به گزارش هتل نیوز ، " علیاکبر عبدالملکی " رئیس کمیسیون گردشگری اتاق ایران میگوید امیدواریم بتوانیم در فرصت اکسپو دبی با پکیجهایی که شرکتهای مسافرتی تدوین کردهاند دستکم ۵ درصد از ۲۵ میلیون جمعیتی که در این شش ماه وارد امارات میشوند را جذب کشور کرده و در مناطق آزاد کیش، قشم و چابهار پذیرای آنها باشیم. او با بیان این مطلب توضیح داد: بیشتر از یک سال است که هر هفته در سازمان توسعه و تجارت ایران جلسات مشترکی داشتیم و در نهایت قرار شد که برای اولین بار اتاق بازرگانی ایران کمیتهای به نام کمیته اکسپو تشکیل داده و مسئولیت برنامهریزی و اعزام هیاتهای تجاری را بر عهده بگیرد. عبدالملکی ادامه داد: خوشبختانه کمیته اکسپو اتاق ایران برنامههای متعددی از جمله برگزاری جلسات B۲B مفید میان تجار ایرانی با تجار سراسر دنیا در دبی را ترتیب داده و امیدواریم بتوانیم از تجارب و دانش کشورهای دیگر در صنعت گردشگری نهایت بهره را ببریم. او با بیان اینکه قیمت بلیت نمایشگاه از حدود ۹۵ درهم شروع شده و حداکثر به ۱۵۰ درهم میرسد و بلیت افراد زیر ۱۸ سال و بالای ۶۰ سال رایگان و بلیت همراهان این افراد هم با ۵۰ درصد تخفیف همراه خواهد بود گفت: قرار بر این است که هر هفته از یکی از استانهای کشور در پاویون ایران حضور داشته باشند و به مدت یک هفته جاذبههای قومی، محلی، صنایع دستی، موسیقی محلی، غذاهای سنتی و ... را به معرض نمایش بگذارند. عبدالملکی با بیان اینکه ایران باید فرصت برگزاری اکسپو در امارات به خصوص به دلیل نزدیکی جغرافیایی آن غنیمت دانسته و از آن نهایت استفاده را داشته باشد یادآوری کرد: پیشبینیشده ۱۹۲ کشور در این رویداد حاضر شده و فضایی بالغ بر ۵۰۰ هکتار را در بر گرفته و ۲۵ میلیون نفر در امارات از این رویداد بینالمللی بازدید خواهند داشت. این رویداد یکی از پربازدیدترین رویدادهای فرهنگی جهان است و در نوع خود بینظیر است و باعث رشد و رونق اقتصادی در منطقه خواهد شد.
ایجاد شده: 11/مهر/1400 آخرین ویرایش: 11/مهر/1400 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز ، " احسان نورانی " معاون میراث فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان گفت: مرمت و احیای گراند هتل قزوین به دلیل مشکلات ایجاد شده برای سرمایه گذار این طرح فعلا متوقف شده است، اما اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان پیگیر است تا هرچه زودتر با معرفی سرمایه گذار جدید، کار مرمت و احیای این بنای تاریخی از سرگرفته شود. به گفته وی، مرمت و احیای گراند هتل قزوین در مرحله استحکام بخشی سازه است که ۸۰ درصد آن به انجام رسیده است. این مسوول گفت: پس از پایان عملیات استحکام بخشی گراند هتل قزوین، کار مربوط به تزیینات آن آغاز خواهد شد. معاون میراث فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی قزوین افزود: قرار است گراند هتل پس از مرمت و ساماندهی با کاربری تجاری، پذیرایی و اقامتی در خدمت شهروندان و گردشگران قرار گیرد. گراند هتل قزوین از بناهای تاریخی شهر قزوین و مربوط به دوره قاجاریه به شمار میرود که در سال ۱۳۸۴ با شماره ۱۲۸۹۹ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این بنا که از قدیمیترین هتلهای ایران به سبک و سیاق هتلهای امروزی محسوب میشود، به اعتقاد عدهای از کارشناسان یکی از نمادهای مدرن سازی ایران است.
ایجاد شده: 6/مرداد/1400 آخرین ویرایش: 6/مرداد/1400 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز، معمولا هر نامگذاری، داستان و ماجرای مخصوص به خودش را دارد. حالا اگر این نامگذاری برای نام رسمی یک کشور با میلیونها جمعیت انسانی باشد، داستانهای تاریخی و فرهنگی به قدمت صدها و هزاران سال خواهد داشت. نامگذاری کشورها با عوامل زیادی در ارتباط است. نام برخی از آنها مانند مصر و یونان، باستانی است و نام بعضی دیگر برای درک و پیبردن، نیازی به فکرکردن زیادی ندارد اما نام شماری از کشورها داستانها و ایدئولوژیهای دیگری دارد. در این بین بعضی کشورها در طول تاریخ نامشان به دلایل مختلف تغییر کرده است. از این کشورها بعضی مانند هلند به منظور ارتقای صنعت گردشگری اسمشان را تغییر دادهاند و بعضی کشورها با تغییر حکومتی که بر آن سرزمین فرمانروایی میکرده، در طول تاریخ نامشان عوض شده است. همچنین برخی نامها پس از یک واقعه مثل همهپرسی یا انقلاب، برای حفظ اتحاد سیاسی و قومی، نام دیگری را انتخاب کردهاند. به طور کلی عوامل سیاسی یکی از مهمترین این دلایل برای تغییر نام است. با چند کشور که با ماجراهای جالب و داستانهای مختلف نام خود را تغییر دادهاند، بیشتر آشنا میشویم. نه به سیلان، درود بر استقلال | «سیلان» به «سریلانکا» سریلانکا، جزیرهای واقع در جنوب هند است. تا پیش از سال ۱۹۷۲ نام این کشور که آن موقع مستعمره بریتانیا بوده، سیلان بوده و توسط پرتغالیها روی آن گذاشته شده است. پرتغالیها در سال ۱۵۰۵ سریلانکای فعلی را کشف کردند. این کشور بعدها به جزئی از بریتانیا تبدیل شد و در سال ۱۹۴۸ توانست استقلال خود را به دست آورد. با این حال، سالها بعد، دولت این کشور جزیرهای تصمیم به تغییر نام آن گرفت. در سال ۲۰۱۱، نام سیلان در این کشور از همه چیزهایی که هنوز نام قدیمی را داشتند، از زیرمجموعههای دولت گرفته تا شرکتها، حذف و به طور رسمی نام فعلی به آن اطلاق شد. سرزمین کمارتفاعِ قطب جهانگردی | «هلند» به «ندرلند» اگرچه در زبان فارسی هنوز از این کشور با نام هلند (Holland) یاد میشود اما نام آن در واقع به ندرلند (Netherlands) تغییر یافته است. هلند در اصل نام منطقهای در کشور ندرلند است که از این لحاظ با نام قدیمی پارس برای ایران قابل مقایسه است. نام هلند به معنی سرزمین چوب است. دو استان هلند شمالی و جنوبی در ندرلند که همچنان نام «هلند» را داشتند، با هدف یکپارچهکردن همه استانهایی که جزو ندرلند هستند و همچنین در اقدامی بازاریابانه، دیگر با عناوین هلند شمالی و جنوبی خطاب نمیشوند. از ژانویه ۲۰۲۰ آنها هم مانند بقیه استانهای این کشور، ندرلند هستند. این تغییر در بسیاری از بخشهای دیگر، مثلاً در نام تیم فوتبال آنها هم دیده می شود. حالا این کشور با نام ندرلند شناخته میشود که به معنی «سرزمین پست» و اشاره به شرایط است. تغییر نامهای بسیار و پیاپی | «کامبوچا» به «کامبوج» نام این کشور از ۱۹۵۳ تا ۱۹۹۵، پنج بار تغییر یافت و این تغییرات به شرح زیر بود: اولین تغییرات در سال ۱۹۵۳ تا ۱۹۷۰ صورت گرفت و پادشاهی کامبوج نامیده شد، سپس این نام در ۱۹۷۰ تغییر یافت و سال ۱۹۷۵ به جمهوری خمر تبدیل شد. متعاقباً این سرزمین تحت حکومت کمونیستی قرار گرفت و نام آن به کامپوچای دموکراتیک تغییر کرد. در ادامه این کشور تحت نظارت سازمان ملل وارد مرحله انتقالی شد و بین سالهای ۱۹۸۹ و ۱۹۹۳ دولت کامبوج خوانده شد و در سال ۱۹۹۳ به سلطنت و نام قدیمی خود، پادشاهی کامبوج برگشت. اما خمرها - پیروان حزب کمونیست - خود را کامپوچئیها مینامند که به معنای فرزندان شاهزاده (کامپو) است. شایان ذکر است کلمه کامبوج در اصطلاح غلط فرانسوی کلمه کامپوچاست. همنامشدن با کشور همسایه | «زئیر» به «جمهوری دموکراتیک کنگو» زئیر نام قدیم کشوری در آفریقای مرکزی بود که تا قبل از استقلال از بلژیک به همین نام شناخته میشد. کلمه زئیر صورت پرتغالیشده نام رودخانه کنگو در زبان کنگویی است که به آن نزاره یا نزادی به معنای «رودی که همه رودها را میبلعد» میگویند. اما این کشور پس از آن که در سال ۱۹۶۰ از بلژیک مستقل شد، نامش به «جمهوری کنگو» که همان نام کشور همسایهاش بود، تغییر کرد. البته این تغییر نام دردسرهای خودش را داشته؛ چرا که نام آن شبیه نام کشور همسایه بوده است. در نتیجه برای تشخیص این دو کشور از نام پایتختهای آنها که کینشاسا و برازاویل بود، استفاده میشد تا تمایزی ایجاد شود تا این که چند سال بعد نام آن به «جمهوری دموکراتیک کنگو» تغییر کرد و هنوز هم با همین نام شناخته میشود. کشوری همچنان با دو نام | «برمه» به «میانمار» میانمار، نام کشوری با ۵۴ میلیون نفر جمعیت واقع در جنوب شرقی آسیاست. این کشور پیش از این با نام برمه شناخته میشده و مستعمره انگلیس بوده است. برای این که متوجه شوید هنوز هم نام برمه برای این کشور به کار میرود، کافی است به مورد اخیر اسناد رسمی منتشرشده توسط دولت بایدن رجوع کنید که از این کشور با نام برمه یاد شده است. مسئله تغییر نام از برمه یا میانمار در سال ۱۹۸۹ مطرح شد. در آن زمان دولت نظامی حاکم پس از سرکوب اعتراضات دموکراسیخواهانه و کشتهشدن هزاران نفر، نام کشور را از برمه به میانمار تغییر داد. دولت نظامی معتقد بود اصطلاح برمه تنها برمن، بزرگترین قوم میانمار را دربرمیگیرد و ۱۳۴ اقلیت قومی دیگر را شامل نمیشود و از این نظر، تبعیض نژادی محسوب میشود. همچنین معتقدند برمه که تحت حاکمیت بریتانیا نام رسمی کشور شد و پس از استقلال هم به همین نام باقی ماند، یادآور گذشتهای استعماری است. سازمان ملل متحد و برخی از کشورها مانند فرانسه و ژاپن این تغییر را به رسمیت شناختند اما آمریکا و بریتانیا این کار را نکردند. مخالفان داخلی تغییر نام معتقدند چون این تغییر بدون توجه به خواست مردم انجام شده نباید به رسمیت شناخته شود. آخرین کشوری که نامش را تغییر داد | «سوازیلند» به «اسواتینی» نام کشور اسواتینی را احتمالا کمتر کسی شنیده باشد. البته خیلی هم تعجب ندارد. این کشور یک و نیم میلیون نفری که در جنوب آفریقا و در همسایگی موزامبیک قرار دارد تازه سه سال است که تغییر نام داده و احتمالا میتوان آن را آخرین کشوری نام برد که بهتازگی نامش را تغییر داده است. این کشور پیش از این با نام سوازیلند شناخته میشده که مستعمره بریتانیا بوده است. مسواتی سوم، پادشاه این کشور کوچک واقع در جنوب آفریقا ۵۰ سال پس از استقلال (سپتامبر ۱۹۶۸ میلادی) دستور داد بار دیگر این کشور را با نام اصلی آن بخوانند. او در سخنرانی خود به مناسبت این روز اعلام کرد تمام کشورهای آفریقایی پس از استقلال به نام اصلی خود یعنی نامی که قبل از استعمار داشتند، بازگشتهاند و اکنون زمان آن است که سوازیلند هم دست به کار مشابهی بزند. این کشورِ یک و نیم میلیون نفری صاحب آخرین پادشاهی مطلقه در قارۀ آفریقاست. اسواتینی به معنی کشور مردم اسوازی است. اتیوپی، سرزمین مردمان چهرهسوخته | «حبشه» به «اتیوپی» اِتیوپی با نام رسمی جمهوری فدرال دموکراتیک اتیوپی با نام تاریخی حبشه، کشوری محصور در خشکی واقع در شاخ آفریقاست البته یونانیها از همان قدیم این سرزمین را با نام اتیوپی میشناختند که به یونانی معنی «چهرهسوخته» میدهد. نامی که به رنگ پوست آفتابسوخته مردمان این کشور اشاره دارد. اما این کشور نزد مسلمانان با نام حبشه شناخته میشده است. این کشور در سال ۱۲۷۰ وقتی تحت حکومت حبشیهای سلسله سلیمان قرار گرفت، به طور رسمی حبشه نامگذاری شد. حبشیها تا قرن بیستم بدون وقفه بر این قلمرو حکومت میکردند. هایله سلاسی از سال ۱۹۳۰ به عنوان آخرین شاه حبشه قدرت را به دست گرفت و بیش از شش دهه بر این کشور سلطنت کرد. او طی جنگ جهانی دوم، نام این کشور را رسما از حبشه به اتیوپی تغییر داد و امروز هم با همین نام شناخته میشود. خانه پدری مردم شریف ولتا | «ولتای علیا» به «بورکینافاسو» ولتای علیا تا قبل از ۱۹۸۴ سرزمینی در غرب آفریقا بود که نامش را از نام رود ولتا که در این کشور جریان دارد، گرفته بود. استمعارگران فرانسوی این نام را برایش انتخاب کرده بودند. ولتای سفید، ولتای سرخ و ولتای سیاه سه رود مهم این کشور هستند. سال ۱۹۸۳ توماس سانکارا با وقوع یک کودتا به عنوان رهبر انقلابی به ریاستجمهوری رسید. او یک سال بعد همراه با تحولات دیگری نام کشور را از ولتای علیا به بورکینافاسو تغییر داد؛ نامی که یک عبارت ترکیبی و برگرفته از دو زبان رایج در این کشور است. کلمه «بورکینا» در زبان موری به معنای «مردم شریف» است؛ در حالی که «فاسو» در زبان قوم مسلمان دیولا به معنی «خانه پدری» است. ترکیب این دو معنای «خانه پدری مردم شریف» را میدهد که بیش از سه دهه است به عنوان نام رسمی این کشور ۲۰ میلیون نفری شناخته میشود. بنین شدن برای صلح بیشتر | «داهومی» به «بنین» جمهوری بنین امروز کشوری در غرب آفریقا با زبان رسمی فرانسه و ۱۲ میلیون نفر جمعیت است. نام قدیمی این کشور تا سال ۱۹۷۵ داهومی بوده که از امپراتوری داهومی گرفته شده است. داهومی تا پیش از استعمار، پادشاهی قدرتمندی بود که در غرب آفریقا در جمهوری بنین کنونی تاسیس شد. این پادشاهی همچنین شامل منطقه توگو امروزی و برخی از مناطق جنوب غربی نیجریه بود. پس از به قدرت رسیدن ماتیو کرکو از طریق یک کودتای نظامی، او در سیام نوامبر ۱۹۷۵ با هدف بیطرفی و برقراری صلح بیشتر نام این کشور را به «بنین» تغییر داد که از نام خلیج بنین گرفته شده است. البته پیش از این، امپراتوری به نام بنین هم در این کشور در مسند قدرت بوده است. سرزمین مردمان آزاد و دور از استعمار | «سیام» به »تایلند» نام تایلند در زبان مردم محلی برگرفته از دو لغت Thi و Land و به معنای «سرزمین مردمان آزاد» یا همان «قوم تایی» است. علت این نامگذاری به قرنها پیش برمیگردد که مردمی از جنوب چین به تدریج به سوخوتای (تایلند کنونی) مهاجرت کردند و به تدریج در مناطق حاصلخیز کناره رودی در جنوب چین ساکن شدند. شاید علت دیگر چنین نامگذاری این باشد که تایلند تنها کشوری در جنوب شرق آسیاست که هرگز تحت استعمار کشوری قرار نگرفته است. آیوتایا، خوتای و تونبوری از نامهای قدیمی این کشور تا پیش از سال ۱۸۰۰ میلادی بودهاند اما این کشور بودایی که شاهراه مذهب، فرهنگ و مهاجرت آسیای جنوب شرقی بوده، صدها سال با نام سیام شناخته میشده است. سیام در زبان این کشور به معنای قهوهای یا تاریک است. تغییر نام سیام (Siam) به تایلند (Thailand) بهتازگی انجام نشده است. این اقدام در سال ۱۹۳۹ به دست پادشاه آن زمان این کشور صورت گرفت. هزینههایی که تغییر نام کشورها دارد تغییر نام کشورها به همین سادگی که روی کاغذ به نظر میرسد نیست و این کار هزینهها و مشکلات خاص خودش را دارد. همه این کشورها میلیونها دلار یا معادل آن در واحد پول رسمیشان، برای تغییر نام خود هزینه کردهاند. آن طور که ساده به نظر میرسد، این فقط یک شروع دوباره نیست. بسیاری از امور مانند قانون اساسی، متون رسمی و حتی پول یک کشور هم باید تغییر کند. به طور کلی هر چیزی که نام قدیمی را بر خود دارد مثل نقشهها، پرچمها و سرودها، باید از آن پاک و نام جدید در آنها جایگزین شود. طبیعی است این کار زمان میبرد و انرژی و هزینه خودش را دارد. همچنین در طرف دیگر ماجرا شهروندان و دیگر کشورها هستند که به خطابکردن آن کشور به نام قدیمیاش عادت کردهاند و حالا باید به گفتن و نوشتن آن عادت کنند. بسیاری از کشورها از جمله هلند هنوز مثلا برای ما با همان نام شناخته میشوند. این تغییرات یکشبه رخ نمیدهد و اگرچه بسیاری همچنان مطمئن نیستند که آیا اصلاً این تغییر ضروری بوده یا نه، اما معمولاً در نهایت با آن کنار میآیند. منبع : روزنامه خراسان
ایجاد شده: 2/مرداد/1400 آخرین ویرایش: 2/مرداد/1400 اخبار خارجی
به گزارش سرویس خارجی هتل نیوز و به نقل از ایمنا، کرواسی، کشوری واقع در منطقه بالکان و هممرز با اسلوونی، مجارستان، صربستان، بوسنی و هرزگوین، مونتهنگرو و دریای آدریاتیک است که وزارت گردشگری و ورزش آن با اجرای طرحی آزمایشی موسوم به "کاهش دورریزهای غذایی با آشپزی برای میهمانان" در یکی از هتلهای شهر تاریخی پولا، اقدام به آزمودن میزان اثربخشی طرح مذکور در پیشگیری از اتلاف مواد غذایی کرده است. این پروژه با در نظر گرفتن تأثیرات زیستمحیطی هتلها و این واقعیت که هتلها بهعنوان یکی از مهمترین ذینفعان گردشگری اثرات قابل ملاحظهای روی محیط زیست میگذراند، با همکاری وزارت اقتصاد و توسعه پایدار، دانشکده ژئوتکنیک دانشگاه زاگرب و صندوق حفاظت از محیط زیست و بهرهوری انرژی پایهریزی شده است. در این پروژه آزمایشی از هتلها خواسته شده است که شیوه کار خود را اصلاح کنند و در مدیریت امور خود به اتخاذ روشهای پایدارتری روی آورند.مطابق با قوانین اتحادیه اروپا و کرواسی، این کشور تعهداتی زیستمحیطی دارد که باید به آنها دست یابد. یکی از آنها تفکیک ۴۰ درصد از حجم زبالههای زیستی تولید شده در کشور تا سال ۲۰۲۲ است و طرح آزمایشی مذکور بر کاهش میزان دورریز مواد غذایی همچنین ساماندهی جمعآوری و دفع زبالهها بهطور جداگانه تمرکز دارد.طرح کاهش دورریز غذایی با آشپزی برای میهمانان دربردارنده مزایای زیستمحیطی و تجاری است و طی آن تلاش میشود تا کارکنان هتلها و میهمانان مراقب چگونگی تأثیرگذاری اقدامات خود بر محیط باشند. به عبارتی دیگر در این طرح میزان غذاهای تهیه شده بازخورد عادات غذایی اصلاح شده مشتریان است که هیچ مشتری بشقاب غذای خود را بیشتر از آنچه که قصد خوردنش را دارد پر نمیکند. این اقدام ساده نقش بسزایی در کاهش حجم قابل توجهی از دورریزهای غذایی ایفا میکند.استفاده از طرحهای مشابه در هتلهای سایر کشورها با کاهش ۳۰ درصدی دورریزهای غذایی همراه بوده است و نه تنها بر کاهش تأثیرات زیستمحیطی منجر شده با صرفهجوییهای مالی بالایی نیز همراه بوده است.طرح کاهش دورریزهای غذایی با آشپزی برای میهمانان از تابستان جاری تا پایان سپتامبر در دو هتل واقع در پولا و اوسیک اجرا شده و نتیجه آن به اطلاع عموم خواهد رسید تا مردم از این حقیقت درک بهتری پیدا کنند که چگونه سادهترین اقدامات میتواند بزرگترین تغییرات را به وجود آورد.
ایجاد شده: 2/مرداد/1400 آخرین ویرایش: 2/مرداد/1400 اخبار خارجی
در طول این بیش از 25 سال تشکیل و تاسیس جامعه هتلداران ایران تا اینک که تبدیل به جامعه حرفه ای هتلداران ایران شده است به مرور و گام به گام هر زمان مجمع عمومی ، عادی و یا فوق العاده تشکیل شده به وضوح انسچام تشکیلاتی و رشد و بالندگی بخش خصوصی کاملاً مشهود و قابل لمس بوده است و خاصه این آخرین مجمع عمومی عادی سالیانه و فوق العاده که باید به تک، تک اعضاء حاضر دراین مجمع عمومی تبریک گفت ، همچنین باید قدر شناس رئیس و اعضاء محترم هیئت مدیره باشیم که مدتها جهت تشکیل این جلسه برنامه ریزی کردند . یکی از ویژگی های این مجمع با توجه به وجود انواع نرم افزارها و سخت افزارهای نوین این بود که بسیاری از نمایندگان استانها و اعضاء محترم مجمع در آن واحد زمانیکه بحث بر سر یکی از مواد اساسنامه جدید بود به وسیله تلفن های همراه خود و یا سایر سخت افزارها با کارشناسان و مشاوران و اعضاء هیئت مدیره خود به صورت برخط تماس برقرار کرده و سپس نتیجه گیری و رای خود را اعلام می کردند و انشاالله به چنان پیشرفتی برسیم که بتوانیم بیشتر از امکانات و تکنولوژی های روزدنیا سود ببریم. و امّا در خصوص تغییرات مهمی که در اساسنامه جدید افتاد و به یقین این تصمیمات و مصوبات برای آینده جامعه حرفه ای هتلداران ایران بسیار کارساز و مهم می باشد ، در حال حاضر اعضاء مجمع عمومی 33 نفر هستند و در آینده به بیش از 40 نفر خواهند رسید و به همین دلیل می طلبید اعضاء هیئت مدیره از 7 نفر به 9 نفر ارتقاء پیدا کنند به طور کلی هیچ منع قانونی برای افزایش تعداد اعضاء هیئت مدیره وجود ندارد و خاصه آنکه برای جامعه بزرگی و با فراوانی تعداد فعالان و سرمایه گذاران اقتصادی آن ایکاش امکانات اجازه می داد و از افراد بیشتری در هیئت مدیره سود برده می شد و اگر عقیده بر آن است که تعداد کمتری در هیئت مدیره باشند فقط جهت آنکه فرایند تشکیل جلسات و تصمیم گیری ها با سرعت و سهولت بیشتری صورت گیرد امّا چون در حقیقت بازرسان در هیئت مدیره حق رای ندارند بسیار پسندیده است تعداد بیشتری در خصوص مشکلات به بحث نشسته و در خصوص تصمیم گیری های مهم با اختلاف نظرها روبرو شده و به یقین با رای گیری نتیجه مطلوبتری به بار خواهد آمد، فارغ از تمامی این مسائل کارشناسی باید از مهمترین مورد که همانا انسجام و هماهنگی بوجود آمده بین بزرگترین و موثرین زیرساخت صنعت گردشگری یعنی هتلداران کشور بوجود آمده است نام برد و این نزدیکی و انسجام به این سادگی ها به دست نیامده که با اندک تلنگری وسیله بعضی از کسانی که به دنبال منافع شخصی هستند دچار نابسامانی شود ، افرادی که خود را کارشناس مسائل هتلداری و صنعت گردشگری می دانند امّا با توجه به توان اجرائی هنوز نتوانسته اند جامعه استانی خود را به سوی حرفه ای شدن هدایت کنند و یا کسانی که هنوز امضاء رئیس تشکل استانی خود که با رای مثبت در این اساسنامه جدید خشک نشده به عنوان یکی از ارکان جنبی تشکل آن استان و با استفاده از واژه های حقوقی غیر مرتبط، ساز مخالفت کوک می کنند ، بدانند که نمی توانند تنش ایجاد کرده و باعث تشویش اذهان اعضاء شوند. از تمامی همکاران و فعالان و کارشناسان و دلسوزان صنعت گردشگری و هتلداری کشور خالصانه تقاضا می کنیم با تمام توان و به دور از پرداختن به حواشی سعی نمایند با تعامل با بدنه دولت و با انسجام و همیاری با یکدیگر اثبات نمایند ، بخش خصوصی حاضر در این حوزه به آن حد از توان علمی و عملیاتی رسیده که با در اختیار گرفتن بخشی از اختیارات دولت به صورت قانونی می تواند با اقتدار در سرنوشت خود سهیم باشد و راهکارهای مناسب را به اجرا گذارد. سید علی معین زاده | مشاور هیئت مدیره جامعه هتلداران ایران
ایجاد شده: 25/تیر/1400 آخرین ویرایش: 25/تیر/1400 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز، جلسه ای با محوریت "تحقق سازمان مشارکتی، بازنگری در توسعه زیرساخت ها، سفر ارزان به کیش، حکمروایی محلی، معافیت های مالیاتی، گسترش فعالیت های رسانه ای صدا و سیما، تسریع در فرایندهای اداری" با حضور مدیرعامل، معاونین و برخی از مدیران سازمان منطقه آزاد کیش و تعدادی از سرمایه گذاران جزیره در هتل آرامیس پلاس برگزار شد. " جعفر آهنگران " رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل سازمان منطقه آزاد کیش فعالان اقتصادی را ذینفعان اصلی سازمان مشارکتی عنوان کرد و اظهار داشت: بهره گیری از تجارب و دانش فنی فعالان اقتصادی در تغییر ساختارها می تواند این منطقه را به یک شرایط مطلوب برساند. آهنگران بر ضرورت بازنگری زیرساخت های مختلف جزیره کیش اشاره داشت و گفت: توسعه زیر ساخت های انرژی،کاهش نرخ بلیت هواپیما، واردات خودرو از جمله برنامه های مهم سازمان منطقه آزاد کیش است. به گفته مدیرعامل سازمان منطقه آزاد کیش در چهار چوب قوانین و مقرارت؛ تمام زیرساخت ها در بخش های مختلف جزیره توسعه خواهد یافت. رئیس هیئت مدیره سازمان منطقه آزاد کیش با بیان این که هیچ برهه زمانی با دهه نخست شکل گیری منطقه آزاد کیش قابل مقایسه نیست، گفت: در راستای دستیابی به اهداف و سیاست های کلان سازمان گام های موثری جهت ارتقا سطح کیفی خدمات و استاندارد سازی در حوزه های مختلف برداشته خواهد شد. وی از تدوین برنامه مدون برای ترسیم آینده روشن کیش و تغییر اساسی در رویکرد و ساختار مناطق آزاد خبر داد و افزود: در آینده نزدیک شاهد اقدامات موثر و کارآمدی در منطقه آزاد کیش خواهیم بود. جعفر آهنگران یکی از مهمترین موضوعات سازمان منطقه آزاد کیش را خانه های سازمانی عنوان کرد و اظهار داشت: با گفتمان و بررسی شیوه های کارآمد می توانیم موفق تر عمل کنیم. مدیرعامل سازمان منطقه آزاد کیش حکمروایی موثر محلی در جزیره کیش را به عنوان یک الگوی برتر در سطح کشور معرفی کرد و گفت: نهادهای مدنی، انجمن ها و سرمایه گذاران نقش مهمی در تحقق این امر مهم دارند. آهنگران اولویت شمردن جزیره کیش به منافع شخصی را از مولفه های مهم حمکروایی محلی عنوان کرد و بیان داشت: دغدغه اصلی تمام فعالان اقتصادی در گرو منافع جزیره است و این اقدام ارزشمند سبب فراهم شدن زمینه توسعه و پیشرفت کیش خواهد شد. وی خاطر نشان کرد: برگزاری جلسات مداوم مانع زدایی رونق اقتصادی را به دنبال خواهد داشت. جعفر آهنگران بر نقش موثر صدا و سیمای مرکز کیش در جذب سرمایه گذاران به این منطقه تاکید کرد و گفت: گستره فعالیت های صدا و سیمای کیش می تواند ظرفیت ها و پتانسیل های این منطقه را در سطح ملی و بین المللی معرفی کند. شایان ذکر است در این جلسه علی عرب معاون عمرانی و زیربنایی، ناصر آخوندی معاون توسعه مدیریت، سعید پورعلی معاون فرهنگی و اجتماعی، معراج نادری فصیح معاون اقتصادی و سرمایه گذاری و محمود افتاده مدیر حقوقی، امور قراردادها و املاک در راستای مانع زدایی راه کارها و شیوه های کارآمد برای مرتفع کردن مشکلات پیش رو فعالان اقتصادی ارائه دادند.
ایجاد شده: 24/تیر/1400 آخرین ویرایش: 24/تیر/1400 اخبار داخلی
جناب آقای فرخمهر به خوبی آگاهید که شخصاً یکی از ارادتمندان شما هستم و حال اگر در مواردی اختلاف نظری دارم حمل بر جسارت نشود . بیش از 25 سال قبل که پایه های تاسیس این تشکل یعنی جامعه هتلداران ایران به کمک خود شما و سایر عزیزان ریخته و کم ، کم استوار شد براساس ماده و تبصره و یا عطف به نامه های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت نبوده است تا اینک در انتظار مصوبات وزارتخانه میراث فرهنگی ، گردشگری و صنایع دستی باشد ! برای اولین بار تشکل بزرگی از فعالان بخش خصوصی گرد هم آمده و تصمیم گرفتند به صورت متشکل مسائل خودشان را با دست خودشان به سرانجام برسانند ، هرچند زحمات جناب آقای ایرانپور بر هیچکس حداقل برای هیئت موسس اولیه پوشیده نیست و قابل احترام است امّا نه تنها اساسنامه اولیه که کلیات را مطرح کرده بود با نظر خواهی از تمامی تشکل های استانی و در مجامع عمومی به تصویب می رسید بلکه در چندین نوبت بازنگری شد و به تصویب مجمع عمومی رسید و این کمال بی انصافی است که اساسنامه اولیه را منصوب به شخص واحد کنیم و اینک نیز مجدد باید با نگاهی نو آن را بازسازی و به تصویب اکثریت مجمع عمومی برسد . و اینکه فرمودید هیچ اطلاعی از جلسات کارشناسی نداشته اید نماینده جنابعالی جناب آقای وفا در جلسات کارشناسی حضوری فعال داشتند . جناب آقای فرخمهر همیشه اختلاف نظر وجود دارد امّا باید بپذیریم که اگر بخش خصوص قدرتمند باشد و امور با نظر خواهی کارشناسان و اعضاء تشکل به تصویب برسد به یقین موثر و پایدار می ماند یکی از معایب بزرگی که به اتحادیه های تابع قانون نظام صنفی وارد بود ، اینکه رئیس اتحادیه پس از چند دوره متکلم وحده شده و با توان قدرت و قانون از شور و مشورت جدا میشود و خوشبختانه قانون تغییر کرده و روئسا فقط دو دوره متوالی می توانند کرسی ریاست را در اختیار داشته باشند لذا از شما خالصانه می خواهم از این تفکر جدا شوید در حال حاضر مدیران و فعالان بخش خصوصی زیر مجموعه صنعت هتلداری کشور از آنچنان تبحر و قدرتی برخوردار شدند که نه تنها تحصیلات آکادمیک بالا دارند بلکه بازار رقابت داخلی و بین المللی را نیز به خوبی می شناسند و شاید اغراق نباشد که اگر بگوئیم درصد بسیاربالائی از مدیران هتلهای پنج ستاره کشور حداقل کارشناسی ارشد و یا دکتری مرتبط را دارا هستند و امّا در خصوص دخالت بخش دولت در امور بخش خصوصی فقط اشاره کرده و اوراقی از تاریخی نه چندان دور را ورق می زنم ، جهت تدوین پیش نویس اساسنامه تیپ جوامع حرفه ای هتلداران استانها بیش از بیست جلسه کارشناسی با کوشش هیئت مدیره جامعه هتلداران کشور و با نظر خواهی مستقیم ازبسیاری از نمایندگان جوامع استانی تشکیل شد و با حضور جمعی از عزیزان که جناب آقای وفا از طرف اتحادیه هتلداران استان تهران و سرکار خانم شاه ولایتی از طرف اتحادیه هتلداران استان خراسان رضوی نیز حضور داشتند و پس از تهیه پیش نویس در پایان در دفتر جناب آقای تیموری معاونت وقت سازمان با حضور جنابعالی و جناب آقای سزاوار و همچنین جناب آقای حمزه زاده و جناب آقای شیروانی ریاست و نایب رئیس جامعه هتلداران ایران و بنده کمترین جهت تصویب نهائی به بحث نشستیم و ناگهان معاونت گردشگری وقت سازمان اسبق میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری حاضر شده و دقیقاً فراموش نمی کنم با قلم قرمز خود بدون بررسی بعضی از مواد را خط زدند که خیانتی کردند به قشر عظیمی از فعالان و تازه در نهایت همان مصوبات پذیرفته نشد و وسیله حوزه نظارت سازمان یک دستورالعمل با رنگهای مختلف ابلاغ شد . جناب آقای فرخمهر اختلاف نظر با اعمال نفوذ و استفاده از واژه های نا مناسب و وارونه جلوه دادن فعالیت قشر عظیمی از فعالان و دلسوزان ، جهت اثبات نظرات خود راهی است به ناکجا آباد ، چرا باید از همدلی و همفکری جدا شد و فقط به جستجوی راهی باشیم برای جمع آوری رای دیگران و ایجاد تنش نمائیم به هر حال نزدیک است آن روزی که بخش خصوصی با رعایت کلیه موازین اخلاقی و قانونی خود بر سرنوشت خود حاکم باشد و فقط پذیرای نظارت عالیه از طرف دولت باشد در خاتمه جامعه بر اساس وظائف قانونی خود می بایست تشکیل مجمع عمومی را آگهی کند و با کسب مجوزهای معمول در تاریخ تعیین شده جلسه خود را برگزار نموده و دستور جلسه اعلامیه را نیز مراعات و عمل نماید و بسیار فرصت مناسبی است که با حضور اعضاء مجمع عمومی جامعه هتلداران ایران هر نماینده نقطه نظرات خود را مطرح نموده و با رای گیری به یک نتیجه عالی و موثر برسد با آرزوی توفیق برای تمامی فعالان صنعت هتلداری کشور . ✍️ سید علی معینزاده - فعال و کارشناس صنعت گردشگری و هتلداری
ایجاد شده: 22/تیر/1400 آخرین ویرایش: 22/تیر/1400 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز ، " حسن سیادتان " عضو هیات مدیره جامعه حرفه ای هتلداران کشور گفت : این روزها انتخاب وزیر گردشگری دغدغه همه صنوف و بخشهای این صنعت است؛ چراکه با توجه به وضعیتی که این صنعت در بیش از دو سال گذشته داشته، بسیار اهمیت دارد که چه کسی سکان وزارتخانه را در دست بگیرد. به نظر لازم است که برگردیم و مروری داشته باشیم به سابقه مدیریت صنعت گردشگری در دولتهای قبل و بعد از انقلاب. در سال ۱۳۱۴ اداره داخله وزارت کشور به نام اداره سیاحان خارجی برای تبلیغات تاسیس شد؛ کار این اداره چاپ نشریات بود و کتابچههای راهنمای گردشگری ایران. بعدها در سال ۱۳۴۲ هیئت وزیران تاسیس سازمان جلب سیاحان را تصویب کرد درسال ۱۳۵۳ با الحاق آن به وزارت اطلاعات و جهانگردی هر آنچه به نفع صنعت گردشگری ایران بود تدوین و به آن وزارتخانه ملحق شد. در سال ۱۳۵۸ یعنی یک سال بعد از انقلاب این وزارتخانه به وزارت ملی و در سال ۱۳۵۹ به ارشاد اسلامی تبدیل شد. حال پرسش مهم این است که جایگاه گردشگری در این میان کجا بود؟ واقعیت این است که جایگاه گردشگری شامل دو وجه سیاحتی و زیارتی شد؛ یعنی دو معاونت، یکی سیاحتی و دیگری زیارتی تعریف شد و چند سالی به این صورت ادامه پیدا کرد. در سال ۱۳۶۴ به موجب قانون مصوب مجلس و تاییدیه شورای نگهبان، سازمان میراث فرهنگی تاسیس شد که سازمانی بود وابسته به وزارت ارشاد اسلامی (فرهنگ و آموزش عالی). در سال ۱۳۸۲ با تصویب مجلس شورای اسلامی وقت، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری شکل گرفت؛ یعنی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جدا شد و با تمام اختیارات زیر نظر رئیس جمهور قرار گرفت. در سال ۱۳۸۵ هم صنایع دستی به این سازمان اضافه شد و با این ادغام، نام سازمان به سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری تغییر کرد. در سال ۱۳۹۸ پس از پیگیریها و زحمتهای فراوانی که بخش خصوصی گردشگری متحمل شد، بعد از چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، گردشگری باردیگر به یک وزارتخانه تبدیل شد. صنعت گردشگری یک صنعت نامرئی است؛ در تمام کشورهایی که زیرساختهای گردشگری را مهیا کردهاند و زمینهساز توسعه این صنعت شدهاند، میبینیم که رشد اقتصادی چشمگیر شده. طوری که امروزه میتوان گفت این صنعت به راحتی میتواند با صنعت نفت مقابله کند. گردشگری صنعتی سرشار از ظرفیتهای اشتغالزایی و ارزآوری است؛ به شرطی که زیرساختهای مورد نیاز آن فراهم شود. این زیرساختها مختلف هستند و از فرودگاهها و جادهها و مسیرهای ریلی تا واحدهای اقامتی و هر آن چیزی را که متضمن معنای زیرساخت گردشگری باشد، شامل میشود. کسی که میخواهد وزیر گردشگری شود به عقیده من خودش باید درد کشیده باشد؛ یعنی درد و رنجهای این صنعت را بیواسطه لمس کرده باشد؛ به جرأت میتوانم بگویم از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۹۸ طی ۴۰ سال، اشخاصی که بر مسند نهادهای متولی گردشگری نشستند، کسانی بودند که از صنعت گردشگری و ظرفیتهای آن چیزی نمیدانستند. عمدتاً کسانی بودند که از نهادها و سازمانهای دیگر برای مدیریت این سازمان ماموریت داشتند؛ چنین مدیرانی تا بیایند الفبا و بدیهیات کار را یاد بگیرند و مطالعات اولیه را انجام دهند، زمانی قابلتوجه سپری میشود و معمولاً بعد از آن هم عوض میشوند؛ این، یکی از بزرگترین لطماتی بود که به این صنعت و سرمایه گذاران آن وارد میشد. مشکل البته در قوانین مرتبط با صنعت گردشگری ریشه داشت و این موضوع مهمی بود. به هر حال پس از پیگیریهای بخش خصوصی و علیرغم مخالفتهای دولت بالاخره سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری تبدیل به وزارتخانه شد. آقای مونسان به عنوان اولین وزیر گردشگری کشور از آنجایی که چند سالی در این حوزه کار کرده بودند، برنامههایی داشتند و تا حدی انجام دادند؛ حالا در آستانه معرفی کابینه دولت سیزدهم به مجلس هستیم و به وزیری نیاز داریم که سالها در این صنعت زحمت کشیده باشد و مشکلات و دردهای این صنعت را بشناسد. کسی که بتواند گردشگری را در ایران به صنعتی باشکوه تبدیل کند و زمینه ورود گردشگران را -آنطور که در برنامه توسعه پیشبینی شده است- فراهم آورد. واقعیت این است که ما از کشورهای همسایه خود در زمینه گردشگری عقب مانده ایم؛ آنها با سرعتی قابل ملاحظه پیش رفتند و حالا به نقطهای رسیدهاند که گردشگری منبع بزرگ درآمدی آنهاست. بگذریم از اینکه کرونا برای صنعت گردشگری در تمام دنیا مشکل و مانع ایجاد کرده است اما صرف نظر از این موضوع کشورهای همسایه ما خصوصاً ترکیه رشد و پیشرفت چشمگیری در زمینه صنعت گردشگری داشته. چیزی که با توجه به پتانسیلها و ظرفیتهای گردشگری ایران، ابدا در کشور ما دور از دسترس نیست. حالا مجمع تشکلهای گردشگری به پیشنهاد رئیس محترم دولت سیزدهم، گزینههایی را به عنوان افراد شایسته برای تصدی وزارت گردشگری معرفی کرده است. به نظر من در این میان آقای دکتر جمشید حمزهزاده که انسان پرتلاش و کاربلدی هستند، میتوانند صنعت گردشگری کشور را در کابینه دولت سیزدهم نمایندگی کنند؛ ایشان با توجه به سوابق علمی و مدیریتی برای اداره وزارت گردشگری شایستگی لازم را دارند. من به عنوان کسی که هم خودم و هم پدر و جدم کارمان گردشگری بوده معتقدم کسی باید وزیر گردشگری شود که درک و فهم و اعتقاد به ضرورت توسعه صنعت گردشگری داشته باشد. چنین مختصاتی را به وضوح در شخصیت آقای دکتر حمزهزاده میبینیم؛ امیدوارم ایشان وزیر گردشگری شوند تا بتوانیم پتانسیلهای این صنعت را به بهترین نحو مورد استفاده قرار دهیم. یکی از بزرگترین مشکلات گذشته وزارتخانه و پیش از آن سازمان میراث فرهنگی این بود که اتاق فکری برای بخش خصوصی صنعت گردشگری نداشتند. بنابراین در تصمیمگیریهایشان نظر بخش خصوصی منعکس نبود. امیدوارم با وزیر شدن آقای دکتر حمزهزاده اتاق فکر بخش خصوصی در وزارت گردشگری تعبیه و منشاء خدمات موثر شود. بخش خصوصی یکی از محورهای سرمایهگذاری این صنعت است باید حضور پررنگتری در راهبردهای صنعت و ترسیم چشمانداز آینده آن داشته باشد. چشماندازی که میتواند درخشان و با موفقیتهای بسیار مهم و موثری همراه باشد.
ایجاد شده: 22/تیر/1400 آخرین ویرایش: 22/تیر/1400 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز، " حسن تقیزاده انصاری " رییس جامعه گردشگری الکترونیکی ایران در نشست خبری نخستین سمپوزیوم ملی یکصدسال گردشگری ایران در پاسخ به این سوال صدای میراث که اولویت دولت آینده برای خروج صنعت گردشگری ایران از بحران ادامهدار به دلیل تداوم پاندمی کرونا چیست؟ اعلام کرد: ایمنی اعضای صنعت گردشگری یکی از درخواستهای ما از دولت جدید است چون فعالان این بخش برای ارایه خدمات گردشگری با مشکل مواجه هستند. او افزود: این مشکلات آسیب زیادی به صنعت گردشگری ایران وارد کرده است و به همین دلیل از چند روز قبل درخواست واردات ۱۰ میلیون واکسن روسی کرونا به ایران را برای واکسینه کردن فعالان بخش گردشگری و گردشگران ورودی با وزارت بهداشت و وزارت میراثفرهنگی مطرح کردهایم و هماکنون در حال پیگیری این موضوع هستیم تا از این فرصت به نفع رونق صنعت گردشگری کشور استفاده کنیم. رئیس جامعه گردشگری الکترونیکی ایران همچنین در پاسخ به این سوال که اولویت کوتاه مدت و بلندمدت دولت آینده برای بهبود وضعیت گردشگری کشور چیست؟ افزود: هماکنون برای عبور از بحران کنونی صنعت گردشگری و بازآفرینی مجدد این صنعت در دوران کرونا نیاز به تکنولوژیهای نوین داریم که خوشبختانه استارتاپهای فعال این حوزه توانستهاند فرصتهای خوبی فراهم کنند. مدیرعامل هلدینگ دیبار اعلام کرد: برای ایمنی بیشتر و عبور از این فضا نیاز به کمک بخشهای بهداشتی داریم تا در این شرایط بحرانی از حجم گردشگران ورودی به ایران کاسته نشود. البته در این مسیر سایر ارگانها و نهادهای دولتی نیز باید حمایتهای لازم را انجام دهند تا هرچه سریعتر تقاضای سفر گردشگران ورودی به ایران فراهم شود. رئیس جامعه گردشگری الکترونیکی ایران ادامه داد: هماکنون نه تنها ایران بلکه سایر کشورهای دنیا در شرایط اپیدمی کرونا دچار چالشهای زیادی هستند و براساس اطلاعی که داریم اکنون صنعت گردشگری برخی کشورها مانند استرالیا با باز شدن هتلها فعال شدهاند اما با چالش منابع انسانی مواجه شدهاند چون نیروهای متخصص این صنعت در آن کشورها به دلیل شیوع کرونا جذب صنایع دیگر شدهاند. انصاری اعلام کرد: ایران نیز با چالش خروج نیروهای متخصص از صنعت گردشگری کشور مواجه است و اگر در یکسال گذشته حمایتهای بیشتری توسط دولت از صنعت گردشگری شده بود چالشهای کمتری پیش پای صنعت گردشگری ایران بود. او همچنین در پاسخ به این سوال که آیا رییس دولت آینده و تیم او از فعالان صنعت گردشگری برنامهای برای خروج از بحران و تدوین سیاستهای کلان بخش گردشگری در دولت آینده داشتهاند؟ افزود: ستادهای انتخاباتی آقای رییسی مطالبی از ما خواسته بودند که ما نیز این مطالب را برای بهبود وضعیت گردشگری ایران به آنها ارایه کردیم و امیدواریم در دولت آینده شاهد حضور مسئولان متخصص و کارآفرین در صنعت گردشگری کشور در وزارت میراثفرهنگی باشیم تا با حمایت رییسجمهور جدید بتوانند گردشگری کشور را از بحران ایجاد شده بیرون بکشند. رییس جامعه گردشگری الکترونیکی ایران برگزاری نخستین سمپوزیوم ملی یکصدسال گردشگری ایران را ترسیم کننده چشمانداز گردشگری کشور و نقشه راه آینده این صنعت در ایران خواند و افزود: در نظر داریم نتیجه آسیبشناسی حوزه های گردشگری در این سمپوزیوم را در اختیار دولت و مدیران جدید قرار دهیم تا خروجی مناسبی از ظرفیتهای این حوزه برای آینده فراهم شود.
ایجاد شده: 16/تیر/1400 آخرین ویرایش: 16/تیر/1400 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز و به نقل از دنیای اقتصاد، نزدیک به یکسال و نیم پس از شیوع ویروس کرونا و تبعات آن بر صنعت گردشگری، ولی تیموری معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی در گفتوگو با «دنیایاقتصاد» برای اولینبار از میزان خسارتهای واردشده بر این صنعت سخن گفت و آن را تا پایان سال ۱۳۹۹ بالغ بر ۳۰ هزار میلیارد تومان اعلام کرد. او همچنین در این گفتوگو از چهار گام دولت در یکسال و نیم گذشته برای احیای نبض سفر خبر داد و آنها را صدور مجوزهای سفرهای اضطراری مانند تجارت، زندگی و باز شدن مرزها برای گردشگران سلامت، چانهزنی برای ورود گردشگران خارجی با تست منفی(که البته محقق نشد) و در نهایت موفقیت در اقناع کمیته امنیتی انتظامیاجتماعی ستاد ملی کرونا برای ورود گردشگران واکسینه شده یا دارای تست منفی دانست. تیموری همچنین درخصوص چرایی ممنوعیتهای سفرهای داخلی با وسیله نقلیه شخصی و در مقابل آن عدمایجاد محدودیت برای وسایل حملونقل عمومی استدلالهایی را مطرح کرد و درباره فعالیتهای انجام شده در مجموعه تحت مدیریتش برای دوره پساکرونا توضیحاتی داد. از دغدغههای فعالان حوزه گردشگری این روزها تصاحب بازار گردشگری ورودی ایران توسط کشورهای همسایه با ممنوعیت سفر توریستهای خارجی به کشور است. آنها میگویند با توجه به اینکه این گردشگران واکسن دریافت کرده و تست منفی هم دارند، چرا نمیتوانند به ایران سفر کنند؟ باید ابتدا به این نکته اشاره کرد که نهتنها ایران بلکه تمام کشورهای دنیا با بروز پاندمی و شیوع ویروس کرونا در یک شرایط فوقالعاده قرار گرفتهاند که کسبوکارها هم از آن متاثر شده است، از اینرو ما طبیعتا نمیتوانیم همان رفتاری را که پیش از کرونا داشتیم ادامه دهیم. ویروس کرونا باعث شد برای اولینبار در صنعت گردشگری تمام ایرلاینها در جهان زمینگیر و متحمل خسارتهای سنگین شوند. اگر تا پیش از شیوع این ویروس در دنیا مباحثی مانند جهانی شدن و برداشته شدن مرزها مطرح میشد با پاندمی کشورها در سطح گستردهای موانعی را برای ورود و خروج اتباع خود گذاشته و بهشدت از مرزهای خود مراقبت میکردند و همین امر رفتوآمدها را با اختلال مواجه کرد. گردشگری صنعتی است که بیش از سایر کسبوکارها از شیوع این ویروس آسیب دید، اگر در برخی مشاغل نیاز به جابهجایی نبود و میشد با فناوری آنها را انجام داد، توریسم به عنوان صنعتی انسانمحور که مبتنی بر تعاملات انسانی و جابهجایی است، نمیتوانست به روال سابق خود باقی بماند، زیرا هرگونه جابهجایی به امری خطرآور بدل شد که متخصصان تاکید داشتند باید آن را محدود و بهشدت کنترل کرد. همین موضوع در یکسال و نیم گذشته سبب بسته یا محدود شدن ۸۵ درصد مقاصد گردشگری شد و معدود مناطقی هم با مجموعهای از پروتکلها با حساسیتهای فراوان گردشگر داشتند. بنابراین زمانی که درباره ایران و چالشهای پیش روی آن صحبت میکنیم آن را باید در مجموعه مشکلات پیش روی این صنعت در عرصه جهانی در نظر بگیریم. با اعلام شیوع کرونا در ایران در اسفند سال ۱۳۹۸ براساس مصوبه ستاد ملی کرونا بلافاصله مرزها بسته و رفتوآمد اتباع خارجی هم ممنوع شد. البته بعد از مدتی برای موارد اضطراری مجوزهایی صادر شد تا کسانی که برای تجارت، زندگی یا برنامههایی که با تایید و تصویب ستاد ملی کرونا همراه بود بتوانند سفر کنند که آنها نیز اقسامی ازگردشگری است. ما در دوره شیوع کرونا بهدنبال پیگیری این موضوع هستیم تا بتوانیم محدودیتها را در این حوزه کاهش دهیم و با ملاحظه تجربههای جهانی بهویژه کشورهای اطراف دفاعیههای خود را به ستاد ملی کرونا ارائه دادهایم. (در این مدت شاهد بروز و جهشهای متوالی ویروس کرونا با منشأ کشورهایی مانند چین، انگلیس، هند و... بودهایم و همین موضوع باعث سختگیری در ترددهای بینمرزی شد). در رایزنیهایی که با وزارت امورخارجه، وزارت بهداشت، وزارت راهوشهرسازی و دستگاههایی که در موضوع ورود گردشگران مسوولیت داشتند، انجام دادیم این ممنوعیت مطلق تعدیل شد و موفق شدیم در گام اول برای کسانی که به شکل انفرادی برای تجارت و سایر مشاغل وارد کشور میشدند مجوزهای لازم را بگیریم. به این ترتیب برای چنین افرادی همکاران ما میتوانستند بلیت تهیه کرده و هتل رزرو کنند. در گام بعدی ما برای حوزه گردشگری سلامت وارد رایزنی شدیم و نظر موافق ستاد را کسب کردیم. ایران یک مقصد جذاب برای توریستهای سلامت است. پیش از کرونا برخی گردشگران این حوزه با پزشکان ایرانی وارد فرآیند درمان شده بودند و نمیتوانستند آن را یکباره متوقف کنند، نمونه آن یک بیمار مبتلا به سرطان که باید دو هفته یکبار شیمی درمانی شده یا معالجات خود را پیگیری کند. صدور مجوز برای ادامه کار گردشگری سلامت باعث شد ۲۷۰ آژانس ما در این حوزه مشغول بهکار بمانند و هر آژانس هم میتوانست ۶۰ گردشگر وارد ایران کند. البته بخشی از گردشگران سلامت بیماران هستند و بخش دیگر آن همراهانشان. بنابراین همانطور که ملاحظه میکنید در همین دوره پاندمی و کرونا که صدور ویزای توریستی ممنوع بود در دو قالب گردشگران تجاری و سلامت ما شاهد ورود توریستها به ایران بودیم که خدمات مناسبی هم به آنها داده شد. از سوی دیگر ما با این هدف که چراغ بنگاههای ما خاموش نشود دو بار در کمیتههای تخصصی درخواست کردیم که سفرهای ورودی به ایران با رعایت پروتکلها و تحت نظارت آژانسها دوباره برقرار شود که متاسفانه تایید نشد. چرا زمانی که گردشگرانی واکسن دریافت کرده و تست منفی هم دارند نمیتوانند به ایران سفر کنند؟ واکسن کرونا یک مساله جدید است که به یکی، دو ماه اخیر بازمیگردد. تا پیش از این فقدان واکسن باعث ترس و هراس از ورود گردشگرانی میشد که میتوانستند انواع جدید ویروس را به کشور وارد کنند. در همین راستا بود که ما هم تمرکزمان را روی سفرهای داخلی گذاشتیم تا بتوانیم مجوزهای لازم را برای آنها دریافت کنیم و نمونهاش تعطیلات نوروز ۱۴۰۰ بود که دیدید چقدر ما را به حاشیه بردند. بعد از تعطیلات ما روی فاز بعدی متمرکز شدیم تا از ستاد ملی کرونا مجوزهای لازم را برای ورود توریستهای خارجی بگیریم، با واکسینه شدن شهروندان در برخی کشورها، استدلال ما هم در ستاد این بود که بخشی از شهروندان کشورهای مختلف واکسینه شده و میتوانند سفر کنند. البته فراموش نکنید مساله پاسپورت واکسن همچنان یک بحث جدید است و در اتحادیه اروپا هم این شیوه از گردشگری از ابتدای تابستان آن هم برای کشورهای عضو منطقه شینگن اجرا میشود. بنابراین ما همزمان با باز شدن مرزهای کشورها برای شهروندانی که واکسن دریافت کرده یا تست منفی دارند مذاکراتی را با وزارتخارجه، ستاد ملی کرونا و... داشتیم که در نهایت آنها مجاب شدند آرام آرام و با رعایت پروتکلها فضا برای ورود این گردشگران باز شود. همین هفته گذشته هم در کمیته امنیتی انتظامیاجتماعی ستاد ملی کرونا دستورالعمل مربوط به ورود و خروج گردشگران خارجی به تصویب رسید که به ستاد ملی کرونا میرود و بعید است مشکلی داشته باشد. در این صورت با رعایت پروتکلهای خاص و یکسری شرایط نظیر تست کرونا و واکسن ورود این گردشگران آزاد میشود. البته مبنای اصلی درباره سفر به ایران تست منفی کرونا است و بهنظر میرسد ما همزمان با اولین مقاصد دنیا بازگشایی مرزها را خواهیم داشت. یکی از انتقادهایی که به وزارت متبوع شما وارد میشود این است که در سایر کشورها در دوره پاندمی تاکید روی گردشگری داخلی قرار گرفت، درحالیکه در ایران برنامه روشنی برای این حوزه وجود نداشت و گردشگری داخلی هم به محاق رفت و دستاندرکاران این حوزه دچار خسارت شدند. آیا این نقد را به مجموعه تحت مدیریتتان وارد میدانید؟ من مخالف این نقد هستم و با دلیل و سند میگویم اینطور نیست. ما از ابتدای اردیبهشت ۱۳۹۹ سفرهایمان را شروع کردیم و تنها در دو ماه اول یعنی در اسفند ۱۳۹۸ و فروردین ۱۳۹۹ که ابتدای ورود کرونا به ایران بود شاهد رکود بیشتر در این حوزه بودیم. در شهریور ۱۳۹۹ حتی ما با پیک گردشگری مواجه بودیم، بنابراین مشابه سایر کشورها، گردشگری داخلی در ایران هم رونق داشت. ممکن است بهواسطه حساسیتهای بیشتر مردم تعداد سفرها کاهش پیدا کرده باشد و مسوولان وزارت بهداشت در برهههایی با ظهور موجهای کرونا موانعی را برای سفرهای انبوه در نظر بگیرند اما این به معنای ممنوعیت کامل سفر نبوده است. در هیچ کشوری هم صنعت توریسم رونق پیش از کرونا را ندارد و میتوانم بگویم اتفاقا ما خیلی زود جریان سفر داخلی را شروع کردیم و عدهای هم بابت این موضوع از ما انتقاد میکنند. ما در فروردین ۱۳۹۹ پروتکلها و دستورالعملهای مرتبط با تاسیسات گردشگری، تورها و راهنمایان را تهیه کرده و در ستاد ملی کرونا به تصویب رساندیم. پس از تصویب و ابلاغ، دورههای آموزشی برای فعالان گردشگری اجرا شد زیرا نهتنها راهنمایان و سایر دستاندرکاران در معرض این ویروس هستند بلکه آنها میتوانند مشتریان خود را هم مبتلا کنند، در این راستا ما به آنها آموزش دادیم که چطور هم از خودشان و هم از دیگران در برابر این ویروس حفاظت کنند. علاوه بر اینها ما توانستیم با استدلالهایی که داشتیم گردشگری را از گروه سوم مشاغل که حتی با زرد شدن یک مقصد، کسبوکارهای گردشگری در آن تعطیل میشد، به گروه اول بیاوریم. یعنی همانطور که داروخانه و سوپرمارکت و نانوایی باز است، هتلها، اقامتگاهها و سایر مراکز گردشگری هم باز بودند. شما از باز بودن هتلها و اقامتگاهها صحبت میکنید اما زمانی که با منع تردد مواجه میشویم عملا کسی نیست که بخواهد از خدمات هتل یا اقامتگاه استفاده کند. در زمان اعمال محدودیتها، حملونقلهای عمومی انجام میشود و گردشگرانی که با تور یا وسایل حملونقل عمومی سفر میکنند میتوانند از این مراکز استفاده کنند. اتفاقا اصل مشتریهای ما از این طریق هستند. زیرا اغلب کسانی که به شکل انفرادی سفر میکنند محل اقامتشان یا چادر است، یا منزل اقوام یا پارک و مدرسه. اما زمانی که گردشگر از طریق تور و دفاتر خدمات مسافرتی اقدام میکند محل اقامتش هم یک مکان رسمی است. پیش از کرونا هم که بخش اعظم مردم در تعطیلات سفر میکردند ضریب اشغال هتلهای ما به ۵۰ درصد میرسید بهواسطه اینکه مردم اماکنی مانند پارک و مدرسه و منزل اقوام را ترجیح میدادند، بنابراین با محدودیت سفرهای انفرادی، تورهای گردشگری مورد اقبال بیشتری قرار میگیرند. آیا در واقعیت هم در زمان اعمال محدودیتهای سفر تورها با استقبال بیشتری مواجه شدند؟ آیا در عمل شاهد نبودیم که وسایل حملونقل عمومی پروتکلها را رعایت نکرده و رزروهای انجام شده اقامتگاهها و هتلها هم با بسته شدن جادهها به روی سفرهای انفرادی کنسل شدند؟ من بهعنوان متولی گردشگری باید به فکر همکارانم باشم. از نظر من سفری قابل نظارت است که در زنجیره تامین خدمات رسمی ما جریان داشته باشد. در این زنجیره آژانس مکلف است برای هر تور یک راهنما داشته و برای اقامت یک محل رسمی در نظر بگیرد. ما در معاونت گردشگری بهدنبال توسعه چنین سفرهایی بودیم و برای آنها هم مجوزهای لازم را گرفتیم. در نظر داشته باشید در این شرایط شما اگر سفر را آزاد هم بگذارید بسیاری ترجیح میدهند مسافرت نکنند چون از ابتلا به کرونا میترسند و نمیخواهند بیمار شوند. از همین روست که ما دنبال سفر برنامهریزیشده هستیم و سفرهای انبوه در داخل زنجیره تامین خدمات اصلی ما نمیگنجند. این سفرها تنها باعث مشکلاتی پیشروی این صنعت میشوند، در مقابل ما باید از سرمایهگذاریهای رسمی حمایت کنیم. درحالحاضر همچنان درحال متقاعدسازی مسافران هستیم که آنها به این زنجیره خدمات ایمن که در آنها پروتکلها رعایت میشود تمایل نشان دهند. درباره عدم رعایت پروتکل در وسایل حملونقل عمومی که گفتید ما هم آن را قبول داریم اما در ستاد ملی کرونا حجم سفرها را در نظر میگیرند. اینکه تعداد کسانی که با وسیله شخصی سفر میکنند چند نفر هستند و کسانی که از این وسایل استفاده میکنند چند نفر! از نظر آنها زمانی که محدودیتهای سفر ایجاد میشود تعداد کمتری مسافرت میکنند. ما در این راستا دنبال این بودیم که منافع بخش گردشگری لحاظ شود و از این رو توانستیم آنها را متقاعد کنیم تا در این ایام مراکز گردشگری باز بمانند. اینکه در این دوره کمتر تاسیسات گردشگری منفعت بردند طبیعی است زیرا بالاخره مردم بهواسطه شیوع این ویروس نگرانیهای جدی دارند و از طرف دیگر هم مسوولان مدام تاکید دارند که مردم سفر نروند. علاوه بر آن تا پیش از شیوع کرونا فرهنگ سفر گروهی ما عموما مرتبط با سفرهای خارج از کشور بود و سفرهای داخلی معمولا از طریق انفرادی انجام میشد، کرونا باعث شد با ایجاد محدودیتها با توسعه سفرهای گروهی مواجه باشیم. از این روست که من موافق نیستم سفرهای داخلی در ایران برخلاف دنیا توسعه نداشته، میتوان اینطور گفت که ما به سمت تورهای برنامهریزیشده رفتهایم و ایجاد محدودیتها هم تنها منحصر به ایران نیست، در ترکیه کشور همسایهمان در مواردی شاهد تعطیلی تمام مراکز در ایام پیک شیوع ویروس بودیم و ما هم مشابه دیگران تلاش میکنیم این ویروس را کنترل و مدیریت کنیم. آیا برآوردی از خسارتهای وارده به صنعت گردشگری در دوران کرونا وجود دارد؟ چند اقامتگاه، آژانس و... تعطیل و چه تعداد نیروی انسانی در این حوزه تعدیل شده است؟ در آسیا و اقیانوسیه ۸۵ درصد گردشگران بینالمللی کاهش داشته است یعنی اگر پیش از شیوع کرونا ۱۰۰ نفر سفر میکردند این رقم به ۱۵ نفر رسیده است. بنابراین خسارتهای وارده به صنعت گردشگری در ابعاد جهانی است و نگاه ما به این چالش باید در سطح بینالمللی باشد. در ایران هم فعالیتهای حوزه صنعت توریسم کاهش پیدا کرده و همچنین با پروتکل و شرایط ویژهای انجام شد که رکود در کسبوکارهای مرتبط را به همراه داشت. براساس آمارها و مستنداتی که از استانهای مختلف داریم از ابتدای شیوع کرونا تا پایان سال ۱۳۹۹ به این صنعت چیزی حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان خسارت وارد شده است. این خسارتها در دو بخش دستهبندی میشوند. یک بخش از آنها به ضررهایی برمیگردد که هتلها، اقامتگاه و... بهواسطه محدودیتهای سفر متحمل شدند. این موضوع بهویژه درباره نوروز ۱۳۹۹ بیشتر بود. به این معنا که هتلدار یا صاحب اقامتگاه موادغذایی برای مسافران خود خریداری کرده بود و با کنسلی تورها و مسافران متضرر شد. علاوه بر آن زمانی که هتل باز است، باید بدون داشتن میهمان، هزینههای مرتبط با آب، برق، سرمایش، گرمایش، نیروی انسانی، فضای سبز و... را بپردازد که تمام اینها برایش ضرر است. بخش دیگر این خسارتها به عدم تحقق عملکرد برمیگردد. در این حالت با فرض داشتن گردشگر و شرایط مشابه پیش از کرونا، یک فعال حوزه کسبوکار توریسم میتوانست درآمدی داشته باشد که با محدودیت سفر و کاهش تعداد گردشگران این درآمد را از دست داده است. در کشور ما مجموع این خسارتها با پرسش از بخشخصوصی به ۳۰ هزار میلیارد تومان رسیده است. اما درباره تعداد بیکاران عدد دقیق را وزارت کار در اختیار دارد. در حوزه گردشگری بهواسطه ماهیت این صنعت برآورد تعداد افرادی که کارشان را از دست دادهاند دشوار است. زیرا ما شاهد حضور شاغلان فصلی در این صنعت هستیم، به عنوان مثال یک هتل ممکن است در زمان معمول ۱۰ کارمند داشته باشد و در نوروز و پیک سفرها به یکباره این عدد به ۵۰ نفر افزایش پیدا کند یا راهنمایان گردشگری که در این دوره تعداد زیادی از آنها با چالشهای شغلی مواجه شدند. همانطور که گفتم در دنیا سفر و گردشگری ۸۵ درصد کاهش داشته و به تبع آن راهنمایان هم با رکود بیسابقهای در کارشان مواجه شدهاند بهویژه در حوزه گردشگری ورودی که بخش بزرگی از راهنمایان ما در این حوزه مشغول بهکار بودند. وزارت گردشگری در این یکسال و نیم چه ایدههایی را برای توسعه گردشگری در دوران پساکرونا پیاده کرده است؟ ما در دوره کرونا با یک وضعیت متناقض روبهرو بودیم. به این ترتیب که درحالیکه میخواستیم سفر با تور را تبلیغ کنیم براساس مصوبات ستاد کرونا نمیتوانستیم سفر را تبلیغ کنیم. در چنین وضعیتی اگر میلیاردی هم با صداوسیما قراردادی بسته میشد آنها نمیتوانستند تور یا سفر را تبلیغ کنند. در این شرایط ما بهدنبال آماده کردن بسترها رفتیم و اینکه محتواهایمان را به سمت دیجیتالی شدن ببریم و در سبک تبلیغاتمان هم بازنگری داشته باشیم. همین موضوع هم باعث شد محتواهای بازاریابی و تبلیغات ما دیجیتالمحور شود و از شبکههای اجتماعی و وبسایتها استفاده کنیم. در این یکسال و نیم دادهها و اطلاعات ما به روز شد و توانستیم کلیپهای ۳۶۰ درجه باکیفیت از ظرفیتهای گردشگریمان تهیه کنیم. همچنین از آنجا که برنامه ما روی توزیع سفر بود، به سمت تنوعبخشی محصولات حرکت کرده و درباره هر کدام از انواع گردشگری مانند گردشگری روستایی، تاریخی، فرهنگی، سلامت و... محتواهایی تهیه شد. در این دوره همچنین آرشیوهای ما به روز شده و از سنتی به دیجیتالی تبدیل شدند. علاوه بر آن تا پیش از این ما یک پرتال اطلاعرسانی گردشگری نداشتیم اما اکنون یک پرتال رسمی پنجزبانه در اختیار داریم و استانهایمان هم پرتال دوزبانه دارند. از اینرو میتوانم در جمعبندی بگویم که ما از این فرصت زمانی برای دقیق کردن اطلاعات خود، تهیه پکیجهای استاندارد برای انواع مشتری اعم از ویآیپی، متوسط و... برنامههای بازاریابی و چگونگی کمک گرفتن از بخشخصوصی استفاده کردیم.
ایجاد شده: 2/تیر/1400 آخرین ویرایش: 2/تیر/1400 اخبار داخلی
به گزارش سرویس خارجی هتل نیوز و به نقل از دنیای اقتصاد، فرانسه بهمنظور بازیابی و بهبود بازار گردشگری خود اقدامات نوینی را برای جذب گردشگران انجام داده و با افتتاح هتل در کاخ ورسای رویای زندگی در کاخ را برای همگان به واقعیت تبدیل کرده است. اولین هتل در محوطه کاخ ورسای درهای خود را به روی گردشگران گشود و به مسافران این فرصت را میدهد تا در قلب بزرگترین و یکی از مجللترین کاخهای سلطنتی جهان اقامت کنند. البته اقامت در این هتل سلطنتی بسیار گران است و مسافران برای اقامت در یک شب باید حداقل ۱۷۰۰ یورو هزینه کنند. این درحالی است که میانگین هزینه یک شب اقامت در یک هتل لوکس در فرانسه کمتر از هزار یورو است. مجموعه کاخهای ورسای در پاریس، بزرگترین کاخهای سلطنتی جهان است که افتتاح هتل در این کاخ، سبک جدیدی از گردشگری است که فرصتی را برای کسانی که علاقه بسیاری به قدم زدن در کاخ و دیدن جایجای مجموعه و حتی تجربه زندگی حداقل یک روزه در این کاخ را دارند ایجاد کرده است. تجربه زندگی یک یا چند روزه در بزرگترین کاخ سلطنتی جهان که از قرن هفدهم تا به امروز به یکی از جذابترین کاخهای جهان و جاذبههای گردشگری بینظیر تبدیل شده است. علاقهمندان به تاریخ، فرهنگ و هنر میتوانند در قالب گردشگری، مدتی را در قالب تاریخ زندگی کنند؛ افرادی که جذب معماریهای منحصربهفرد میشوند یا میخواهند یک بخش از تاریخ مهم اروپا و جهان همچون انقلاب فرانسه، معاهدات بینالمللی مثل معاهده صلح ورسای پس از جنگ جهانی یا پیمان آخن پس از پایان جنگ آلمان و فرانسه و بسیاری از اتفاقات مهم تاریخی و سیاسی دیگر را مشاهده کنند. کاخ ورسای مملو از عمارتها، باغها، اماکن دولتی نظیر دیوان و دادگاهها و حتی منازل درباریان و فرمانروایان است و هتل گرند کنترل (Le Grand Controle) در میانه این کاخ قرار دارد که مناظر بینظیری را از کاخ معروف اورانجری به نمایش میگذارد و اطراف آن مملو از درختان نارنج، لیمو، خرزهره، خرما و انار است. این هتل از ۱۴ اتاق و سوئیت تشکیل شده است و در سه ساختمان تاریخی واقع شده که قدمت آنها به سال ۱۶۸۱ میرسد و توسط کریستف تولرمر معمار و طراح داخلی مرمت شده است. همچنین میهمانانی که شب در هتل بمانند امکان استفاده از استخر ۱۳ هکتاری را که بین سالهای ۱۶۷۹ تا ۱۶۸۱ ساخته شده است دارند. هتل گراند کنترل ششمین ساختمان از هتلهای لوکس اریل محسوب میشود که دارای آبگرم و استخر سرپوشیده ۱۵ متری است. در این هتل یک رستوران نیز واقع شده که توسط سرآشپز مشهور آلن دوکاس اداره میشود که منوی آن الهام گرفته از زمان لوئی چهاردهم است و غذاهای کلاسیک فرانسوی و چای عصرگاهی را ارائه میدهد. اتاقها و سوئیتهای هتل به شکل خاصی تزئین شده و هر بخش بهنام یکی از افراد مشهور قدیمی نامگذاری شده است. میهمانان این هتل میتوانند همانند ساکنان قبلی این کاخ زندگی کنند و امکان داشتن خدمه اختصاصی، دسترسی به قایقها، محل گلف، قصرها، تورهای خصوصی هملت، مکانهای خاص پیادهروی شاهان و مناطق زندگی پادشاهانی که قبلا دیده نشده برای آنها فراهم است. همچنین امکان رزرو تماشای اختصاصی تالار آینهها را بدون جمعیت دارند. راهاندازی این هتل که بهدلیل همهگیری کووید-۱۹ به تاخیر افتاده بود، اکنون میتواند گردشگران را به تماشای بناهای میراثی جهان بکشاند. کاخ ورسای از قرن هفدهم توسط لوئی چهاردهم از یک شکارگاه کوچک به یک مجموعه کاخ بیش از ۶۳هزار متری با ۷۰۰ اتاق تبدیل شده است. تکمیل این کاخ که تا پیش از انقلاب فرانسه مقر قدرت سلطنتی بوده با ۳۰ هزار کارگر حدود ۵۰ سال طول کشیده است. این مجموعه با تمام جذابیتهای خود تا به امروز باقی مانده و برخی از فیلمهای معروف جهانی همچون «ماری آنتوانت» و مجموعه تلویزیونی «ورسای» در این کاخ ساخته شده است. بازدید از کاخ ورسای که با همهگیری کرونا در سال ۲۰۲۰ تعطیل شده بود از اوایل سالجاری مجددا برای عموم بازگشایی شد و بهمنظور رعایت پروتکلهای بهداشتی فرآیند زمانبندی خاصی را برای ورود بازدیدکنندگان به داخل کاخ تعیین کردهاند. به گزارش «دنیایاقتصاد» افتتاح هتل در یک مجموعه بزرگ تاریخی که بازدیدکنندگان بسیاری دارد فرصت استفاده از تمامی پتانسیلهای گردشگری، افزایش اشتغال و کسب درآمد بیشتر و ایجاد علاقهمندی در انواع گردشگران جهت بازدید از مجموعه تاریخی و فرهنگی را ایجاد میکند.در دوران کرونا با رکود بازار گردشگری، جهان به سمت تغییر سبک و شیوههای پیشین جهت بازیابی و بهبود مجدد صنعت گردشگری پیش رفت. اختصاص دادن بخشی از یک مجموعه تاریخی مثل کاخ پادشاهان قدیمی که اکنون به شکل یک موزه درآمده به عنوان هتل و محلی برای اقامت، بازدید از این مجموعه توریستی را از انحصار گردشگران تاریخی و فرهنگی خارج میکند و امکان حضور انواع دیگر گردشگران همچون ماجراجویی، تفریحی، تجاری، خوراکی و... را فراهم میآورد که این امر علاوه بر ایجاد جذابیت برای گردشگران، منجر به افزایش درآمد برای فعالان این بخش خواهد شد. ایران که کشوری با تمدن کهن، تاریخ و فرهنگ چندین هزار ساله متشکل از پادشاهیها و فرمانرواییهای بسیاری بوده که در سراسر کشور از بناهای تاریخی و فرهنگی بسیاری برخوردار است میتواند با الگوگیری از ابتکار عمل مقامات گردشگری فرانسه، از ظرفیت میراثی کشور برای «احیای سریع» نبض گردشگری بهره ببرد. این فرصت برای جذب گردشگر و توسعه بازار گردشگری به گردشگران امکان تجربه زندگی در تاریخ را میدهد.
ایجاد شده: 30/خرداد/1400 آخرین ویرایش: 30/خرداد/1400 اخبار خارجی
به گزارش سرویس خارجی هتل نیوز و به نقل از گاردین، بسیاری از افراد استدلال میکنند که گذرنامههای کووید ـ تأییدیههایی که نشان میدهد آیا کسی واکسن زده یا نتیجه تست کرونایش منفی بوده یا به کووید ایمنی دارد ـ راهگشا نیست. ما در آخرین گزارشی که در انجمن سلطنتی لندن منتشر کردهایم، نتیجه گرفتهایم که این گذرنامهها در بعضی موارد میتوانند راهحل معقولی باشند اما فقط اگر با معیارهای مشخصی منطبق باشند. اصل مطلب این است که این گذرنامهها چطور و کجا به کار روند. در مورد سفرهای بینالمللی، که زیرساختهای تست کووید و سیستم «کارت زرد» در حال حاضر به راه افتاده است، گذرنامه کووید اقدامی منطقی به نظر میرسد. دولت بریتانیا نیز گذرنامه کووید را دستکم برای گردهماییهای بزرگ مثل مسابقات ورزشی در دستور کار قرار داده است. اوایل ماه آوریل امسال، وقتی تیم ورزشی «تگزاس رنجرز» در استادیوم بیسبالی که تمام بلیتهایش فروخته شده بود بازی میکرد، ما نگاهی انداختیم به اینکه وقتی درهای استادیومها بدون محدودیت باز میشود چه اتفاقی میافتد: هیچ فاصلهگیری اجتماعیای انجام نشده بود و تعداد کمی از افراد ماسک زده بودند ـ همه این اتفاقات هم در زمانی رخ میداد که ابتلاها اوج گرفته بود و فقط گروه کمی از جمعیت کشور دوز دوم واکسن را دریافت کرده بودند. گذرنامه کووید وقتی میتواند در رویدادهای بزرگ به کار بیاید که در کنار سایر اقدامات همچون تهویه هوا و فاصلهگیری اجتماعی و تست ابتلا و سیستم رهگیری مبتلایان انجام شود. اما در این صورت هم باید معیارهای مشخص ایمنی و ابتلا در مورد آن لحاظ شود. برای اینکه نشان بدهیم آیا کسی به کووید مبتلاست چهار راه وجود دارد: تأییدیه واکسیناسیون یا نتیجه تست PCR، تست تشخیص سریع LFT یا تست آنتیبادی است. ما در گزارشمان نتیجه گرفتیم که فقط تأییدیه واکسیناسیون یا نتیجه تست PCR میتواند معیار مناسبی برای صدور گذرنامه کووید باشد. دلیلش این است که تستهای آنتیبادی معیار معتبری برای ابتلا نیست و تست LFT برای تشخیص ابتلا در افرادی که مبتلا هستند اما میزان کمی از ویروس در بدنشان هست مؤثر نیست. این تست دوم بهخصوص زمانی میتواند نامعتبر باشد که توسط یک متخصص گرفته نشده باشد. دولت بهدرستی خطقرمزهایی را برای خود در نظر گرفته است. تأییدیه واکسن هیچوقت برای خدمات اساسی مثل سوپرمارکتها و حملونقل لازم نیست. ولی ورود به درگاههای غیرضروری ازجمله رستورانها و کافهها جایی است که این معیار را باید در نظر گرفت. نخستوزیر بریتانیا اخیراً گفته است که دیوارهای بین مردم در کسبوکارهای برچیده خواهد شد بدون اینکه بگوید کجا گذرنامههای سلامتی لازم خواهد بود. اما صاحبان کسبوکارها ممکن است احساس کنند حکومت در عوض اینکه دیوارها را بردارد، دارد خودش را بهجای دیوارها مینشاند. هیئت وزیران ممکن است بخشی از مسئولیت اجرای گذرنامه کووید را بر عهده برخی از کسبوکارها بیندازند ولی این کار در مسایل حقوقی و اخلاقی گیر خواهد کرد. برای نمونه، کمیسیون فرصتهای برابر اشتغال در آمریکا اخیراً به کسبوکارها اطلاع داده است که اگر کارمند یا کارگری نتواند بهعلت معلولیت یا عقاید مذهبی واکسن بزند و کسبوکار قادر نباشد اقدام بیشتری برای او بکند، از نظر قانونی مجاز است که آنها را از مجموعه نیروهای کار خود کنار بگذارد. اینها فقط چند مورد از مواردی است که گذرنامههای کووید با آن روبهرو خواهند شد. ضروری است اطمینان حاصل شود از اینکه گذرنامه کووید نابرابری را ایجاد نمیکند یا آن را وخیمتر نمیسازد، بهویژه در بین کسانی که شاید برای تستدادن یا واکسیناسیون تعلل میکنند. این گذرنامهها سؤالاتی را نیز از فناوریای که به کار میبرند و ابعاد دادهای که جمع میکنند به وجود میآورند. آیا این گذرنامهها در امتداد ابزارهای مختلف و اپلیکیشن وزارت بهداشت کار میکنند؟ چطور میشود از جعل گذرنامه کووید جلوگیری کرد؟ و این گذرنامهها چطور میتوانند تضمین کنند که دادههای افراد امن میماند؟ دولت نیز باید روشن سازد که آیا مایل است این گذرنامهها طلیعه تولد نظام بهداشت دیجیتال باشد یا اینکه مثل آنچه در کشورهایی مثل دانمارک اعمال شده، تأییدیههای کووید فقط گذرنامههایی است که بهزودی اطلاعات آن پاک خواهد شد. همه اینها سؤالاتی است که بهروشنی باید به آنها پاسخ داده شود. تأییدیههای کووید میتواند به اطمینان جوامع از سلامتی مردم بیفزاید اما فقط وقتی که آنها معیارهای لازم را رعایت کرده باشند. دو نوع گذرنامه واکسیناسیون ویروس کرونا در بریتانیا اولین کمپین ایمنسازی دستهجمعی در جهان برای محافظت در برابر کووید ـ 19 با استفاده از واکسنهایی است که در پاسخ به دنیاگیری کووید-۱۹ در بریتانیا ساخته شدهاست. واکسیناسیون از ۸ دسامبر ۲۰۲۰ آغاز شد. این دو واکسن که در حال حاضر استفاده میشود با مشارکت فایزر و بیوانتک (واکسن فایزر ـ بیوانتک) و دانشگاه آکسفورد و آسترازنکا (واکسن آکسفورد ـ آسترازنکا) ساخته شده است. سومین مورد تأیید شده اما هنوز اجرایی نشده توسط مدرنا (واکسن مدرنا) ساخته شد. تا تاریخ ۷ فوریه ۲۰۲۱، پنج واکسن دیگر کووید ـ 19 بهسفارش این برنامه در مراحل مختلف توسعه وجود دارد. در این برنامه براساس سن، مرحله یک از عرضه آسیبپذیرترین افراد است. دریافت دوزهای دوم به تأخیر انداخته شد تا افراد بیشتری بتوانند اولین دوز خود را دریافت کنند. هدف برای دادن هر دوز به ۱۵ میلیون نفر در چهار گروه اولویت اول تا اواسط فوریه ۲۰۲۱ اعلام شد و در ۱۴ فوریه این امر محقق شد. تا ۱۵ آوریل به پنج گروه بعدی واکسن داده شد، به این معنی که در آن زمان ۳۲ میلیون دوز تجویز شد. محل واکسیناسیون شامل اقدامات پزشک عمومی، خانههای مراقبت و داروخانهها و همچنین بیمارستانها است. باید گفت که دولت در بحث درباره اینکه در این همهمه کووید چه چیزی خوب است یا نه، گذرنامه سلامتی یا گذرنامه واکسن را هم در مقام یک راهکار ارایه کرده و بحث درباره آن بالا گرفته است. طبیعی است که مثل هر بحث دیگری، بخشی از مردم با آن موافقاند و برخی مخالفاند. تأییدیههایی که به مردم اجازه میدهد وارد مکانهای شلوغی شوند که احتمال ابتلای آنها به کووید زیاد است، میتواند به دو صورت صادر شود: گذرنامه کووید که نشان میدهد نتیجه تست اخیر کرونای فرد چه بوده و گذرنامه واکسن که نشان میدهد فرد واکسن زده است. بیاییم روی گدرنامه واکسن متمرکز شویم. اول یک تمایز اساسی را در نظر بگیریم: یک دنیا تفاوت هست بین نیاز به واکسنی که برای فعالیتهایی که بهنظر اساسی نمیآیند زده میشود و نیاز به واکسنی که برای انجام فعالیتهای روزمره لازم و اساسی است. در مورد اول، واکسیناسیون یک امر انتخابی است اما در مورد دوم، واکسن زدن یک اقدام بهشدت واجب است. وقتی افراد میبینند که واکسن یک امر ضروری برای انجام فعالیتهیا اجتماعی روزمره است (رفتن به کافه، یا حتی رفتن به سر کار) دو پیامد برایشان پیش میآید: آنهایی که واکسن نمیزنند، عملاً از جامعه حذف میشوند. آنها این حذف اجباری از جامعه را به این چشم میبینند که دارند کنترل میشوند و مجبورشان میکنند که واکسن بزنند. واکسیناسیون میتواند کاری قلمداد شود که توسط مردم و برای مردم انجام میشود. در عوض، واکسن میتواند چیزی باشد که از یک نهاد خارجی بر مردم تحمیل میشود ـ و بنابراین مقامات سیاسی و همچنین بهداشتی با انجام آن و در چشم مردم در نقش یک «دیگری» ظاهر شوند. تمام این مسایل میتواند در مردم خشم ایجاد کند و مردم را به این نقطه برساند که با نرفتن زیر بار واکسن دوباره استقلال و خودمختاریشان را به دست آورند. این خودش به اندازه کافی بد است ولی وقتی که مثل یک شکاف بین افرادی که واکسن زدهاند و آنهایی که واکسن نزدهاند رفتار کند، سنگ مشکلات در چاهی میافتد که بیرونآوردن آن کار بسیار دشواری خواهد بود. این شکاف هم تصادفی نیست: بهروشنی نمودار شکاف اجتماعی موجود است. در بریتانیا، کسانی که رابطه بدتری با مقامات دارند، نرخ واکسیناسیون کمتری هم دارند. افزایش فقر رابطه محکمی با کاهش واکسیناسیون دارد. اقلیتهای قومی، بهخصوص سیاهپوستان، نگرانیهای بیشتری بابت واکسنهای کووید دارند. آنها تجربه تاریخی دردناکی که داشتهاند، باید متقاعد شوند که واکسن بهنفع آنها و برای رفاه و سلامتی آنها عرضه شده است، نه برای کنترل آنها. گذرنامههای سلامتی میتواند اهمیت واکسن را تحتالشعاع قرار دهد و نگرانیهایی را به وجود بیاورد که اقلیتهای قومی براساس تجربه تاریخی خود در زدن آن تأمل و تعلل کنند. آنها همچنین روایت افراد هوادار جنبشهای ضد واکسن را پیش میبرند، جنبشهایی که هوادارانشان میگویند در واکسیناسیون بیش از آنکه سلامتی مطرح باشد، بحث کنترل افراد اهمیت دارد. زدن واکسن توسط اکثریت جامعه یک امر مهم و حیاتی است و برای اینکه بیماری کنترل شود باید بخش اعظمی از مردم آن را زده باشند اما چنین روایتهایی از واکسن که تعداد چشمگیری از افراد را بدبین میکند و از سیاستهای رسمی دور میکند، باعث میشود خیلی از آنها در مقابل واکسن زدن مقاومت یا تعلل کنند و در نتیجه فوریت درمان بیماری با واکسن تحت تأثیر قرار بگیرد. بیعدالتی در واکسیناسیون بهاضافه گذرنامه واکسن به نژادپرستی واکسن تعبیر میشود. به همین علت است که ما باید فوراً کیتهای این گذرنامههای واکسن را کنار بگذاریم و در عوض، تجربیات سلامت عمومی که سالهاست به آن رسیدهایم: سلامت وابسته است به همکاری پایدار جامعه. گذرنامههای واکسن هم سلامت فیزیکی و هم سلامت جامعه ما را به خطر میاندازد.
ایجاد شده: 29/خرداد/1400 آخرین ویرایش: 29/خرداد/1400 اخبار خارجی