به گزارش تور نیوز؛ سیدرضا صالحیامیری، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، از توافق اعضای دولت برای حل مشکل تبدیل ارز گردشگران خارجی خبر داد. او تأکید کرد که این توافق به مدیریت هزینههای سفر گردشگران در ایران کمک خواهد کرد. وزیر میراث فرهنگی به اختلافنظر بین وزارتخانه و بانک مرکزی درباره نرخ تبدیل ارز گردشگران اشاره کرد. او بیان کرد که پیشنهاد تبدیل ارز با نرخ ترجیحی به دلیل فاصله زیاد با نرخ بازار، با مخالفت این وزارتخانه روبرو شد. چنین اختلافی میتوانست سبب بیمیلی گردشگران خارجی به سفر به ایران شود. به گفته صالحیامیری، در نشستی که در مشهد برگزار شد، این اختلافنظر برطرف شد. مقرر شده است که سازوکاری فراهم شود تا گردشگران خارجی بتوانند ارز خود را با نرخی متناسب با بازار غیررسمی دریافت کنند. همچنین، پس از کسر کارمزد منطقی، این ارز به صورت کارت برای پرداخت هزینههای سفر در دسترس خواهد بود.
ایجاد شده: دیروز آخرین ویرایش: دیروز اخبار داخلی
✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر سرویس حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا صنعت هتلداری همواره با تغییر رفتار مسافران، پیشرفت فناوری و تحول در سبک زندگی انسانها روبهرو بوده است. زمانی وبسایتها و سیستمهای رزرو آنلاین، چهره بازار اقامت را تغییر دادند و پس از آن، شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای دیجیتال به بخش جداییناپذیر ارتباط هتلها با مهمانان تبدیل شدند. اکنون متاورس و واقعیت مجازی، افق تازهای را پیش روی صنعت هتلداری گشودهاند؛ افقی که در آن تجربه مهمان میتواند پیش از سفر آغاز شود و حتی پس از پایان اقامت نیز ادامه پیدا کند. واقعیت مجازی با ایجاد محیطی سهبعدی و تعاملی، این امکان را فراهم میکند که کاربر بدون حضور فیزیکی، فضای یک هتل، اتاقها، رستوران، سالن همایش، استخر یا سایر امکانات مجموعه را مشاهده و تجربه کند. این فناوری میتواند تصمیمگیری مسافر را آسانتر کند؛ زیرا تصاویر ثابت و توضیحات متنی همیشه نمیتوانند تصویری دقیق از کیفیت و حالوهوای یک هتل ارائه دهند. اما تور مجازی به مهمان اجازه میدهد پیش از رزرو، در فضا حرکت کند و انتخاب آگاهانهتری داشته باشد. برای بسیاری از مسافران، بهویژه گردشگران بینالمللی، خانوادهها و برگزارکنندگان رویدادها، شناخت دقیق فضای هتل اهمیت زیادی دارد. یک شرکت میتواند سالن همایش را بهصورت مجازی بررسی کند، یک خانواده میتواند چیدمان اتاق و امکانات مناسب کودکان را ببیند و یک مسافر میتواند فاصله اتاق تا رستوران یا چشمانداز پنجره را پیش از سفر ارزیابی کند. این شفافیت، احتمال نارضایتی و فاصله میان وعده تبلیغاتی و تجربه واقعی را کاهش میدهد. متاورس تنها به نمایش مجازی اتاقها محدود نمیشود. هتلها میتوانند در فضاهای دیجیتال، شعبه یا محیطی مجازی ایجاد کنند که کاربران در آن با برند، خدمات و هویت مجموعه آشنا شوند. در چنین محیطی، مهمان میتواند با یک راهنمای مجازی گفتوگو کند، درباره مقصد اطلاعات بگیرد، خدمات مختلف را بشناسد، اتاق خود را انتخاب کند یا حتی پیش از ورود، برنامه اقامت خود را طراحی کند. این تجربه اگر با خلاقیت و شناخت درست نیازهای مخاطب همراه باشد، میتواند ارتباط میان برند و مهمان را عمیقتر کند. یکی از مهمترین فرصتهای متاورس برای صنعت هتلداری، بازاریابی تجربهمحور است. تبلیغات سنتی معمولاً درباره ویژگیهای یک هتل صحبت میکنند، اما فناوریهای غوطهورکننده اجازه میدهند مخاطب بخشی از تجربه را پیشاپیش احساس کند. برای مثال، یک هتل ساحلی میتواند فضای طلوع خورشید، صدای امواج و امکانات تفریحی خود را در قالب تجربهای مجازی به نمایش بگذارد. هتلهای تاریخی نیز میتوانند با بازسازی دیجیتال بنا، داستان معماری و فرهنگ مقصد را برای مخاطبان روایت کنند. واقعیت مجازی همچنین در آموزش کارکنان کاربرد فراوانی دارد. کارکنان هتل میتوانند در محیطی شبیهسازیشده، موقعیتهای مختلف را تمرین کنند؛ از نحوه پذیرش مهمان و پاسخگویی به شکایت گرفته تا مدیریت شرایط اضطراری، تخلیه ساختمان و مواجهه با موقعیتهای پیشبینینشده. این آموزشها بدون ایجاد فشار بر عملیات واقعی هتل انجام میشوند و به کارکنان اجازه میدهند پیش از مواجهه با یک موقعیت واقعی، واکنش مناسب را تمرین کنند. در بخش طراحی و مدیریت نیز این فناوری میتواند به تصمیمگیری بهتر کمک کند. مدیران و سرمایهگذاران میتوانند پیش از ساخت یا بازطراحی یک مجموعه، فضای پیشنهادی را بهصورت مجازی بررسی کنند. چیدمان اتاقها، مسیر حرکت مهمان، نورپردازی، دسترسیها و حتی حس کلی فضا را میتوان پیش از اجرای نهایی ارزیابی کرد. این امر احتمال خطا و هزینههای اصلاحی را کاهش میدهد و امکان مشارکت بیشتر ذینفعان در فرایند طراحی را فراهم میسازد. از سوی دیگر، متاورس میتواند نقش هتلها را از محل اقامت به مرکز تجربه و تعامل تبدیل کند. در آینده، یک هتل ممکن است علاوه بر ارائه اتاق و خدمات رفاهی، میزبان رویدادهای مجازی، نمایشگاههای دیجیتال، نشستهای بینالمللی و برنامههای فرهنگی باشد. افرادی که امکان سفر ندارند، میتوانند از طریق آواتار یا ابزارهای واقعیت مجازی در این رویدادها شرکت کنند. به این ترتیب، هتل میتواند مخاطبانی فراتر از مهمانان حاضر در ساختمان خود جذب کند. این فناوری در حوزه گردشگری مقصد نیز فرصتهای ارزشمندی ایجاد میکند. هتلها میتوانند پیش از ورود مسافر، جاذبههای اطراف، مسیرهای گردشگری، موزهها، بازارهای محلی و تجربههای فرهنگی را به شکل مجازی معرفی کنند. چنین رویکردی هم به فروش خدمات جانبی کمک میکند و هم ارتباط هتل را با اقتصاد و هویت مقصد افزایش میدهد. هتل در این حالت تنها محل خواب و اقامت نیست، بلکه به دروازهای برای کشف فرهنگ، تاریخ و سبک زندگی مقصد تبدیل میشود. با وجود این فرصتها، نباید متاورس و واقعیت مجازی را جایگزین کامل مهماننوازی واقعی دانست. اساس صنعت هتلداری همچنان بر ارتباط انسانی، آرامش، امنیت، پاکیزگی و کیفیت خدمات استوار است. هیچ تجربه مجازی نمیتواند بهطور کامل جایگزین اقامت در یک اتاق واقعی، گفتوگو با کارکنان، چشیدن غذای محلی یا تماشای یک منظره از نزدیک شود. فناوری باید در خدمت تجربه انسانی قرار گیرد، نه اینکه آن را حذف کند. هزینه راهاندازی، نیاز به زیرساخت فنی، دسترسی محدود برخی مخاطبان به تجهیزات واقعیت مجازی، پیچیدگی تولید محتوای سهبعدی و مسائل مربوط به حریم خصوصی، از جمله چالشهای این مسیر هستند. همچنین، اگر محتوای مجازی با تجربه واقعی هتل همخوان نباشد، میتواند موجب افزایش انتظار و در نهایت نارضایتی مهمان شود. بنابراین، استفاده از این فناوری نیازمند صداقت، برنامهریزی و هماهنگی میان وعدههای دیجیتال و کیفیت واقعی خدمات است. برای هتلهای ایران نیز این حوزه میتواند فرصت قابلتوجهی ایجاد کند. معرفی مجازی هتلهای تاریخی، تجربه دیجیتال بناهای فرهنگی، نمایش جاذبههای طبیعی، جذب گردشگران خارجی و برگزاری رویدادهای بینالمللی، تنها بخشی از ظرفیتهای پیشروست. با این حال، موفقیت در این مسیر به تولید محتوای باکیفیت، توجه به زبانها و فرهنگهای مختلف، آموزش نیروی انسانی و ایجاد همکاری میان هتلها، شرکتهای فناوری و نهادهای گردشگری نیاز دارد. آینده صنعت هتلداری احتمالاً ترکیبی از حضور فیزیکی و تجربه دیجیتال خواهد بود. مهمان ممکن است سفر خود را با یک بازدید مجازی آغاز کند، اتاقش را در فضای سهبعدی انتخاب کند، از طریق یک دستیار هوشمند برنامه اقامتش را تنظیم کند و پس از بازگشت نیز در رویدادهای مجازی هتل شرکت داشته باشد. در این میان، هتلهایی موفقتر خواهند بود که فناوری را نه بهعنوان یک نمایش تجملی، بلکه بهعنوان ابزاری برای شناخت بهتر مهمان، شخصیسازی خدمات و خلق ارزش به کار گیرند.
ایجاد شده: 26/مهر/1405 آخرین ویرایش: 26/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز؛ رئیس شورای شهر تهران، مهدی چمران، درباره هتل 30 طبقه ولنجک صحبت کرد. او اظهار داشت که هیچ تخلفی در ساخت این هتل صورت نگرفته است. بررسیها نشان میدهد که این هتل با گسل فاصله دارد. چمران بیان کرد که اگر هتل در نزدیکی گسلهای فرعی باشد، ساخت آن با رعایت شرایط خاص امکانپذیر است. او همچنین افزود که در شرایط کنونی، کمبود هتل در شهر یک موضوع مهم است. بنابراین، باید ساخت هتلها را تشویق کنیم و مانع آن نشویم.
ایجاد شده: 21/مهر/1405 آخرین ویرایش: 21/مهر/1405 اخبار داخلی
✍🏻به قلم رضا حسینی | دبیر سرویس سرمایه گذاری گردشگری و هتلداری ایتنا 📌نسخه توسعه صنعت ملی گردشگری ایران در ادامه یاداشتهای پیشین که با هدف بررسی رویکردهای تبدیل صنعت گردشگری ایران به یک صنعت ملی و شناسایی حوزههای سرمایهگذاری و توسعه گردشگری ارائه شد، به این جمعبندی رسیدیم که تحقق این هدف، مستلزم همکاری فرادولتی و فراقوهای همه دستگاهها و عوامل مؤثر است؛ مسیری که در نهایت باید به افزایش سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی کشور منجر شود. اکنون پرسش اساسی این است که چگونه میتوان زمینه تحقق این هدف را فراهم کرد و مسیر حرکت به سوی آن را هموار ساخت؟ در این یادداشت، نقش حاکمیت و سرمایهگذاران در توسعه گردشگری ایران بررسی میشود تا مشخص شود چگونه میتوان با تعریف مسئولیتهای دقیق برای هر یک از طرفین، زمینه تبدیل ظرفیتهای موجود به یک صنعت ملی را فراهم کرد. گردشگری ایران امروز باید از تصدیگری دولت فاصله بگیرد و میدانداری سرمایهگذاری بخش خصوصی در آن تقویت شود. به بیان دیگر، لازم است مسیر عبور از ظرفیتهای خاموش به صنعت ملی گردشگری شناسایی و سازوکارهای عملی تحقق آن تعریف شود. ایران تقریباً تمام مؤلفههای لازم برای تبدیلشدن به یکی از قطبهای بزرگ گردشگری منطقه و جهان را در اختیار دارد؛ سرزمینی با تاریخی چند هزارساله، تمدنی کمنظیر، ویژگیهای اقلیمی چهارفصل و تنوعی شگفتانگیز از کوهستان، کویر، جنگل، دریا، جزایر، رودخانهها و صدها جاذبه تاریخی، طبیعی و فرهنگی. با وجود این ظرفیت گسترده، پرسش اساسی همچنان پابرجاست: چرا کشوری با چنین توانمندیهایی نتوانسته است گردشگری را به صنعتی قدرتمند، پایدار و اثرگذار در اقتصاد ملی تبدیل کند؟ به نظر میرسد بخشی از پاسخ را باید در شیوه نگاه به گردشگری، مدل حاکمیتی و الگوهای توسعه این صنعت جستوجو کرد. یکی از مشکلات اصلی آن است که گاهی تصور میشود توسعه گردشگری صرفاً از طریق بودجههای دولتی، پروژههای محدود دستگاههای اجرایی و فعالیتهای پراکنده سازمانها امکانپذیر است؛ در حالی که گردشگری یک صنعت است و صنعت بیش از هر چیز به سرمایه، بازار، زیرساخت، مدیریت حرفهای، امنیت سرمایهگذاری و چشمانداز بلندمدت نیاز دارد. از این منظر، یکی از مهمترین الزامات توسعه گردشگری ایران، فراهمکردن زمینه واقعی حضور و مشارکت سرمایهگذاران بخش خصوصی است. بازتعریف نقش دولت در توسعه گردشگری دولت باید سیاستگذار و تنظیمگر باشد، نه متصدی همه فعالیتهای اقتصادی. البته منظور از این رویکرد، کناررفتن دولت از عرصه گردشگری نیست؛ بلکه لازم است نقش آن در سیاستگذاری، تنظیمگری، صدور مجوزها و ایجاد زیرساختهای عمومی بازتعریف شود. دولت میتواند با شناسایی ظرفیتها و پهنههای مستعد گردشگری، سند آمایش و نقشه جامع توسعه گردشگری کشور را تدوین کند و مشخص سازد که هر منطقه از چه استعدادها و مزیتهایی برخوردار است. در مرحله بعد، باید برای این مناطق طرحهای جامع اقتصادی توسعه گردشگری تهیه شود، چارچوبها و ضوابط سرمایهگذاری تعیین شوند، فرایند صدور مجوزهای قانونی بهصورت یکپارچه و ساده درآید، زیرساختهای عمومی موردنیاز فراهم شود و امتیاز بهرهبرداری از پروژهها در قالب قراردادهایی شفاف و بلندمدت به سرمایهگذاران واگذار شود. مهمتر از همه این موارد، دولت باید امنیت و ثبات سرمایهگذاری را تضمین کند. برای مثال، فرض کنیم سرمایهگذاری قصد داشته باشد جزیره مینو را به یک قطب اقتصادی گردشگری تبدیل کند و با احداث مجموعهای جامع در حوزه گردشگری سلامت، از جمله بیمارستان تخصصی، زمینه جذب گردشگران سلامت از کشورهای حاشیه خلیج فارس را فراهم آورد؛ گردشگرانی که برای انجام عملهای زیبایی، کاشت مو یا درمان بیماریهای خاص به کشورهای اروپایی سفر میکنند. در چنین شرایطی، سرمایهگذار نباید برای دریافت مجوزهای مختلف، گرفتار مجموعههایی شود که شناختی از کلیت پروژه ندارند یا فرایندهای اداری را به مانعی برای اجرای آن تبدیل میکنند. چنین پروژهای باید با رویکردی ملی تعریف شود، یک متولی مشخص برای هدایت و هماهنگی آن وجود داشته باشد و دولت از طریق سازوکاری واحد، مسئولیت تسهیل فرایندهای قانونی، هماهنگی دستگاهها و فراهمکردن زیرساختهای عمومی را بر عهده بگیرد. همچنین باید از ابتدا مدل سرمایهگذاری، مدت بهرهبرداری و شرایط تضمینشده فعالیت اقتصادی مشخص باشد تا سرمایهگذار بداند پس از بهرهبرداری از پروژه، تا چه زمانی و تحت چه شرایطی میتواند از سرمایهگذاری خود بهرهبرداری کند. یکی از مشکلات جدی در این زمینه، تغییر تعهدات و قراردادها با تغییر دولتهاست. در دورههای مختلف، قراردادهایی امضا شدهاند که در چارچوب خود منافع ملی را تأمین میکردهاند؛ اما با تغییر دولت، مفاد یا امتیازات آنها دستخوش تغییر شده و سرمایهگذار آسیب دیده است. چنین تجربههایی میتواند موجب خروج سرمایهگذار از کشور و کاهش تمایل دیگر فعالان اقتصادی به ورود به پروژههای بلندمدت شود. در مدل پیشنهادی، دولت قرار نیست خود هتل بسازد، مجموعه تفریحی احداث کند یا مسئولیت اداره همه پروژهها را بر عهده بگیرد. وظیفه دولت، آمادهکردن زمین بازی اقتصادی است؛ این بخش خصوصی است که باید وارد میدان شود، سرمایهگذاری کند و چرخه فعالیت اقتصادی را به حرکت درآورد. امنیت سرمایهگذاری؛ پیششرط ورود بخش خصوصی سرمایهگذار زمانی وارد یک پروژه میشود که آینده سرمایهگذاری خود را ایمن ببیند. مسئله فقط تأمین منابع مالی نیست؛ بلکه میزان ریسک و عدمقطعیت پروژه نیز در تصمیمگیری او نقش تعیینکننده دارد سرمایهگذاری که قرار است میلیاردها یا هزاران میلیارد تومان برای توسعه یک مجموعه گردشگری اختصاص دهد، به افقی بلندمدت نیاز دارد. او باید بداند پروژه در چه محدودهای اجرا میشود، مجوزها چگونه صادر خواهند شد، دستگاههای مختلف چه تعهداتی دارند، دوره بهرهبرداری چقدر است و چه زمانی امکان بازگشت اصل سرمایه و دستیابی به سود منطقی فراهم میشود. پرسش مهمتر این است که اگر دولت یا مدیران طرف قرارداد تغییر کنند، چه تضمینی برای حفظ قراردادها و امتیازات سرمایهگذاری وجود خواهد داشت؟ اگر بتوان به این پرسشها پاسخهایی روشن و شفاف داد، حتی پروژههای بزرگ و پیچیده گردشگری نیز میتوانند برای سرمایهگذاران جذاب شوند. بنابراین، یکی از ارکان راهبرد ملی توسعه گردشگری باید بر پایه امنیت حقوقی و اقتصادی سرمایهگذار شکل بگیرد. قراردادها باید بلندمدت، شفاف و مبتنی بر منافع متقابل باشند؛ مدلی که در آن هم منافع ملی تأمین شود و هم سرمایهگذار از امکان بهرهبرداری اقتصادی پایدار برخوردار باشد. برای مناطق مختلف کشور نیز میتوان متناسب با ویژگیهای هر مقصد و مشخصات پروژه، بستههای سرمایهگذاری تعریف کرد. دولت باید در طرح توسعه هر منطقه، ظرفیتها، کاربریها، زیرساختها، میزان سرمایهگذاری موردنیاز، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه و فرصتهای اقتصادی را بهصورت شفاف مشخص کند تا سرمایهگذار بتواند با شناخت کافی وارد پروژه شود. در مقابل، دولت میتواند امتیاز بهرهبرداری بلندمدت را در چارچوب قانون به سرمایهگذار اعطا کند؛ بهگونهای که مدت بهرهبرداری متناسب با حجم سرمایهگذاری، میزان ریسک و دوره بازگشت سرمایه باشد. نباید فراموش کرد که سرمایهگذاری گردشگری صرفاً به ایجاد یک مجموعه یا ارائه خدمات محدود نمیشود. این سرمایهگذاری میتواند به توسعه منطقه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، رشد کسبوکارهای محلی و در نهایت افزایش تولید ناخالص داخلی منجر شود. از این رو، مجوزی که دولت صادر میکند، صرفاً یک برگه اداری نیست؛ بلکه بخشی از تعهد حاکمیتی برای فراهمکردن زمینه فعالیت اقتصادی در چارچوبی روشن و قابل اتکاست. پنجره واحد واقعی برای سرمایهگذاری گردشگری سرمایهگذار نباید برای پیشبرد پروژه خود از یک دستگاه به دستگاه دیگر ارجاع داده شود و با موانع اداری متعدد مواجه شود. اگر قرار است بخش خصوصی موتور محرک صنعت گردشگری باشد، باید یک پنجره واحد واقعی سرمایهگذاری گردشگری در ساختار حاکمیتی ایجاد شود. در این سازوکار، دولت باید پیش از ورود سرمایهگذار، فرایندهای اصلی پروژه را تعریف کرده و چارچوبهای قانونی، الزامات اجرایی و تعهدات دستگاههای مرتبط را بهصورت شفاف مشخص کرده باشد. نتیجه چنین رویکردی، کاهش زمان و هزینههای اداری، افزایش قابلیت پیشبینی پروژهها و تقویت اعتماد سرمایهگذاران خواهد بود. نکته مهم دیگر آن است که توسعه گردشگری نباید با تغییر دولتها دچار توقف یا دگرگونیهای بنیادین شود. صنعتی که قرار است سرمایههای بلندمدت را جذب کند، به ثبات سیاستگذاری و استمرار برنامههای توسعه نیاز دارد. بدون این ثبات، حتی برخورداری از جاذبههای منحصربهفرد نیز نمیتواند بهتنهایی تضمینکننده جذب سرمایه باشد. ایران؛ سرزمین پروژههای گردشگری در مقالات پیشین اشاره شد که ایران سرزمین پروژههای گردشگری است و از این منظر، مزیتی کمنظیر در اختیار دارد. برای ایجاد مقاصد جدید گردشگری، لزوماً نیازی نیست همهچیز از نقطه صفر ساخته شود؛ بخش بزرگی از سرمایه اصلی این صنعت، همین امروز در جغرافیای کشور وجود دارد. ایران یک کشور چهارفصل است؛ از جزایر و سواحل جنوبی تا سواحل شمالی، از مناطق کوهستانی تا کویر مرکزی که از جذابترین پهنههای کویری جهان به شمار میرود، از شهرهای تاریخی و روستاهای بکر تا آثار تمدنی، رودخانهها و تالابها. این ظرفیتها میتوانند مبنای تعریف پروژههای یکپارچه گردشگری قرار گیرند. برای نمونه، میتوان به ظرفیتهای پیرامون اروندرود اشاره کرد. حدود ۱۱ کیلومتر از مسیر رودخانهای که از داخل شهر اهواز میگذرد، میتواند در قالب یک طرح جامع گردشگری مورد توجه قرار گیرد؛ طرحی که در آن، اصلاح وضعیت اکوسیستم رودخانه، لایروبی، ایجاد فضاهای تفریحی و گردشگری، احداث هتل و توسعه سرگرمیهای دریایی در قالب یک بسته اقتصادی منسجم تعریف شود. چنین پروژهای را میتوان با مدلی برد ـ برد به بخش خصوصی واگذار کرد؛ بهگونهای که سرمایهگذار در ازای تأمین مالی و اجرای تعهدات خود، از امکان بهرهبرداری بلندمدت، برای مثال در دورهای ۲۰ تا ۳۰ ساله متناسب با ماهیت پروژه، برخوردار باشد. این الگو را میتوان برای دیگر ظرفیتهای کشور نیز به کار گرفت؛ از میراث تاریخی تخت جمشید و دیگر آثار تمدنی گرفته تا جاذبههای کویری و طبیعی. مسئله امروز ایران، صرفاً کمبود جاذبه گردشگری نیست؛ بلکه ضرورت تبدیل این جاذبهها به محصولات واقعی و قابل عرضه در بازار گردشگری است. هر اثر تاریخی، جاذبه طبیعی یا پهنه مستعد گردشگری میتواند به محور شکلگیری مجموعهای از فعالیتهای اقتصادی تبدیل شود. اقامت، تفریح، حملونقل، خدمات، رستوران، خرید، سرگرمی، رویدادهای تفریحی، تبلیغات و مدیریت حرفهای بازارهای هدف، همگی اجزای زنجیره ارزش گردشگری هستند. فعالشدن این زنجیره میتواند به افزایش درآمد، ایجاد اشتغال و رشد تولید ناخالص داخلی منجر شود. در این مسیر، بخش خصوصی میتواند زنجیرهای اقتصادی و پایدار ایجاد کند و با حمایت دولت، سبد ملی پروژههای سرمایهگذاری گردشگری را به مرحله اجرا برساند. تدوین سبد ملی پروژههای سرمایهگذاری گردشگری به نظر میرسد نخستین گام عملی در این مسیر، تهیه پرونده اطلاعاتی جامع برای پروژههای مستعد سرمایهگذاری در سراسر کشور باشد. در این پروندهها باید ظرفیتهای سرمایهگذاری، وضعیت زیرساختها، کاربریهای قابل تعریف، هزینههای اجرایی، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه، مدت بهرهبرداری، مشوقهای سرمایهگذاری و تعهدات دولت و سرمایهگذار مشخص شود. همچنین لازم است فرایندها و زمانبندی صدور مجوزها بهصورت شفاف تعیین شوند تا سرمایهگذار با اطمینان و شناخت کافی وارد این چرخه اقتصادی شود. اجرای چنین برنامهای مستلزم همکاری و هماهنگی دولت، بانکها، بازار سرمایه، شهرداریها، جوامع محلی، شرکتهای گردشگری، هتلها، بخش حملونقل، صنایع فرهنگی و کسبوکارهای کوچک است. توسعه گردشگری زمانی میتواند به یک صنعت ملی تبدیل شود که همه این اجزا در قالب یک برنامه منسجم و با تقسیم مسئولیت مشخص فعالیت کنند. در مقاله گذشته اشاره شد که کشور همسایه، ترکیه، با جذب حدود ۵۶ میلیون گردشگر، نزدیک به ۵۷ میلیارد دلار درآمد گردشگری ایجاد کرده است؛ رقمی که بیانگر ظرفیت بالای این صنعت برای اثرگذاری بر اقتصاد ملی است. بنابراین، گردشگری ایران پیش از آنکه به منابع جدید نیاز داشته باشد، به آزادسازی ظرفیتهای موجود، تعریف مدلهای اقتصادی قابل اجرا و ایجاد امنیت برای سرمایه و سرمایهگذار نیازمند است. ظرفیتهایی که اگر در چارچوب یک راهبرد ملی و بلندمدت مدیریت شوند، میتوانند از داراییهای بالقوه به منابع پایدار تولید ثروت ملی تبدیل شوند. امیدوارم این یادداشت بتواند در تبیین ضرورت بازتعریف نقش دولت، تقویت میدانداری بخش خصوصی و جلب توجه مسئولان مرتبط به تدوین یک سند راهبردی بلندمدت برای توسعه گردشگری ایران مؤثر باشد.
ایجاد شده: 21/مهر/1405 آخرین ویرایش: 21/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻سمیرا سیاح | خبرنگار و دبیر سرویس گردشگری کودک و بانوان ایتنا 📌نقش دختران در گردشگری و هتلداری دختران برای همیشه دختر نمیمانند؛ آنها بزرگ میشوند، مسیر زندگی و حرفه خود را انتخاب میکنند و ممکن است روزی در جایگاه مدیر هتل، متخصص هوانوردی، راهنمای گردشگری، کارآفرین یا تصمیمساز صنعت سفر قرار بگیرند. پرسش اینجاست: آیا صنعت گردشگری از امروز برای حضور و پیشرفت آنها آماده میشود؟ ۱۱ اکتبر، روز جهانی دختر، فرصتی است برای فراتر رفتن از پیامهای مناسبتی و نگاهی دوباره به فرصتهایی که برای دختران فراهم میکنیم. این مناسبت در سال ۲۰۱۱ به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید و نخستین بار در سال ۲۰۱۲ گرامی داشته شد؛ روزی که قرار است توجه جهان را به حقوق دختران، موانع پیش روی آنان و ضرورت فراهمکردن فرصتهای برابر جلب کند. اما در بررسی آینده دختران، نباید فقط به دوران کودکی آنها نگاه کرد. دختران امروز، بخشی از نیروی انسانی، مدیران، متخصصان و کارآفرینان فردای اقتصاد جهاناند. بنابراین، کیفیت فرصتهایی که اکنون در اختیارشان قرار میگیرد، تنها مسئله خانواده یا نظام آموزشی نیست؛ به آینده بازار کار و صنایعی نیز مربوط میشود که برای ادامه فعالیت به نیروی انسانی توانمند و آموزشدیده نیاز دارند. گردشگری و هتلداری یکی از همین صنایع است؛ صنعتی که سرمایه اصلی آن، علاوه بر زیرساخت و امکانات، انسان و توانایی او در خلق تجربهای مطلوب برای دیگران است. از ظرافت مهماننوازی تا فرصتهای حرفهای هتلداری و مهماننوازی با جزئیاتی سروکار دارند که گاه در محاسبات اقتصادی بهسادگی دیده نمیشوند: درک نیاز مهمان، توجه به تفاوتهای فرهنگی، ارتباط مؤثر، مدیریت موقعیتهای پیشبینینشده و ایجاد احساس امنیت و آرامش. کیفیت این صنعت تا اندازه زیادی به توانایی کارکنان در شناخت انسانها و پاسخگویی حرفهای به نیازهای آنها وابسته است. اما مهماننوازی را نباید به مجموعهای از ویژگیهای ذاتی زنان یا مردان تقلیل داد. همدلی، دقت، مهارت ارتباطی و قدرت تصمیمگیری، قابلیتهایی انسانی و حرفهایاند که میتوان آنها را پرورش داد. اهمیت حضور زنان نیز نباید صرفاً به تناسب آنها با مشاغل خدماتی محدود شود؛ همانطور که نمیتوان نقش مردان را در این حرفه تنها با تواناییهای فنی و مدیریتی تعریف کرد. مسئله اصلی این نیست که زنان برای مهماننوازی مناسباند یا نه؛ مسئله این است که آیا صنعت مهماننوازی برای استفاده از تمام ظرفیتهای حرفهای زنان فرصت برابر فراهم میکند؟ این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که به بخشهایی از صنعت سفر نگاه کنیم که حضور زنان در آنها همچنان محدود است. آمارهای جهانی؛ تصویری از فرصتهای نابرابر بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی سازمان جهانی گردشگری سازمان ملل متحد، زنان در کشورهای بررسیشده حدود ۶ درصد خلبانان و ۱۲ درصد کارکنان حملونقل آبی مسافری را تشکیل میدهند. این ارقام بهتنهایی تصویر کاملی از اشتغال زنان در تمام بخشهای گردشگری جهان ارائه نمیکنند، اما نشان میدهند که در برخی مشاغل تخصصی مرتبط با سفر، فاصله معناداری میان حضور زنان و مردان وجود دارد. از سوی دیگر، سازمان جهانی گردشگری گزارش کرده است که زنان در سطح جهانی بهطور متوسط ۱۵ درصد کمتر از مردان درآمد دارند. همچنین در یکپنجم کشورهای جهان، حمایت قانونی در برابر آزار در محیط کار وجود ندارد. این دادهها صرفاً به گردشگری محدود نیستند، اما در کنار شواهد مربوط به این صنعت، ضرورت توجه به کیفیت اشتغال، امنیت حرفهای و فرصت پیشرفت زنان را برجسته میکنند. اهمیت این آمارها در آن نیست که صرفاً از فاصله میان زنان و مردان خبر میدهند؛ بلکه ما را با پرسشی درباره آینده روبهرو میکنند: دخترانی که امروز در حال تحصیلاند، برای ورود به مشاغل تخصصی و مدیریتی گردشگری چه مسیرهایی پیش روی خود خواهند داشت؟ اگر قرار است فردا از کمبود نیروی متخصص در برخی حوزهها سخن بگوییم، باید امروز درباره دسترسی دختران به آموزشهای مرتبط، آشنایی با فرصتهای شغلی، کسب مهارت و امکان رشد حرفهای آنها نیز فکر کنیم. سرمایهگذاری بر دختران، فراتر از یک مسئولیت اجتماعی توجه به دختران در گردشگری نباید به استخدام چند نیروی زن یا برگزاری برنامهای نمادین در مناسبتهای جهانی محدود شود. این توجه میتواند از سالهای آموزش آغاز شود؛ زمانی که دختران هنوز در حال شناخت علایق و تواناییهای خود هستند و فرصت آشنایی با مشاغل مختلف میتواند بر انتخابهای آینده آنها اثر بگذارد. معرفی حرفههای متنوع گردشگری به دختران، برگزاری برنامههای آموزشی و آشنایی با محیطهای کاری، فراهمکردن فرصتهای مهارتآموزی متناسب با سن و ایجاد ارتباط میان مراکز آموزشی و کسبوکارهای گردشگری، اقدامهایی هستند که میتوانند فاصله میان تحصیل و اشتغال را کاهش دهند. در مراحل بعد نیز، فراهمکردن محیط کار امن، مقابله با آزار و تبعیض، پرداخت منصفانه و ایجاد مسیرهای روشن برای پیشرفت شغلی اهمیت پیدا میکند. زیرا دعوت از دختران برای ورود به یک صنعت، بدون توجه به شرایطی که در آینده با آن مواجه خواهند شد، تنها نیمی از مسیر است. از سوی دیگر، این مسئولیت فقط بر عهده هتلها و شرکتهای گردشگری نیست. نهادهای آموزشی، سیاستگذاران و تشکلهای حرفهای نیز میتوانند با گردآوری دادههای دقیق درباره آموزش، اشتغال و پیشرفت زنان در بخشهای مختلف گردشگری، امکان برنامهریزی مؤثرتر را فراهم کنند. تا زمانی که میزان حضور زنان در مشاغل تخصصی، سهم آنها از جایگاههای مدیریتی و موانع پیشرفتشان بهدرستی سنجیده نشود، ارزیابی اقدامات و طراحی سیاستهای مؤثر نیز دشوار خواهد بود. پرسشی برای امروز صنعت گردشگری روز جهانی دختر فرصتی است تا صنعت گردشگری، علاوه بر جایگاه دختران بهعنوان مسافران امروز و مشتریان آینده، به نقش احتمالی آنها در ساختار حرفهای خود نیز فکر کند. دختری که امروز با جهان سفر آشنا میشود، ممکن است فردا بخواهد مقصدی را معرفی کند، تجربهای تازه برای گردشگران بسازد، کسبوکاری راهاندازی کند، فناوریهای سفر را توسعه دهد یا مدیریت یک مجموعه گردشگری را بر عهده بگیرد. تحقق این مسیرها به استعداد فردی وابسته است، اما به فرصتهای آموزشی، شرایط اجتماعی و ساختارهای حرفهای نیز نیاز دارد. صنعت گردشگری نمیتواند از خلاقیت، کیفیت خدمات و توسعه پایدار سخن بگوید، اما درباره چگونگی پرورش و جذب نسل آینده نیروی انسانی خود بیتفاوت بماند. حضور مؤثرتر زنان در این صنعت نیز تنها یک موضوع مربوط به برابری نیست؛ بخشی از بحث گستردهتر درباره بهرهگیری از ظرفیت انسانی و ساختن بازاری کارآمدتر و فراگیرتر است. شاید در بزرگداشت روز جهانی دختر، بهجای تکرار این جمله که دختران آیندهسازند، بهتر باشد از خود بپرسیم چه چیزی برای ساختن آن آینده در اختیارشان گذاشتهایم. دختران امروز، زنان فردای گردشگریاند؛ آیندهای که نمیتوان از آن انتظار حضور و درخشش داشت، بیآنکه از امروز مسیر ورود، یادگیری و پیشرفتشان را هموار کرد.
ایجاد شده: 19/مهر/1405 آخرین ویرایش: 19/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا وقتی صحبت از صنعت گردشگری میشود، معمولاً نخستین چیزهایی که به ذهن میرسند هتل، بلیط هواپیما، آژانس مسافرتی و چند جاذبه تاریخی شناختهشده هستند؛ اما گردشگری بسیار گستردهتر از اینهاست. هر سفر، زنجیرهای از خدمات و فعالیتها را درگیر میکند؛ از حملونقل و اقامت گرفته تا غذا، خرید، راهنمایی، تفریح، درمان، فناوری و حتی صنایعدستی. به همین دلیل، نمیتوان صنعت گردشگری ایران را تنها با تعداد هتلها یا آژانسهای مسافرتی سنجید. گردشگری مجموعهای از حوزههای بههمپیوسته است که هرکدام نقش متفاوتی در شکلگیری تجربه سفر و ایجاد درآمد دارند. گردشگری ایران چند حوزه فعال دارد؟ برای این پرسش نمیتوان یک عدد رسمی و قطعی ارائه کرد؛ زیرا حوزههای گردشگری بر اساس معیارهای مختلف دستهبندی میشوند. گاهی تقسیمبندی بر اساس نوع سفر انجام میشود و گاهی بر اساس خدمات و کسبوکارهای مرتبط با سفر. با این حال، میتوان گفت صنعت گردشگری ایران دستکم در حدود ۱۵ حوزه اصلی فعالیت دارد. برخی از این حوزهها سابقهای طولانی و ساختار نسبتاً تثبیتشده دارند و برخی دیگر، با وجود ظرفیت فراوان، هنوز در مراحل ابتدایی توسعه هستند. ۱. اقامت و هتلداری اقامت یکی از پایههای اصلی گردشگری است. هتلها، هتلآپارتمانها، مهمانپذیرها، اقامتگاههای بومگردی، خانههای سنتی، کمپها و مجموعههای اقامتی مختلف در این حوزه قرار میگیرند. در سالهای اخیر، اقامتگاههای بومگردی نقش مهمی در معرفی فرهنگ، معماری، غذا و سبک زندگی مناطق مختلف ایران داشتهاند. با این حال، کمبود اقامتگاه استاندارد در برخی مقاصد، تفاوت کیفیت خدمات و ضعف در آموزش نیروی انسانی همچنان از چالشهای این بخش است. ۲. حملونقل گردشگری حملونقل، حلقه اتصال میان مبدأ و مقصد است. حملونقل هوایی، ریلی، جادهای و دریایی، خودروهای اجارهای، تاکسیهای گردشگری و اتوبوسهای تور، همگی در این حوزه قرار میگیرند. ایران به دلیل وسعت جغرافیایی و پراکندگی جاذبهها، به شبکه حملونقل کارآمد نیاز دارد. دسترسی آسان، ایمنی، قیمت مناسب، کیفیت خدمات و اتصال شهرهای کوچک به مقاصد گردشگری، نقش مهمی در توسعه این صنعت دارند. ۳. آژانسها و دفاتر خدمات مسافرتی آژانسهای مسافرتی از قدیمیترین بازیگران صنعت گردشگری ایران هستند. فروش بلیط، رزرو هتل، طراحی تور، ارائه خدمات مسافرتی، برنامهریزی سفر و امور مرتبط با ویزا از جمله فعالیتهای این حوزه است. البته با گسترش پلتفرمهای آنلاین، نقش آژانسها در حال تغییر است. مسافر امروزی تنها به دنبال خرید بلیط نیست؛ بلکه به برنامه سفر منسجم، خدمات مطمئن و تجربهای متناسب با نیازهای شخصی خود توجه دارد. ۴. گردشگری فرهنگی و تاریخی ایران از نظر میراث تاریخی و فرهنگی، یکی از کشورهای مهم جهان به شمار میرود. بناهای تاریخی، موزهها، بازارهای سنتی، آیینها، جشنها، صنایعدستی و معماری شهرهای مختلف، ظرفیت گستردهای برای جذب گردشگر دارند. شهرهایی مانند اصفهان، شیراز، یزد، کاشان، کرمان، تبریز و همدان نمونههایی از مقاصد فرهنگی و تاریخی ایران هستند. حفاظت از آثار، معرفی حرفهای، آموزش راهنمایان و ایجاد تجربههای جذاب، برای رونق این حوزه ضروری است. ۵. طبیعتگردی و اکوتوریسم تنوع اقلیمی ایران، امکان شکلگیری انواع فعالیتهای طبیعتگردی را فراهم کرده است. جنگلهای شمال، کویرهای مرکزی، سواحل جنوبی، کوهستانها، آبشارها، غارها و مناطق حفاظتشده، بخشی از این ظرفیت را تشکیل میدهند. کویرنوردی، جنگلپیمایی، پرندهنگری، غارنوردی و بازدید از مناطق طبیعی، در سالهای اخیر مورد توجه بیشتری قرار گرفتهاند. البته توسعه طبیعتگردی باید همراه با حفاظت از محیطزیست باشد؛ در غیر این صورت، افزایش گردشگر میتواند به تخریب طبیعت، تولید زباله و آسیب به منابع محلی منجر شود. ۶. گردشگری سلامت گردشگری سلامت یکی از حوزههای آیندهدار ایران است. خدمات پزشکی، دندانپزشکی، درمان ناباروری، جراحی، زیبایی، آبدرمانی و برخی خدمات مرتبط با سلامت جسم و روان در این حوزه قرار میگیرند. وجود پزشکان متخصص، هزینههای رقابتی و ظرفیت مراکز درمانی، ایران را به مقصدی بالقوه برای گردشگران سلامت تبدیل کرده است. با این حال، رشد این حوزه به هماهنگی میان بیمارستانها، شرکتهای تسهیلگر، هتلها، مترجمان و نهادهای گردشگری نیاز دارد. ۷. گردشگری زیارتی گردشگری زیارتی از ریشهدارترین انواع سفر در ایران است. شهرهایی مانند مشهد، قم و شیراز هر ساله میزبان تعداد زیادی از زائران داخلی و خارجی هستند. این نوع گردشگری میتواند با حوزههایی مانند گردشگری فرهنگی، تاریخی، خرید و خوراک ترکیب شود. توسعه خدمات اقامتی، حملونقل، اطلاعرسانی چندزبانه و مدیریت مناسب جمعیت، از نیازهای اصلی این بخش است. ۸. گردشگری روستایی و عشایری روستاها و مناطق عشایری ایران فرصت منحصربهفردی برای تجربه زندگی بومی، غذاهای محلی، صنایعدستی، کشاورزی و آیینهای سنتی فراهم میکنند. اقامت در خانههای محلی، مشارکت در فعالیتهای روزمره مردم، بازدید از مزارع و خرید محصولات بومی، از جذابیتهای گردشگری روستایی و عشایری است. این حوزه میتواند به ایجاد اشتغال، افزایش درآمد خانوارها و کاهش مهاجرت از روستاها کمک کند؛ مشروط بر اینکه جامعه محلی سهم واقعی از درآمد گردشگری داشته باشد. ۹. گردشگری ماجراجویانه و ورزشی کوهنوردی، صخرهنوردی، رفتینگ، دوچرخهسواری، اسکی، غارنوردی، غواصی و ورزشهای ساحلی، نمونههایی از گردشگری ماجراجویانه و ورزشی هستند. ایران از نظر کوهستان، بیابان، رودخانه، غار و سواحل ظرفیت زیادی در این زمینه دارد. با این حال، آموزش تخصصی، تجهیزات استاندارد، بیمه و رعایت اصول ایمنی باید در اولویت قرار بگیرد. ۱۰. گردشگری دریایی و ساحلی سواحل دریای خزر، خلیج فارس و دریای عمان ظرفیت مناسبی برای توسعه گردشگری دریایی و ساحلی دارند. قایقسواری، غواصی، ماهیگیری تفریحی، ورزشهای آبی و تفریحات ساحلی از فعالیتهای این حوزه هستند. با وجود ظرفیت قابل توجه، این بخش همچنان با مشکلاتی مانند کمبود زیرساخت، فصلی بودن فعالیتها، ضعف سرمایهگذاری و نبود مدیریت یکپارچه سواحل روبهرو است. ۱۱. گردشگری خوراک غذا فقط بخشی از نیاز سفر نیست؛ بلکه میتواند یکی از جاذبههای اصلی مقصد باشد. غذاهای محلی، شیرینیها، نوشیدنیهای سنتی، بازارهای غذا، رستورانهای بومی و جشنوارههای خوراک، در این حوزه قرار میگیرند. تنوع آشپزی در شمال، جنوب، غرب، شرق و مرکز ایران، فرصت بزرگی برای توسعه مسیرهای گردشگری خوراک فراهم کرده است. معرفی حرفهای غذاهای محلی میتواند به رونق رستورانهای بومی، تولیدکنندگان محلی و کسبوکارهای کوچک کمک کند. ۱۲. گردشگری خرید و صنایعدستی بازارهای سنتی، مراکز تجاری، مناطق آزاد، بازارچههای مرزی و فروشگاههای صنایعدستی، بخشی از ظرفیت گردشگری خرید در ایران هستند. فرش، سفال، گلیم، خاتمکاری، میناکاری، محصولات چرمی و دیگر صنایعدستی میتوانند به سوغات و بخشی از تجربه گردشگر تبدیل شوند. کیفیت کالا، بستهبندی، امکان پرداخت آسان و دسترسی مناسب، در توسعه این حوزه اهمیت زیادی دارد. ۱۳. گردشگری نمایشگاهی، تجاری و رویدادمحور نمایشگاهها، همایشها، جشنوارهها، نشستهای تخصصی، مسابقات ورزشی و رویدادهای فرهنگی، گروهی از مسافران را با هدفی غیر از تفریح جذب میکنند. این نوع گردشگری معمولاً با اقامت برنامهریزیشده و هزینهکرد بیشتر همراه است و میتواند درآمد قابل توجهی برای شهرهای بزرگ ایجاد کند. برگزاری حرفهای رویدادها، توسعه مراکز نمایشگاهی و ارائه خدمات مناسب، لازمه رشد این بخش است. ۱۴. گردشگری آموزشی و علمی دانشجویان، دانشآموزان، پژوهشگران و علاقهمندان به دورههای تخصصی نیز بخشی از بازار گردشگری را تشکیل میدهند. بازدید از دانشگاهها، موزهها، مراکز علمی، بناهای تاریخی و مناطق طبیعی میتواند در قالب تورهای علمی و آموزشی انجام شود. این حوزه علاوه بر درآمدزایی، در انتقال دانش و معرفی ظرفیتهای علمی و فرهنگی کشور نقش دارد. ۱۵. فناوری و گردشگری دیجیتال فناوری امروز تقریباً تمام مراحل سفر را تحت تأثیر قرار داده است؛ از جستوجوی مقصد و رزرو اقامتگاه تا مسیریابی، خرید بلیت، دریافت نظر کاربران و اشتراکگذاری تجربه سفر. پلتفرمهای رزرو آنلاین، اپلیکیشنهای گردشگری، تورهای مجازی، بازاریابی دیجیتال، هوش مصنوعی و تولید محتوای گردشگری، بخش مهمی از اقتصاد جدید سفر را شکل میدهند. در آینده، رقابت میان مقاصد فقط بر سر داشتن جاذبههای بیشتر نخواهد بود؛ بلکه نحوه معرفی و ارائه دیجیتال این جاذبهها نیز اهمیت زیادی خواهد داشت. یک سفر، دهها کسبوکار نکته مهم این است که این حوزهها از یکدیگر جدا نیستند. یک گردشگر ممکن است در طول یک سفر از خدمات حملونقل، اقامت، رستوران، راهنمای محلی، فروشگاه صنایعدستی، جاذبه تاریخی و پلتفرم آنلاین استفاده کند. بنابراین، گردشگری را باید یک زنجیره بههمپیوسته دانست. ضعف در هر بخش میتواند بر عملکرد بخشهای دیگر اثر بگذارد. برای مثال، یک جاذبه تاریخی ارزشمند، بدون دسترسی مناسب، اقامت استاندارد، خدمات راهنمایی و اطلاعرسانی حرفهای، نمیتواند به مقصدی موفق تبدیل شود. کدام حوزهها نیازمند توجه بیشتری هستند؟ گردشگری فرهنگی و زیارتی در ایران سابقه و فعالیت بیشتری دارند؛ اما حوزههایی مانند گردشگری سلامت، دریایی، ماجراجویانه، روستایی، خوراک و دیجیتال هنوز با ظرفیت واقعی خود فاصله دارند. برای فعالتر شدن این بخشها، صرفاً ساخت هتل یا تبلیغ یک جاذبه کافی نیست. توسعه زیرساخت، آموزش نیروی انسانی، تسهیل سرمایهگذاری، بهبود قوانین، افزایش کیفیت خدمات، بازاریابی هدفمند و همکاری میان بخش دولتی و خصوصی باید همزمان دنبال شود.
ایجاد شده: 17/مهر/1405 آخرین ویرایش: 17/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هورکا نیوز؛ سرهنگ علی رفیعی، رئیس پلیس اماکن تهران بزرگ، از اجرای محدودیتهای جدید در کافههای تهران خبر داد. او اعلام کرد که ارائه قلیان و اجرای موسیقی زنده در این کافهها ممنوع است. این تصمیم با هدف حفظ نظم و امنیت عمومی اتخاذ شده است. رفیعی همچنین تأکید کرد که استفاده از دیجی در کافهها نیز از نظر پلیس ممنوع است. کافهها موظفند که در فاصله یک کیلومتری از مراکز آموزشی فعالیت نکنند. رئیس پلیس اماکن تهران بزرگ بر رعایت ضوابط اعلامشده تأکید کرد و افزود که متخلفان با برخورد قانونی مواجه خواهند شد.
ایجاد شده: 14/مهر/1405 آخرین ویرایش: 14/مهر/1405 اخبار داخلی
✍️سیدحسین امیرکلالی | رئیس اداره روابط عمومی میراث فرهنگی،گردشگری و صنایع دستی خراسان رضوی آغاز هفته گردشگری، امسال با شعاری جهانی همراه شده است که بیش از هر زمان دیگری به آینده این صنعت نظر دارد: «هوش مصنوعی و بازطراحی گردشگری». شعاری که از ظرفیت فناوری برای تحول در صنعت گردشگری میگوید؛ از شخصیسازی سفر و ترجمه همزمان گرفته تا بهبود تجربه گردشگر، دسترسی به بازارهای تازه و بازطراحی مقاصد گردشگری. اما میان این چشمانداز جهانی و واقعیت امروز گردشگری ایران، فاصلهای وجود دارد که نمیتوان از آن چشم پوشید. هوش مصنوعی میتواند بسیاری از فرآیندهای گردشگری را متحول کند، اما همه این ظرفیتها زمانی معنا پیدا میکنند که گردشگر بتواند به مقصد برسد، پروازها برقرار باشند، هتلها و مراکز گردشگری فعال باشند و کسبوکارها امکان ارتباط و تعامل اقتصادی با جهان را داشته باشند. در ایران امروز، مسئله بسیاری از فعالان گردشگری دیگر صرفاً کمبود فناوری نیست؛ مسئله، دشواری ادامه یک فعالیت عادی و پایدار است. تحریمها دسترسی به خدمات مالی بینالمللی، ابزارهای پرداخت، برخی بازارهای تبلیغاتی و فناوریهای جهانی را محدود کردهاند و شرایط ناشی از جنگ و ناامنی نیز بر اعتماد گردشگران، برنامهریزی سفر و استمرار فعالیت کسبوکارها اثر گذاشته است. در چنین شرایطی، سخن گفتن از بازطراحی گردشگری بدون توجه به زیرساختهای اقتصادی، ارتباطی و امنیتی، ممکن است بیش از آنکه یک برنامه عملی باشد، تصویری از آیندهای دور به نظر برسد. البته مسئله، خودِ شعار جهانی نیست؛ مسئله تفاوت نقطه آغاز کشورهاست. در بسیاری از مقاصد گردشگری، هوش مصنوعی میتواند ابزاری برای افزایش بهرهوری، توسعه بازار و خلق تجربههای تازه باشد. اما گردشگری ایران پیش از آنکه به بازطراحی تجربه سفر برسد، به فراهم شدن دوباره امکان سفر نیاز دارد. از این منظر، بازطراحی گردشگری ایران باید از جایی بنیادیتر آغاز شود: بازسازی اعتماد، تقویت امنیت، تسهیل ارتباطات مالی و بینالمللی، رونق دوباره پروازها و فراهم کردن شرایطی که کسبوکارهای گردشگری بتوانند با ثبات بیشتری فعالیت کنند. در این میان، نقش سیاستگذاران داخلی نیز اهمیت ویژهای دارد. حتی در شرایط تحریم و دشواریهای اقتصادی و امنیتی، میتوان برای حفظ نیروی انسانی، حمایت از کسبوکارهای آسیبدیده، تقویت گردشگری داخلی، تسهیل صدور روادید، توسعه زیرساختهای دیجیتال و بهرهگیری از راهکارهای بومی هوش مصنوعی برنامهریزی کرد. اما این اقدامات زمانی اثربخش خواهند بود که از سطح شعار فراتر بروند و با واقعیتهای صنعت گردشگری و زندگی فعالان این حوزه پیوند بخورند. گردشگری ایران، در آستانه هفته گردشگری، بیش از هر چیز به سیاستهایی نیاز دارد که شرایط واقعی فعالان این صنعت را ببینند. کسانی که سالها برای ساختن بازار، آموزش نیروی انسانی، معرفی جاذبههای ایران و توسعه کسبوکارهای گردشگری تلاش کردهاند و امروز با کاهش سفر، رکود فعالیتها و آیندهای نامطمئن روبهرو هستند. برای این فعالان، هوش مصنوعی قطعاً میتواند یک فرصت باشد؛ اما زمانی که گردشگری امکان نفس کشیدن داشته باشد، این فرصت میتواند به یک مزیت واقعی تبدیل شود. شعار «هوش مصنوعی و بازطراحی گردشگری» میتواند برای ایران نیز یک افق باشد؛ افقی که شاید امروز دسترسی به آن دشوار به نظر برسد، اما میتواند مسیر آینده را نشان دهد. با این حال، رسیدن به آن آینده نیازمند بازنگری در سیاستها، رفع موانع فعالیت، حمایت از کسبوکارها و مهمتر از همه، بازگرداندن اعتماد و امید به صنعت گردشگری است. شاید معنای واقعی بازطراحی گردشگری برای ایران، پیش از آنکه در استفاده از فناوریهای نوین خلاصه شود، در فراهم کردن شرایطی باشد که گردشگر دوباره بتواند سفر کند و فعال گردشگری دوباره بتواند با اطمینان به آینده کسبوکار خود نگاه کند. هفته گردشگری میتواند فرصتی باشد برای یادآوری همین واقعیت؛ اینکه آینده گردشگری ایران فقط به فناوریهای تازه وابسته نیست، بلکه به تصمیمهای درست امروز نیز بستگی دارد.
ایجاد شده: 6/مهر/1405 آخرین ویرایش: 6/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش تور نیوز؛ رئیس مرکز اطلاعات و کنترل ترافیک پلیس راهور فراجا از ترافیک نیمهسنگین در دو محور منتهی به تهران خبر داد. وی از رانندگان خواست که پیش از آغاز سفر، آخرین وضعیت راهها را بررسی کنند. بر اساس اطلاعات پلیس راهور، حجم تردد در مسیرهای ورودی پایتخت افزایش یافته است. ترافیک در دو محور منتهی به تهران به صورت نیمهسنگین گزارش شده است. همزمان، پلیس به رانندگان توصیه میکند که با رعایت فاصله ایمنی و مدیریت زمان سفر، از بروز گرههای ترافیکی و حوادث احتمالی جلوگیری کنند.
ایجاد شده: 6/مهر/1405 آخرین ویرایش: 6/مهر/1405 اخبار داخلی
✍🏻 به قلم؛ مهدی حسینی شاید وقت آن رسیده باشد که به جای تکرار پرسش همیشگی «مشکلات هتلداری ایران چیست؟»، پرسش بزرگتری را مطرح کنیم: آیا هتلداری ایران وارد عصر جدیدی شده است؟ پاسخ به این پرسش الزاماً به معنای آن نیست که همه هتلهای کشور مدرن شدهاند، فناوریهای روز دنیا در اختیار صنعت قرار گرفته یا مسائل قدیمی هتلداری یکباره حل شدهاند. اتفاقاً بسیاری از چالشهای گذشته همچنان وجود دارند. اما تحولات یک صنعت همیشه از زمانی آغاز نمیشود که همه نشانههای تغییر آشکار شده باشند. گاهی تغییر ابتدا در ترکیب آدمها، نوع نگاهها، سرمایهها، دانش و انتظارات شکل میگیرد و بعد، ساختار صنعت خود را با آن تطبیق میدهد. هتلداری ایران نیز به نظر میرسد در چنین نقطهای قرار گرفته است. صنعتی که در مقایسه با بسیاری از کشورهای صاحبنام گردشگری، عمر چندان طولانی ندارد، امروز با تغییر مهمی در نسل فعالان خود مواجه است. نسل تازهای وارد هتلداری شده که الزاماً همه مسیر حرفهای خود را از هتل و مدرسه هتلداری آغاز نکرده است. مدیران و متخصصانی از حوزههای مختلف، با تجربههایی در مدیریت، فناوری، بازاریابی، سرمایهگذاری و کسبوکارهای جدید، به این صنعت علاقهمند شده و وارد آن شدهاند. در کنار آنها، نسلی از نیروهای جوان نیز با دسترسی بیسابقه به دانش و تجربه جهانی، دیگر حاضر نیستند هتلداری را صرفاً با الگوهای چند دهه گذشته تعریف کنند. همزمان، بخشی از نسل قدیمی صنعت به دلایل طبیعی از چرخه مدیریت حرفهای فاصله میگیرد؛ برخی بازنشسته میشوند، برخی جای خود را به نسل جدید میدهند و برخی نیز در مواجهه با تغییرات سریع دانش و فناوری، دیگر نمیتوانند با سرعت گذشته خود را بهروز کنند. این اتفاق لزوماً به معنای نفی نسل گذشته نیست. اتفاقاً هتلداری امروز بخش بزرگی از تجربه و هویت خود را مدیون همان نسل است. اما هیچ صنعتی نمیتواند تنها با اتکا به تجربه گذشته، خود را برای آینده آماده کند. تجربه زمانی ارزشمندتر میشود که با یادگیری مستمر همراه باشد. در سوی دیگر، سرمایه نیز در حال تغییر چهره هتلداری ایران است. ورود سرمایههای بزرگتر به حوزه هتلسازی و توسعه پروژههای گردشگری، نگاه اقتصادی به هتل را تغییر داده است. هتل دیگر صرفاً یک مجموعه اقامتی نیست؛ یک دارایی، یک برند، یک کسبوکار پیچیده و یک زنجیره ارزش است که میتواند با فناوری، بازاریابی، داده و مدیریت حرفهای، ارزش بسیار متفاوتی ایجاد کند. این تغییرات در زمانی اتفاق میافتد که فناوری، مرزهای یادگیری را نیز از میان برداشته است. تا همین چند سال پیش، دستیابی به دانش روز هتلداری جهان برای بسیاری از فعالان صنعت دشوار بود. امروز یک مدیر جوان ایرانی میتواند در چند دقیقه به گزارشهای تخصصی، مطالعات موردی، تجربه برندهای بزرگ، دورههای آموزشی و آخرین تحولات فناوری دسترسی پیدا کند. هوش مصنوعی نیز این روند را شتابی چند برابر داده است. مسافر هم تغییر کرده است. او پیش از رزرو هتل، تصاویر، امتیازها، نظرات، قیمتها و تجربه دیگران را میبیند و در نهایت، هتل ایرانی را نه فقط با رقیب داخلی، بلکه با تجربهای که در سفر قبلی خود در استانبول، دبی، سنگاپور یا هر شهر دیگری داشته مقایسه میکند. بنابراین رقابت هتلها دیگر محدود به خیابان، شهر یا حتی کشور نیست؛ رقابت در ذهن و تجربه مسافر اتفاق میافتد. جهان نیز با سرعت زیادی در حال تغییر است. دبی در حال توسعه مدلهای دیجیتال و بیومتریک برای سادهتر کردن تجربه ورود و اقامت در هتلهاست. عربستان با سرمایهگذاری گسترده و ورود برندهای بینالمللی، در حال بازتعریف جایگاه خود در بازار جهانی گردشگری و هتلداری است. در بسیاری از بازارهای پیشرو نیز هوش مصنوعی، تحلیل داده، شخصیسازی تجربه میهمان و اتوماسیون فرآیندها از مرحله «ایدههای آینده» عبور کرده و به موضوعات واقعی مدیریت هتل تبدیل شدهاند. در چنین شرایطی، شاید مسئله اصلی هتلداری ایران دیگر فقط این نباشد که چه مشکلاتی داریم؟ ؛ بلکه باید پرسید «هتلداری ایران در عصر جدید قرار است چگونه باشد؟» به باور من، اینجا همان نقطهای است که مفهوم هتلداری نوین ایران معنا پیدا میکند. هتلداری نوین الزاماً به معنای هتلهای پر از تجهیزات و فناوریهای پیچیده نیست. هتلداری نوین پیش از آنکه یک تغییر تکنولوژیک باشد، یک تغییر در نگرش است؛ تغییر از مدیریت مبتنی بر عادت به مدیریت مبتنی بر یادگیری، از تصمیمگیری صرفاً تجربی به تصمیمگیری دادهمحور، از فروش اتاق به طراحی تجربه، از نگاه سنتی به نیروی انسانی به توسعه سرمایه انسانی و از مدیریت یک ساختمان به مدیریت یک برند و یک اکوسیستم تجربه. در این نگاه، مدیر هتل آینده فقط مدیر اتاق و لابی و رستوران نیست؛ او باید همزمان با فناوری، داده، برند، تجربه مشتری، منابع انسانی و اقتصاد کسبوکار آشنا باشد. نیروی جوان دیگر صرفاً مجری دستورهای مدیر ارشد نیست؛ میتواند صاحب ایده، متخصص و حتی یک برند حرفهای مستقل باشد. پرسنالبرندینگ نیز به تدریج به یکی از واقعیتهای صنعت تبدیل میشود و رقابت میان متخصصان برای دیدهشدن، اثرگذاری و ساختن اعتبار حرفهای، بخشی از آینده هتلداری خواهد بود. این تغییر البته به معنای کنار گذاشتن تجربه و سنت نیست. هتلداری بدون مهماننوازی، حتی با پیشرفتهترین فناوریها، چیزی کم دارد. مسئله این است که تجربه نسلهای گذشته باید با دانش نسل جدید ترکیب شود؛ نه اینکه این دو در برابر یکدیگر قرار بگیرند. کشورهایی که امروز در گردشگری و هتلداری پیشرو هستند نیز یکشبه به این نقطه نرسیدهاند. آنها در مقاطع مختلف، با تغییر در سیاستگذاری، سرمایهگذاری، آموزش، فناوری و مدلهای کسبوکار، شیوه نگاه خود به صنعت را تغییر دادهاند. آنچه امروز در برخی کشورهای منطقه میبینیم، حاصل همین تغییر نگاه است؛ نه صرفاً ساخت چند هتل جدید. بنابراین شاید زمان آن رسیده باشد که در ایران نیز از «مدیریت مشکلات هتلداری» عبور کنیم و درباره «آینده هتلداری» حرف بزنیم. ممکن است هنوز برای برخی، صحبت از عصر نوین هتلداری در ایران زود به نظر برسد. اما اگر تعداد و تنوع بازیگران صنعت، ورود سرمایههای جدید، تغییر نسل مدیران، افزایش دسترسی به دانش جهانی، ظهور فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، تغییر رفتار مسافر و اهمیت روزافزون برند شخصی متخصصان را کنار یکدیگر قرار دهیم، دیگر نمیتوان این تغییرات را اتفاقاتی پراکنده و بیارتباط با یکدیگر دانست. به نظر میرسد هتلداری ایران در حال عبور از یک مرز تاریخی است؛ مرزی میان آنچه تاکنون بوده و آنچه میتواند باشد. هتلداری نوین ایران شاید هنوز یک ساختار تثبیتشده نباشد، اما میتواند نامی برای مسیری باشد که صنعت ناگزیر به پیمودن آن است. مسئله دیگر این نیست که آیا این تحول اتفاق خواهد افتاد یا نه. مسئله این است که چه کسانی آن را آغاز میکنند، چه کسانی آن را میسازند و چه کسانی در تاریخ این تحول، پیشرو خواهند بود. و شاید اکنون، بیش از هر زمان دیگری، زمان آن رسیده باشد که درباره هتلداری نوین ایران نه به عنوان یک رؤیا، بلکه به عنوان یک پروژه واقعی برای آینده صنعت سخن بگوییم.
ایجاد شده: 30/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 30/شهریور/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش فلای نیوز؛ جامعه متخصصین مراقبت پرواز ایران با صدور اطلاعیهای، ادعای اعتصاب هماهنگ کنترلرهای ترافیک هوایی را تکذیب کرد. به گفته این تشکل، تأخیرهای اخیر در پروازها به دلیل محدودیتهای زیرساختی نظارتی و ارتباطی است. این تشکل توضیح داد که کاهش فاصله ایمن میان پروازها ناشی از این محدودیتهاست و هیچ ارتباطی با اقدام صنفی کنترلرها ندارد. همچنین، بخشی از فضای هوایی کشور تحت کنترل پروسیجرال قرار دارد. روش کنترل پروسیجرال نسبت به سامانههای نظارتی، ظرفیت کمتری برای مدیریت ترافیک هوایی دارد. جامعه متخصصین مراقبت پرواز ایران تأکید کرده است که این محدودیتها برای حفظ ایمنی پروازها اعمال میشوند. همچنین، افزایش تقاضای سفر نیز میتواند در کنار این محدودیتها، موجب افزایش فاصله و تأخیر پروازها شود.
ایجاد شده: 26/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 26/شهریور/1405 اخبار داخلی
✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا 📌 نگاهی به مدلهای آموزشی پیشرو در جهان صنعت هتلداری در جهان دیگر صرفاً به نیروی کاری برای انجام وظایف خدماتی نیاز ندارد؛ بلکه به کارکنانی نیازمند است که همزمان با مهارتهای تخصصی، توانایی استفاده از فناوری، ارتباط مؤثر با مشتری، مدیریت بحران، کار بینفرهنگی و درک الزامات توسعه پایدار را نیز داشته باشند. به همین دلیل، کشورهای پیشرو در گردشگری طی سالهای اخیر، آموزش نیروی انسانی هتلداری را از سطح دورههای کوتاهمدت فراتر برده و آن را به بخشی از سیاست ملی توسعه گردشگری تبدیل کردهاند. با این حال، نمیتوان یک کشور را بهطور مطلق موفقترین کشور جهان در تربیت نیروی انسانی هتلداری دانست. موفقیت کشورها معمولاً به شاخصهایی مانند کیفیت آموزش، ارتباط دانشگاه و صنعت، میزان اشتغال فارغالتحصیلان، اعتبار گواهینامهها، امکان پیشرفت شغلی و توانایی نظام آموزشی در پاسخ به نیازهای جدید بازار بستگی دارد. سوئیس؛ پیوند آموزش حرفهای با استانداردهای جهانی سوئیس یکی از شناختهشدهترین الگوها در آموزش مدیریت هتلداری و گردشگری است. مدرسههای تخصصی این کشور، از جمله مؤسسات معتبر آموزش هتلداری، آموزش نظری را با تجربه عملی در هتلها، رستورانها و مجموعههای گردشگری ترکیب میکنند. ویژگی مهم مدل سوئیس، توجه همزمان به مهارتهای عملی و مدیریتی است. دانشجویان علاوه بر آموزش عملیات هتل، در زمینههایی مانند مدیریت درآمد، بازاریابی گردشگری، تجربه مشتری، مدیریت منابع انسانی و رهبری سازمانی نیز آموزش میبینند. ارتباط گسترده این مراکز با برندهای بینالمللی هتلداری نیز به دانشجویان امکان میدهد از دوران تحصیل وارد محیط واقعی کسبوکار شوند. مدل سوئیس نشان میدهد که آموزش هتلداری زمانی اثربخش است که میان کلاس درس، محیط واقعی کار و استانداردهای بینالمللی ارتباطی دائمی وجود داشته باشد. آلمان و اتریش؛ آموزش دوگانه و یادگیری در محیط کار آلمان و اتریش از نمونههای برجسته آموزش دوگانه یا Dual Education هستند. در این مدل، فرد بخشی از زمان خود را در مراکز آموزشی و بخش دیگر را در محل کار سپری میکند. دانشآموز یا کارآموز از یک سو آموزشهای نظری و استانداردهای حرفهای را فرا میگیرد و از سوی دیگر، در هتل یا مجموعه گردشگری تجربه عملی کسب میکند. این ساختار چند مزیت مهم دارد: • کاهش فاصله میان آموزش و نیاز بازار کار؛ • افزایش تجربه عملی کارآموزان؛ • امکان شناسایی استعدادها از سوی کارفرمایان؛ • کاهش ریسک استخدام نیروی فاقد تجربه؛ • ایجاد مسیر روشن از کارآموزی تا اشتغال و مدیریت. در این مدل، آموزش صرفاً به دریافت مدرک منتهی نمیشود، بلکه مستقیماً با مسیر شغلی فرد پیوند دارد. همین مسئله یکی از دلایل پایین بودن شکاف میان مهارتهای موردنیاز هتلها و توانایی فارغالتحصیلان در این کشورهاست. سنگاپور؛ برنامهریزی ملی برای مهارتهای آینده سنگاپور توسعه نیروی انسانی گردشگری را در چارچوب سیاستهای کلان اقتصادی و مهارتی خود دنبال میکند. نهادهای آموزشی و گردشگری این کشور، دورههای آموزشی را براساس تغییرات بازار، نیاز هتلها و تحولات فناوری بهروزرسانی میکنند. در برنامههای آموزشی سنگاپور، موضوعاتی مانند هتلداری هوشمند، تحلیل داده، خدمات دیجیتال، تجربه مشتری، امنیت سایبری، گردشگری پایدار و مدیریت بحران جایگاه ویژهای دارند. همچنین برای کارکنان شاغل، دورههای کوتاهمدت و قابلانعطاف طراحی شده است تا افراد بدون ترک شغل بتوانند مهارتهای تازه کسب کنند. یکی از نقاط قوت این مدل، تأکید بر یادگیری مادامالعمر است. در این رویکرد، آموزش با پایان تحصیلات رسمی تمام نمیشود؛ بلکه کارکنان در مراحل مختلف شغلی، متناسب با فناوریها و نیازهای جدید، آموزش میبینند. استرالیا؛ استانداردسازی مهارتهای حرفهای استرالیا در حوزه آموزشهای فنی و حرفهای گردشگری و هتلداری، نظامی نسبتاً منسجم ایجاد کرده است. دورههای آموزشی این کشور معمولاً بر استانداردهای مشخص شغلی، ارزیابی مهارت و تجربه عملی استوارند. در این مدل، برای مشاغل مختلف هتلداری از پذیرش و خانهداری گرفته تا مدیریت غذا و نوشیدنی، مهارتها و شایستگیهای مشخص تعریف میشود. فرد میتواند از سطح مقدماتی آغاز کند و با گذراندن دورهها و کسب تجربه، به سطوح بالاتر تخصصی و مدیریتی برسد. مزیت این رویکرد آن است که مسیر شغلی در صنعت هتلداری برای کارکنان روشنتر میشود. نیروی انسانی میداند برای ارتقای شغلی به چه مهارتها و گواهینامههایی نیاز دارد و کارفرما نیز معیار مشخصتری برای جذب و ارزیابی کارکنان در اختیار دارد. ایالات متحده؛ نقش پررنگ صنعت و گواهینامههای تخصصی در ایالات متحده، بخش مهمی از آموزش نیروی انسانی هتلداری از طریق دانشگاهها، کالجهای محلی، مدارس تخصصی و انجمنهای حرفهای انجام میشود. صنعت هتلداری در این کشور نیز نقش گستردهای در طراحی دورهها و گواهینامههای حرفهای دارد. از ویژگیهای این مدل میتوان به تنوع مسیرهای آموزشی اشاره کرد. افراد میتوانند از دورههای کوتاهمدت مهارتی آغاز کنند، وارد کالج شوند یا در رشتههای مدیریت هتلداری و گردشگری تحصیل کنند. در کنار آن، گواهینامههای تخصصی در حوزههایی مانند مدیریت اقامت، مدیریت غذا و نوشیدنی، مدیریت درآمد و منابع انسانی به ارتقای شغلی کارکنان کمک میکند.مدل آمریکایی بیش از هر چیز بر انعطافپذیری، تخصصگرایی و امکان جابهجایی میان مسیرهای مختلف آموزشی و شغلی تأکید دارد. فرانسه؛ ترکیب آموزش کلاسیک و تجربه عملی فرانسه نیز بهدلیل جایگاه خود در گردشگری جهانی، نظام گستردهای برای آموزش هتلداری و آشپزی ایجاد کرده است. در این کشور، آموزشهای حرفهای از مدارس تخصصی تا دانشگاهها و دورههای کارآموزی را دربرمیگیرد. مدل فرانسوی علاوه بر مهارتهای عملی، بر فرهنگ خدمترسانی، استانداردهای کیفی، gastronomic tourism یا گردشگری خوراک، مدیریت تجربه مشتری و شناخت فرهنگهای مختلف تمرکز دارد. این ویژگی بهویژه برای هتلهای لوکس و مقاصدی که بر کیفیت و هویت فرهنگی خدمات تأکید دارند، اهمیت زیادی دارد. امارات متحده عربی؛ آموزش برای بازار بینالمللی و چندفرهنگی امارات متحده عربی، بهویژه شهرهایی مانند دبی و ابوظبی، طی دو دهه گذشته سرمایهگذاری قابلتوجهی در توسعه صنعت هتلداری انجام داده است. رشد سریع هتلهای بینالمللی و ورود گردشگران از کشورهای مختلف، نیاز به نیروی انسانی چندزبانه و چندفرهنگی را افزایش داده است. در این کشور، آموزش کارکنان بر مهارتهایی مانند خدمات لوکس، ارتباط بینفرهنگی، مدیریت رویدادها، فروش و بازاریابی بینالمللی و استفاده از فناوریهای هتلداری متمرکز است. با توجه به اتکای بازار کار امارات به نیروی انسانی مهاجر، آموزش سازگاری فرهنگی، استانداردهای یکسان خدمترسانی و کار در محیطهای چندملیتی اهمیت ویژهای دارد. وجه مشترک کشورهای موفق چیست؟ بررسی تجربه این کشورها نشان میدهد که موفقیت در تربیت نیروی انسانی هتلداری بیش از آنکه به تعداد مدارس یا دانشگاهها وابسته باشد، به کیفیت ارتباط میان آموزش و صنعت بستگی دارد. مهمترین ویژگیهای مشترک این نظامها عبارتاند از: 1. آموزش عملی و کارآموزی واقعی: دانشجو یا کارآموز از همان دوران آموزش با محیط واقعی هتل آشنا میشود. 2. مشارکت مستقیم کارفرمایان: هتلها در طراحی سرفصلها، ارزیابی مهارتها و جذب نیرو نقش دارند. 3. مسیر شغلی مرحلهبندیشده: کارکنان میتوانند از مشاغل مقدماتی به سمت سرپرستی و مدیریت حرکت کنند. 4. بهروزرسانی مستمر سرفصلها: فناوری، هوش مصنوعی، تحلیل داده، پایداری و امنیت دیجیتال به آموزشها افزوده شدهاند. 5. توجه به مهارتهای نرم: ارتباط مؤثر، حل مسئله، همدلی، کار تیمی و مدیریت تعارض، در کنار مهارتهای فنی آموزش داده میشوند. 6. اعتبار قابلانتقال مدارک: گواهینامهها و مدارک آموزشی باید برای کارفرمایان مختلف و حتی کشورهای دیگر قابل شناسایی باشند. 7. آموزش کارکنان شاغل: یادگیری فقط به نیروهای تازهوارد محدود نمیشود و کارکنان باسابقه نیز در دورههای بازآموزی شرکت میکنند. درسهایی برای ایران ایران از ظرفیتهای مهم گردشگری، تنوع فرهنگی و جاذبههای تاریخی برخوردار است، اما توسعه این ظرفیتها بدون نیروی انسانی ماهر امکانپذیر نیست. یکی از چالشهای اصلی، فاصله میان آموزش رسمی و نیاز واقعی هتلهاست. در بسیاری از موارد، فارغالتحصیلان دانش نظری دارند، اما برای کار در محیط عملی، ارتباط با مشتری، استفاده از نرمافزارهای تخصصی یا مدیریت موقعیتهای بحرانی آماده نیستند. برای کاهش این فاصله، میتوان چند اقدام را در دستور کار قرار داد: • طراحی نظام آموزش دوگانه با مشارکت هتلها؛ • تدوین استاندارد ملی مهارت برای مشاغل مختلف هتلداری؛ • ایجاد بانک اطلاعاتی از نیازهای مهارتی صنعت؛ • تقویت دورههای کارآموزی و الزام هتلها به مشارکت در آموزش؛ • آموزش زبانهای خارجی و مهارتهای ارتباطی؛ • افزودن مباحث فناوری، هوش مصنوعی و تحلیل داده به برنامههای درسی؛ • ایجاد مسیر روشن ارتقای شغلی برای کارکنان؛ • حمایت از آموزشهای کوتاهمدت و بازآموزی کارکنان شاغل؛ • استفاده از تجربه مدارس و برندهای معتبر بینالمللی.
ایجاد شده: 14/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 14/شهریور/1405 مقالات و یادداشت ها