مقالات و یادداشت ها

مقالات و یادداشتهای تخصصی کارشناسان و صاحب نظران صنعت هتلداری در این بخش از سایت قابل مشاهده و دانلود میباشد.


 جام جهانی ۲۰۲۶؛ آیا بزرگ‌ترین رویداد فوتبالی جهان توانست گردشگری آمریکای شمالی را متحول کند؟

جام جهانی ۲۰۲۶؛ آیا بزرگ‌ترین رویداد فوتبالی جهان توانست گردشگری آمریکای شمالی را متحول کند؟

جام جهانی فوتبال همواره یکی از بزرگ‌ترین موتورهای محرک صنعت گردشگری جهان بوده است؛ رویدادی که علاوه بر میلیون‌ها هوادار، میلیاردها دلار سرمایه را به سمت هتل‌ها، خطوط هوایی، رستوران‌ها، مراکز خرید و کسب‌وکارهای محلی هدایت می‌کند. اما جام جهانی ۲۰۲۶ که برای نخستین بار به میزبانی مشترک آمریکا، کانادا و مکزیک برگزار شد، تجربه‌ای متفاوت از دوره‌های گذشته رقم زد؛ تجربه‌ای که نشان می‌دهد افزایش تعداد گردشگران الزاماً به معنای اشغال کامل هتل‌ها یا سودآوری یکسان برای همه شهرها نیست. قطر؛ الگویی که همه انتظار تکرار آن را داشتند در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر، دولت این کشور ظرفیت اقامت را از حدود ۲۹ هزار اتاق به بیش از ۱۳۰ هزار واحد اقامتی افزایش داد. نتیجه این سرمایه‌گذاری قابل توجه بود: تعداد اتاق‌های رزروشده نسبت به قبل از مسابقات ۲۷۶ درصد افزایش یافت. قیمت هتل‌ها بیش از ۱۱۵ درصد رشد کرد. درآمد صنعت هتل‌داری از حدود ۱۶۱ میلیون دلار به بیش از ۵۱۰ میلیون دلار در ماه مسابقات رسید. میانگین اشغال هتل‌ها حدود ۵۹ درصد ثبت شد؛ رقمی که در نگاه اول پایین به نظر می‌رسد، اما به دلیل افزایش چند برابری ظرفیت اقامت، همچنان درآمدی بی‌سابقه برای صنعت گردشگری قطر ایجاد کرد. (Allianz Trade Corporate⁠) همین تجربه باعث شد بسیاری از تحلیلگران انتظار داشته باشند جام جهانی ۲۰۲۶ نیز رکوردهای مشابهی را ثبت کند. جام جهانی ۲۰۲۶؛ بزرگ‌ترین جام تاریخ نسخه ۲۰۲۶ بزرگ‌ترین جام جهانی تاریخ است: ۴۸ تیم ۱۰۴ مسابقه ۱۶ شهر میزبان سه کشور میزبان شامل آمریکا، کانادا و مکزیک فدراسیون جهانی فوتبال (FIFA) پیش‌بینی کرده بود این مسابقات ده‌ها میلیارد دلار اثر اقتصادی برای منطقه ایجاد کند و تنها منطقه نیویورک–نیوجرسی بیش از ۱.۲ میلیون گردشگر و حدود ۳.۳ میلیارد دلار منفعت اقتصادی از میزبانی مسابقات و فینال به دست آورد. (ABC News⁠) رشد گردشگری در سه کشور میزبان براساس برآورد شورای جهانی سفر و گردشگری (WTTC)، جام جهانی باعث رشد قابل توجه اقتصاد گردشگری در آمریکای شمالی شد. پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد: کانادا: رشد ۶.۴ درصدی اقتصاد گردشگری مکزیک: رشد ۲.۴ درصدی آمریکا: رشد ۲.۱ درصدی این ارقام نشان می‌دهد کانادا بیشترین منفعت نسبی را از منظر رشد گردشگری تجربه کرده است، هرچند سهم اصلی هزینه‌کرد گردشگران به دلیل تعداد بیشتر مسابقات، در آمریکا ثبت شده است. (euronews⁠) هتل‌ها؛ درآمد بیشتر، اما نه همیشه با اتاق‌های پر یکی از مهم‌ترین یافته‌های گزارش‌های صنعت هتلداری این است که جام جهانی ۲۰۲۶ بیش از آنکه باعث افزایش اشغال هتل‌ها شود، موجب افزایش قیمت اتاق‌ها شد. طبق داده‌های Lighthouse: قیمت هتل‌های شهرهای میزبان آمریکا نسبت به سال قبل به طور متوسط ۵۵ درصد افزایش یافت. در کانادا نرخ هتل‌ها تقریباً دو برابر شد. در مکزیک قیمت اتاق‌ها تا ۱۱۴ درصد رشد کرد. (mylighthouse.com⁠) اما در عمل، بسیاری از هتلداران به اشغال کامل نرسیدند. برخی شهرهای میزبان آمریکا که قیمت اتاق‌ها را تا ۵۰۰ درصد افزایش داده بودند، در هفته‌های ابتدایی مسابقات ناچار شدند نرخ‌ها را کاهش دهند، زیرا بخشی از هواداران از سفر منصرف شدند یا اقامتگاه‌های کوتاه‌مدت مانند Airbnb را انتخاب کردند. حتی در برخی شهرها پیش‌بینی درآمد هتل‌ها تا ۵۰ درصد کاهش یافت. (TravelPulse⁠) افزایش سفرهای بین‌المللی آمارهای شرکت‌های تحلیل سفر نشان می‌دهد: رزرو پروازها به آمریکا، کانادا و مکزیک در دوره جام جهانی حدود ۱۵ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافت. هزینه‌کرد گردشگران غیرمحلی در شهرهای میزبان ۱۶.۷ درصد رشد کرد. مجموع خریدهای ثبت‌شده با کارت‌های بانکی در شهرهای میزبان ۶.۳ درصد افزایش یافت. (LinkedIn⁠) این افزایش عمدتاً در بخش‌های هتل، رستوران، حمل‌ونقل و سرگرمی ثبت شده است. چرا همه شهرها برنده نبودند؟ برخلاف قطر که تقریباً تمام گردشگران وارد یک کشور کوچک شدند، در جام جهانی ۲۰۲۶ شرایط متفاوت بود. مهم‌ترین دلایل عبارت بودند از: وسعت جغرافیایی سه کشور میزبان پراکندگی ۱۶ شهر میزبان قیمت بسیار بالای بلیت مسابقات افزایش شدید نرخ هتل‌ها استفاده گسترده از اقامتگاه‌های اجاره‌ای سفرهای کوتاه‌مدت هواداران بین شهرها به همین دلیل، برخی شهرها مانند نیویورک، میامی، لس‌آنجلس و سیاتل از رونق قابل توجه گردشگری بهره بردند، اما در برخی دیگر میزان اشغال هتل‌ها کمتر از انتظار بود. (The Guardian⁠) وضعیت مکزیک؛ شور هواداران، اما رشد اقتصادی کمتر از انتظار مکزیک با وجود میزبانی ۱۳ مسابقه و حضور گسترده هواداران، نتوانست به همه اهداف اقتصادی خود دست یابد. بر اساس گزارش رویترز: اثر اقتصادی جام جهانی حدود ۲ میلیارد دلار برآورد شد. ایجاد حدود ۱۰۰ هزار شغل موقت ثبت شد که حدود ۱۰ درصد کمتر از پیش‌بینی اولیه بود. برخی هتل‌ها و رستوران‌ها در شهرهای میزبان با اشغال کمتر از انتظار روبه‌رو شدند. اقتصاددانان تأکید کردند اثر مثبت جام جهانی بیشتر کوتاه‌مدت بوده است. (Reuters⁠) جمع‌بندی تجربه جام جهانی ۲۰۲۶ نشان می‌دهد بزرگ‌ترین رویداد فوتبالی جهان همچنان یکی از مهم‌ترین محرک‌های گردشگری بین‌المللی است، اما موفقیت اقتصادی آن دیگر صرفاً با «پر شدن هتل‌ها» سنجیده نمی‌شود. در آمریکای شمالی، رشد سفرهای خارجی، افزایش قیمت هتل‌ها، رونق رستوران‌ها و افزایش هزینه‌کرد گردشگران، میلیاردها دلار درآمد جدید ایجاد کرد. با این حال، افزایش شدید قیمت‌ها، پراکندگی جغرافیایی مسابقات و تغییر رفتار مسافران باعث شد برخلاف تجربه قطر، همه شهرهای میزبان از رونق یکسانی برخوردار نباشند. به بیان دیگر، جام جهانی ۲۰۲۶ نشان داد که در اقتصاد گردشگری امروز، مدیریت تقاضا، قیمت‌گذاری و زیرساخت‌های سفر به اندازه خود مسابقات اهمیت دارند. ✍🏻به قلم مهدی حسینی

ایجاد شده: 29/تیر/1405       آخرین ویرایش: 29/تیر/1405
میدان نقش جهان و چالش اسکوترهای برقی

میدان نقش جهان و چالش اسکوترهای برقی

حضور گسترده اسکوترهای برقی در میدان نقش جهان اصفهان، بار دیگر بحث میان کارشناسان میراث فرهنگی و مدیران شهری را درباره حدود استفاده از این فضای ثبت جهانی داغ کرده است؛ موضوعی که میان ضرورت توسعه حمل‌ونقل پاک و الزام حفاظت از یکی از مهم‌ترین عرصه‌های تاریخی کشور، چالشی جدی ایجاد کرده است. میدان نقش جهان، قلب تپنده اصفهان و یکی از شاخص‌ترین میدان‌های تاریخی جهان، بیش از چهار قرن است که نه‌تنها به‌عنوان شاهکاری از معماری و شهرسازی عصر صفوی شناخته می‌شود، بلکه نمونه‌ای کم‌نظیر از تلفیق زندگی شهری، تجارت، آیین، فرهنگ و هنر ایرانی به شمار می‌رود. میدانی که ثبت آن در فهرست میراث جهانی یونسکو صرفاً به دلیل شکوه معماری چهار بنای پیرامونی آن نبوده، بلکه سازمان یونسکو این مجموعه را به دلیل حفظ یک نظام شهری منحصربه‌فرد، تداوم حیات اجتماعی و ارزش برجسته جهانی آن به ثبت رسانده است. در دهه‌های اخیر، یکی از مهم‌ترین رویکردهای مدیریت میراث فرهنگی در شهرهای تاریخی جهان، بازگرداندن عرصه‌های تاریخی به عابران پیاده بوده است. از فلورانس و دوبروونیک گرفته تا بروژ، سالزبورگ، کراکوف و بخش‌های تاریخی پاریس، سیاست مشترک مدیران شهری، کاهش حضور وسایل نقلیه و افزایش امنیت و آرامش شهروندان و گردشگران بوده است. این رویکرد نه‌تنها با هدف حفاظت از کالبد تاریخی دنبال می‌شود، بلکه کیفیت تجربه حضور در میراث جهانی را نیز ارتقا می‌دهد؛ تجربه‌ای که در آن آرامش، امنیت و امکان مکث و تماشای میراث، بخشی از ارزش اثر تاریخی محسوب می‌شود. در ایران نیز طی سال‌های گذشته، میدان نقش جهان به‌تدریج به سمت تقویت رویکرد پیاده‌مداری حرکت کرده است. حذف تردد موتورسیکلت‌ها از عرصه میدان، یکی از مهم‌ترین مطالبات فعالان میراث فرهنگی، کسبه بازار و شهروندان بود که پس از سال‌ها پیگیری به نتیجه رسید و بسیاری آن را گامی در راستای حفاظت از مهم‌ترین فضای تاریخی اصفهان ارزیابی کردند. با این حال، طی دو سال گذشته، حضور گسترده اسکوترهای برقی در میدان نقش جهان، بار دیگر بحثی جدی میان کارشناسان میراث فرهنگی، معماران، شهرسازان و مدیران شهری ایجاد کرده است؛ موضوعی که تنها به یک وسیله حمل‌ونقل محدود نمی‌شود، بلکه پرسش‌های مهم‌تری را درباره فلسفه پیاده‌راه، نحوه مدیریت عرصه‌های ثبت جهانی، حقوق عابران پیاده، امنیت گردشگران و نسبت میان توسعه گردشگری و حفاظت از میراث جهانی مطرح می‌کند. اگرچه اسکوترهای برقی در بسیاری از شهرهای جهان به‌عنوان یکی از شیوه‌های حمل‌ونقل پاک شناخته می‌شوند، اما تقریباً در همه این شهرها استفاده از آن‌ها تابع ضوابط سختگیرانه‌ای همچون تعیین مسیر اختصاصی، محدودیت سرعت، نظارت هوشمند، اولویت مطلق عابر پیاده و ممنوعیت ورود به بسیاری از عرصه‌های تاریخی است. از همین رو، کارشناسان معتقدند نمی‌توان صرف وجود اسکوتر در برخی شهرهای اروپایی را دلیلی بر امکان استفاده آزادانه از آن در یک میدان ثبت جهانی دانست؛ زیرا هر فضای تاریخی، اقتضائات حفاظتی و مدیریتی خاص خود را دارد. میدان تاریخی، فضای چندمنظوره است؛ اما نه برای هر نوع فعالیت شعله وحدت‌پور، کنشگر میراث فرهنگی، عضو ایکوموس ایران و دانش‌آموخته دکترای مرمت بناها و بافت‌های تاریخی، در گفت‌وگو با پیام ما با تأکید بر اینکه برداشت‌های امروز از مفهوم چندمنظوره بودن میدان نقش جهان با واقعیت تاریخی آن فاصله دارد، اظهار کرد: میدان نقش جهان از ابتدای شکل‌گیری خود فضایی انعطاف‌پذیر بوده، اما انعطاف‌پذیری هرگز به معنای پذیرش هر نوع کاربری نیست. این میدان در دوره صفوی محل برگزاری بازی چوگان، آیین‌های رسمی، رژه‌های نظامی، جشن‌های حکومتی و مراسم عمومی بوده، اما هیچ‌یک از این کاربری‌ها به صورت همزمان یا بدون برنامه در میدان جریان نداشته است. وی افزود: هر یک از این فعالیت‌ها زمان، نظم و ضابطه مشخصی داشته‌اند و در هنگام برگزاری یک رویداد، سایر فعالیت‌ها متوقف می‌شد. بنابراین استناد به گذشته تاریخی میدان برای توجیه هر نوع استفاده امروزی، برداشت دقیقی از تاریخ شهرسازی ایران نیست. این پژوهشگر حوزه مرمت بناهای تاریخی ادامه داد: حتی در دوره پهلوی که میدان به‌عنوان یک پارک شهری مورد استفاده قرار گرفت نیز این تغییر کاربری به معنای بی‌ضابطه شدن فضا نبود. هیچ‌گاه قرار نبوده است که یک فضای عمومی تاریخی میزبان همه فعالیت‌های ممکن باشد. همان‌گونه که نمی‌توان انتظار داشت همه برنامه‌های ورزشی، تفریحی، آیینی و اجتماعی یک شهر در یک میدان تاریخی متمرکز شود، ورود هر وسیله یا فعالیت جدید نیز نیازمند ارزیابی کارشناسی است. وحدت‌پور با اشاره به حذف موتورسیکلت‌ها از میدان نقش جهان گفت: حدود دو سال و نیم پیش، با مطالبه جدی مردم، فعالان میراث فرهنگی، کسبه بازار و همراهی دستگاه‌های مسئول، تردد موتورسیکلت‌ها از میدان حذف شد و این اقدام، گام مهمی در تبدیل میدان به یک فضای پیاده‌مدار بود؛ فضایی که عابر پیاده بتواند بدون نگرانی، با آرامش و امنیت در آن حرکت کند. وی تصریح کرد: هنوز آثار مثبت این تصمیم به طور کامل نمایان نشده بود که اسکوترها وارد میدان شدند و اکنون همان دغدغه‌هایی که پیش‌تر درباره موتورسیکلت‌ها وجود داشت، با شکل دیگری دوباره در حال تکرار است؛ با این تفاوت که این بار بسیاری تصور می‌کنند چون اسکوتر وسیله‌ای برقی است، بنابراین حضور آن در یک میدان تاریخی نیز بدون اشکال خواهد بود؛ در حالی که موضوع اصلی صرفاً نوع موتور محرکه نیست، بلکه امنیت، شأن فضای تاریخی و کیفیت حضور عابران است. پیاده‌راه، بدون امنیت معنایی ندارد موضوع حضور اسکوترها در میدان نقش جهان تنها از منظر حفاظت میراث فرهنگی قابل بررسی نیست. این مسئله یکی از موضوعات مهم در ادبیات معاصر شهرسازی و طراحی فضاهای عمومی نیز به شمار می‌رود؛ جایی که میان توسعه شیوه‌های نوین حمل‌ونقل، حقوق عابران پیاده و حفظ کیفیت فضاهای عمومی باید تعادلی پایدار برقرار شود. در بسیاری از شهرهای اروپایی که امروز به‌عنوان الگوی پیاده‌راه‌سازی شناخته می‌شوند، ورود اسکوترهای اشتراکی ابتدا با استقبال روبه‌رو شد، اما افزایش تصادف‌ها، مزاحمت برای عابران، اشغال فضاهای عمومی و کاهش احساس امنیت، مدیران شهری را به سمت تدوین مقررات سختگیرانه‌تر سوق داد؛ مقرراتی که در برخی شهرها حتی به ممنوعیت کامل اسکوتر در بخش‌های تاریخی انجامید و در برخی دیگر تنها استفاده در مسیرهای اختصاصی، با سرعت محدود و تحت نظارت را مجاز دانست. پیروز حناچی، معمار، استاد دانشگاه و از صاحب‌نظران شناخته‌شده حوزه شهرسازی، معتقد است اصل مسئله نه مخالفت یا موافقت با اسکوتر، بلکه نحوه مدیریت حضور آن در قلمرو عمومی است. وی در گفت‌وگو با ما اظهار کرد: دوچرخه و اسکوتر از جمله پدیده‌هایی هستند که طی دو دهه اخیر در بسیاری از شهرهای دنیا گسترش یافته‌اند. البته درباره اسکوتر، به دلیل سرعت بالاتر و ویژگی‌های خاص آن، مسائل ایمنی جدی‌تری مطرح شده است و امروز حتی در کشورهای اروپایی نیز یکی از مهم‌ترین موضوعات مورد بحث، تدوین مقررات مشخص برای استفاده از این وسایل است. میدان نقش جهان، فضای عبور نیست؛ فضای مکث است حناچی با اشاره به جایگاه ویژه میدان نقش جهان در نظام شهرسازی ایران اظهار کرد: باید به این نکته توجه داشت که کارکرد اصلی چنین میدانی، ایجاد امکان حضور، مکث، تماشا و تعامل اجتماعی است. مردم به میدان نقش جهان نمی‌آیند که صرفاً از نقطه‌ای به نقطه دیگر بروند، بلکه می‌آیند تا از کیفیت فضا، معماری، چشم‌انداز تاریخی و محیط فرهنگی آن استفاده کنند. وی ادامه داد: طبیعی است که همه افراد توانایی پیاده‌روی طولانی ندارند و برخی ممکن است برای جابه‌جایی به وسیله کمکی نیاز داشته باشند، اما این موضوع نیز باید در قالب یک نظام مشخص مدیریت شود. همان‌گونه که درشکه‌های میدان نیز با مسیر مشخص، تعداد محدود و هویت تاریخی خود فعالیت می‌کنند، درباره سایر شیوه‌های جابه‌جایی نیز باید ضابطه وجود داشته باشد. این استاد دانشگاه افزود: اگر تقاضای واقعی برای استفاده از اسکوتر وجود دارد، پیش از هر اقدامی باید بررسی شود که آیا این تقاضا با مأموریت و ظرفیت میدان نقش جهان همخوانی دارد یا خیر. پس از آن نیز باید درباره مسیر حرکت، سرعت مجاز، شیوه نظارت و حقوق عابر پیاده تصمیم‌گیری شود. نمی‌توان اجازه داد کل فضای میدان در اختیار یک وسیله قرار گیرد و بعد انتظار داشت تعارضی میان کاربران مختلف به وجود نیاید. وی با اشاره به تجربه برخی شهرهای اروپایی گفت: در شهرهایی مانند پاریس، توسعه مسیرهای دوچرخه و اسکوتر بر اساس مطالعات شهری، نظرسنجی از شهروندان و ارزیابی آثار آن انجام می‌شود. حتی در آنجا نیز با افزایش حوادث، مقررات سختگیرانه‌تری برای استفاده از اسکوتر وضع شده است. بنابراین اگر از تجربه جهانی سخن می‌گوییم، باید همه ابعاد آن را ببینیم، نه صرفاً حضور این وسیله در برخی خیابان‌ها. میراث جهانی، پیش از هر چیز به آرامش نیاز دارد آنچه دو دیدگاه پیشین را به یکدیگر نزدیک می‌کند، تأکید بر مفهوم امنیت و کیفیت حضور انسان در عرصه‌های تاریخی است؛ مفهومی که در اسناد بین‌المللی حفاظت از میراث فرهنگی نیز بارها بر آن تأکید شده است. مراکز تاریخی موفق جهان، پیش از آنکه به دنبال افزودن کاربری‌های جدید باشند، تلاش می‌کنند آرامش، خوانایی و هویت تاریخی این فضاها را حفظ کنند. محمدحسین طالبیان، دبیر کمیته ملی حفاظت از بناها و محوطه‌های تاریخی ایران و معاون پیشین میراث فرهنگی کشور، نیز با همین رویکرد به موضوع نگاه می‌کند. او معتقد است مهم‌ترین وظیفه مدیریت مراکز تاریخی، ایجاد محیطی امن، آرام و متناسب با شأن میراث فرهنگی برای خانواده‌ها، شهروندان و گردشگران است. طالبیان در گفت‌وگو با ما اظهار کرد: در همه کشورهای دنیا تلاش می‌شود مراکز تاریخی تا حد امکان به فضاهایی آرام، ایمن و مناسب برای حضور مردم تبدیل شوند. هر اندازه این فضاها آرام‌تر باشند، هم حرمت تاریخ بهتر حفظ می‌شود و هم کیفیت تجربه بازدیدکنندگان افزایش پیدا می‌کند. وی افزود: هر عاملی که این آرامش را بر هم بزند، باید با نگاه کارشناسی مورد بررسی قرار گیرد. مدیریت میراث فرهنگی صرفاً حفاظت از کالبد بناها نیست، بلکه حفاظت از کیفیت حضور انسان در این فضاها نیز بخشی از مأموریت آن محسوب می‌شود. حفاظت از میراث جهانی، آزمونی برای حکمرانی شهری آنچه از مجموع دیدگاه‌ها برمی‌آید، مخالفت با فناوری یا حمل‌ونقل پاک نیست؛ بلکه تأکید بر این اصل است که هر فناوری و هر کاربری باید متناسب با هویت و ظرفیت مکان تاریخی تعریف شود. اکنون پرسش اصلی این است: آیا حضور گسترده اسکوترهای برقی در میدان نقش جهان با فلسفه پیاده‌راه، الزامات حفاظت از یک اثر ثبت جهانی و حق شهروندان برای تجربه آرام و ایمن سازگار است یا خیر؟ پاسخ به این پرسش، بیش از آنکه در تقابل دیدگاه‌ها باشد، در تدوین ضوابط روشن، مطالعات شهری و گفت‌وگوی میان مدیران شهری، متخصصان میراث فرهنگی و جامعه مدنی نهفته است؛ مسیری که بسیاری از شهرهای تاریخی جهان پیش‌تر پیموده‌اند. ✍🏻 کوروش دیباج؛ روزنامه نگار 

ایجاد شده: 22/تیر/1405       آخرین ویرایش: 22/تیر/1405
تضعیف آموزش تخصصی هتلداری؛ یک عقب‌گرد راهبردی در توسعه سرمایه انسانی صنعت اقامت

تضعیف آموزش تخصصی هتلداری؛ یک عقب‌گرد راهبردی در توسعه سرمایه انسانی صنعت اقامت

تصمیم اخیر برای تغییر عنوان «هنرستان یا دبیرستان هتلداری» به «هتلداری و گردشگری» در نگاه نخست شاید صرفاً یک تغییر نام به نظر برسد، اما در واقع بازتاب یک نگرش نادرست و غیرتخصصی نسبت به ماهیت صنعت هتلداری و نیازهای واقعی بازار کار است؛ نگرشی که متأسفانه طی سال‌های گذشته به تدریج جایگاه هتلداری را در نظام سیاست‌گذاری گردشگری کشور تضعیف کرده است. در تمامی نظام‌های پیشرفته آموزشی جهان، هتلداری (Hospitality) و گردشگری (Tourism) اگرچه دارای ارتباطات متقابل هستند، اما دو حوزه مستقل با دانش، مهارت‌ها، استانداردها، مشاغل و مسیرهای آموزشی متفاوت محسوب می‌شوند. معتبرترین مؤسسات آموزشی جهان از جمله مدرسه عالی هتلداری لوزان سوئیس (EHL) نیز میان مدیریت هتلداری و مدیریت گردشگری تفکیک علمی و حرفه‌ای قائل هستند و برای هر یک برنامه‌های تخصصی جداگانه طراحی می‌کنند.  مسئله اصلی اینجاست که هتلداری یک فعالیت صرفاً گردشگری نیست؛ بلکه یک صنعت عملیاتی، خدماتی و سرمایه‌بر است که نیازمند آموزش‌های تخصصی در حوزه‌های پذیرش، خانه‌داری، غذا و نوشیدنی، آشپزی، رزرواسیون، درآمدزایی، فروش، نگهداری تأسیسات، مدیریت عملیات، خدمات مهمان و استانداردهای بین‌المللی اقامت است. در مقابل، گردشگری عمدتاً بر برنامه‌ریزی سفر، بازاریابی مقصد، راهنمایی گردشگران، حمل‌ونقل، سیاست‌گذاری و توسعه مقاصد متمرکز است. به همین دلیل در بسیاری از کشورهای پیشرو، دانش‌آموزان و دانشجویان از همان ابتدای مسیر آموزشی میان رشته‌های Hotel Management، Hospitality Management و Tourism Management تفکیک می‌شوند. علت این تفکیک روشن است: نیازهای شغلی این دو حوزه یکسان نیست. امروز صنعت جهانی سفر و گردشگری حدود ۳۵۷ میلیون شغل در جهان ایجاد کرده و نزدیک به ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی جهان را به خود اختصاص داده است. (World Travel & Tourism Council⁠) اما در دل همین اکوسیستم عظیم، بخش اقامت و هتلداری یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین مصرف‌کنندگان نیروی انسانی آموزش‌دیده محسوب می‌شود؛ تا جایی که شورای جهانی سفر و گردشگری (WTTC) هشدار داده است که صنعت مهمان‌نوازی و گردشگری جهان تا سال ۲۰۳۵ با کمبود ده‌ها میلیون نیروی کار مواجه خواهد شد و تنها در بخش‌های مرتبط با مهمان‌نوازی، شکاف نیروی انسانی به میلیون‌ها نفر خواهد رسید.  در چنین شرایطی، کشورهای توسعه‌یافته نه‌تنها آموزش تخصصی هتلداری را تضعیف نکرده‌اند، بلکه سرمایه‌گذاری گسترده‌ای برای تربیت نیروی انسانی ماهر در این حوزه انجام داده‌اند؛ زیرا به خوبی می‌دانند که کیفیت خدمات اقامتی مستقیماً بر رضایت گردشگران، درآمد ارزی، نرخ بازگشت مسافر و اعتبار برند ملی تأثیر می‌گذارد. نکته مهم‌تر آن است که صنعت هتلداری بزرگ‌ترین دریافت‌کننده سرمایه‌گذاری در زنجیره گردشگری است. گزارش‌های بین‌المللی سرمایه‌گذاری هتل نشان می‌دهد که حجم سرمایه‌گذاری در بخش اقامت و هتل‌ها طی سال‌های اخیر رشد قابل توجهی داشته و همچنان یکی از جذاب‌ترین حوزه‌های سرمایه‌گذاری در صنعت سفر محسوب می‌شود. بنابراین این پرسش جدی مطرح می‌شود که چرا بخشی که بیشترین حجم سرمایه‌گذاری، اشتغال مستقیم، دارایی‌های فیزیکی و نیاز به نیروی انسانی تخصصی را در اختیار دارد، باید در نظام آموزشی کشور به تدریج هویت مستقل خود را از دست بدهد؟ واقعیت این است که تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد هتلداری در بسیاری از تصمیمات اجرایی و حتی نمادین، به تدریج در سایه عنوان کلی «گردشگری» قرار گرفته است. حذف تدریجی واژه «هتلداری» از برخی رویدادها، نمایشگاه‌ها و ساختارهای سیاست‌گذاری نمونه‌ای از همین روند است. این در حالی است که در ادبیات جهانی، Hospitality نه زیرمجموعه‌ای کم‌اهمیت از Tourism، بلکه یکی از ارکان اصلی و مستقل آن محسوب می‌شود. نگرانی فعالان صنعت هتلداری از تغییر عنوان مدارس تخصصی هتلداری نیز دقیقاً از همین منظر قابل درک است. تجربه نشان داده است که هرگاه دو رشته تخصصی با نیازهای آموزشی متفاوت در یک ساختار آموزشی ادغام می‌شوند، به مرور سهم آموزش‌های مهارتی، کارگاهی و عملی کاهش یافته و جای خود را به دروس عمومی‌تر و مشترک می‌دهد. نتیجه چنین رویکردی، کاهش عمق مهارت‌آموزی و تربیت فارغ‌التحصیلانی است که نه در هتلداری تخصص کافی دارند و نه در گردشگری. اگر هدف کشور توسعه گردشگری، ارتقای کیفیت خدمات، افزایش سرمایه‌گذاری و رقابت‌پذیری بین‌المللی است، مسیر آن از تضعیف آموزش تخصصی هتلداری نمی‌گذرد. برعکس، امروز باید شاهد توسعه هنرستان‌های تخصصی هتلداری، تجهیز کارگاه‌های آموزشی، ارتقای استانداردهای مهارتی و تقویت پیوند میان مدارس و هتل‌ها باشیم. تغییر عنوان «هتلداری» به «هتلداری و گردشگری» شاید در ظاهر اقدامی کوچک باشد، اما در عمل می‌تواند نشانه‌ای از یک خطای بزرگ‌تر باشد؛ خطایی که میان یک صنعت عملیاتی و سرمایه‌بر با یک حوزه سیاست‌گذاری و خدمات سفر تمایز قائل نیست. صنعت هتلداری ایران بیش از هر زمان دیگری به نیروی انسانی ماهر نیاز دارد. تصمیم‌گیران باید به جای کمرنگ کردن هویت آموزشی این صنعت، برای تقویت آن برنامه‌ریزی کنند. آینده هتل‌های کشور با سرمایه‌گذاری در ساختمان‌ها ساخته نمی‌شود؛ با سرمایه‌گذاری در آموزش نیروی انسانی ساخته می‌شود. ✍️ مهدی حسینی

ایجاد شده: 8/تیر/1405       آخرین ویرایش: 8/تیر/1405
تأثیر هوشمندسازی بر کارآمدی هتل‌های پنج‌ستاره جنوب ایران

تأثیر هوشمندسازی بر کارآمدی هتل‌های پنج‌ستاره جنوب ایران

تصور کنید ساعت ۶ صبح است و شما هنوز به هتل نرسیده‌اید، اما سیستم هوشمند شما در حال کار است. یکی از آسانسورها صدای غیرعادی دارد، نسان متوجه نمی‌شود، اما حسگرها می‌فهمند. قبل از اینکه خرابی رخ دهد و مهمانان در راهرو منتظر بمانند، تیم نگهداری هشدار دریافت می‌کند و قطعه یدکی را سفارش می‌دهد. در همین حال، سیستم انرژی متوجه می‌شود که طبقه سوم خالی است و روشنایی راهروها را کاهش می‌دهد، ۳۵٪ صرفه‌جویی در برق، بدون اینکه کسی حتی متوجه شود. ساعت ۸ صبح، مهمانی از درب ورودی وارد می‌شود. سیستم او را می‌شناسد، می‌داند که بار قبل اتاق طبقه بالا با نمای دریا را انتخاب کرده بود، و این بار هم همان را آماده کرده است. دمای اتاق از قبل روی ۲۲ درجه تنظیم شده، و لیست رستوران‌های مورد علاقه‌اش روی تبلت اتاق منتظر اوست. این دیگر رویا نیست، این واقعیت هتل‌هایی است که از امروز شروع به رقابت کرده‌اند و شما اگر الان شروع نکنید، دارید عقب می‌مانید. مطالعه‌ای تحت عنوان «تأثیر هوشمندسازی بر کارآمدی هتل‌های پنج‌ستاره جنوب ایران»  از دانشگاه شیراز، در دوره سیزدهم ژورنال مطالعات اجتماعی گردشگری ایران در دانشگاه فردوسی مشهد منتشر شد و به این سوال اساسی پاسخ داد: وقتی یک هتل پنج‌ستاره تصمیم می‌گیرد هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، رباتیک و سیستم‌های خودکار را وارد کار کند، واقعاً چه اتفاقی می‌افتد؟ محققان با مدیران و بهره‌برداران تمامی هتل‌های پنج‌ستاره در استان‌های جنوب ایران مصاحبه کردند و از روش آمیخته کیفی-کمی استفاده کردند تا بفهمند کدام بخش‌های هتل بیشترین منفعت را می‌برند و مدیران چگونه باید شروع کنند. نتیجه تحقیق شگفت‌انگیز بود و برخلاف تصور رایج که فکر می‌کنیم هوشمندسازی فقط برای راحتی مهمان است، محققان نشان دادند که بیشترین تأثیر هوشمندسازی روی فرایندهای مدیریتی است نه عملیاتی. چرا این مهم است؟ چون هوشمندسازی ابتدا شیوه تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی، کنترل و هماهنگی را تغییر می‌دهد. وقتی مدیریت هتل داده‌محور، دقیق‌تر و سریع‌تر شود، اثر آن مثل موج به سمت عملیات و تجربه مهمان سرازیر می‌شود. مدیران دیگر بر اساس حدس تصمیم نمی‌گیرند، داده‌های لحظه‌ای دارند. برنامه‌ریزی دقیق‌تر می‌شود، کنترل کیفیت خودکار‌تر می‌شود، و هماهنگی بین بخش‌ها روان‌تر می‌شود. مثلاً سیستم هوشمند به شما می‌گوید که هفته آینده رزروها ۴۰٪ بیشتر از این هفته است و شما می‌توانید از قبل نیروی کار را تنظیم کنید، موجودی غذا را افزایش دهید، و از شلوغی غیرمنتظره جلوگیری کنید. این تحول در لایه مدیریتی سپس به لایه پشتیبانی منتقل می‌شود! منابع انسانی بهتر استخدام و آموزش می‌دهند، امور مالی دقیق‌تر هزینه‌ها را کنترل می‌کند، نگهداری خرابی‌ها را قبل از بروز پیش‌بینی می‌کند، و تدارکات هوشمندانه و به‌موقع خرید می‌کند. حسگرهای سیستم تهویه مطبوع متوجه می‌شوند که فیلتر یکی از دستگاه‌ها دارد مسدود می‌شود و قبل از اینکه مهمانی شکایت کند، تیم تعمیرات آن را تعویض می‌کند. در نهایت، این موج به لایه عملیاتی می‌رسد! پذیرش سریع‌تر می‌شود، چک‌این و چک‌اوت بدون صف انجام می‌شود، اتاق‌ها شخصی‌سازی می‌شوند، رستوران به‌صورت هوشمند سفارش می‌گیرد، و نظافت بر اساس زمان خروج مهمانان برنامه‌ریزی می‌شود. مهمان دیگر نیازی ندارد منتظر پذیرش بماند—با اپلیکیشن موبایل کلید دیجیتال اتاق را دریافت می‌کند و مستقیم به اتاق می‌رود. این تحقیق نشان داد که هوشمندسازی نه یک لوکس، بلکه یک ضرورت رقابتی است و هتل‌هایی که امروز شروع می‌کنند، فردا رهبران بازار خواهند بود. جمع‌بندی این مطالعه یک پیام صریح دارد: هوشمندسازی یک تجمل نیست، یک ضرورت رقابتی است. هتل‌های پنج‌ستاره‌ای که فناوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و رباتیک را به‌صورت یکپارچه در عملیات، پشتیبانی و مدیریت خود به کار گرفته‌اند، هم بهره‌وری را بالا برده‌اند، هم هزینه‌ها را مهار کرده‌اند، هم تجربه مهمان را بهبود بخشیده‌اند و هم سودآوری بیشتری به دست آورده‌اند. دنیای هتلداری دیگر مانند یک دهه پیش نیست؛ مهمانان امروز خدمات سریع، شخصی و بی‌دردسر می‌خواهند و رقبا در حال سرمایه‌گذاری بر همین فناوری‌ها هستند. پرسش دیگر این نیست که «آیا باید؟»، بلکه این است که «از کجا شروع کنیم؟» و پاسخ، همان‌طور که پژوهش نشان داد، ساده است: از اتاق مدیریت؛ از همان جایی که استراتژی شکل می‌گیرد، برنامه طراحی می‌شود و آینده هتل شما رقم می‌خورد. منبع:اعظم صفرآبادی؛ سینا ظفریان؛ معصومه محرر: ژورنال مطالعات اجتماعی گردشگری ایران، دوره ۱۳، دانشگاه فردوسی مشهد، بهار ۱۴۰۴.

ایجاد شده: 7/تیر/1405       آخرین ویرایش: 7/تیر/1405
سواد حقوقی ضامن امنیت کسب‌وکارهای گردشگری و هتلداری است

سواد حقوقی ضامن امنیت کسب‌وکارهای گردشگری و هتلداری است

ضرورت ارتقای آگاهی حقوقی و صنفی در صنعت هتلداری و گردشگری: راهبردی برای کاهش چالش‌های اجرایی و قضایی مقدمه صنعت هتلداری و گردشگری به عنوان یکی از ارکان اصلی اقتصاد خدمات، به دلیل ارتباط مستقیم و مستمر با آحاد جامعه، بستری حساس برای بروز تعارضات حقوقی است. تجارب میدانی و بررسی‌های کارشناسی نشان می‌دهد که بخش قابل‌توجهی از شکایات، اختلافات فی‌مابین و مراجعات به مراجع قضایی و نظارتی، نه ناشی از سوءنیت طرفین، بلکه معلول «شکاف آگاهی» نسبت به حقوق، تکالیف و مقررات بالادستی است. این نوشتار با هدف تبیین پیامدهای این ناآگاهی و ارائه راهکارهای پیشگیرانه تدوین شده است. ۱. آسیب‌شناسی فقدان سواد حقوقی در روابط صنفی فقدان شناخت کافی از مقررات در دو سطحِ «ارائه‌دهندگان خدمات» (هتل‌ها، اقامتگاه‌ها و آژانس‌ها و. . . ) و «گیرندگان خدمت» (مسافران)، منجر به بروز فرسایش اداری و قضایی شده است. ریشه‌های اصلی این چالش عبارتند از: •  ابهام در قراردادهای رزرو: نادیده گرفتن شروط ضمن عقد (مانند سیاست‌های ابطال و استرداد وجه). •  ابهام در معرفی استاندارهای ارائه خدمات و حقوق مصرف کنندگان در مجموعه های گردشگری و هتلداری •  عدم انطباق با ضوابط انتظامی: ناآگاهی از الزامات پذیرش و امنیت. •  نقص در مستندسازی: فقدان رویه‌های مکتوب در تعاملات روزمره که منجر به بی‌دفاع ماندن طرفین در صورت بروز اختلاف می‌شود. ۲. حوزه‌های کلیدی مقرراتی فعالان این صنف می‌بایست اشراف کامل بر موارد زیر داشته باشند تا از ورود خسارت به کسب‌وکار و میهمان جلوگیری نمایند: •  مقررات وزارت میراث فرهنگی: شامل ضوابط بهره‌برداری، نرخ‌گذاری و استانداردسازی واحدها. •  الزامات HSE و ایمنی: مطابق با استانداردهای آتش‌نشانی، آسانسور و تأسیسات که هرگونه اهمال در آن می‌تواند منجر به مسئولیت‌های کیفری سنگین شود. •  بهداشت محیط و سلامت: رعایت استانداردهای دانشگاه علوم پزشکی و سازمان دامپزشکی برای پیشگیری از مخاطرات عمومی. •  ضوابط اماکن عمومی: جهت تضمین امنیت و رعایت انضباط اجتماعی در واحدهای اقامتی. ۳. مسئولیت‌های مدنی و حرفه‌ای ناآگاهی از حقوق مصرف‌کننده و تکالیف متقابل، صرفاً یک مسئله صنفی نیست؛ بلکه می‌تواند منجر به مسئولیت مدنی (جبران خسارت) و حتی کیفری گردد. شفافیت در اعلام خدمات، قیمت‌گذاری و سیاست‌های داخلی، ابزاری برای مصونیت حقوقیِ مدیران واحدهاست. ۴. راهکارهای پیشنهادی انجمن برای ارتقای وضعیت موجود برای گذار از وضعیت فعلی و رسیدن به انضباط حرفه‌ای، موارد ذیل به عنوان راهبرد کلان انجمن پیشنهاد می‌شود: 1.  آموزش همگانی: تدوین و توزیع راهنمای حقوقیِ ساده‌شده برای میهمانان و فعالان صنفی. 2.  استانداردسازی قراردادها: استفاده از فرم‌های قرارداد متحدالشکل و مورد تأیید مراجع قانونی برای جلوگیری از تفسیر به رأی. 3.  نهادینه‌سازی نظام پاسخگویی: ایجاد بخش رسیدگی به شکایات در ساختار داخلی مجموعه‌ها برای حل اختلافات پیش از ارجاع به خارج از واحد. 4.  نظارت پیشگیرانه: جایگزینی رویکردهای مچ‌گیرانه با رویکردهای هدایت‌گرانه و آموزشی از سوی نهادهای ذی‌ربط. سخن پایانی پایداری و رشد صنعت گردشگری در گرو «شفافیت» و «قانون‌مندی» است. انجمن کارشناسان خبره آمادگی خود را برای همکاری با نهادهای دولتی و بخش خصوصی جهت تدوین آیین‌نامه‌های اجرایی و برگزاری دوره‌های تخصصی به منظور کاهش تنش‌های صنفی اعلام می‌دارد. ✍️  "هادی عربی گل" رئیس هیأت‌مدیره و دبیر اجرایی انجمن کارشناسان خبره

ایجاد شده: 3/تیر/1405       آخرین ویرایش: 3/تیر/1405
سفر امن در زمان عدم قطعیت سیاسی-اقتصاد؛ نکات راهبردی برای مدیران هتل و آژانس‌ها

سفر امن در زمان عدم قطعیت سیاسی-اقتصاد؛ نکات راهبردی برای مدیران هتل و آژانس‌ها

در دنیای پرآشوب امروز، ثبات اقتصادی و سیاسی دیگر یک امر بدیهی نیست. این ناآرامی‌ها، به‌ویژه در صنعت پویای گردشگری، چالش‌های منحصر به فردی را برای هتل‌ها و آژانس‌های مسافرتی ایجاد می‌کند. با این حال، همین چالش‌ها فرصت‌هایی برای نوآوری، تاب‌آوری و تمایز را نیز فراهم می‌کنند. با اتخاذ رویکردهای استراتژیک و هوشمندانه، می‌توان نه تنها از این دوران پر فراز و نشیب عبور کرد، بلکه جایگاه خود را در بازار تقویت نمود. بازنگری در استراتژی‌های قیمت‌گذاری و انعطاف‌پذیری در زمان عدم قطعیت، مشتریان به دنبال ارزش و اطمینان بیشتری هستند. ارائه بسته‌های قیمتی منعطف، امکان کنسلی رایگان (تا حد امکان)، و تخفیف‌های هوشمندانه در زمان‌های کم‌تقاضا می‌تواند جذابیت خدمات شما را دوچندان کند. در نظر گرفتن پکیج‌های ترکیبی که شامل اقامت، گشت و انتقال می‌شود، با قیمت‌گذاری رقابتی، می‌تواند به مشتریان احساس امنیت و صرفه‌جویی بدهد. همچنین، استفاده از مدل‌های قیمت‌گذاری پویا که به سرعت به تغییرات بازار واکنش نشان می‌دهند، حیاتی است. تنوع‌بخشی به بازار هدف و مقاصد تکیه بر یک بازار خاص یا یک مقصد جغرافیایی، ریسک بالایی دارد. در شرایط کنونی، گسترش دامنه فعالیت به بازارهای بین‌المللی جدید (با در نظر گرفتن ملاحظات سیاسی و اقتصادی) و همچنین تمرکز بر مقاصد داخلی کمتر شناخته شده اما با پتانسیل بالا، می‌تواند سبد ریسک شما را متعادل کند. شناسایی و جذب گردشگران داخلی که به دلیل محدودیت‌های سفر خارجی، به دنبال تجربه‌های جدید در کشور خود هستند، یک فرصت طلایی است. تقویت کانال‌های ارتباطی و اعتمادسازی شفافیت و ارتباط مستمر با مشتریان، کلید عبور از بحران است. در زمان عدم قطعیت، مشتریان بیش از پیش به دنبال اطلاعات دقیق و به‌روز هستند. استفاده فعال از رسانه‌های اجتماعی، ایمیل مارکتینگ هدفمند، و وب‌سایت به‌روز شده برای اطلاع‌رسانی درباره وضعیت ایمنی، پروتکل‌های بهداشتی، و هرگونه تغییر در برنامه‌ها، ضروری است. ایجاد حس اطمینان و امنیت از طریق ارائه اطلاعات صادقانه و پاسخگویی سریع به سوالات، روابط بلندمدت با مشتریان را تضمین می‌کند. نوآوری در خدمات و تجربه مشتری شرایط بحرانی، فرصتی برای خلاقیت است. ارائه تجربیات منحصر به فرد و شخصی‌سازی شده که فراتر از خدمات استاندارد هتل‌داری یا تورگردانی باشد، می‌تواند شما را از رقبا متمایز کند. این می‌تواند شامل تورهای خصوصی با تمرکز بر تجربیات فرهنگی عمیق، کارگاه‌های آموزشی، یا حتی استفاده از فناوری برای ارائه تجربه‌های مجازی قبل از سفر باشد. تمرکز بر "تجربه" به جای صرفاً "خدمت"، در ذهن مشتری ماندگارتر خواهد بود. مدیریت ریسک و تاب‌آوری عملیاتی ایجاد برنامه‌های اضطراری برای سناریوهای مختلف (مانند تغییرات ناگهانی در مقررات سفر، اختلالات حمل و نقل، یا بحران‌های بهداشتی) امری حیاتی است. این شامل داشتن روابط قوی با تامین‌کنندگان متنوع، انعطاف‌پذیری در برنامه‌ریزی پرسنل، و آمادگی برای تغییر سریع در عملیات است. سرمایه‌گذاری در آموزش پرسنل برای مواجهه با شرایط غیرمنتظره و توانمندسازی آن‌ها برای اتخاذ تصمیمات سریع، تاب‌آوری سازمان را افزایش می‌دهد. همکاری و شبکه‌سازی استراتژیک در این دوران، همکاری می‌تواند به معنای بقا باشد. ایجاد اتحادهای استراتژیک با سایر کسب‌وکارهای گردشگری (مانند رستوران‌ها، فروشگاه‌های صنایع دستی، یا شرکت‌های حمل و نقل) برای ارائه بسته‌های جذاب‌تر و تقسیم منابع، می‌تواند مفید باشد. همچنین، مشارکت فعال در انجمن‌های صنفی و تبادل تجربیات با همکاران، راهنمایی‌های ارزشمندی را در شرایط دشوار ارائه می‌دهد. در نهایت، عبور از دوران عدم قطعیت، نیازمند دیدگاهی بلندمدت، انعطاف‌پذیری، و تمرکز بر ایجاد ارزش واقعی برای مشتری است. مدیرانی که قادرند با خلاقیت و هوشمندی، چالش‌ها را به فرصت تبدیل کنند، نه تنها در این دوران دوام خواهند آورد، بلکه به پیشگامان صنعت گردشگری آینده تبدیل خواهند شد. ✍️ فاطمه دکامینی - مدرس دانشگاه، مولف و پژوهشگر

ایجاد شده: 31/خرداد/1405       آخرین ویرایش: 31/خرداد/1405
فوتبال قهری در سرزمین کابوی ها با امضای تفاهم نامه صلح مواجه شده است

فوتبال قهری در سرزمین کابوی ها با امضای تفاهم نامه صلح مواجه شده است

مقدمه گام دوم! فوتبال قهری در سرزمین کابوی ها با امضای تفاهم نامه صلح و پایان جنگ ایران و امریکا مواجه شده است. جمعیت ایرانی بلاتکلیف در ورزشگاه برای تشویق یا تحقیر تیم ملی دور هم جمع شده اند نمی دانند با گل زدن و یا گل خوردن ایران شاد باشند یا غمگین! این شرایط کم و بیش حال روز مردم جان سخت و ایستاده در میادین شهرهای ایران ماست! در مقابل امضای تفاهمنامه بین دکتر پزشکیان و ترامپ آن هم در ایام محرم و قبل از به خاک سپردن رهبر شهید و هزاران عزیز از دست رفته، به ناگاه صبح پیروزی دمیده است. عکس العمل چه باید باشد. البته ما همیشه در طول تاریخ انقلاب این گونه در خوف و رجا بسر برده ایم...محافظه کاری و صبر، توام با بدبینی سیرت ما ایرانیان بوده و هست که همواره هم کارساز شده ولی کم منافع و کم ضرر.  به هر حال جلوی ضرر را از هرجا بگیریم سود کرده ایم. حفظ جان فرزندان عزیز این مرز و بوم در مقابل آفات جنگ مهمترین اولویت ما بایستی باشد و چه اقبالی بهتر از این که مردانی از دل این خاک سوخته سر علم کنند. عرصه دیپلماسی جان فدا کنند و پای عزت و آینده پر امید این کشور بایستند، همه سخت کامی ها و تلخ کامی و ترش رویی ها را به جان بخرند و حافظ جان و مال این مردم باشند. دکتر پزشکیان، دکتر قالیباف و دکتر عراقچی فرزندان این وطنند‌ که به نمایندگی از مردم شریف و کادر رهبری ایران کار را در گام اول به نیکی تمام کردند. این همیت برای کسب پیروزی ملت ایران خجسته و فرخنده باد. مقدمه گام دوم در زمان مقرر ۶۰ روزه بازگشایی نمایندگی های سیاسی در دو کشور است. به منظور پیشگیری از کارشکنی ها و انتقال اخبار و اطلاعات کذب و به جهت پیگیری مستمر اجرای بندهای تفاهم نامه و برقراری مذاکرات رودرو، می تواند بازگشایی سفارت خانه های دو کشور در تهران و واشنگتن باشد. شاید این اقدام مقدماتی و کم هزینه، مهمترین بازخورد و اثر مثبت را بر تسریع و تسهیل اجرای همه بندهای چهاردگانه در عرصه ملی و بین المللی داشته باشد.  قطعا نخستین اثر خبر بازگشایی سفارت خانه ها و دفاتر کنسولی در دو کشور موجی از خوشحالی میلیون ها ایرانی خود تبعیدی در دیار غربت را به همراه خواهد داشت که به آینده ایران امیدوارند... با خبر امضای تفاهم نامه قطعا فردای بازی های جام جهانی فوتبال و تماشاگران ایران دوست متفاوت از دیروز خواهد بود. قلب همه ما برای یک ایران سربلند می تپد.  گام دوم را محکم و بدون فوت وقت برداریم که زمینه ساز فراخوان بازگشت ایرانیان به خانه برای آبادی میهن خواهد بود. از هرآنچه‌بوده و هست بگذریم. خاک میهن عزیز سهم و افتخار و هویت همه ایرانیان است. ✍️ علی رحیم پور - کارشناس گردشگری 

ایجاد شده: 29/خرداد/1405       آخرین ویرایش: 29/خرداد/1405
درخت برندهای لوکس هتل‌داری؛ نقشه‌ای نوین برای فهم جایگاه برندهای جهانی

درخت برندهای لوکس هتل‌داری؛ نقشه‌ای نوین برای فهم جایگاه برندهای جهانی

در سال‌های اخیر، تلاش‌های متعددی برای رتبه‌بندی برندهای هتلداری لوکس جهان بر اساس تعداد ستاره‌ها یا جایگاه در یک هرم سلسله‌مراتبی صورت گرفته است؛ رویکردی که همواره با بحث‌ها و اختلاف‌نظرهای فراوان میان توسعه‌دهندگان، مشاوران، سرمایه‌گذاران و مدیران صنعت مهمان‌نوازی همراه بوده است. با این حال، کارشناسان معتقدند اکوسیستم پیچیده برندهای لوکس هتلداری را نمی‌توان تنها با معیارهای سنتی مانند چهار و پنج ستاره تا فوق‌لوکس تبیین کرد. در همین راستا، مفهومی جدید با عنوان درخت برندهای لوکس هتلداری (Luxury Hospitality Brand Tree) ارائه شده که به جای رتبه‌بندی خطی برندها، بر جایگاه‌سازی، هویت و نوع ارزش‌آفرینی هر برند تمرکز دارد. این مدل برندهای مطرح جهانی را در چهار گروه اصلی دسته‌بندی می‌کند: ۱. لوکس بزرگ‌مقیاس (Grand Luxury): برندهایی که تجربه لوکس را در مقیاس وسیع، با امکانات گسترده و ظرفیت‌های بالا ارائه می‌کنند. ۲. لوکس مدرن (Modern Luxury): برندهایی که تلفیقی از ارزش اقتصادی، فناوری، خدمات نوین و سبک زندگی معاصر را در اختیار مهمانان قرار می‌دهند. ۳. لوکس پرستیژ (Prestige Luxury): برندهایی که اعتبار، جایگاه اجتماعی و خدمات ممتاز را به عنوان مزیت رقابتی خود تعریف کرده‌اند. ۴. لوکس تجربی (Experiential Luxury): برندهایی که بر خلق تجربه‌های منحصربه‌فرد، ارتباطات عاطفی و سفرهای تحول‌آفرین برای مهمانان تمرکز دارند. بر اساس این مدل، بخش لوکس تجربی خود به چند شاخه تخصصی‌تر تقسیم می‌شود که شامل سبک زندگی (Lifestyle)، سلامت و تندرستی (Wellness)، اقامتگاه‌های منحصربه‌فرد و سفارشی (Bespoke) و تجربه‌های متمایز (Distinct) است. در این رویکرد، ارزش برند نه در تعداد ستاره‌ها، بلکه در توانایی آن برای خلق تجربه‌ای متفاوت و پاسخ‌گویی به نیازهای خاص بازار تعریف می‌شود. تصویر منتشرشده از این مدل، برندهای برجسته‌ای همچون Aman، Rosewood، Ritz-Carlton Reserve، Belmond، Peninsula، Conrad، Park Hyatt، Grand Hyatt و ده‌ها برند معتبر دیگر را در شاخه‌های مختلف این درخت جای داده است. موضوعی که نشان می‌دهد موفقیت یک برند لزوماً به سطح لوکس بودن آن وابسته نیست، بلکه به میزان تطابق آن با نیازهای بازار هدف و استراتژی توسعه بستگی دارد. کارشناسان صنعت مهمان‌نوازی معتقدند این مدل می‌تواند برای سرمایه‌گذاران، توسعه‌دهندگان هتل و مدیران برندها ابزاری کاربردی برای انتخاب صحیح برند و طراحی پروژه‌های آینده باشد؛ چرا که در بازار امروز، تمایز و تخصص‌گرایی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته و انتخاب برند مناسب می‌تواند عامل تعیین‌کننده موفقیت یک پروژه هتلی باشد. ✍️ "دلارام آریایی پناه" خبرنگار و دبیر بخش خبرها و رویدادهای علمی، آموزشی و تخصصی هتلداری و گردشگری ایتنا

ایجاد شده: 28/خرداد/1405       آخرین ویرایش: 28/خرداد/1405
وقتی سفر، طبیعت و کودکی قربانی بازارِ بی‌ضابطه آموزش می‌ شوند !

وقتی سفر، طبیعت و کودکی قربانی بازارِ بی‌ضابطه آموزش می‌ شوند !

یادداشت اختصاصی تابستان روزگاری فصل کشف بود؛ فصل دویدن در کوچه‌ها، لمس طبیعت، سفرهای خانوادگی، تجربه ناشناخته‌ها و آموختن از دل زندگی. اما به نظر می‌رسد امروز تابستان برای بخش قابل توجهی از خانواده‌ها، به‌ویژه در طبقات مرفه و الیت جامعه، به میدان مسابقه‌ای پرهزینه برای خرید آموزش تبدیل شده است؛ مسابقه‌ای که گاهی بیش از آنکه دغدغه یادگیری داشته باشد، رنگ و بوی چشم‌وهم‌چشمی و نمایش جایگاه اجتماعی به خود گرفته است. در سال‌های اخیر، با افزایش تعطیلی‌های مکرر مدارس به دلایل مختلف از آلودگی هوا و شرایط جوی گرفته تا بحران‌ها و رخدادهای پیش‌بینی‌نشده، بسیاری از خانواده‌ها نسبت به کیفیت و استمرار آموزش رسمی دچار نگرانی شده‌اند. توسعه آموزش‌های آنلاین نیز اگرچه در ظاهر راهکاری برای جبران این خلأ بود، اما در عمل بار سنگینی را بر دوش والدین گذاشت؛ والدینی که ناچار شدند هم نقش پدر و مادر را ایفا کنند و هم نقش معلم، ناظر و مدیر آموزشی فرزندان خود را. در چنین شرایطی، بازار جدیدی شکل گرفته است؛ بازاری که بر نگرانی خانواده‌ها سوار شده و هر روز با نامی تازه ظاهر می‌شود. کلاس‌های مهارت زندگی، هوش، خلاقیت، رباتیک، هوش مصنوعی، زبان‌های متعدد، ریاضیات پیشرفته، برنامه‌نویسی، کارآفرینی کودک، کوچینگ نوجوانان و ده‌ها عنوان جذاب دیگر که گاه بدون پشتوانه علمی مشخص و بدون نظام ارزیابی شفاف، با شهریه‌های سنگین به خانواده‌ها عرضه می‌شوند. آنچه نگران‌کننده است، صرفاً هزینه‌های مالی این آموزش‌ها نیست؛ بلکه تبدیل شدن آموزش به کالایی برای نمایش و رقابت اجتماعی است. در بسیاری از دورهمی‌ها، گفت‌وگو درباره مقصد سفر خانوادگی جای خود را به مقایسه تعداد کلاس‌ها، مربیان خصوصی و شهریه‌های پرداختی داده است. گویی هرچه برنامه کودک فشرده‌تر و گران‌تر باشد، والدین موفق‌تر تلقی می‌شوند. اما پرسش اساسی اینجاست: آیا کودکان واقعاً به این حجم از آموزش نیاز دارند؟ بسیاری از پژوهش‌های حوزه رشد کودک نشان می‌دهند که یادگیری صرفاً در کلاس درس اتفاق نمی‌افتد. طبیعت، سفر، بازی، تعاملات اجتماعی، مشاهده محیط و تجربه مستقیم جهان پیرامون از مهم‌ترین ابزارهای یادگیری در دوران کودکی هستند. کودکی که در جنگل قدم می‌زند، با فرهنگ‌های مختلف آشنا می‌شود، در یک روستای بومی زندگی را از نزدیک می‌بیند، ستاره‌ها را رصد می‌کند یا مسیر یک رودخانه را دنبال می‌کند، در حال آموختن مهارت‌هایی است که هیچ کلاس آنلاینی قادر به انتقال کامل آن نیست. گردشگری آموزشی و سفرهای تجربه‌محور در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته به بخشی از نظام تربیتی تبدیل شده‌اند. آنها دریافته‌اند که جهان واقعی بزرگ‌ترین کلاس درس کودکان است. اما ما در حالی کودکان را از طبیعت، سفر و تجربه محروم می‌کنیم که ساعت‌های بیشتری را در کلاس‌هایی می‌گذرانند که گاه خروجی و اثربخشی آنها نیز به‌درستی سنجیده نمی‌شود. از سوی دیگر، رشد قارچ‌گونه برخی مراکز آموزشی غیررسمی و دوره‌های فاقد استانداردهای مشخص، زنگ خطری جدی است. بازاری که در آن ترس والدین از عقب ماندن فرزندشان به فرصتی اقتصادی تبدیل شده و رقابتی فشرده برای فروش آموزش شکل گرفته است. در چنین فضایی، بیش از آنکه کودک محور تصمیم‌گیری باشد، اضطراب والدین به موتور محرک بازار تبدیل می‌شود. نگرانی زمانی جدی‌تر می‌شود که بخش قابل توجهی از این بازار آموزشی در فضایی خاکستری و خارج از نظام نظارتی مؤثر فعالیت می‌کند. امروز والدین با انبوهی از دوره‌ها، کارگاه‌ها، کلاس‌ها و بسته‌های آموزشی مواجه‌اند که بسیاری از آنها فاقد استانداردهای مشخص ارزیابی، نظام اعتبارسنجی شفاف و سازوکار سنجش کیفیت هستند. در موارد متعددی نیز مشخص نیست مدرسان و عرضه‌کنندگان این خدمات بر اساس چه معیارهای تخصصی و حرفه‌ای انتخاب یا تأیید صلاحیت شده‌اند. از سوی دیگر، گسترش فعالیت‌های آموزشی با عناوین متنوع و بعضاً بدون مجوزهای لازم یا خارج از چارچوب‌های متعارف آموزشی، به بازاری چند هزار میلیاردی تبدیل شده که نظارت مؤثر و هماهنگ بر آن چندان مشهود نیست. در چنین شرایطی، خانواده‌ها ناچارند تنها بر تبلیغات، توصیه‌های شفاهی یا فضای مجازی تکیه کنند؛ فضایی که در آن تشخیص آموزش واقعی از بازاریابی حرفه‌ای روزبه‌روز دشوارتر می‌شود. نتیجه این وضعیت، شکل‌گیری نوعی اضطراب آموزشی در جامعه است؛ اضطرابی که به جای آنکه کودکان را به سمت یادگیری عمیق و تجربه‌های واقعی سوق دهد، آنان را در چرخه‌ای از کلاس‌ها، دوره‌ها و برنامه‌های فشرده گرفتار می‌کند؛ چرخه‌ای که گاه بیش از آنکه به رشد کودک کمک کند، به ددزایی فروشندگان آموزش منجر می‌شود. شاید به همین دلیل است که در بسیاری از کشورها، گرایش به آموزش‌های خانگی یا هوم‌اسکولینگ رو به افزایش است. نه به معنای حذف مدرسه، بلکه به معنای بازتعریف یادگیری و بازگرداندن نقش خانواده در فرآیند آموزش. خانواده‌هایی که ترجیح می‌دهند بخشی از آموزش فرزندانشان از دل تجربه، سفر، مطالعه آزاد، فعالیت‌های میدانی و کشف جهان واقعی شکل بگیرد. تابستان قرار نیست نسخه فشرده‌ای از سال تحصیلی باشد. تابستان فرصتی است برای زندگی کردن، نه صرفاً درس خواندن. فرصتی برای ساختن خاطره، کشف استعدادها، تقویت خلاقیت و آموختن از جهان واقعی. شاید وقت آن رسیده باشد که از خود بپرسیم: آیا کودکان ما واقعاً در حال یادگیری هستند یا فقط در مسابقه‌ای شرکت کرده‌اند که بزرگ‌ترها برای نمایش موفقیت خود طراحی کرده‌اند؟ اگر پاسخ سؤال دوم باشد، باید منتظر نسلی باشیم که رزومه‌ای پُر از کلاس و مدرک دارد، اما فرصت تجربه کردن زندگی را از دست داده است.

ایجاد شده: 26/خرداد/1405       آخرین ویرایش: 26/خرداد/1405
آیا شما هم در هتل یک مدیر ساندویچی هستید؟

آیا شما هم در هتل یک مدیر ساندویچی هستید؟

در صنعت هتلداری همواره درباره تجربه مهمان، کیفیت خدمات و رضایت مشتری صحبت می‌شود، اما کمتر به جایگاه مدیرکل هتل پرداخته می‌شود؛ فردی که میان انتظارات مالکان و خواسته‌های کارکنان قرار گرفته و باید تعادلی پایدار میان این دو ایجاد کند. مدیرکل هتل در دنیای امروز با دو نگاه متفاوت مواجه است؛ از یک سو مالکان سنتی که بر انضباط، سلسله‌مراتب و مدیریت قاطع تأکید دارند و از سوی دیگر نسل جدید کارکنان که خواهان اعتماد، مشارکت و احترام متقابل هستند. بسیاری از مالکان هتل‌ها کسب‌وکار خود را با تلاش شخصی، ریسک‌پذیری و عبور از بحران‌های متعدد بنا کرده‌اند؛ به همین دلیل موفقیت را در مدیریت سختگیرانه، کنترل مستمر و تمرکز بر نتایج می‌بینند. در مقابل، نیروی کار امروز دیگر مانند نسل‌های گذشته نیست. کارکنان جوان به دنبال محیطی هستند که در آن اهداف شفاف باشد، استقلال عمل داشته باشند و احساس کنند نظرات و توانایی‌هایشان مورد توجه قرار می‌گیرد. در چنین شرایطی، مدیرکل به «مدیر ساندویچی» تبدیل می‌شود؛ فردی که باید هم اعتماد مالک را حفظ کند و هم انگیزه و وفاداری کارکنان را افزایش دهد. یکی از مهم‌ترین وظایف مدیرکل، ایفای نقش مترجم میان دو جهان متفاوت است؛ ترجمه خواسته‌های مالک به زبانی که برای کارکنان قابل پذیرش باشد و انتقال دغدغه‌های تیم به شکلی حرفه‌ای و مؤثر به مالکان. موفقیت مدیرکل در این مسیر وابسته به توانایی او در ایجاد اعتماد دوطرفه است؛ اعتمادی که بتواند همزمان نتایج مالی مطلوب و رضایت نیروی انسانی را به همراه داشته باشد. برای مدیریت مؤثر مالکان، مدیران‌کل باید با زبان داده‌ها و عملکرد سخن بگویند. ارائه آمارهای مرتبط با حفظ کارکنان، رضایت مهمانان، کیفیت خدمات و هزینه‌های ناشی از ترک خدمت نیروها، می‌تواند تأثیر قابل توجهی در تغییر نگرش‌ها داشته باشد. در ارتباط با کارکنان نیز شفافیت، مشارکت در تعیین اهداف، حمایت از توسعه حرفه‌ای و احترام به جایگاه افراد، از مهم‌ترین عوامل ایجاد تعهد و انگیزه در تیم‌های عملیاتی محسوب می‌شود. یکی از بزرگ‌ترین خطرات این جایگاه، فراموش شدن خود مدیرکل در میان فشارهای دوطرفه است. رهبران موفق کسانی هستند که ضمن حفظ انعطاف‌پذیری، به ارزش‌ها، اصول و سبک رهبری خود پایبند بمانند. صنعت هتلداری در حال تجربه تحولی بنیادین است و نسل جدید کارکنان دیگر با فرهنگ مدیریتی مبتنی بر ترس و اطاعت صرف ارتباط برقرار نمی‌کند. هتل‌هایی که در سال‌های آینده موفق خواهند بود، مجموعه‌هایی هستند که به مدیران خود اعتماد می‌کنند، فرهنگ رهبری حرفه‌ای را توسعه می‌دهند و محیطی ایجاد می‌کنند که در آن هم کارکنان و هم مالکان احساس رضایت و موفقیت داشته باشند. توانایی ایجاد تعادل میان انتظارات مالک و نیازهای تیم، امروز به یکی از ارزشمندترین مهارت‌های رهبری در صنعت هتلداری تبدیل شده است؛ مهارتی که آینده هتل‌های موفق را رقم خواهد زد. ✍🏻 "هانلی چیو" عضو مؤسسه بین‌المللی مدیریت هتلداری مالزی؛

ایجاد شده: 17/خرداد/1405       آخرین ویرایش: 17/خرداد/1405
بحرانی که در دوسال گذشته گریبان گردشگری ایران را گرفته خیال رهایی آنرا ندارد

بحرانی که در دوسال گذشته گریبان گردشگری ایران را گرفته خیال رهایی آنرا ندارد

گردشگری ایران روزهای سختی را پشت سر می‌گذارد؛ روزهایی که دیگر نمی‌توان آنها را یک رکود مقطعی یا یک چالش گذرا نامید. آنچه امروز بر پیکره صنعت گردشگری کشور سایه افکنده، به بحرانی مزمن تبدیل شده است؛ بحرانی که در دو سال اخیر نه‌تنها نشانه‌ای از بهبود نداشته، بلکه در بسیاری از بخش‌ها عمیق‌تر و پیچیده‌تر شده است. صنعت گردشگری ذاتاً صنعتی حساس به امنیت، ثبات اقتصادی، روابط بین‌الملل، زیرساخت‌های ارتباطی و اعتماد عمومی است. هرگونه تنش سیاسی، نوسان اقتصادی، محدودیت در ارتباطات بین‌المللی و یا کاهش قدرت خرید مردم، مستقیماً بر میزان سفر و تقاضای گردشگری اثر می‌گذارد. امروز متأسفانه تقریباً تمامی این عوامل به‌صورت همزمان گریبان‌گیر گردشگری ایران شده‌اند. گزارش‌های مختلف نیز از کاهش نرخ اشغال هتل‌ها و تداوم مشکلات جذب گردشگران خارجی حکایت دارند. در سال‌های گذشته فعالان این صنعت بارها هشدار دادند که گردشگری بدون برنامه‌ریزی بلندمدت، حمایت هدفمند و دیپلماسی فعال گردشگری نمی‌تواند مسیر توسعه را طی کند. اما اکنون به نقطه‌ای رسیده‌ایم که بسیاری از کسب‌وکارهای گردشگری تنها برای بقا تلاش می‌کنند؛ نه برای توسعه و نه حتی برای سودآوری. هتلداران، دفاتر خدمات مسافرتی، راهنمایان گردشگری، فعالان حمل‌ونقل، مراکز پذیرایی و هزاران شغل وابسته به گردشگری، تحت فشار هزینه‌های فزاینده و کاهش تقاضا قرار گرفته‌اند. در حالی که هزینه‌های انرژی، بیمه، مالیات، حقوق و نگهداری تأسیسات روزبه‌روز افزایش می‌یابد، درآمد فعالان این حوزه متناسب با آن رشد نکرده و در بسیاری موارد کاهش یافته است. از سوی دیگر، تصویر ایران در بازارهای بین‌المللی گردشگری نیز با چالش‌های متعددی مواجه است. در دنیای رقابتی امروز، کشورها میلیاردها دلار برای بازاریابی و برندینگ گردشگری هزینه می‌کنند، اما ایران با وجود برخورداری از میراث فرهنگی بی‌نظیر، تنوع اقلیمی کم‌نظیر، تمدن کهن و مهمان‌نوازی مثال‌زدنی مردم خود، هنوز نتوانسته سهم شایسته‌ای از بازار جهانی گردشگری کسب کند. استان یزد به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مقاصد گردشگری کشور نیز از این شرایط مستثنی نیست. شهری که با ثبت جهانی بافت تاریخی خود در یونسکو، ظرفیت تبدیل شدن به یکی از قطب‌های گردشگری منطقه را دارد، امروز با کاهش سفرها، افت اقامت و نگرانی فعالان بخش خصوصی روبه‌رو است. سرمایه‌گذاران این حوزه نیازمند امید، ثبات و چشم‌انداز روشن هستند؛ مؤلفه‌هایی که بدون حمایت جدی و سیاست‌گذاری منسجم فراهم نخواهد شد. باید بپذیریم که درمان این درد مزمن، با اقدامات مقطعی و شعارهای تکراری ممکن نیست. گردشگری ایران نیازمند یک نقشه راه ملی، نگاه فرابخشی، تسهیل فضای کسب‌وکار، توسعه زیرساخت‌ها، تقویت بازاریابی بین‌المللی و حمایت واقعی از بخش خصوصی است. همچنین ضروری است که تمامی دستگاه‌های مرتبط، گردشگری را نه یک فعالیت جانبی، بلکه یک فرصت راهبردی برای توسعه اقتصادی، اشتغال‌زایی و افزایش تعاملات فرهنگی کشور بدانند. امروز بیش از هر زمان دیگری به تصمیم‌های بزرگ و اقدامات مؤثر نیاز داریم. اگر برای نجات گردشگری ایران چاره‌ای اندیشیده نشود، فردا ممکن است با از دست رفتن بخش مهمی از سرمایه‌گذاری‌ها، نیروی انسانی متخصص و فرصت‌های اقتصادی این صنعت مواجه شویم. گردشگری ایران هنوز ظرفیت برخاستن دارد؛ اما این برخاستن نیازمند اراده‌ای ملی، برنامه‌ای علمی و عزمی فراتر از وعده‌هاست. ✍🏻 امیر ناصر طباطبایی - رئیس جامعه هتلداران استان یزد

ایجاد شده: 10/خرداد/1405       آخرین ویرایش: 10/خرداد/1405
 وقتی بزرگ‌ترین رویداد فوتبالی جهان در آزمون مهمان‌نوازی مردود می‌شود

وقتی بزرگ‌ترین رویداد فوتبالی جهان در آزمون مهمان‌نوازی مردود می‌شود

جام جهانی ۲۰۲۶ قرار بود جشن جهانی سفر، فرهنگ و مهمان‌نوازی باشد؛ رویدادی که میلیون‌ها هوادار از سراسر جهان را به شهرهای میزبان آمریکا، کانادا و مکزیک بکشاند و صنعت گردشگری را وارد یکی از طلایی‌ترین دوره‌های خود کند. اما حالا، تنها چند هفته مانده به آغاز مسابقات، نشانه‌ها از شکل‌گیری بحرانی جدی در تجربه سفر و میزبانی حکایت دارد. گزارش‌های منتشرشده از سوی رسانه‌های بین‌المللی و نهادهای گردشگری نشان می‌دهد بسیاری از هواداران، پیش از رسیدن به ورزشگاه، درگیر هزینه‌های نجومی اقامت، حمل‌ونقل و محدودیت‌های اداری شده‌اند؛ مسائلی که می‌تواند تصویر جهانی مقصدهای میزبان را تحت تأثیر قرار دهد. در صنعت گردشگری، موفقیت یک رویداد بزرگ فقط با تعداد بلیت‌های فروخته‌شده سنجیده نمی‌شود؛ کیفیت تجربه‌ای که مسافر از لحظه ورود تا خروج دریافت می‌کند، مهم‌ترین شاخص موفقیت است. اما آنچه امروز در برخی شهرهای میزبان دیده می‌شود، فاصله‌ای جدی میان وعده «میزبانی جهانی» و واقعیت خدمات گردشگری ایجاد کرده است. افزایش شدید قیمت پارکینگ، اقامت و حمل‌ونقل شهری، سفر هواداران را به تجربه‌ای پرهزینه و فرسایشی تبدیل کرده است. در برخی شهرها، هزینه جابه‌جایی بین مرکز شهر و ورزشگاه چندین برابر نرخ عادی شده و همین مسئله انتقاد گسترده فعالان گردشگری و رسانه‌ها را به همراه داشته است. در این میان، صنعت هتلداری نیز با تناقضی عجیب روبه‌رو شده است؛ درحالی‌که جام جهانی باید موتور محرک اشغال هتل‌ها باشد، بسیاری از هتلداران از کاهش رزروهای بین‌المللی خبر می‌دهند. نگرانی‌های مربوط به ویزا، سیاست‌های مهاجرتی متغیر و فضای سیاسی آمریکا باعث شده بخشی از هواداران خارجی اساساً قید سفر را بزنند. جام جهانی همیشه فرصتی برای نمایش قدرت برند گردشگری کشور میزبان بوده است؛ فرصتی برای آنکه یک مقصد، چهره‌ای مهمان‌نواز، در دسترس و خاطره‌ساز از خود به جهان نشان دهد. اما اگر هوادار فوتبال، بیش از هیجان مسابقه، درگیر هزینه‌های غیرمنطقی و پیچیدگی‌های سفر باشد، این رویداد می‌تواند به ضدتبلیغی برای مقصد میزبان تبدیل شود. شاید مهم‌ترین درس جام جهانی ۲۰۲۶ برای صنعت گردشگری جهان همین باشد: زیرساخت، ویزا، حمل‌ونقل و قیمت‌گذاری، بخشی جدایی‌ناپذیر از مهمان‌نوازی مدرن هستند. ورزشگاه‌های پرزرق‌وبرق، بدون تجربه سفر مطلوب، نمی‌توانند رضایت گردشگران را تضمین کنند.

ایجاد شده: 30/اردیبهشت/1405       آخرین ویرایش: 30/اردیبهشت/1405
جایگاه تبلیغات 1 جایگاه تبلیغات 1


کمی منتظر بمانید...