به گزارش تور نیوز ؛ فرآیند ثبت جهانی آثار، مسیری فراتر از مستندنگاریهای معمول است؛ این مسیری است که با دیپلماسی، چانهزنیهای فنی و گاهی تغییرات استراتژیک در پاسخ به مطالبات محلی گره خورده است. علیرضا ایزدی در گفتگویی صریح، آخرین وضعیت پروندههای جنجالی نظیر ماسوله و مساجد ایرانی را تشریح کرد. او ضمن اشاره به حضور باستانشناسان خارجی برای پاسخ به ابهامات یونسکو، از رویکرد جدید ایران در ثبت «مکان-رویدادها» و میراث ناملموس مشترک پرده برداشت؛ رویکردی که میتواند ایران را به رتبه نخست پروندههای مشترک در جهان برساند. ماسوله و عبور از چالش «اثبات عصر آهن» با کمک تیم چینی پرونده ماسوله که یکی از قدیمیترین مطالبات میراثی ایران است، در دور جدید بررسیها با چالش حفظ سهمیه و سوالات فنی ارزیابان مواجه شد. به گفته علیرضا ایزدی، بخش عمدهای از ابهامات ایکوموس (شورای بینالمللی بناها و محوطهها) بر محوریت ادعای ایران مبنی بر وجود کورههای ذوب آهن متعلق به عصر آهن در این منطقه استوار بود. ایزدی در این باره توضیح میدهد که برای رفع این ایرادات، از توان تیمهای بینالمللی استفاده شده است: «یک تیم باستانشناسی چینی در منطقه مستقر شد و در جریان پیگردها، کاوشها و گمانهزنیها، به بخشهای قابل توجهی از سوالات پاسخ داده شد.» به گفته وی، با وجود شرایط ملتهب منطقهای و وقوع جنگ در زمان ارسال، پرونده با موفقیت فرستاده شد تا سهمیه ایران محفوظ بماند. هدف اصلی در ماسوله، اثبات این نکته بود که این شهر تنها یک سکونتگاه پلکانی نیست، بلکه یک مرکز معتبر صنعتی در پیشتاریخ بوده است. الموت و سیراف؛ مدیریت زمان ارزیابی و چالش اقلیمی بوشهر در بخش دیگری از این گفتگو، ایزدی به پرونده «قلعه الموت» و زنجیرهای از قلاع پیرامون آن اشاره کرد که امسال به طور جدی مطرح شده است. اما در مورد پرونده «سیراف»، موضوع زمانبندی ارزیابان یونسکو به یک چالش مدیریتی تبدیل شده بود. با توجه به شرایط آب و هوایی بوشهر، ایزدی از درخواستی برای تغییر زمان بازدید ارزیابان خبر داد: «ارزیاب یونسکو قصد داشت شهریورماه بیاید، اما ما به دلیل گرمای شدید بوشهر تقاضا کردیم که این بازدید به آذرماه موکول شود.» این تصمیم برای جلوگیری از تأثیر منفی شرایط نامساعد جوی بر روند داوری اتخاذ شده است. طبق برنامهریزی، انتظار میرود ارزیاب در اواخر پاییز برای بررسی نهایی سیراف به ایران سفر کند. پرونده مساجد ایرانی؛ افزایش تعداد آثار تحت فشار مطالبات محلی یکی از نقاط عطف این گفتگو، تغییرات گسترده در پرونده «مساجد ایرانی» بود. در حالی که در ابتدا قرار بود ۳۲ مسجد در این پرونده گنجانده شود، اکنون این تعداد به ۵۷ مورد افزایش یافته است. ایزدی دلیل این تغییر را مطالبات مسئولان استانی و نمایندگان مجلس میداند که خواستار گنجانده شدن مساجد تاریخی مناطق خود در فهرست جهانی بودند. او با اشاره به دستور وزیر در این رابطه گفت: «گستردهتر شدن پرونده از لحاظ جغرافیایی باعث شد زمان بیشتری برای آمادهسازی نیاز باشد، اما از طرفی باعث ایجاد تعامل و رقابت مثبتی بین مسئولان محلی برای حفظ آثار شده است.» ایزدی تأکید کرد که معماری مساجد ایران به دلیل ویژگیهای «ایرانیت» و تمایز با دیگر کشورهای اسلامی، جایگاه خاصی در جهان دارد و این گستردگی پرونده، در نهایت به نفع جامعیت آثار خواهد بود. استراتژی «یک در میان»؛ خیز ایران برای صدرنشینی در میراث ناملموس در حوزه میراث ناملموس، ایران سیاست هوشمندانهای را در پیش گرفته است. سهمیه ایران به صورت نوبتی؛ یک سال به پروندههای ملی و یک سال به پروندههای مشترک اختصاص مییابد. ایزدی اعلام کرد که در سال جاری میلادی، تمرکز بر پروندههای مشترک است. این پروندهها شامل موارد زیر میشوند: ۱. تیرگان: مشترک با ارمنستان. ۲. نمد: مشترک با چند کشور منطقه. ۳. لالاییخوانی: مشترک با تاجیکستان و آذربایجان. طبق گفتههای وی، اگر این سه پرونده در آذرماه به ثبت برسند، ایران با پیشی گرفتن از سایر کشورها در ثبت مواردی چون نوروز، افطار و تذهیب، به رتبه اول جهانی در پروندههای مشترک دست خواهد یافت. همچنین، پرونده «گلاب» نیز امسال فرستاده شده تا در سال آینده (۲۰۲۷) به عنوان سهمیه انفرادی ایران بررسی شود. ثبت «مکان-رویدادها»؛ از مدرسه مینا تا واقعه دشت مهیاربخش پایانی گفتگو به ثبت آثاری اختصاص داشت که تحت عنوان «مکان-رویداد» شناخته میشوند. ایزدی با اشاره به ثبت «مدرسه مینا» و منطقه «دشت مهیار» در جنوب اصفهان، به واقعهای اشاره کرد که در آن عملیات نیروهای خارجی (که او از آن به عنوان ادعایی تحت نام خشم حماسی یاد کرد) با شکست مواجه شد. او با اشاره به جزئیات به جا مانده در منطقه، مانند تجهیزات رها شده و دستبندهای پلاستیکی، این مکان را نمادی از مقاومت دانست. ایزدی در پاسخ به این که چگونه تجمعات و این وقایع در دسته میراث ناملموس قرار میگیرند، گفت: «ما آداب و رسوم قابل انتقال به نسلها را ثبت میکنیم. همانطور که رجزخوانی از صدر اسلام بخشی از فرهنگ بوده، امروز هم شیوههای مقاومت مردمی و تجمعات، شکلی از فرهنگ و سنت ماست.» او این تغییرات را با تحول نوروز در طول قرنها مقایسه کرد و معتقد است اضافه شدن عناوین مذهبی و ملی به سنتها، آنها را به میراثی پویا تبدیل میکند. در همین راستا، ثبت سند «سنت و فرهنگ تجمعات و مقاومت مردمی» به عنوان یک الگو در دستور کار قرار دارد. اظهارات علیرضا ایزدی نشان میدهد که میراث فرهنگی ایران در حال گذار از ثبتِ صرفِ بناهای تاریخی به سمت ثبت زنجیرهای از آثار و فرهنگهای زنده است. چه در ماسوله که باستانشناسان چینی به کمک آمدهاند و چه در پرونده مساجد که یک مطالبه ملی شکل گرفته، هدف نهایی حفظ سهمیه جهانی و نمایش پیوستگی فرهنگی ایران از عصر آهن تا دوران معاصر است. ✍🏻 مریم کاظمی زاده – خبرنگار ایتنا
ایجاد شده: 28/اردیبهشت/1405 آخرین ویرایش: 28/اردیبهشت/1405 اخبار داخلی
علی حسنلو، معاون گردشگری منطقه آزاد کیش در مصاحبه ای اختصاصی با فلای نیوز به تشریح جایگاه کیش ایر در توسعه گردشگری جزیره کیش و مناطق آزاد پرداخت. متن کامل این مصاحبه در زیر آمده است : ۱. جایگاه استراتژیک کیش در نقشه گردشگری و تراز اقتصادی جزیره کیش امروز با دارا بودن بیش از ۱۲ هزار کسبوکار فعال و ثبت آمار خیرهکننده بیش از ۳ میلیون نفر شب اقامت در سال، به نقطهای از بلوغ رسیده است که هرگونه تصمیمگیری برای زیرساختهای آن، ابعادی ملی پیدا میکند. واقعیت جغرافیایی و اقتصادی کیش ایجاب میکند که ما نگاهی متفاوت به مقوله حملونقل داشته باشیم. در این جزیره، فرودگاه و شرکت هواپیمایی اختصاصی، صرفاً ابزارهای جانبی نیستند، بلکه ستون فقرات و شریان اصلی حیات اقتصادی محسوب میشوند. تداوم و رشد آمار اقامت و فعالیت کسبوکارهای بزرگ و کوچک، مستقیماً به پایداری خطوط پروازی گره خورده است. بر همین اساس، صیانت از جایگاه «کیشایر» و بازتعریف نقش آن در بدنه مدیریتی منطقه، یک ضرورت برای حفظ این سرمایه عظیم ملی و استمرار خدماترسانی به زائران و گردشگران است. ۲. بازخوانی تجربه موفق مدیریت پروازی در جشنوارههای تابستانی یکی از درخشانترین الگوهای مدیریتی که ضرورت وجود یک ایرلاین اختصاصی تحت فرمانِ مقصد را اثبات میکند، تجربه جشنوارههای تابستانی کیش است. در سنواتی که کیشایر تمام توان و ناوگان خود را در مسیر جزیره متمرکز کرد، ما شاهد یک تحول بیسابقه بودیم. در حالی که ماههای شهریور و مهر در تقویم گردشگری ایران به عنوان فصل کمتقاضا یا «لو-سیزن» شناخته میشدند و ایرلاینهای دیگر تمایلی به برقراری پروازهای گسترده نداشتند، کیشایر با نگاه استراتژیک وارد میدان شد. نتیجه این اقدام، شکستن رکوردهای تاریخی ورود مسافر در این دو ماه بود. این تجربه نشان داد که وقتی ابزار پرواز در اختیار برنامهریزِ مقصد باشد، میتوان حتی در سختترین شرایط فصلی، جریان گردشگری را برقرار نگه داشت و از خروج ارز جلوگیری کرد. ۳. منطق اقتصادی «سرمایهگذاری در تقاضا» به جای نگاه سودمحورِ آنی تحلیل اقتصادی دقیق رفتار کیشایر در شروع کمپینها، درسهای بزرگی برای مدیریت کلان دارد. در ابتدای هر جشنواره بزرگ، ممکن است در ۵ یا ۶ روز نخست، ایرلاین به دلیل جاری نشدن کاملِ جریان مسافر، متحمل هزینهها یا ضررهای مقطعی شود. اما این یک «ضرر» نیست، بلکه یک «سرمایهگذاری هوشمندانه» است. پس از این دوره کوتاه گذار، تقاضا به قدری افزایش مییابد که تا سه ماه بعد، نه تنها پروازها به لودِ ۱۰۰ درصدی میرسند، بلکه تقاضا از ظرفیت موجود پیشی میگیرد. اگر ما ایرلاین اختصاصی نداشته باشیم، در چنین مواقعی با پدیدهای مواجه میشویم که در ایام نوروز در کل کشور دیده میشود؛ یعنی ایجاد تقاضای زیاد بدون وجود پرواز کافی که نتیجهای جز گرانی بلیت و نارضایتی مسافر ندارد. اما با وجود کیشایر، ما میتوانیم این تقاضا را مدیریت کرده و تعادل قیمتی را حفظ کنیم. ۴. ضرورت استقلال پروازی برای توراپراتورها و فعالان گردشگری فعالان اقتصادی و توراپراتورهای جزیره کیش به عنوان بازوان اجرایی صنعت گردشگری، نیازمند فضایی امن و پیشبینیپذیر برای طراحی پکیجهای سفر هستند. وقتی یک برنامه بزرگ گردشگری تدوین میشود، توراپراتور باید اطمینان داشته باشد که پرواز به عنوان اصلیترین رکن سفر، در اختیار اوست. وابستگی به تصمیمات ایرلاینهای دیگر که اولویتهایشان لزوماً با اولویتهای جزیره همسو نیست، باعث میشود مسافر در میانه راه دچار زحمت و بلاتکلیفی شود. وجود کیشایر این اطمینانخاطر را ایجاد میکند که برنامههای گردشگری معطلِ پرواز نمیمانند. این همان نقطهای است که ما از آن به عنوان «رفاه مسافر» و «تسهیلگری در سفر» یاد میکنیم؛ هدفی که تنها با یک مدیریت منسجم و اختصاصی محقق میشود. ۵. الگوبرداری از استانداردهای موفق جهانی (امارات، ترکیه، سنگاپور) نگاهی به کشورهای موفق در حوزه گردشگری نشان میدهد که آنها از دههها پیش، مدل «ایرلاین در خدمت مقصد» را پیادهسازی کردهاند. هواپیمایی امارات، ترکیش ایرلاینز و سنگاپور ایرلاینز، نمونههای برجستهای هستند که ثابت کردهاند توسعه یک منطقه جغرافیایی بدون وجود یک بالِ هوایی قدرتمند و هماهنگ با سیاستهای توسعهای آن منطقه، امکانپذیر نیست. این ایرلاینها نه تنها سودآور هستند، بلکه باعث رونق چندبرابری هتلها، بازارهای تجاری و خدمات رفاهی در کشورهای خود شدهاند. کیشایر برای ما، دقیقاً چنین نقشی را ایفا میکند. ما باید با الگوبرداری از این مدلهای موفق، جایگاه کیشایر را به عنوان یک توسعهدهنده ملی (Developer) تثبیت کنیم. ۶. تعیین تکلیف مدیریتی؛ گامی به سوی نوسازی ناوگان موضوع تعیین تکلیف نهایی وضعیت مالکیت و مدیریت کیشایر، کلیدِ اصلی شروع فرآیند نوسازی و بهسازی ناوگان است. در دورانی که شرکت در وضعیت واگذاری قرار داشت، به دلیل ملاحظات قانونی و اداری، امکان برخی سرمایهگذاریهای کلان برای نوسازی هواپیماها با چالش روبرو بود. اکنون که ضرورت بازگشت این شرکت به آغوش سازمان منطقه آزاد و یا تعیین تکلیف قطعی آن توسط نهادهای ذیربط مورد وفاق کارشناسان است، میتوان امیدوار بود که با یک مدیریت پایدار، ناوگان فرسوده بازسازی شده و هواپیماهای جدید به خطوط پروازی اضافه شوند. این اقدام نه تنها ایمنی و کیفیت پروازها را بالا میبرد، بلکه هزینههای نگهداری را کاهش داده و راندمان اقتصادی شرکت را افزایش میدهد. ۷. کیشایر؛ قطب پروازی و پیونددهنده مناطق آزاد جنوب یکی از ایدههای تحولآفرین، تبدیل کیشایر به محور سوددهی و خدماترسانی در کل مناطق آزاد کشور، به ویژه در پهنه جنوب است. جزیره قشم به عنوان مکمل گردشگری کیش، پتانسیلهای بینظیری دارد که میتواند در کنار کیش، یک قطب بزرگ گردشگری در خلیج فارس ایجاد کند. کیشایر میتواند با برقراری پروازهای منظم بین این دو جزیره و همچنین مسیرهای بینالمللی، نقش یک «هاب هوایی» را ایفا کند. این همافزایی باعث میشود که گردشگران خارجی با یک بلیت بتوانند از ظرفیتهای متنوع هر دو منطقه بهرهمند شوند. این نگاهِ شبکهای به مناطق آزاد، باعث ارتقای تراز تجاری و گردشگری کل استان هرمزگان و ایران خواهد شد. ۸. ظرفیتسازی برای سرمایهگذاری بخش خصوصی نکته قابل تامل این است که بخش خصوصیِ هوشمند و آگاه جزیره کیش، آمادگی خود را برای مشارکت در سهام و توسعه کیشایر اعلام کرده است. فعالان اقتصادی جزیره به خوبی درک کردهاند که رونق کسبوکارهایشان با بالهای کیشایر پیوند خورده است. این اشتیاق برای سرمایهگذاری، فرصت بینظیری را پیش روی حاکمیت قرار میدهد تا با مدلی از مشارکت عمومی-خصوصی ، کیشایر را به مدرنترین شرکت هواپیمایی منطقه تبدیل کند. وقتی ذینفعان اصلی در مدیریت و مالکیت شریک باشند، دلسوزی و دقت در بهرهوری به بالاترین سطح خود میرسد. ۹. حمایتهای قانونی و همراهی نمایندگان مجلس برای تحقق این چشمانداز روشن، همراهی و حمایت نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، به ویژه نمایندگان دلسوز استان هرمزگان، نقشی کلیدی دارد. تبیین ضرورتهای حیاتی کیشایر در جلسات تخصصی و ایجاد بسترهای قانونی برای تسهیل بازگشت شرکت به سازمان یا مشارکت بخش خصوصی، مطالبهای است که از سوی جامعه بزرگ ۱۲ هزار نفری کسبوکارهای کیش مطرح میشود. ما اطمینان داریم که با نگاه ملی نمایندگان، کیشایر میتواند به عنوان الگویی موفق از مدیریت زیرساختی در مناطق آزاد به فعالیت خود ادامه دهد و بستر رقابت بینالمللی ایران در حوزه گردشگری را فراهم آورد. ۱۰. نتیجهگیری و چشمانداز توسعه هوایی در نهایت، باید بر این نکته تأکید کرد که کیش برای ماندن در سطح اول گردشگری منطقه، راهی جز داشتن یک مدیریتِ هوشمند، یکپارچه و مستقل در حوزه هوانوردی ندارد. کیشایر، تنها یک شرکت هواپیمایی نیست؛ بلکه نماد قدرت اجرایی و برنامهریزی جزیره برای جذب مسافر و رونقبخشی به اقتصاد ملی است. با تعیین تکلیف قطعی و بازگشت این شرکت به چرخه عملیاتی سازمان منطقه آزاد، میتوانیم با اطمینان به سمت افقهای جدید حرکت کنیم، مسیرهای پروازی بینالمللی را بازگشایی کنیم و بار دیگر شاهد رکوردهای درخشان ورود گردشگر باشیم. آینده کیش، روشن است و کیشایر، بالِ پرواز به سوی این آینده درخشان خواهد بود. ✍🏻 مریم کاظمی زاده - خبرنگار
ایجاد شده: 25/اردیبهشت/1405 آخرین ویرایش: 25/اردیبهشت/1405 اخبار داخلی
گردشگری از جمله صنایعی است که بیش از بسیاری از بخشهای اقتصادی، به امنیت، ثبات و اعتماد عمومی وابسته است. هرگاه کشوری وارد شرایط جنگی یا فضای پرتنش امنیتی میشود، نخستین اثر آن بر ذهنیت مردم، سرمایهگذاران و گردشگران دیده میشود. در چنین فضایی، سفر دیگر یک فعالیت عادی، برنامهپذیر و آرامشبخش تلقی نمیشود، بلکه به تصمیمی پرریسک و وابسته به شرایط روز تبدیل میگردد. ایران نیز در مقاطع مختلف تاریخی، تجربه چنین وضعیتی را داشته و صنعت گردشگری آن از این تحولات عمیقاً تأثیر پذیرفته است. شرایط جنگی پیش از آنکه مستقیماً زیرساختهای گردشگری را هدف قرار دهد، بر «تصویر مقصد» اثر میگذارد. در صنعت گردشگری، تصویر ذهنی یک کشور گاهی از واقعیت میدانی نیز مهمتر است. حتی اگر همه شهرهای یک کشور درگیر نباشند، باز هم انتشار اخبار جنگ، ناامنی یا تنش نظامی میتواند کل کشور را در نگاه گردشگر خارجی به عنوان مقصدی پرخطر معرفی کند. این مسئله برای ایران نیز بهویژه در مقاطع بحرانی سبب شده است که بسیاری از گردشگران بالقوه، برنامه سفر خود را لغو یا به تعویق بیندازند. یکی از مهمترین پیامدهای جنگ بر گردشگری ایران، کاهش محسوس گردشگران ورودی است. گردشگر خارجی معمولاً در انتخاب مقصد، بیش از هر چیز به امنیت، دسترسی، ثبات سیاسی و امکان پیشبینی شرایط توجه میکند. وقتی کشوری در فضای جنگی قرار میگیرد، شرکتهای گردشگری بینالمللی، رسانهها، بیمهگران و حتی خطوط حملونقل نیز با احتیاط بیشتری رفتار میکنند. در نتیجه نهتنها ورود گردشگر کمتر میشود، بلکه شبکههای پشتیبان سفر نیز تضعیف میشوند و این امر ضربهای چندلایه به توسعه گردشگری وارد میکند. در سطح داخلی نیز جنگ موجب تغییر جدی در الگوی سفر میشود. در شرایطی که جامعه با اضطراب، نااطمینانی و فشار اقتصادی روبهرو است، سفرهای تفریحی اولویت خود را از دست میدهند. خانوادهها بودجههای غیرضروری را کاهش میدهند و تمایل به سفرهای طولانی، پرهزینه یا غیرضروری کم میشود. این موضوع باعث میشود توسعه گردشگری داخلی نیز از مسیر طبیعی خود خارج شود و بسیاری از مقاصد گردشگری با افت تقاضا، کاهش اقامت و رکود خدمات مواجه شوند. از سوی دیگر، شرایط جنگی بر سرمایهگذاری در صنعت گردشگری نیز اثر منفی میگذارد. توسعه گردشگری نیازمند افق روشن، ثبات نسبی، امنیت سرمایه و پیشبینیپذیری بازار است. اما جنگ این مؤلفهها را تضعیف میکند. وقتی سرمایهگذار آینده روشنی برای بازگشت سرمایه نبیند، پروژههای هتلی، اقامتی، تفریحی و حملونقلی متوقف یا کند میشوند. در چنین وضعیتی، گردشگری از یک حوزه توسعهمحور به بخشی پرریسک تبدیل میشود که در اولویت دوم یا سوم سرمایهگذاران قرار میگیرد. هتلداری نیز به عنوان یکی از ارکان اصلی گردشگری، در دوران جنگ دچار تغییر کارکرد میشود. هتلها که در شرایط عادی باید میزبان گردشگران داخلی و خارجی باشند، در فضای جنگی ممکن است با کاهش شدید مسافر تفریحی روبهرو شوند. برخی از آنها ناچار میشوند خدمات خود را به گروههای دیگری مانند کارکنان سازمانی، نیروهای امدادی، خبرنگاران، یا مسافران ضروری ارائه دهند. به این ترتیب، صنعت هتلداری از مسیر معمول توسعه خود فاصله میگیرد و بیشتر به سمت بقا و تطبیق با شرایط اضطراری حرکت میکند. جنگ همچنین توسعه متوازن جغرافیایی گردشگری را مختل میکند. در شرایط عادی، برنامهریزی گردشگری بر توزیع سفر، معرفی مقاصد جدید و توسعه منطقهای استوار است. اما در فضای جنگی، برخی مناطق بهکلی از چرخه سفر خارج میشوند و تمرکز بر شهرها و مناطق امنتر افزایش مییابد. این تمرکز ناهمگون، از یک سو فشار مضاعفی بر برخی مقاصد وارد میکند و از سوی دیگر، فرصت رشد را از مناطقی میگیرد که میتوانستند در شرایط عادی نقش مهمی در اقتصاد گردشگری کشور ایفا کنند. در کنار این آسیبها، جنگ گاه سبب میشود مفهوم «تابآوری» در صنعت گردشگری جدیتر گرفته شود. بحرانهای شدید، بازیگران این صنعت را وادار میکنند که به مدیریت ریسک، برنامهریزی بحران، تنوعبخشی به بازار هدف و انعطاف در خدمات بیشتر توجه کنند. برای ایران نیز تجربه شرایط جنگی و نااطمینانیهای ناشی از آن میتواند به درسی مهم برای بازتعریف مدل توسعه گردشگری تبدیل شود؛ مدلی که فقط بر شرایط ایدهآل متکی نباشد، بلکه توان مقاومت در برابر شوکها را نیز داشته باشد. نکته مهم این است که جنگ صرفاً گردشگری را متوقف نمیکند، بلکه مسیر توسعه آن را تغییر میدهد. یعنی به جای آنکه صنعت گردشگری بر پایه رشد تدریجی، جذب گردشگر خارجی، گسترش برند مقصد و توسعه زیرساختها پیش رود، بیشتر درگیر حفظ وضع موجود، مدیریت بحران و جبران خسارت میشود. این تغییر مسیر، باعث عقبماندن از رقابت منطقهای و جهانی نیز میگردد، زیرا سایر کشورها در حال توسعه محصولات، خدمات و تصویر برند خود هستند، در حالی که کشور درگیر بحران بیشتر انرژی خود را صرف حفظ پایداری میکند. در نهایت، میتوان گفت شرایط جنگی در ایران، صنعت گردشگری را نه فقط از نظر اقتصادی، بلکه از منظر راهبردی نیز تحت تأثیر قرار داده است. جنگ باعث کاهش تقاضا، تضعیف تصویر مقصد، توقف سرمایهگذاری، تغییر الگوی سفر و اختلال در توسعه زیرساختها میشود. با این حال، همین تجربه میتواند مبنایی برای بازنگری در سیاستهای گردشگری باشد. اگر توسعه گردشگری ایران قرار است در آینده مسیر پایدارتری طی کند، باید از تجربه جنگ و بحران بیاموزد که امنیت، اعتماد، تابآوری و مدیریت هوشمندانه، پایههای اصلی رشد این صنعت هستند. ✍️ فاطمه دکامینی - مدرس دانشگاه، مولف و پژوهشگر
ایجاد شده: 27/فروردین/1405 آخرین ویرایش: 27/فروردین/1405 مقالات و یادداشت ها
⚠️ «گردشگری ایران در وضعیت اضطرار پنهان» وقت آن رسیده وزارت گردشگری “شرایط ویژه ملی” اعلام کند ✍🏻 بیانیه پیشنهادی شورای راهبردی و سیاستگذاران گروه رسانه ای ایتنا ▫️ صنعت گردشگری ایران این روزها نه در رکود عادی، نه در بحران فصلی، بلکه در شرایطی قرار دارد که میتوان آن را «اضطرار ساختاری» نامید؛ وضعیتی که اگرچه هنوز بهصورت رسمی ذیل عنوان فورسماژور اعلام نشده، اما در عمل بسیاری از شاخصهای آن محقق شده است. ▫️ کاهش محسوس ورود گردشگران خارجی، افت چشمگیر سفرهای داخلی، افزایش بیسابقه هزینههای خدمات سفر، تورم فزاینده، نااطمینانی ناشی از تحولات منطقهای و احتمال وقوع جنگ، و در نهایت توقف گردش مالی در زنجیره ارزش گردشگری، باعث شده بخش قابل توجهی از ۲۱ رسته مصادیق گردشگری کشور در معرض تعطیلی یا تعلیق فعالیت قرار گیرند. ▫️ بر اساس گفتوگوها و گزارشهای میدانی اخیر؛ ✅ درصد اشغال بسیاری از هتلهای شهری به زیر ۳۰٪ سقوط کرده است. ✅ بخش قابل توجهی از دفاتر خدمات مسافرتی با کاهش فروش بیش از ۶۰٪ مواجهاند. ✅ شماری از هتلها و اقامتگاهها بهدلیل نبود نقدینگی، تعدیل یا تسویه پرسنل انجام دادهاند. ✅ روابط مالی میان آژانسها و هتلها بهواسطه کنسلیها و بازپرداختها دچار تنش جدی شده است. ✅ پروژههای توسعهای و سرمایهگذاریهای جدید عملاً متوقف شدهاند. ▫️ با این حال، وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی همچنان در نقطهای میان اعلام فورسماژور و عدم اعلام آن قرار دارد. این تردید، هرچند ممکن است ناشی از خلأهای قانونی یا نگرانیهای حقوقی باشد، اما در عمل هزینه آن را فعالان بخش خصوصی میپردازند. ▪️ چرا فورسماژور راهحل کامل نیست؟ ▫️ در حقوق بینالملل و رویههای جهانی، فورسماژور معمولاً در شرایطی اعلام میشود که یک واقعه غیرقابل پیشبینی و غیرقابل کنترل اجرای تعهدات را ناممکن کند (مانند جنگ رسمی، زلزله گسترده یا همهگیری جهانی). ▫️ اما تجربه دوران کووید-۱۹ نشان داد که بسیاری از کشورها پیش از اعلام وضعیتهای حاد، چارچوبهایی تحت عنوان: ✅ Emergency Tourism Protocol ✅ Special Economic Relief Status ✅ Temporary Tourism Protection Framework را تدوین کردند تا بدون ورود به پیچیدگیهای حقوقی فورسماژور، امکان حمایت و تنظیمگری فوری فراهم شود. ▫️ در ایران نیز به نظر میرسد مشکل اصلی نه صرفاً نبود اراده، بلکه نبود یک سازوکار جامع و چندبعدی برای مدیریت چنین شرایطی است. ▪️ اعلام «شرایط ویژه ملی گردشگری» ▫️ شورای راهبردی و سیاستگذاران گروه رسانه ای ایتنا پیشنهاد میکند؛ وزارت گردشگری بهجای اعلام شرایط فورسماژور، با همکاری دولت و بخش خصوصی، چارچوبی با عنوان «شرایط ویژه ملی گردشگری» را بهصورت رسمی ابلاغ کند. ▫️ این وضعیت میتواند دارای یک پروتکل جامع با ابعاد زیر باشد ؛ 1️⃣ تعیین تکلیف روابط مالی در زنجیره گردشگری الف) رابطه آژانس و هتل ✅ تعلیق جرائم کنسلی در دوره بحران ✅ تدوین دستورالعمل بازپرداخت مرحلهای ✅ ایجاد سازوکار داوری سریع برای اختلافات ب) رابطه با پلتفرمهای رزرو آنلاین ✅ توقف موقت جریمههای SLA ✅ امکان بازپرداخت انعطافپذیر ج) بدهیهای بینشرکتی ✅ امکان تهاتر و تقسیط رسمی تحت نظارت وزارت 2️⃣ حمایتهای مالی و اعتباری هدفمند ✅ تعلیق یا تقسیط مالیات بر ارزش افزوده ✅ تعویق پرداخت حق بیمه کارفرمایی ✅ اعطای خط اعتباری سرمایه در گردش با نرخ ترجیحی ✅ استمهال اقساط تسهیلات بانکی فعالان گردشگری ✅ ایجاد صندوق تثبیت گردشگری برای شرایط اضطراری ▫️ در بسیاری از کشورها پس از بحرانهای امنیتی یا همهگیری، بستههای حمایتی ۳ تا ۵ درصد تولید ناخالص داخلی بخش گردشگری اختصاص داده شد. در ایران نیز بدون تزریق نقدینگی هدفمند، چرخه ورشکستگی زنجیرهای محتمل است. 3️⃣ صیانت از نیروی انسانی ✅ یارانه دستمزد موقت برای جلوگیری از تعدیل نیرو ✅ بیمه بیکاری تسهیلشده برای پرسنل تعدیلشده ✅ برنامههای آموزش مهارتهای مکمل برای دوران رکود ▫️ حفظ نیروی انسانی متخصص، مهمترین سرمایه نامشهود صنعت گردشگری است. 4️⃣ مدیریت تصویر بینالمللی و دیپلماسی گردشگری ✅ تدوین بسته ارتباطی برای سفارتخانهها و دفاتر خارجی ✅ تولید پیامهای اطمینانبخش هدفمند برای بازارهای منتخب ✅ تمرکز بر بازارهای همسایه و کمریسک در کوتاهمدت 5️⃣ برنامه تابآوری و بازگشت (Resilience & Recovery Plan) ✅ تنوعبخشی به محصولات گردشگری داخلی ✅ تقویت گردشگری سلامت، زیارتی و منطقهای ✅ توسعه فروش اعتباری و اقساطی سفر برای تحریک تقاضا ✅ بازنگری در مدلهای قیمتگذاری و مدیریت هزینه هتلها ▪️ چرا این تصمیم فوری است؟ ▫️ تعویق در تصمیمگیری، پیامدهایی جدی خواهد داشت؛ ✅ افزایش تعطیلی واحدها ✅ از دست رفتن سرمایه انسانی ✅ کاهش سرمایهگذاری بلندمدت ✅ بیاعتمادی فعالان بخش خصوصی نسبت به سیاستگذار ▫️ گردشگری صنعتی با ماهیت «اعتماد» است. هرچه نااطمینانی بیشتر شود، بازگشت به شرایط عادی زمانبرتر و پرهزینهتر خواهد بود. ▪️ جمعبندی ▫️ صنعت گردشگری ایران امروز در یک «وضعیت خاکستری خطرناک» قرار دارد؛ نه آنقدر بحرانی که فورسماژور رسمی اعلام شود، و نه آنقدر عادی که بتوان آن را با ابزارهای معمول اداره کرد. ▫️ از این رو شورای سردبیری این رسانه با بررسی همه جانبه موضوع و تجمیع مطالب ، پیشنهاد میکند ؛ ✅ وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی با مشارکت تشکلهای صنفی، چارچوب «شرایط ویژه ملی گردشگری» را تدوین و ابلاغ کند. ✅ این چارچوب باید جامع، چندبخشی، و دارای ضمانت اجرایی باشد. ✅ سیاستگذار باید میان تعلل حقوقی و اقدام عملی، گزینه دوم را انتخاب کند. ▫️ امروز، تصمیمگیری جسورانه نهتنها از فروپاشی بخشی از صنعت جلوگیری میکند، بلکه پیام روشنی از مسئولیتپذیری و همراهی با بخش خصوصی مخابره خواهد کرد. ▫️ گردشگری ایران هنوز قابل نجات است اما پنجره زمان در حال بسته شدن است.
ایجاد شده: 25/بهمن/1404 آخرین ویرایش: 25/بهمن/1404 اخبار داخلی
با گسترش فناوری و ورود به عصر دیجیتال، نظام آموزشی در بسیاری از کشورها به سمت برگزاری کلاسها و امتحانات آنلاین رفته است. این تغییرات، در شرایطی که ایران با تهدیدات بینالمللی و فشارهای اقتصادی مواجه است، به عنوان یک راهکار ضروری برای ادامه تحصیل و حفظ سطح آموزشی بهکار گرفته شده است. با این حال، این روند با چالشهای جدی همراه است که یکی از بارزترین آنها مسئله تقلب و تضاد بین مدرک تحصیلی و مهارتهای واقعی دانشجویان است. در شرایطی که برگزاری امتحانات آنلاین به یکی از روشهای رایج تبدیل شده، احتمال تقلب به شدت افزایش یافته است. بسیاری از دانشجویانی که در طول ترم؛ حتی یک جلسه، به صورت حضوری در کلاسها شرکت نکردهاند، با استفاده از منابع غیرمجاز و یا کمک دیگران، نمرات بالایی کسب میکنند! این موضوع نه تنها به اعتبار مدرک تحصیلی لطمه میزند، بلکه نشاندهنده عدم وجود درک عمیق و مهارتهای لازم در دانشجویان است. در واقع، این مدرک به جای نشان دادن تلاش و دانش واقعی فرد، تنها یک عدد روی کاغذ است که در بسیاری از موارد به راحتی بهدست آمده است. این وضعیت به نوعی به بحران اعتماد در نظام آموزشی منجر شده است. کارفرمایان و جامعه به طور کلی ممکن است به مهارتها و توانمندیهای فارغالتحصیلان مشکوک شوند، چرا که مدرک تحصیلی دیگر به تنهایی نمیتواند نمایانگر تواناییهای واقعی فرد باشد. در شرایطی که ایران با محدودیتهای جدی اقتصادی و اجتماعی ناشی از تهدیدات بینالمللی مواجه است، این عدم اعتماد میتواند به نابرابریهای بیشتری در بازار کار و کاهش فرصتهای شغلی برای دانشجویان منجر شود. به علاوه، برگزاری امتحانات به صورت آنلاین و عدم نظارت کافی، به تقویت فرهنگ تقلب و کپیبرداری در میان دانشجویان منجر میشود. این فرهنگ بهویژه در جوامع آموزشی که تحت فشارهای بینالمللی قرار دارند، میتواند پیامدهای منفی به همراه داشته باشد و نسلهای آینده را با چالشهای جدی مواجه کند. وقتی دانشجویان یاد میگیرند که میتوانند بدون تلاش واقعی نمره کسب کنند، انگیزه آنها برای یادگیری و کسب مهارتهای واقعی کاهش مییابد. در شرایطی که ایران به دلیل تهدیدات بینالمللی و مشکلات اقتصادی به دنبال جذب سرمایهگذاری و بهبود وضعیت اقتصادی است، این چالشها میتواند به اعتبار نظام آموزشی لطمه بزند و در نهایت به کاهش کیفیت نیروی کار منجر شود. به عنوان کشوری که نیاز به نیروی کار ماهر و متخصص دارد، این وضعیت بسیار نگرانکننده است. برای مقابله با این چالشها، دانشگاهها و مراکز آموزشی باید اقدامات جدیتری اتخاذ کنند. طراحی امتحاناتی که نیاز به تفکر انتقادی و تحلیل عمیق داشته باشند، میتواند به کاهش احتمال تقلب کمک کند. همچنین، ایجاد سیستمهای نظارتی مؤثر و استفاده از فناوریهایی که امکان شناسایی تقلب را فراهم میآورند، میتواند به بهبود وضعیت کمک کند. در نهایت، مسئله تقلب و تضاد بین مدرک و مهارت در نظام آموزشی مجازی یک چالش اساسی است که نیازمند توجه جدی و تلاشهای مشترک از سوی دانشگاهها، اساتید و دانشجویان است. تنها در صورتی که این چالشها به طور مؤثر مورد بررسی و حل قرار گیرند، میتوان به اعتبار و کیفیت نظام آموزشی امید داشت و مدرک تحصیلی را به عنوان نشانهای از دانش و مهارت واقعی در نظر گرفت. ✍️ فاطمه دکامینی - مدرس دانشگاه، مولف و پژوهشگر
ایجاد شده: 19/بهمن/1404 آخرین ویرایش: 27/فروردین/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز؛ نشست مشترک معاونان گردشگری و صنایعدستی وزارت گردشگری با مدیرانکل تخصصی دو حوزه، تشکلها و فعالان بخشخصوصی، به تصمیمی مشترک درباره برگزاری نمایشگاه گردشگری و صنایعدستی انجامید؛ تصمیمی که بر اساس ارزیابیهای اجرایی و پیشنهاد بخشخصوصی، به موکول شدن این رویداد به زمان مناسبتر منجر شد. نمایندگان بخشخصوصی در این نشست اعلام کردند که برگزاری نمایشگاه ملی گردشگری و صنایعدستی، نیازمند آمادگی کامل فعالان این حوزه و زمان کافی برای برنامهریزی و تبلیغات است. به گفته آنان، تحقق اهداف نمایشگاه از جمله معرفی ظرفیتها، جذب مخاطب تخصصی و عمومی و ایجاد فرصتهای اقتصادی، مستلزم فراهم بودن زیرساختها و هماهنگیهای لازم است. در نهایت، با توجه به مجموعه مباحث مطرحشده و ارزیابیهای انجامشده، حاضران در نشست به این جمعبندی رسیدند که برگزاری نمایشگاه گردشگری و صنایعدستی در بازه زمانی پیشبینیشده (۲۳ تا ۲۶ بهمنماه ۱۴۰۴) برگزار نشود و به زمان دیگری موکول شود.
ایجاد شده: 19/بهمن/1404 آخرین ویرایش: 19/بهمن/1404 اخبار داخلی
در میانه تبلیغات رنگین آژانسها برای فروش بستههای سفر به خانوادهها، جریان دیگری از گردشگری در حال شکلگیری است که ادعا میکند نه فروشنده مقصد، که خالق تجربه است . اینجا پای صحبت مدیر مجموعهای نشستهایم که میگوید مأموریتش، فراتر بردن کودکان از دیوارهای کلاس درس و کهنهکتابهای درسی است؛ سفری که در آن هیچ چیز مستقیماً آموزش داده نمیشود، اما همه چیز آموخته میشود . از سمی نبودن رتیل تا شکستن کلیشههای جنسیتی در حین آماده کردن ناهار در دل جنگل . این گزارش، روایتی از دنیای گردشگری کودک است؛ عرصهای که فعالانش باور دارند در حال پرورش نسلی نویناند، اما از جایی در حاشیه و با چالشهای بسیار فریاد میپرسند کجای برنامههای کلان گردشگری هستیم؟ یادگیری در سایه تجربه علی چراغی،موسس و مدیر عامل مجموعه مانوژا، که برگزاری تورهای طبیعتگردی و تجربهگرا برای کودکان و نوجوانان را تخصص خود میداند، در همان ابتدا فلسفهکارش را با صراحت مشخص میکند: ما در مانوژا، به صورت مستقیم هیچ چیزی را به بچهها آموزش نمیدهیم . بچهها به قدر کافی در خانه و مدرسه، در حال شنیدن محفوظات هستند . این جمله، کلیدی است برای فهم آنچه در ادامه میآید . رویکرد او، آموزش غیرمستقیم و از طریق طرح معما و کشف است . مفاهیمی مانند حفظ محیط زیست یا نریختن زباله، نه به عنوان یک امر اخلاقی دستوری، که به عنوان بخشی جداییناپذیر از یک ماجراجویی شیرین به کودکان ارائه میشود . او توضیح میدهد: در کمپهای گردشگری کودک و نوجوان، تجربیاتی به دست میآورند که با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست . هدفمندی؛ پشت صحنه هر سفر اما این سفرهای به ظاهر خودجوش،برنامهریزی دقیقی در پشت صحنه دارند . چراغی میگوید: ما قبل از سفر، با مربیان و حتی والدین جلساتی برگزار میکنیم که قرار است در این سفر چه مفاهیمی آموزش داده شود . این مفاهیم بر اساس مقصد مشخص میشود . اینجاست که سفر از یک گردش ساده فراتر میرود و به یک ابزار آموزشی هدفمند تبدیل میشود . خروجی این سفرها، تغییر نگرش کودکان به دنیای اطرافشان است: بعد از سفرهای ما بچهها این درک را دارند که عنکبوتها و رتیلها سمی نیستند، یا نباید به قارچها در طبیعت دست زد چون ممکن است سمی باشند . در برنامهها، بچهها با ردپاها و بقایای به جا مانده از حیوانات آشنا میشوند و از طریق مشاهده عینی، با چرخه زندگی جانوران پیوند میخورند . لذت؛ دروازه یادگیری با این همه،چراغی بر یک اصل پای میفشارد: من معتقدم هر سفری که قرار است برای بچهها برگزار کنیم، باید چیزی به بچهها بیاموزد، وگرنه بچهها میتوانند با خانوادهشان سفر بروند . اما معتقدم قبل از هر چیزی باید در اردو یا سفر، به بچهها خوش بگذرد . این همان نقطه طلایی ارتباط است . وقتی حس خوشایند یک تجربه در کودک ایجاد شود، دیوارهای دفاعی فرو میریزد و ذهن مشتاقانه برای دریافت دانش جدید گشوده میشود . وقتی حس خوشایند تجربه برای بچهها ایجاد شود، آنوقت میشود یادگیری را آغاز کرد . شکستن دیوارهای نامرئی یکی از جذابترین بخشهای فعالیت مانوژا،به چالش کشیدن کلیشههای فرهنگی در حضور خود کودکان و والدین است . چراغی نمونهای عینی تعریف میکند: در یکسری از اردوها که بچهها با والدین آمده بودند، تمرینی ترتیب دادیم: مرغ خام، فویل، زغال و لوله بخاری را در اختیارشان قرار دادیم تا خانوادهها برای خود ناهار آماده کنند، با این شرط که آتش را مادرها آماده کنند و مرغ را پدرها . نتیجه اما قابل تأمل بود: نکته عجیب و جالب این بود که پدرها اجازه آمادهسازی آتش توسط مادرها را نمیدادند و خودشان هم غذا را آماده نکردند . انگار داشتند در برابر تغییر یک ذهنیت مقابله میکردند و بچهها شاهد این موضوع بودند . این صحنه، نمایشی از مقاومت در برابر تغییر نقشهای سنتی بود؛ مقاومتی که کودکان به وضوح آن را میدیدند و درس میگرفتند . چراغی تأکید میکند: این چالشها را در مقابل خانوادههای سنتی بیشتر حس میکنیم . از هتل پنج ستاره تا چادر زیر ستارگان این چالشها تنها به نقشهای جنسیتی محدود نیست،بلکه سبک زندگی را نیز در بر میگیرد . ما در سفرهایمان خانوادههایی را داریم که در کمتر از هتل پنج ستاره اقامت نمیکنند، اما ما آنها را برای کمپ کردن به جنگل میبریم و بچهها با همراهی خانواده چادر برپا میکنند . این تجربه، خود یک درس بزرگ است؛ درسی درباره سادگی، قناعت و لذتهای بیپیرایه زندگی که در دل طبیعت نهفته است . حتی بازدید از بناهای تاریخی مانند کاروانسراها نیز با همین رویکرد انجام میشود: بعد از چند بازدید، دیگر بچهها ویژگی معماری کاروانسراها را تشخیص میدهند . ما با آنها درباره تاریخچه و ارتباط کاروانسراها توضیح میدهیم و بچهها اینها را میآموزند . آموزش غیرمستقیم بیشترین بازدهی را دارد . انتخاب همسفر؛ چالشی در مدیریت انتظارات این سطح از حساسیت در برنامهریزی،طبیعتاً به گزینش دقیق شرکتکنندگان نیز منجر میشود . چراغی میگوید: ما ترجیح میدهیم سفرها را برای خانوادههایی برگزار کنیم که کار گردشگری کودک را درک میکنند . در غیر این صورت در حین اجرای برنامه با خانوادهها دچار چالش میشویم . انتخاب تسهیلگر یا مربی کودک نیز با وسواس فراوان انجام میگیرد: این کار جزئیات مهمی دارد، بنابراین باید از افراد متخصص و علاقهمند بهره ببریم . آنها نه راهنمای تور، که تسهیلگر تجربههای کودکانهاند . گردشگری کودک؛ غریبه آشنا در نقشه توسعه در نهایت،چراغی بزرگترین چالش این مسیر را ساختاری و کلان میداند: بزرگترین چالش ما این است که هیچ توجهی به گردشگری کودک و نوجوان نمیشود . ما داریم یک نسل را آموزش میدهیم . اما کجای برنامههای کلان گردشگری هستیم؟ این پرسش، پرسش اصلی همه فعالان این عرصه است . سرمایهگذاری بر آینده؛ فوایدی فراتر از سفر اهمیت این کار زمانی آشکار میشود که به فواید آن در مقیاس کلان نگاه کنیم .توجه جدی به گردشگری کودک، در حقیقت سرمایهگذاری هوشمندانه بر روی بنیادیترین رکن توسعه پایدار، یعنی نسل آینده است . این نوع از گردشگری، فرصتی است برای پرورش شهروندانی با درک عمیقتر از محیط زیست، تاریخ و فرهنگ بومی . کودکانی که از همان سالهای نخست زندگی، لمس کردن پوست درختان، شنیدن صدای جریان رودخانه و درک نظم حاکم بر یک بنای تاریخی را تجربه میکنند، در بزرگسالی نه به عنوان ناظرانی بیتفاوت، که به عنوان حامیان و مدافعان آگاه و دلسوز طبیعت و میراث فرهنگی خود عمل خواهند کرد . این سفرها، دانشی را در وجود آنان تزریق میکند که ماندگار و تبدیل به بخشی از هویت آنان میشود . از سوی دیگر، گردشگری کودک به عنوان ابزاری قدرتمند برای تقویت مهارتهای فردی و اجتماعی عمل میکند . خارج شدن از حباب امن و آشناى روزمره، کودکان را در موقعیتهای جدیدی قرار میدهد که مستلزم سازگاری، حل مسئله، کار گروهی و تعامل با همسالان در فضایی غیررقابتی است . این تجربیات، نه تنها اعتمادبهنفس آنان را افزایش میدهد، بلکه هوش هیجانی و توانایی مواجهه با موقعیتهای غیرمنتظره را در آنان تقویت میکند . در مقیاسی کلان، این فرآیند به پرورش نسلی با نشاطتر، خلاقتر، اجتماعیتر و تابآورتر منجر میشود که میتواند موتور محرکه توسعه همهجانبه کشور باشد . آینده در هاله ای از امید با این همه،چراغی خوشبین است و نشانههایی از تحول میبیند: حس میکنم کمکم در وزارتخانه دارد اتفاقات خوبی میافتد . با اینکه جشنواره گردشگری کودک با بینظمی و تغییر تاریخ متعدد برگزار شد، اما همین که به چنین مفهومی پرداخته شد، قابل تأمل و مایه امیدواری است . این امیدواری، امیدی است برای پررنگ شدن نقش کودکان در نقشههای توسعه گردشگری؛ کودکانی که امروز با شناخت ردپای حیوانات و معماری کاروانسراها، شاید فردا بتوانند نقشه بهتری برای میهن خود ترسیم کنند. ✍🏻 مریم کاظمی زاده
ایجاد شده: 29/آذر/1404 آخرین ویرایش: 29/آذر/1404 اخبار داخلی
" محمد جهانشاهی " دبیر کمیته ملی طبیعتگردی و کمیته گردشگری سبز در وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی است. بخش عمدهای از وقت او به توسعه گردشگری با مفاهیم پایداری اختصاص دارد و طبیعتگردی و گردشگری سبز در همین حیطه تعریف میشود. به گزارش هتل نیوز ؛ در میانه بحرانهای فزاینده آب، انرژی و پسماند، صنعت هتلداری ایران که خود از جمله مصرفکنندگان بزرگ و آلایندههای شهری محسوب میشود، نخستین گامها را برای پیوستن به گفتمان «پایداری» برداشته است. «نشان هتل سبز» به عنوان ابتکاری از سوی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، با هدف واداشتن هتلها به بهینهسازی مصرف آب و انرژی، مدیریت پسماند و تقویت تعامل با جامعه محلی، برای اولین بار در کشور به صورت جامع تعریف و اجرا شده است. این گزارش، روایتی است از چرایی، چگونگی و پیامدهای این حرکت که میتواند آینده صنعت گردشگری را در مسیری پایدارتر ترسیم کند. تعریف گردشگری سبز و پایدار از نگاه وزارتخانه جهانشاهی در تعریف گردشگری پایدار میگوید: «گردشگری پایدار از دل یک گفتمان بیرون آمده که اگر بخواهیم نگاه گستردهای داشته باشیم، آن گفتمان، "توسعه پایدار" است. یک دغدغهای امروز به وجود آمده که پس از سالها، دیدگاه مبتنی بر توسعه صرفاً اقتصادی، اثرات خود را در کشورهای مختلف نشان داد و رفتهرفته به عنوان یک چالش جهانی، نقطه اشتراک بسیاری از رهبران جهان و بخشهای علمی و پژوهشی دنیا شد. از دهه ۹۰ میلادی به بعد، تعریفی از توسعه به وجود آمد که بر اساس آن، اگر قرار است توسعه پیدا کنیم و شرایط زندگی بهتری داشته باشیم، باید به گونهای رفتار کنیم که کیفیت زندگیمان در سطح بالاتری باشد، اما در عین حال به یاد داشته باشیم که نسلهای بعد هم حق دارند از این منابع استفاده کنند. به همین دلیل در حوزههای مختلف، گفتمان توسعه پایدار تعریف شد تا بخشها با این رویکرد حرکت کنند که گردشگری پایدار هم جزء همین تعاریف است.» به گفته وی، گردشگری پایدار نوعی از گردشگری است که در آن، نیازها و الزاماتی که قرار است در طول مسیر و در مقصد به گردشگر ارائه شود، هم در حد کیفیت مطلوبی باید باشد و هم همزمان، نگاه به آینده و حفظ منابع برای آیندگان وجود داشته باشد. این تفکر است که تعاریفی را برای گردشگری پایدار در دنیا شکل میدهد و ما در دنیا با واژههایی مثل «ظرفیت برد» مواجه میشویم. ظرفیت برد مفهومی است که از دل گردشگری پایدار بیرون آمده و ظرفیت مقصد گردشگری را محاسبه میکند و میزان ورود گردشگر به یک سایت را تعریف مینماید تا هم گردشگر بهره کافی را ببرد و هم مقصد دچار تردد بیش از حد و عدم توجه به توان و ظرفیتش نشود. امروز به لطف گفتمان پایداری، ظرفیت برد در یک مکان گردشگری سنجیده میشود تا از حضور خارج از ظرفیت جلوگیری شود و جلوی آسیبهای وارده احتمالی گرفته شود. او در خصوص گردشگری سبز نیز توضیح میدهد: «در مورد گردشگری سبز، باید گفت این مفهومی است که از حدود سال ۲۰۰۰ میلادی و زمانی که بحث تغییرات اقلیمی اهمیت زیادی در دنیا پیدا کرد، بیشتر مورد توجه جهانیان قرار گرفت. خروجی بسیاری از پژوهشها و نشستهای علمی در دنیا در این رابطه است. رویکرد جهانی سبز، توجه را به کاهش تولید گازهای گلخانهای و کاهش تولید دیاکسید کربن و متان معطوف کرده است. حدود هشتاد درصد عامل گرمایش زمین از گاز کربن دیاکسید ناشی میشود و عامل تولید آن، سوختهای فسیلی است. میدانیم که در حال حاضر سوخت غالب در جهان، سوختهای فسیلی هستند. به همین دلیل بحث "گرین" یا سبز که کاهش تولید کربن است، در دنیا توجه ویژهای را به خود جلب کرده است.» هتلها؛ بازیگران پر مصرف و آلاینده وی با اشاره به تجربه سایر کشورها میافزاید: «در بسیاری از کشورها، خصوصاً در کشورهای حوزه خلیج فارس، این بحث با دقت زیادی دنبال میشود. به عنوان مثال در عربستان، امارات و قطر، به شکل ویژهای فضاهای گردشگری را حفظ میکنند و در حفاظت از محیط زیست توجه ویژهای دارند. تمام فرودگاههایشان با پنلهای خورشیدی کار میکند.» اما در این میان، هتلها جایگاه ویژهای دارند. جهانشاهی هشدار میدهد: «هتلها رتبه دوم یا سوم را در آلایندگی شهری دارند. چرا که ماهیت آنها بر اساس مصرفگرایی است و آلودهکننده محیط زیست هستند و کشورها دارند به سمتی میروند که این میزان آلایندگی را مدیریت کنند. در بررسیها آمده که بیش از ۷۰۰ مورد منبع مصرفی وارد هتل میشود. اگر این منابع با رویکرد مدیریت مصرف بهینه وارد هتل شده و مصرف شود، صرفهجویی بسیار زیادی ایجاد خواهد شد.» معیارهای انتخاب هتلهای سبز این مقام مسئول با بیان اینکه هتلها درصد بالایی از آلایندگی محیط زیست را ایجاد میکنند، به شرایط ایران اشاره میکند: «در کشور ما هم که اساس مصرف، بر پایه سوختهای فسیلی است، استفاده از انرژی تجدیدپذیر زیر دو درصد است. همچنین برنامههای جدی برای جایگزینی سایر اقلام مصرفی در جهت چرخه بازیافت وجود ندارد. بنابراین هتلهای ما بسیار پرمصرف هستند.» او از برنامههای آموزشی و اطلاعرسانی در دو سال اخیر سخن میگوید و اینکه «بهبود شاخصهای پایداری در زنجیره خدمات گردشگری» موضوعی است که سرلوحه فعالیتهای آنها قرار گرفته است. جهانشاهی خاستگاه طرح «نشان هتل سبز» را اینگونه شرح میدهد: «جایزه "وجدان محیط زیست در کسب و کارها" که مدتی پیش سومین دوره آن برگزار شد، نگاهی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی بود و سعی کردیم دید جدیدی هم به موضوع داشته باشیم و مبحث گردشگری را هم به آن اضافه کنیم. در سال گذشته حدود ۲۵ شخصیت حقیقی و حقوقی در صنعت گردشگری را معرفی کردیم. سعی کردیم دامنه وسیعی در طول زنجیره تأمین و خدمات گردشگری که به بحث توجه به مسائل محیط زیستی، بهینهسازی مصرف منابع و گردشگری سبز در کار خود توجه میکنند را شناسایی و تجلیل کنیم. این موضوع باعث شد تا به این فکر بیفتیم که برای گردشگری به صورت مجزا، یکسری شاخص تعریف کنیم و کسب و کارهای مرتبط را با آن شاخصها بسنجیم. هدفگذاری ما روی هتلها متمرکز شد؛ به همان دلیلی که ذکر شد: پرمصرف بودن، پرهزینه بودن و آلایندگی بالای آنها در محیطهای شهری. همه این موارد باعث شد که تصمیم بگیریم امسال "نشان هتل سبز" را طراحی کنیم.» شاخصهای این نشان در چهار حوزه تعریف شد: 1. بهینهسازی مصرف آب 2. بهینهسازی مصرف انرژی (که برای استفاده از انرژی تجدیدپذیر در آن امتیاز در نظر گرفته شد) 3. مدیریت پسماند (به عنوان چالش مهم کشور) 4. رفتارهای اجتماعی هتلها نسبت به جوامع محلی به گفته جهانشاهی، همه این موارد، چالشهایی است که کشور با آنها درگیر است. او در توضیح هر یک میگوید: «در بحث آب، هر ۳۱ استان ما با بحران آب مواجه است. در ۵۰ سال گذشته، سالی یک میلیمتر کاهش بارندگی داشتیم و در برخی سالها این میزان بیشتر هم بوده است. از سوی دیگر منابع آبهای زیرزمینی را در برخی موارد بالای ۹۰ درصد مصرف کردیم تا به چالشهای جدی نظیر فرونشست رسیدیم. اصفهان، فارس، تهران، خراسان رضوی و کرمان که بیشترین میزان فرونشست را دارند، جزو اولین استانهای گردشگرپذیر کشور هم هستند. اثر این فرونشستها در آثار تاریخی ما هم به وضوح دیده میشود. تعدادی از آثار جهانی کشور به صورت جدی درگیر فرونشست هستند. بنابر این، به راحتی میتوان به اهمیت موضوع بهینهسازی مصرف آب در کشور، خصوصاً در هتلها پی برد.» او در مورد شاخص انرژی نیز هشدار میدهد: «مورد بعدی مصرف انرژی است که ما با کمبود آن در مقابل نیاز مردم مواجه هستیم؛ تا حدی که به قطعی برق خانهها رسیدیم. با آمدن فصل سرما هم با ناترازی در مصرف گاز مواجه خواهیم شد. این کمبودها دارد به مراحلی میرسد که زندگی مردم را به صورت جدی تحت تأثیر قرار داده است. خصوصاً در مورد کمبود آب، موج مهاجرتها شروع شده و در برخی موارد تعارضات اجتماعی پدید آمده است.» در مورد شاخص سوم، یعنی مدیریت پسماند، جهانشاهی میافزاید: «این یکی دیگر از موارد مهم و مورد توجه است. تولید بالای زباله در کشور ما روزانه ۵۵ هزار تن است. خصوصاً استانهای مازندران و گیلان که گردشگر بیشتری وارد آنها میشود، دهههاست با مشکل جدی مدیریت پسماند مواجه هستند. در حال حاضر ۲۰۰ هکتار از جنگلهای شمال کشور محل دپوی زباله است. از آنجا که بحث بازیافت زباله در کشور ما ضعیف است و تنها حدود ۱۵ درصد زباله تولیدی بازیافت میشود، این امر خود موجب آلودگیهای محیطی بیشتر است. سرانه تولید زباله در کشور ما بیش از استاندارد جهانی است، همانطور که در مصرف انرژی بیشتر از مصرف سرانه دنیا مصرف میکنیم.» شاخصهای اجتماعی و فرآیند ارزیابی او درباره شاخص اجتماعی نیز توضیح میدهد: «مسائل اجتماعی را نیز در خصوص بحث سبز، برای هتلها مد نظر قرار دادیم. سطح تعامل هتل با جامعه اطراف را سنجیدیم؛ اینکه تعامل آن با جامعه بومی چگونه است و چگونگی مسئولیت اجتماعی آنها را ارزیابی کردیم.» جهانشاهی با مقایسه وضعیت جهانی میگوید: «در کشورهای دیگر از بسیاری از این موارد عبور کردهاند. آنها به بحث "صفر کردن تولید کربن" رسیدهاند و در مصرف آب و انرژی به بهترین سطح مصرف بهینه دست یافتهاند. ما سعی کردیم روشمان را به روشی که سازمان جهانی گردشگری در تعیین روستاها و شهرهای گردشگری سبز استفاده میکند، نزدیک کنیم. ما هم مثل الگوهای جهانی از شیوه خوداظهاری در گزارش توسط هتلها استفاده کردیم. گزارشها به صورت دیجیتال برای ما ارسال شد. با جامعه هتلداران ایران بحث شد و هیئت مدیره تصمیم به همکاری گرفت.» وی درباره نحوه ارزیابی میافزاید: «در گذشته حرکتهایی در این خصوص به صورت محدودتر شده بود، اما اینکه به این شکل گسترده و در خود ایران به صورت جامع این بحث تعریف و اجرا شود، اتفاق نیفتاده بود. ما شش داور داشتیم که برخی از آنها جزو ارزیابهای هتلها هستند و به این دلیل به این امور اشراف کامل دارند. در نهایت تا روز آخر مهلت ارسال آثار، با ۵۵ هتل از ۱۲ استان و منطقه آزاد کیش مواجه شدیم که ۸۰ درصد آنها، هتلهای ۴ و ۵ ستاره بودند. نزدیک به ۵۰ درصد این هتلها جزو هتلهای گروهی بودند. در دنیا هم همینطور است، اغلب این استانداردها در گروههای هتلی، طبق پروتکلهای واحد رعایت میشود. تعدادی از هتلها هم با اینکه قدیمی بودند، بازسازی و مرمت شده بودند و تجهیزات جدید به کار بسته بودند.» ریشههای مصرف بالا در هتلهای ایران جهانشاهی به تحلیل علل این مصرف بالا میپردازد: «به طور کلی ۳۰ درصد هتلهای ما بالای ۵۰ سال عمر دارند. عددی در حدود ۲۷۰ هتل ساخته شده در ایران بالای ۵۰ سال عمر دارند. بیشتر هتلهای ۵ ستاره ما هم قدیمی هستند، به جز چند هتلی که در سالهای اخیر ساخته شدهاند. اما باید به این نکته هم توجه کرد که هتلهای جدیدتر که در ۳۰ تا ۴۰ سال اخیر ساخته شدهاند، به روشها و تکنیکهای سبز توجه نکردهاند. چون در کشور ما انرژی ارزان و فراوان است و این باعث شده که ما به تکنولوژیهای روز دنیا در جهت کنترل مصرف اهمیت ندهیم. به عنوان مثال، چرا باید سیستمهای مصرف انرژی در اتاقها و طبقاتی که فاقد میهمان هستند، کار کند؟ بر این اساس، هم هتلهایی که به سمت کهنسالی رفتهاند و هم هتلهایی که جدیداً ساخته شدهاند، با همان نگاه سنتی ساخته شدهاند. وقتی بررسی میکنیم، میبینیم هتلی که تنها ۲۰ سال از ساختش گذشته، چقدر پرمصرف است و در مقایسه با نمونه مشابهش در دیگر کشورها، چه در سازه و چه در مدیریت مصرف، حدود ۵۰ درصد منابع را هدر میدهد.» انرژیهای تجدیدپذیر؛ راهکاری برای تابآوری وی با اشاره به پتانسیل بالای کشور در حوزه انرژی خورشیدی میگوید: «۹۰ درصد مساحت کشور، بیش از ۳۰۰ روز در سال آفتابی است. ما منبع انرژی تقریباً پایانی در خصوص انرژی خورشیدی داریم. در خصوص انرژی بادی هم در برخی استانها این امکان فراهم است، البته هزینه نیروگاههای بادی در کشور ما بالاست. اما مناسبترین منبع، همین انرژی خورشیدی است. شتابی که استفاده از انرژی خورشیدی در دنیا دارد، بسیار بالاست. شاهدیم که قیمت پنلها کاهش مییابد و قدرت باتری آنها بیشتر میشود. چین در این خصوص سردمدار است و حدود ۴۰ درصد از انرژی خودش را از انرژیهای تجدیدپذیر تولید میکند. این عدد در مورد ترکیه ۱۲ تا ۱۵ درصد است. در کشور ما سهم انرژیهای تجدیدپذیر ۱.۵ تا ۲ درصد است که بسیار کم است، اما نسبت به گذشته رشد اندکی پدید آمده است.» جهانشاهی به یک نمونه موفق اشاره میکند: «استفاده از این پنلهای خورشیدی این امکان را به وجود میآورد که برق تولیدی را بتوان به شبکه برق سراسری وارد کرد و به دولت فروخت. یک اقامتگاه در کاشان به درآمد پایدار رسیده است و در حال گسترش این نیروگاه خورشیدی در فضای خود است تا با قیمت پلکانی به دولت بفروشد. این موضوع میتواند نیاز خود مجموعهها را پوشش دهد و در عین حال درآمدزایی هم برایشان ایجاد کند، خصوصاً در فصول قطعی برق که در کشور وجود دارد.» او در پایان این بخش میافزاید: «برای تولید برق سبز گردشگری، با همکاری سازمان انرژی تجدیدپذیر در حال توافق هستیم تا نشستهای مشترک بگذاریم و بتوانیم اقدامات جدیتر و گستردهتری انجام دهیم.» سیاستهای تشویقی و چشمانداز آینده جهانشاهی در پایان درباره ضرورت تحول و سیاستهای تشویقی میگوید: «ما با یک بازه ۱۰ تا ۱۵ ساله تأخیر وارد این مباحث شدهایم. میلیاردها تومان در مورد تأسیسات گردشگری هزینه شده است. اگر این گفتمان وجود داشت، میتوانستیم بگوییم این سرمایهگذاریها در جهت گفتمان سبز صورت گرفته است. کاری را که شروع کردهایم سالها بعد نتیجه خود را نشان خواهد داد و بسیار با اهمیت است. ما فرصتهای زیادی را از دست دادهایم و باید هوشیار باشیم تا فرصتهای بیشتری را از دست ندهیم.» وی با بیان اینکه در بسیاری از کشورها، دیدگاه سبز تبدیل به قانون شده است، توضیح میدهد: «در آن کشورها هزینه استفاده از آب، انرژی و تولید پسماند آنقدر زیاد است که آنها ناگزیر به مدیریت این مباحث هستند. چیزی که در این حوزه به آنها کمک میکند، دانش است. حتی در مواردی از هوش مصنوعی برای استخراج الگوریتمها برای چگونگی مصرف انرژی استفاده میکنند. در این کشورها هم مقررات، این الزام را ایجاد میکند و هم سیاستهای تشویقی وجود دارد.» جهانشاهی از طراحی سیاستهای تشویقی در ایران خبر میدهد: «ما یکسری سیاستهای تشویقی را طراحی کردیم که امیدواریم بتوانیم آنها را اعمال کنیم. یکی اینکه تأسیسات گردشگری بتوانند با قراردادن پنلهای خورشیدی تبدیل به نیروگاههای برق شوند و حتی بتوانند بیش از نیاز خود برق تولید کنند و با فروش آن به دولت و شبکه برق مرکزی، در هزینههای خود صرفهجویی کنند. دیگر اینکه تأسیسات در حال ساخت یا مرمت که این الگوها را مد نظر گرفته باشند، بتوانند از تسهیلات بیشتری استفاده کنند یا در اولویت اعطای تسهیلات باشند. همه اینها باعث میشود تا سهم رفتارهای سبز را در خدمات گردشگری بیشتر ببینیم.» او در پایان با بیان اینکه این حرکت بازخوردهای خوبی داشته، خاطرنشان میکند: «ما شاهد این هستیم که در کارگروههای تخصصی هتلداری در این باره بحث میشود و برخی از هتلهایی که موفق به اخذ نشان نشدهاند در تلاش هستند که این استانداردها را اعمال کنند. این گفتمان باید به گفتمان غالب در هتلهای کشور بدل شود. حرکتی است که میتواند به حرکت به سمت گردشگری پایدار و توسعه پایدار سرعت ببخشد و هتلها را به برندی مشخص در زمینه تکنولوژی سبز تبدیل کند.» ✍🏻 مریم کاظمی زاده
ایجاد شده: 19/آبان/1404 آخرین ویرایش: 19/آبان/1404 اخبار داخلی
به گزارش ایتنا ؛ محمد یزدانپناه، مدیرعامل شرکت گردشگران شهر راز شیراز و عضو هیئتمدیره هلدینگ گردشگران، در مصاحبه ای اختصاصی در خصوص برگزاری سمپوزیوم بازار گردشگری کشورهای عضو اکو ، با اشاره به حضور شرکت در این رویداد، بر نقش آژانسهای خلاق در آینده گردشگری تأکید کرد. وی اظهار داشت: «افتخار داریم که در این رویداد منطقهای در جزیره کیش حضور داریم. در جریان این سمپوزیوم، مباحثی را درباره آژانسهای خلاق بهعنوان نسل جدید برنامهریزان سفر مطرح خواهیم کرد.» یزدانپناه در ادامه افزود: «ویژگیهای متمایز آژانسهای خلاق، دلایل دگرگونی نقش برنامهریزان سفر و نقش این آژانسها در توسعه گردشگری نوین، از جمله مواردی است که مورد بررسی قرار خواهد گرفت.» او همچنین با اشاره به تغییر ذائقه مسافران و نگرشهای نسل زی گفت: «در این رویداد، تحولات مربوط به گردشگری هزاره سوم، ابزارهای نوین تبلیغات و بازارهای جدید گردشگری نیز از جمله موضوعاتی است که به آنها پرداخته میشود.» مدیرعامل گردشگران شهر راز خاطرنشان کرد: «جایگاه فناوری و نقش منابع انسانی در گردشگری نوین، از موارد کلیدی و قابل تأمل است که روی آنها تأکید خواهیم داشت. در نهایت نیز راهکارهای تقویت همکاریهای منطقهای میان آژانسهای گردشگری کشورهای عضو اکو بررسی خواهد شد.» سمپوزیوم بازار گردشگری کشورهای عضو اکو قرار است ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ در جزیره کیش برگزار شود. گروه رسانهای ایتنا / هتلنیوز حامی برگزاری این رویداد میباشد.
ایجاد شده: 20/اردیبهشت/1404 آخرین ویرایش: 20/اردیبهشت/1404 اخبار داخلی
به گزارش سرویس خارجی ایتنا ؛ در محیطهای پرشتاب و پرتنش هتلها، کارکنان جدید اغلب با فشار بالایی مواجهاند؛ از یادگیری فرآیندهای جدید تا پاسخگویی به میهمانان. این فشارها اگر با آموزش مؤثر و حمایت مستمر همراه نباشد، منجر به استرس و ترک زودهنگام شغل میشود. تدوین یک برنامه دقیق برای روزهای اول، ارائه آموزش گامبهگام، تشویق به پرسیدن سؤال و استفاده از ابزارهای بصری مانند نمودارهای تصمیمگیری میتواند به تازهکارها کمک کند تا اعتمادبهنفس پیدا کنند و عملکرد پایداری داشته باشند. مدیرانی که در زمانهای شلوغ حضور فعال دارند، بازخورد سازنده میدهند، اشتباهات را فرصتی برای یادگیری میدانند و با تقویت حس تعلق و شناسایی موفقیتهای کوچک، به کارکنان انگیزه میدهند، باعث رشد و تثبیت آنها در شغل میشوند. حمایت پس از دوره آموزش اولیه نیز با بررسیهای دورهای ۳۰-۶۰-۹۰ روزه، مربیگری مستمر و مکالمات منظم، فضای یادگیری مداوم ایجاد میکند. این روند پیوسته در نهایت کارکنان را از حالت تردید به اطمینان و توانمندی میرساند.
ایجاد شده: 19/اردیبهشت/1404 آخرین ویرایش: 19/اردیبهشت/1404 اخبار خارجی
به گزارش سرویس خارجی ایتنا ؛ در جریان اکسپو ۲۰۲۵ ژاپن که با حضور ۲۸ میلیون بازدیدکننده از بیش از ۱۵۰ کشور برگزار میشود، سازمان جهانی گردشگری (UN Tourism) با برگزاری دو نشست رسمی، بر نقش کلیدی نوآوری، آموزش و توانمندسازی زنان در تحول پایدار گردشگری تأکید کرد. در نشست "جشن زنان کارآفرین"، زنان بنیانگذار از کشورهای مختلف از جمله ژاپن، کره، امارات، چین و آمریکا، مدلهای نوین کسبوکار را ارائه کردند که تلفیقی از فناوری، رشد پایدار و تأثیر اجتماعی بودند. این نشست با حضور مدیران ارشد صنعت گردشگری و فناوری، به بررسی راهکارهای ارتقای تنوع، عدالت و دسترسی در صنعت پرداخت. در نشست سرمایهگذاری جهانی در گردشگری با محوریت "خلق مشترک فرهنگ برای آینده"، کارشناسان بر اهمیت سرمایهگذاریهای انسانیمحور در رشد گردشگری پایدار تأکید کردند. طبق آمار، منطقه آسیا-اقیانوسیه بین سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴، میزبان ۴۴۲ پروژه سرمایهگذاری خارجی به ارزش ۳۷.۵۵ میلیارد دلار بوده که منجر به ایجاد بیش از ۷۷ هزار شغل شده است. در این نشست، نمایندگان شرکتهایی مانند هایت، فرودگاههای کانسای و استارتاپهای محلی تجربیات خود را در زمینه مدلهای مشارکتی و فرهنگی در سرمایهگذاری گردشگری ارائه کردند.
ایجاد شده: 13/اردیبهشت/1404 آخرین ویرایش: 13/اردیبهشت/1404 اخبار خارجی
صنعت هتلداری، این دنیای پر زرق و برق و پر تکاپو، همواره به عنوان ویترینی از تجمل و خدمات رسانی شناخته میشود. اما در پشت این ظاهر فریبنده، حقیقتی نهفته است که اغلب از دیدهها پنهان میماند: سلامت و رفاه نیروی انسانی. این گوهری پنهان، کلید طلایی موفقیت و پایداری هر هتل است. سالها پیش، زمانی که من به عنوان عضوی کوچک در یکی از هتلهای شهر مشغول به کار بودم، تجربهای ارزشمند کسب کردم که دیدگاهم را نسبت به این صنعت دگرگون ساخت. در آنجا، مدیران دلسوزی حضور داشتند که نه تنها به سودآوری و جذب مشتری اهمیت میدادند، بلکه سلامت و رفاه کارکنان را در اولویت بالاتری قرار داده بودند. به خاطر دارم، مدیر خانهداری هتل، بانویی با تجربه و کاردان بود. او به خوبی میدانست که کارکنان بخش خانهداری، به طور مداوم با مواد شوینده اسیدی و شیمیایی در تماس هستند. به همین دلیل، او با پیگیریهای مستمر، ترتیبی داده بود تا تمامی کارکنان این بخش، روزانه سهمیه شیر دریافت کنند. این اقدام، نه تنها از لحاظ جسمی به سلامت کارکنان کمک میکرد، بلکه نشان از اهمیت و ارزشی بود که مدیریت برای آنها قائل بود. همچنین، مدیر غذا و نوشیدنی هتل، فردی خلاق و نوآور بود. او به این نکته توجه داشت که پرسنل بخش پذیرایی، به دلیل سرو غذا و نوشیدنی در ساعات طولانی، در معرض خطر چاقی و اضافه وزن قرار دارند. به همین دلیل، او هر روز صبح، قبل از شروع کار، برنامههای ورزشی مفرح و متنوعی را برای کارکنان تدارک میدید. این برنامهها، نه تنها به حفظ تناسب اندام آنها کمک میکرد، بلکه باعث افزایش انرژی و شادابی آنها در طول روز میشد. او معتقد بود که کارکنان شاداب و خوش اندام، میتوانند خدمات بهتری به میهمانان ارائه دهند و از ایجاد نارضایتی ناشی از بوی بد عرق جلوگیری کنند. من نیز به عنوان یک کارمند در بخش فرانت آفیس، از توجه و حمایت مدیران هتل بهرهمند بودم. به دلیل ایستادن طولانی مدت در این بخش، خطر ابتلا به واریس برای من وجود داشت. مدیر هتل با درک این موضوع، به من اجازه میداد تا در ساعات خلوت، در بکآفیس بنشینم و استراحت کنم. این اقدام ساده، نه تنها از بروز مشکلات جسمی برای من جلوگیری میکرد، بلکه باعث افزایش انگیزه و تعهد من به کارم میشد. سلامت کارکنان هتلها، به ویژه در بخشهایی که نیاز به ایستادن طولانیمدت دارند، از اهمیت ویژهای برخوردار است. استفاده از کفشهای استاندارد و طبی برای کارکنان، بهطور مستقیم بر سلامت اسکلتی-عضلانی آنها تأثیر میگذارد. کفشهای نامناسب میتوانند منجر به کمردرد، درد پا و سایر آسیبهای جسمانی شوند که این مشکلات میتوانند به کاهش بهرهوری و افزایش غیبت از کار منجر شوند. لذا، سرمایهگذاری در تهیه کفشهای طبی استاندارد و ارائه آموزشهای لازم در خصوص نحوه صحیح ایستادن و حرکت کردن، به حفظ سلامت کارکنان کمک میکند. اما سلامت جسمانی، تنها بخشی از سلامت کلی نیروی انسانی است. سلامت روان، موضوعی به مراتب مهمتر و پیچیدهتر است که متاسفانه در بسیاری از هتلها نادیده گرفته میشود. استرس شغلی، فشارهای روانی ناشی از تعامل با مشتریان ناراضی، شیفتهای طولانی و نامنظم، و عدم تعادل بین کار و زندگی، میتواند به سلامت روان کارکنان آسیب جدی وارد کند. در هتل محل کار من، مدیران به این موضوع نیز توجه ویژهای داشتند. آنها به طور منظم، مشاوران و روانشناسان مجرب را به هتل دعوت میکردند تا برای کارکنان، دورههای آموزشی و مشاورهای برگزار کنند. در این دورهها، کارکنان با روشهای مدیریت استرس، حل مسئله و برقراری ارتباط موثر آشنا میشدند. همچنین، مدیران همواره در دسترس بودند تا به مشکلات و نگرانیهای کارکنان گوش دهند و آنها را راهنمایی کنند. این تجربهها به من آموخت که سرمایهگذاری در سلامت نیروی انسانی، نه تنها یک وظیفه اخلاقی، بلکه یک استراتژی هوشمندانه برای موفقیت پایدار است. هتلی که به سلامت کارکنان خود اهمیت میدهد، در واقع برای آینده خود سرمایهگذاری میکند. کارکنان سالم، شاداب و با انگیزه، خدمات بهتری به میهمانان ارائه میدهند، رضایت مشتریان را افزایش میدهند، و در نهایت، سودآوری هتل را تضمین میکنند. متاسفانه، در بسیاری از هتلها، این موضوع نادیده گرفته میشود. مدیران، تنها به دنبال افزایش سود و کاهش هزینهها هستند و از اهمیت سلامت نیروی انسانی غافل میشوند. آنها فراموش میکنند که کارکنان، ارزشمندترین دارایی هر هتل هستند. من معتقدم که زمان آن رسیده است تا این نگرش تغییر کند. مدیران هتلها باید بپذیرند که سلامت نیروی انسانی، نه یک هزینه اضافی، بلکه یک سرمایهگذاری ارزشمند است. آنها باید با ایجاد محیطی سالم و ایمن، ارائه آموزشهای لازم و حمایت از کارکنان خود، به سلامت جسمی و روانی آنها اهمیت دهند. سلامتی نیروی انسانی به عنوان یک اصل بنیادین در صنعت هتلداری باید مورد توجه قرار گیرد. با نگاهی دقیق به تجربیات و ابتکارات مثبتی که در هتلها پیادهسازی میشوند، میتوان به وضوح مشاهده کرد که مدیریت کلیدی و مؤثر به خوبی میتواند سلامت کارکنان را تضمین کند و در عین حال کیفیت خدمات را بهبود بخشد. وقتی کارکنان احساس کنند که به آنها اهمیت داده میشود و در محیطی ایمن و حمایتی کار میکنند، توانایی بیشتری برای ارائه خدمات عالی دارند. بیایید با هم، گوهری پنهان در صنعت هتلداری را کشف کنیم و با سرمایهگذاری در سلامت کارکنان، آیندهای روشنتر و موفقتر را برای هتلهای خود رقم بزنیم. ✍️ فرزاد زارع - فعال گردشگری
ایجاد شده: 10/اردیبهشت/1404 آخرین ویرایش: 10/اردیبهشت/1404 مقالات و یادداشت ها