجاد کند. کیشایر میتواند با برقراری پروازهای منظم بین این دو جزیره و همچنین مسیرهای بینالمللی، نقش یک «هاب هوایی» را ایفا کند. این همافزایی باعث میشود که گردشگران خارجی با یک بلیت بتوانند از ظرفیتهای متنوع هر دو منطقه بهرهمند شوند. این نگاهِ شبکهای به مناطق آزاد، باعث ارتقای تراز تجاری و گردشگری کل استان هرمزگان و ایران خواهد شد. ۸. ظرفیتسازی برای سرمایهگذاری بخش خصوصی نکته قابل تامل این است که بخش خصوصیِ هوشمند و آگاه جزیره کیش، آمادگی خود را برای مشارکت در سهام و توسعه کیشایر اعلام کرده است. فعالان اقتصادی جزیره به خوبی درک کردهاند که رونق کسبوکارهایشان با بالهای کیشایر پیوند خورده است. این اشتیاق برای سرمایهگذاری، فرصت بینظیری را پیش روی حاکمیت قرار میدهد تا با مدلی از مشارکت عمومی-خصوصی ، کیشایر را به مدرنترین شرکت هواپیمایی منطقه تبدیل کند. وقتی ذینفعان اصلی در مدیریت و مالکیت شریک باشند، دلسوزی و دقت در بهرهوری به بالاترین سطح خود میرسد. ۹. حمایتهای قانونی و همراهی نمایندگان مجلس برای تحقق این چشمانداز روشن، همراهی و حمایت نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، به ویژه نمایندگان دلسوز استان هرمزگان، نقشی کلیدی دارد. تبیین ضرورتهای حیاتی کیشایر در جلسات تخصصی و ایجاد بسترهای قانونی برای تسهیل بازگشت شرکت به سازمان یا مشارکت بخش خصوصی، مطالبهای است که از سوی جامعه بزرگ ۱۲ هزار نفری کسبوکارهای کیش مطرح میشود. ما اطمینان داریم که با نگاه ملی نمایندگان، کیشایر میتواند به عنوان الگویی موفق از مدیریت زیرساختی در مناطق آزاد به فعالیت خود ادامه دهد و بستر رقابت بینالمللی ایران در حوزه گردشگری را فراهم آورد. ۱۰. نتیجهگیری و چشمانداز توسعه هوایی در نهایت، باید بر این نکته تأکید کرد که کیش برای ماندن در سطح اول گردشگری منطقه، راهی جز داشتن یک مدیریتِ هوشمند، یکپارچه و مستقل در حوزه هوانوردی ندارد. کیشایر، تنها یک شرکت هواپیمایی نیست؛ بلکه نماد قدرت اجرایی و برنامهریزی جزیره برای جذب مسافر و رونقبخشی به اقتصاد ملی است. با تعیین تکلیف قطعی و بازگشت این شرکت به چرخه عملیاتی سازمان منطقه آزاد، میتوانیم با اطمینان به سمت افقهای جدید حرکت کنیم، مسیرهای پروازی بینالمللی را بازگشایی کنیم و بار دیگر شاهد رکوردهای درخشان ورود گردشگر باشیم. آینده کیش، روشن است و کیشایر، بالِ پرواز به سوی این آینده درخشان خواهد بود. ✍🏻 مریم کاظمی زاده - خبرنگار
ایجاد شده: 25/اردیبهشت/1405 آخرین ویرایش: 25/اردیبهشت/1405 اخبار داخلی
هرچند انتخابات شوراهای شهری و روستایی با توجه به شرایط ناشی از جنگ به تعویق افتاده است، اما شاید این تعویق را فرصتی مناسب برای آرایش حضور نیروهای تخصصی در انتخابات پیش رو بدانیم. انتخابات شوراها را نمیتوان صرفا یک حرکت سیاسی دانست به دلیل آنکه شوراها در واقع "اتاقهای فکر مدیریت شهری" تلقی میگردند و بدون شک خروجی ناشی از تصمیمها ومصوبههای شوراهای اسلامی شهر و روستا مستقیما در تامین و تضمین درآمدهای شهری و کیفیت زندگی موثر خواهد بود. بهنظر میرسد رکن اصلی در انتخاب افراد میبایست براساس تخصص و کارآمدی در پارلمان شهری ملاک عمل قرار گیرد. بسیاری از چالشهای در حوزههای مختلف خدمات شهری (و بهویژه در موضوع مورد بحث ما در صنعت هتل داری و گردشگری) ناشی از حضور افرادی است که با وجود نگاه مثبت و تلاش و توجه به ارتقاء سطح خدمات شهری به دلیل عدم دارا بودن تخصصهای لازم در توسعه براساس کارکردهای شهر، نمی توانند موفقیت های لازم در عرصه تامین خواسته های شهروندان را فراهم سازند. این نکته بهویژه در شهرهای بزرگ کشور که محور توسعه آنان براساس سفر و گردشگری شکل گرفته است (همانند مشهد، اصفهان، شیراز، شهرهای استانهای مازندران و گیلان و....) حائز اهمیت دو چندان خواهدبود. امروزه شاهد هستیم که برخی از سیاستها و تصمیمات اتخاذ شده توسط شوراها در حوزههای هتلداری در شهرها با اعتراض بهرهبرداران و صاحبان سرمایه در این حوزه مواجه شده و عملا باعث ایجاد نارضایتی میگردد. آنچه حائز اهمیت است نقش بخش گردشگری و هتلداری در تامین درآمدهای شهری است که در صورت وجود یک نگاه تخصصی و برنامه محور میتواند ضمن تامین درآمدهای پایدار به توسعه پایدار شهری نیز بینجامد. به همین دلیل است که ضرورت دارد با برنامهریزی مناسب صاحب نظرانی از دل سرمایهگذاران و بهرهبرداران صنعت و یا متخصصان آگاه و دلسوز که با مبانی علمی و اقتصادی صنعت نیز آشنایی کامل داشته باشند پای در عرصه رقابتهای شوراها نهاده و زمینه ارتقاء کیفیت خدمات، آرامش و بهبود زندگی مردم را در قالب تدوین مدلهای اقتصادی مبتنی بر حیات فرهنگی و اجتماعی شهرها فراهم سازند. با توجه به جاذبههای بینظیر اکوتوریستی و طبیعتگردی در مناطق روستایی این موضوع در انتخابات شوراهای روستایی نیز صادق خواهد بود. امید است در فرصت باقیمانده شاهد حضور موثر صاحبان سرمایه، بهرهبرداران و مدیران بخش گردشگری و هتلداری در روند تصمیم سازی این رویداد در جای جای کشور پهناورمان باشیم. ✍️ سید مسعود منتجبی - کارشناس گردشگری
ایجاد شده: 28/فروردین/1405 آخرین ویرایش: 28/فروردین/1405 مقالات و یادداشت ها
گردشگری از جمله صنایعی است که بیش از بسیاری از بخشهای اقتصادی، به امنیت، ثبات و اعتماد عمومی وابسته است. هرگاه کشوری وارد شرایط جنگی یا فضای پرتنش امنیتی میشود، نخستین اثر آن بر ذهنیت مردم، سرمایهگذاران و گردشگران دیده میشود. در چنین فضایی، سفر دیگر یک فعالیت عادی، برنامهپذیر و آرامشبخش تلقی نمیشود، بلکه به تصمیمی پرریسک و وابسته به شرایط روز تبدیل میگردد. ایران نیز در مقاطع مختلف تاریخی، تجربه چنین وضعیتی را داشته و صنعت گردشگری آن از این تحولات عمیقاً تأثیر پذیرفته است. شرایط جنگی پیش از آنکه مستقیماً زیرساختهای گردشگری را هدف قرار دهد، بر «تصویر مقصد» اثر میگذارد. در صنعت گردشگری، تصویر ذهنی یک کشور گاهی از واقعیت میدانی نیز مهمتر است. حتی اگر همه شهرهای یک کشور درگیر نباشند، باز هم انتشار اخبار جنگ، ناامنی یا تنش نظامی میتواند کل کشور را در نگاه گردشگر خارجی به عنوان مقصدی پرخطر معرفی کند. این مسئله برای ایران نیز بهویژه در مقاطع بحرانی سبب شده است که بسیاری از گردشگران بالقوه، برنامه سفر خود را لغو یا به تعویق بیندازند. یکی از مهمترین پیامدهای جنگ بر گردشگری ایران، کاهش محسوس گردشگران ورودی است. گردشگر خارجی معمولاً در انتخاب مقصد، بیش از هر چیز به امنیت، دسترسی، ثبات سیاسی و امکان پیشبینی شرایط توجه میکند. وقتی کشوری در فضای جنگی قرار میگیرد، شرکتهای گردشگری بینالمللی، رسانهها، بیمهگران و حتی خطوط حملونقل نیز با احتیاط بیشتری رفتار میکنند. در نتیجه نهتنها ورود گردشگر کمتر میشود، بلکه شبکههای پشتیبان سفر نیز تضعیف میشوند و این امر ضربهای چندلایه به توسعه گردشگری وارد میکند. در سطح داخلی نیز جنگ موجب تغییر جدی در الگوی سفر میشود. در شرایطی که جامعه با اضطراب، نااطمینانی و فشار اقتصادی روبهرو است، سفرهای تفریحی اولویت خود را از دست میدهند. خانوادهها بودجههای غیرضروری را کاهش میدهند و تمایل به سفرهای طولانی، پرهزینه یا غیرضروری کم میشود. این موضوع باعث میشود توسعه گردشگری داخلی نیز از مسیر طبیعی خود خارج شود و بسیاری از مقاصد گردشگری با افت تقاضا، کاهش اقامت و رکود خدمات مواجه شوند. از سوی دیگر، شرایط جنگی بر سرمایهگذاری در صنعت گردشگری نیز اثر منفی میگذارد. توسعه گردشگری نیازمند افق روشن، ثبات نسبی، امنیت سرمایه و پیشبینیپذیری بازار است. اما جنگ این مؤلفهها را تضعیف میکند. وقتی سرمایهگذار آینده روشنی برای بازگشت سرمایه نبیند، پروژههای هتلی، اقامتی، تفریحی و حملونقلی متوقف یا کند میشوند. در چنین وضعیتی، گردشگری از یک حوزه توسعهمحور به بخشی پرریسک تبدیل میشود که در اولویت دوم یا سوم سرمایهگذاران قرار میگیرد. هتلداری نیز به عنوان یکی از ارکان اصلی گردشگری، در دوران جنگ دچار تغییر کارکرد میشود. هتلها که در شرایط عادی باید میزبان گردشگران داخلی و خارجی باشند، در فضای جنگی ممکن است با کاهش شدید مسافر تفریحی روبهرو شوند. برخی از آنها ناچار میشوند خدمات خود را به گروههای دیگری مانند کارکنان سازمانی، نیروهای امدادی، خبرنگاران، یا مسافران ضروری ارائه دهند. به این ترتیب، صنعت هتلداری از مسیر معمول توسعه خود فاصله میگیرد و بیشتر به سمت بقا و تطبیق با شرایط اضطراری حرکت میکند. جنگ همچنین توسعه متوازن جغرافیایی گردشگری را مختل میکند. در شرایط عادی، برنامهریزی گردشگری بر توزیع سفر، معرفی مقاصد جدید و توسعه منطقهای استوار است. اما در فضای جنگی، برخی مناطق بهکلی از چرخه سفر خارج میشوند و تمرکز بر شهرها و مناطق امنتر افزایش مییابد. این تمرکز ناهمگون، از یک سو فشار مضاعفی بر برخی مقاصد وارد میکند و از سوی دیگر، فرصت رشد را از مناطقی میگیرد که میتوانستند در شرایط عادی نقش مهمی در اقتصاد گردشگری کشور ایفا کنند. در کنار این آسیبها، جنگ گاه سبب میشود مفهوم «تابآوری» در صنعت گردشگری جدیتر گرفته شود. بحرانهای شدید، بازیگران این صنعت را وادار میکنند که به مدیریت ریسک، برنامهریزی بحران، تنوعبخشی به بازار هدف و انعطاف در خدمات بیشتر توجه کنند. برای ایران نیز تجربه شرایط جنگی و نااطمینانیهای ناشی از آن میتواند به درسی مهم برای بازتعریف مدل توسعه گردشگری تبدیل شود؛ مدلی که فقط بر شرایط ایدهآل متکی نباشد، بلکه توان مقاومت در برابر شوکها را نیز داشته باشد. نکته مهم این است که جنگ صرفاً گردشگری را متوقف نمیکند، بلکه مسیر توسعه آن را تغییر میدهد. یعنی به جای آنکه صنعت گردشگری بر پایه رشد تدریجی، جذب گردشگر خارجی، گسترش برند مقصد و توسعه زیرساختها پیش رود، بیشتر درگیر حفظ وضع موجود، مدیریت بحران و جبران خسارت میشود. این تغییر مسیر، باعث عقبماندن از رقابت منطقهای و جهانی نیز میگردد، زیرا سایر کشورها در حال توسعه محصولات، خدمات و تصویر برند خود هستند، در حالی که کشور درگیر بحران بیشتر انرژی خود را صرف حفظ پایداری میکند. در نهایت، میتوان گفت شرایط جنگی در ایران، صنعت گردشگری را نه فقط از نظر اقتصادی، بلکه از منظر راهبردی نیز تحت تأثیر قرار داده است. جنگ باعث کاهش تقاضا، تضعیف تصویر مقصد، توقف سرمایهگذاری، تغییر الگوی سفر و اختلال در توسعه زیرساختها میشود. با این حال، همین تجربه میتواند مبنایی برای بازنگری در سیاستهای گردشگری باشد. اگر توسعه گردشگری ایران قرار است در آینده مسیر پایدارتری طی کند، باید از تجربه جنگ و بحران بیاموزد که امنیت، اعتماد، تابآوری و مدیریت هوشمندانه، پایههای اصلی رشد این صنعت هستند. ✍️ فاطمه دکامینی - مدرس دانشگاه، مولف و پژوهشگر
ایجاد شده: 27/فروردین/1405 آخرین ویرایش: 27/فروردین/1405 مقالات و یادداشت ها
تیراندازی در هتل Washington Hilton، هنگام ضیافت شام با حضور دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا، نشان داد هتلهای شاخص در پایتختها همواره در تقاطع مهماننوازی و سیاست قرار دارند. این موقعیت، ضمن فرصتسازی، ریسکهای امنیتی جدی ایجاد میکند. حضور چهرههای سیاسی سطح بالا، هتل را موقتاً به محیطی با حساسیت امنیتی بالا تبدیل کرده و هماهنگی با نهادهایی مانند سرویس مخفی آمریکا را اجتنابناپذیر میسازد. از منظر صنعت هتلداری، این حادثه سه پیامد دارد: ۱. مهمانان و برگزارکنندگان رویدادها، بهویژه در بخش MICE، نسبت به ریسک حساساند و چنین اتفاقی میتواند به جابهجایی تقاضا به سمت هتلها یا مقاصد کمریسکتر منجر شود. ۲. میزبانی رویدادهای سیاسی سطح بالا، هتل را ناگزیر به رعایت استانداردهای امنیتی فراتر از حالت عادی میکند، این الزامات، اگرچه برای کاهش ریسک ضروریاند، اما میتوانند تجربه مهمانان عادی را نیز تحت تأثیر قرار دهند. ۳. بر خلاف حوادث معمول رویدادهای مرتبط با چهره های سیاسی بیشتر در حافظه رسانهای باقی میمانند. در نتیجه، نام برند هتل ممکن است برای مدتی طولانیتر با یادآوری این حادثه تداعی شود حتی اگر مدیریت بحران بهخوبی انجام شده باشد. در انتها باید به این نکته توجه داشت، میزبانی رویدادهای سیاسی سطح بالا یک تصمیم صرفاً تجاری نیست، بلکه انتخابی استراتژیک با پیامدهای امنیتی است. این انتخاب نیازمند زیرساخت پیشرفته، پروتکلهای امنیتی و توانایی مدیریت روایت رسانهای بهطور حرفهای است.
ایجاد شده: 27/فروردین/1405 آخرین ویرایش: 27/فروردین/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 یادداشت اختصاصی نگاهی به تاریخ تحول فناوری در صنعت هتلداری نشان میدهد هتلها برای بیش از یک قرن، نهتنها محل اقامت، بلکه نمایشگاهی جهانی در نوآوری بودهاند؛ جایی که مردم برای نخستینبار فناوریهایی را تجربه میکردند که بعدها وارد خانهها و زندگی روزمره شد. اینفوگرافیک منتشرشده، مسیر تحول هتلها از دهه ۱۸۲۰ تا امروز را بهخوبی ترسیم میکند؛ از نخستین هتلهای مجهز به لولهکشی و آسانسور گرفته تا ورود برق، تهویه مطبوع، تلویزیون داخل اتاق، اینترنت پرسرعت، کنترل هوشمند اتاق و هوش مصنوعی. در قرن نوزدهم، اقامت در هتل تجربهای فراتر از سفر بود. بسیاری از مردم نخستینبار روشنایی الکتریکی، تلفن داخل اتاق، حمام خصوصی یا آسانسور را در هتلها تجربه کردند. هتلها در آن دوران نماد آینده، تجمل و پیشرفت فناوری محسوب میشدند. اما با ظهور اینترنت، گوشیهای هوشمند و شتاب فناوریهای مصرفی، این برتری تاریخی بهتدریج کاهش یافت. امروز در بسیاری از موارد، فناوری در خانهها سریعتر و هوشمندتر از هتلها توسعه پیدا میکند و تجربه اقامت گاهی پیچیدهتر و حتی ناکارآمدتر از زندگی روزمره شده است. نکته قابلتأمل اینجاست که صنعتی که زمانی الهامبخش آینده بود، اکنون در برخی بخشها در حال جبران عقبماندگی دیجیتال است؛ موضوعی که در تجربه کاربری، طراحی تجهیزات اتاق، سیستمهای کنترلی و یکپارچگی خدمات بهوضوح دیده میشود. با این حال، کارشناسان معتقدند هتلداری هنوز ظرفیت بازگشت به جایگاه تاریخی خود را دارد؛ بهشرط آنکه فناوری دیگر صرفاً یک مسئله IT تلقی نشود، بلکه بخشی از طراحی تجربه مهمان باشد. نسل جدید هتلها بهسمت مفاهیمی مانند شخصیسازی مبتنی بر هوش مصنوعی، اتاقهای هوشمند، خدمات بدون تماس، کلیدهای دیجیتال و تلفیق فناوری با طراحی داخلی حرکت میکند؛ مسیری که میتواند بار دیگر هتلها را به محل نخستین مواجهه مردم با آینده تبدیل کند. شاید آینده هتلداری نه در افزودن فناوری بیشتر، بلکه در طراحی تجربهای طبیعی، ساده و انسانی از فناوری تعریف شود؛ همان چیزی که روزی هتلها را به نماد نوآوری جهان تبدیل کرده بود.
ایجاد شده: 27/فروردین/1405 آخرین ویرایش: 27/فروردین/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز ؛ هفتمین نشست وزرای گردشگری سازمان همکاری های اقتصادی (اکو) در شهر شوشا جمهوری آذربایجان با حضور هیأتهای کشورهای عضو برگزار شد. سفیر ایران در باکو در سخنان خود با اشاره به آسیب وارده به ۱۴۹ اثر تاریخی، اماکان باستانی و موزه از جمله پنج اثر ثبت شده ایرانی در فهرست میراث جهانی یونسکو و تاکید بر این نکته که آسیب وارده به برخی از این آثار بسیار جدی است، آنها را مصداق جنایت علیه بشریت و تعرض به میراث مشترک بشری دانست و ضرورت واکنش جدی جامعه جهانی را یادآور شد. در این نشست، ضمن امضای سند تعیین شهر شوشا به عنوان «پایتخت گردشگری اکو در سال ۲۰۲۶» «بیانیه شوشا» به عنوان سند نهایی نشست به تصویب رسید. در این بیانیه با اشاره به نقش گردشگری در تقویت همگرایی منطقهای، بر گسترش همکاریهای مشترک در این حوزه تأکید شده است.
ایجاد شده: 17/فروردین/1405 آخرین ویرایش: 17/فروردین/1405 اخبار داخلی
صنعت گردشگری یکی از مهمترین بخشهای اقتصادی ایران است که به دلایل مختلف از جمله منابع طبیعی غنی، تاریخ و فرهنگ باستانی، و مهماننوازی مردم، توانسته است جذابیتهای فراوانی برای گردشگران داخلی و خارجی ایجاد کند. اما این صنعت در سالهای اخیر به شدت تحت تأثیر تهدیدات بینالمللی، به ویژه سیاستهای خصمانه دولتهای خارجی و تحریمها قرار گرفته است. تهدیدات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، باعث شدهاند که گردشگران خارجی از سفر به ایران منصرف شوند و این موضوع به کاهش درآمدهای حاصل از صنعت گردشگری انجامیده است. در این شرایط، تأثیرات منفی بر هتلها، آژانسهای مسافرتی و سایر مشاغل مرتبط با گردشگری به وضوح قابل مشاهده است. بسیاری از هتلها با کاهش شدید اشغال مواجه شدهاند، و این امر به بیکاری و کاهش درآمدها منجر شده است. همچنین، نگرانیهای امنیتی و عدم اطمینان در مورد آینده، مانع از جذب گردشگران خارجی میشود. در ادامه به چند نکته در مورد وضعیت کنونی و چشمانداز آینده این صنعت پرداخته میشود: تداوم وضعیت فعلی در شرایط کنونی، اگر تغییرات جدی در سیاستهای داخلی و خارجی ایران و همچنین در نحوه برخورد جامعه بینالمللی با این کشور به وجود نیاید، صنعت گردشگری احتمالاً همچنان با چالشها و ضرر و زیانهای جدی مواجه خواهد بود. ادامه تحریمها و عدم ثبات سیاسی میتواند به کاهش تمایل سرمایهگذاران برای سرمایهگذاری در این صنعت منجر شود. نیاز به اصلاحات برای بهبود وضعیت صنعت گردشگری، نیاز به اصلاحات اساسی در سیاستها و استراتژیها وجود دارد. این اصلاحات شامل بهبود زیرساختها، ایجاد تسهیلات برای گردشگران، تقویت دیپلماسی فرهنگی و بهبود تصویر عمومی ایران در رسانههای بینالمللی است. بدون این اصلاحات، وضعیت صنعت گردشگری بهبود نخواهد یافت. فرصتهای موجود با وجود چالشهای فعلی، فرصتهایی نیز برای بهبود وضعیت صنعت گردشگری وجود دارد. تغییر در روابط بینالمللی، بهبود تصویر ایران و افزایش تقاضا برای سفر به مقاصد جدید میتواند به جذب گردشگران کمک کند. برای مثال، اگر دولت بتواند روابط خود را با کشورهای همسایه و دیگر کشورها تقویت کند، میتواند به افزایش گردشگران و درآمدهای حاصل از این صنعت کمک کند. ضرورت همکاری بینالمللی تحقق این اهداف نیازمند همکاری و تعامل بینالمللی است. در صورتی که ایران بتواند به یک شریک قابل اعتماد در زمینه گردشگری و فرهنگ تبدیل شود، میتواند به تدریج از تحریمها و تهدیدات بینالمللی فاصله بگیرد و به جذب گردشگران کمک کند. اینکه تا کی صنعت گردشگری ایران متحمل ضرر و زیانها خواهد بود، به عوامل متعددی بستگی دارد، از جمله تغییرات در سیاستهای داخلی و خارجی، اقدامات مؤثر در جهت بهبود زیرساختها و تصویر ایران در سطح جهانی. بدون یک رویکرد جامع و هماهنگ، این صنعت همچنان در معرض خطر خواهد بود. اگرچه وضعیت کنونی ناامیدکننده به نظر میرسد، اما با تدابیر مناسب و همکاریهای بینالمللی، میتوان به بهبود وضعیت صنعت گردشگری امیدوار بود. در واقع، حل چالشهای بینالمللی مرتبط با صنعت گردشگری ایران نیازمند یک رویکرد جامع و چندجانبه است که شامل دیپلماسی، همکاریهای بینالمللی، بهبود زیرساختها و توسعه استراتژیهای بازاریابی میشود. در ادامه، چندین راهکار برای حل این چالشها ارائه میشود: دیپلماسی فعال و مؤثر تقویت روابط دیپلماتیک: برقراری و تقویت روابط دیپلماتیک با کشورهای مختلف میتواند به کاهش تنشها و ایجاد زمینههای همکاری بینالمللی کمک کند. این روابط باید بهویژه با کشورهای همسایه و کشورهایی که فرهنگ و تاریخ مشترکی دارند، گسترش یابد. ایجاد انجمنهای فرهنگی: برگزاری نشستها و همایشهای فرهنگی و هنری در کشورهای مختلف میتواند به ترویج فرهنگ و تاریخ ایران کمک کند و تصویر مثبتتری از کشور ارائه دهد. توسعه زیرساختهای گردشگری سرمایهگذاری در زیرساختها: بهبود زیرساختهای گردشگری، مانند هتلها، حمل و نقل و امکانات تفریحی، میتواند به جذب گردشگران کمک کند. این سرمایهگذاریها باید بهگونهای انجام شود که کیفیت خدمات بهبود یابد. ایجاد تسهیلات گردشگری: فراهم کردن تسهیلات ویژه برای گردشگران، مانند تخفیفهای ویژه یا خدمات رایگان، میتواند به جذب مسافران کمک کند. استفاده از فناوریهای نوین برنامههای دیجیتال: استفاده از فناوریهای نوین برای بهبود تجربه گردشگران میتواند تأثیرگذار باشد. ایجاد وبسایتها و اپلیکیشنهای کاربرپسند برای ارائه اطلاعات دقیق درباره جاذبهها و امکان رزرو خدمات، به گردشگران کمک میکند. بازاریابی دیجیتال: بهرهگیری از رسانههای اجتماعی و پلتفرمهای آنلاین برای تبلیغ جاذبههای گردشگری و ارائه تجربیات مثبت از مسافران قبلی میتواند به جذب گردشگران جدید کمک کند. همکاریهای بینالمللی ایجاد توافقهای فرهنگی: توسعه همکاری با کشورهای دیگر و ایجاد توافقهای فرهنگی و گردشگری میتواند به تبادل تجربیات و جذب گردشگران کمک کند. مشارکت در سازمانهای بینالمللی: عضویت و مشارکت در سازمانهای بینالمللی مانند یونسکو و سازمان جهانی گردشگری میتواند به تقویت موقعیت ایران در عرصه جهانی کمک کند. ✍️ فاطمه دکامینی - مدرس دانشگاه، مولف و پژوهشگر
ایجاد شده: 19/بهمن/1404 آخرین ویرایش: 19/بهمن/1404 مقالات و یادداشت ها
در میانه تبلیغات رنگین آژانسها برای فروش بستههای سفر به خانوادهها، جریان دیگری از گردشگری در حال شکلگیری است که ادعا میکند نه فروشنده مقصد، که خالق تجربه است . اینجا پای صحبت مدیر مجموعهای نشستهایم که میگوید مأموریتش، فراتر بردن کودکان از دیوارهای کلاس درس و کهنهکتابهای درسی است؛ سفری که در آن هیچ چیز مستقیماً آموزش داده نمیشود، اما همه چیز آموخته میشود . از سمی نبودن رتیل تا شکستن کلیشههای جنسیتی در حین آماده کردن ناهار در دل جنگل . این گزارش، روایتی از دنیای گردشگری کودک است؛ عرصهای که فعالانش باور دارند در حال پرورش نسلی نویناند، اما از جایی در حاشیه و با چالشهای بسیار فریاد میپرسند کجای برنامههای کلان گردشگری هستیم؟ یادگیری در سایه تجربه علی چراغی،موسس و مدیر عامل مجموعه مانوژا، که برگزاری تورهای طبیعتگردی و تجربهگرا برای کودکان و نوجوانان را تخصص خود میداند، در همان ابتدا فلسفهکارش را با صراحت مشخص میکند: ما در مانوژا، به صورت مستقیم هیچ چیزی را به بچهها آموزش نمیدهیم . بچهها به قدر کافی در خانه و مدرسه، در حال شنیدن محفوظات هستند . این جمله، کلیدی است برای فهم آنچه در ادامه میآید . رویکرد او، آموزش غیرمستقیم و از طریق طرح معما و کشف است . مفاهیمی مانند حفظ محیط زیست یا نریختن زباله، نه به عنوان یک امر اخلاقی دستوری، که به عنوان بخشی جداییناپذیر از یک ماجراجویی شیرین به کودکان ارائه میشود . او توضیح میدهد: در کمپهای گردشگری کودک و نوجوان، تجربیاتی به دست میآورند که با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست . هدفمندی؛ پشت صحنه هر سفر اما این سفرهای به ظاهر خودجوش،برنامهریزی دقیقی در پشت صحنه دارند . چراغی میگوید: ما قبل از سفر، با مربیان و حتی والدین جلساتی برگزار میکنیم که قرار است در این سفر چه مفاهیمی آموزش داده شود . این مفاهیم بر اساس مقصد مشخص میشود . اینجاست که سفر از یک گردش ساده فراتر میرود و به یک ابزار آموزشی هدفمند تبدیل میشود . خروجی این سفرها، تغییر نگرش کودکان به دنیای اطرافشان است: بعد از سفرهای ما بچهها این درک را دارند که عنکبوتها و رتیلها سمی نیستند، یا نباید به قارچها در طبیعت دست زد چون ممکن است سمی باشند . در برنامهها، بچهها با ردپاها و بقایای به جا مانده از حیوانات آشنا میشوند و از طریق مشاهده عینی، با چرخه زندگی جانوران پیوند میخورند . لذت؛ دروازه یادگیری با این همه،چراغی بر یک اصل پای میفشارد: من معتقدم هر سفری که قرار است برای بچهها برگزار کنیم، باید چیزی به بچهها بیاموزد، وگرنه بچهها میتوانند با خانوادهشان سفر بروند . اما معتقدم قبل از هر چیزی باید در اردو یا سفر، به بچهها خوش بگذرد . این همان نقطه طلایی ارتباط است . وقتی حس خوشایند یک تجربه در کودک ایجاد شود، دیوارهای دفاعی فرو میریزد و ذهن مشتاقانه برای دریافت دانش جدید گشوده میشود . وقتی حس خوشایند تجربه برای بچهها ایجاد شود، آنوقت میشود یادگیری را آغاز کرد . شکستن دیوارهای نامرئی یکی از جذابترین بخشهای فعالیت مانوژا،به چالش کشیدن کلیشههای فرهنگی در حضور خود کودکان و والدین است . چراغی نمونهای عینی تعریف میکند: در یکسری از اردوها که بچهها با والدین آمده بودند، تمرینی ترتیب دادیم: مرغ خام، فویل، زغال و لوله بخاری را در اختیارشان قرار دادیم تا خانوادهها برای خود ناهار آماده کنند، با این شرط که آتش را مادرها آماده کنند و مرغ را پدرها . نتیجه اما قابل تأمل بود: نکته عجیب و جالب این بود که پدرها اجازه آمادهسازی آتش توسط مادرها را نمیدادند و خودشان هم غذا را آماده نکردند . انگار داشتند در برابر تغییر یک ذهنیت مقابله میکردند و بچهها شاهد این موضوع بودند . این صحنه، نمایشی از مقاومت در برابر تغییر نقشهای سنتی بود؛ مقاومتی که کودکان به وضوح آن را میدیدند و درس میگرفتند . چراغی تأکید میکند: این چالشها را در مقابل خانوادههای سنتی بیشتر حس میکنیم . از هتل پنج ستاره تا چادر زیر ستارگان این چالشها تنها به نقشهای جنسیتی محدود نیست،بلکه سبک زندگی را نیز در بر میگیرد . ما در سفرهایمان خانوادههایی را داریم که در کمتر از هتل پنج ستاره اقامت نمیکنند، اما ما آنها را برای کمپ کردن به جنگل میبریم و بچهها با همراهی خانواده چادر برپا میکنند . این تجربه، خود یک درس بزرگ است؛ درسی درباره سادگی، قناعت و لذتهای بیپیرایه زندگی که در دل طبیعت نهفته است . حتی بازدید از بناهای تاریخی مانند کاروانسراها نیز با همین رویکرد انجام میشود: بعد از چند بازدید، دیگر بچهها ویژگی معماری کاروانسراها را تشخیص میدهند . ما با آنها درباره تاریخچه و ارتباط کاروانسراها توضیح میدهیم و بچهها اینها را میآموزند . آموزش غیرمستقیم بیشترین بازدهی را دارد . انتخاب همسفر؛ چالشی در مدیریت انتظارات این سطح از حساسیت در برنامهریزی،طبیعتاً به گزینش دقیق شرکتکنندگان نیز منجر میشود . چراغی میگوید: ما ترجیح میدهیم سفرها را برای خانوادههایی برگزار کنیم که کار گردشگری کودک را درک میکنند . در غیر این صورت در حین اجرای برنامه با خانوادهها دچار چالش میشویم . انتخاب تسهیلگر یا مربی کودک نیز با وسواس فراوان انجام میگیرد: این کار جزئیات مهمی دارد، بنابراین باید از افراد متخصص و علاقهمند بهره ببریم . آنها نه راهنمای تور، که تسهیلگر تجربههای کودکانهاند . گردشگری کودک؛ غریبه آشنا در نقشه توسعه در نهایت،چراغی بزرگترین چالش این مسیر را ساختاری و کلان میداند: بزرگترین چالش ما این است که هیچ توجهی به گردشگری کودک و نوجوان نمیشود . ما داریم یک نسل را آموزش میدهیم . اما کجای برنامههای کلان گردشگری هستیم؟ این پرسش، پرسش اصلی همه فعالان این عرصه است . سرمایهگذاری بر آینده؛ فوایدی فراتر از سفر اهمیت این کار زمانی آشکار میشود که به فواید آن در مقیاس کلان نگاه کنیم .توجه جدی به گردشگری کودک، در حقیقت سرمایهگذاری هوشمندانه بر روی بنیادیترین رکن توسعه پایدار، یعنی نسل آینده است . این نوع از گردشگری، فرصتی است برای پرورش شهروندانی با درک عمیقتر از محیط زیست، تاریخ و فرهنگ بومی . کودکانی که از همان سالهای نخست زندگی، لمس کردن پوست درختان، شنیدن صدای جریان رودخانه و درک نظم حاکم بر یک بنای تاریخی را تجربه میکنند، در بزرگسالی نه به عنوان ناظرانی بیتفاوت، که به عنوان حامیان و مدافعان آگاه و دلسوز طبیعت و میراث فرهنگی خود عمل خواهند کرد . این سفرها، دانشی را در وجود آنان تزریق میکند که ماندگار و تبدیل به بخشی از هویت آنان میشود . از سوی دیگر، گردشگری کودک به عنوان ابزاری قدرتمند برای تقویت مهارتهای فردی و اجتماعی عمل میکند . خارج شدن از حباب امن و آشناى روزمره، کودکان را در موقعیتهای جدیدی قرار میدهد که مستلزم سازگاری، حل مسئله، کار گروهی و تعامل با همسالان در فضایی غیررقابتی است . این تجربیات، نه تنها اعتمادبهنفس آنان را افزایش میدهد، بلکه هوش هیجانی و توانایی مواجهه با موقعیتهای غیرمنتظره را در آنان تقویت میکند . در مقیاسی کلان، این فرآیند به پرورش نسلی با نشاطتر، خلاقتر، اجتماعیتر و تابآورتر منجر میشود که میتواند موتور محرکه توسعه همهجانبه کشور باشد . آینده در هاله ای از امید با این همه،چراغی خوشبین است و نشانههایی از تحول میبیند: حس میکنم کمکم در وزارتخانه دارد اتفاقات خوبی میافتد . با اینکه جشنواره گردشگری کودک با بینظمی و تغییر تاریخ متعدد برگزار شد، اما همین که به چنین مفهومی پرداخته شد، قابل تأمل و مایه امیدواری است . این امیدواری، امیدی است برای پررنگ شدن نقش کودکان در نقشههای توسعه گردشگری؛ کودکانی که امروز با شناخت ردپای حیوانات و معماری کاروانسراها، شاید فردا بتوانند نقشه بهتری برای میهن خود ترسیم کنند. ✍🏻 مریم کاظمی زاده
ایجاد شده: 29/آذر/1404 آخرین ویرایش: 29/آذر/1404 اخبار داخلی